به گزارش خبرگزاری حوزه، حدیث قدسیِ نورانیِ امام رضا (ع) با مضمون «وَلایةُ علیِّ بنِ أبیطالبٍ حِصنی» که به اسناد معتبر در منابع فریقین نقل شده است، ولایت امیرالمؤمنین (ع) را دژ استوار الهی و مایه امان از عذاب معرفی میکند؛ میراثی گرانبها که واکاوی ابعاد آن، راهگشای بسیاری از پرسشهای بنیادین است.
بهمناسبت سالروز شهادت جانسوز عالم آل محمد، حضرت علی بن موسیالرضا (ع)، فرصتی مغتنم یافتیم تا در گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مروجی طبسی، به تحلیل و تبیین این میراث حدیثیِ کلیدی و جایگاه آن در منظومه معارف اهلبیت (ع) بپردازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از آغاز این درس حدیثیِ پرمغز و پرمعنا، لازم است اشاره کنم که روایت پیشِ رو، با اسناد مختلف و با تفاوتهای بسیار اندک در متن، در منابع معتبر شیعه و سنی نقل شده است. از جمله عالمان برجسته شیعه که این حدیث را روایت کردهاند، جناب شیخ صدوق و شیخ طوسی (اعلی الله مقامه الشریف) هستند. همچنین در میان علمای اهل سنت، از جمله حاکم حسکانی (عالم حنفیمذهب، متوفای ۴۹۰ قمری) نیز این روایت را در در شواهد التنزیل ذیل آیه شریفهی «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» نقل کرده اند.
سندی که مؤلف آورده، به عبدالله بن عمراز صحابه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم منتهی میشود. همچنین ابن مردویه، از محدثان مشهور اهل سنت، این روایت را در کتاب مناقب علی بن ابیطالب نقل کرده است. افزون بر این، ابونعیم اصفهانی از دیگر محدثان نامدار اهل سنت، متوفای ۴۳۰ قمری ـ این حدیث را در کتاب معروف حلیة الأولیاء آورده است. جالب آنکه او درباره سند این حدیث میگوید: «حدیثی ثابت و مشهور با این سند است»؛ و برخی از محدثان پیشین نیز گفتهاند که اگر این سند بر مجنون خوانده شود، به هوش میآید و از حالت جنون خارج میشود. این روایت، حدیثی است از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم، از جبرئیل، و از خداوند متعال؛ ازاینرو در شمار احادیث قدسی قرار میگیرد.
سندشناسی حدیث ولایت در «عیون اخبار الرضا (ع)
متن این حدیث نورانی را از کتاب «عیون اخبار الرضا علیهالسلام» نوشتهی شیخ صدوق نقل میکنم:
در این کتاب، حدیث با ذکر سند از امام رضا علیهالسلام، از آباء و اجداد طاهری شان، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، از جبرئیل، از میکائیل، از اسرافیل و از لوح و قلم نقل شده است. طبق روایاتی که شیخ صدوق (رضوان الله علیه) نقل کردهاند، لوح و قلم هر دو از ملائکهی الهی هستند.
روایت چنین است که پیامبر اکرم (ص) میفرماید:
«قَالَ یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فِیْ حِصْنِـی»
یعنی خداوند عزوجل میفرماید: «ولایت علی بن ابیطالب علیهمالسلام، پناهگاهی در پناهگاه من (یا دژ و قلعهی استوار من) است، هر کس وارد این پناهگاه و قلعهی محکم شود، بیشک از عذاب من و از آتش من در امان خواهد بود.
برای شرح کوتاهی بر این حدیث، بر آن شدم تا از بیان شهید، والا مقام، رهبر حکیم و فرزانه ما (اعلی الله مقامه الشریف) حضرت آیتالله خامنهای که خدای متعال بر علو درجات امام شهیدمان بیفزاید بهره بگیرم. ایشان در کتاب «طرح کلی اندیشهی اسلامی» درباره این حدیث نورانی چنین میفرمایند:
پس ولایت علی بن ابیطالب علیهالسلام یعنی چه؟
یعنی در افکارت پیرو علی باشی، در افعالت پیرو علی باشی؛ یعنی تو را با علی بن ابیطالب علیهالسلام پیوندی نیرومند، مستحکم و خللناپذیر زده باشد که از علی جدا نشوی؛ این معنای ولایت است.
اینجاست که معنای این حدیث برای ما روشن میشود: ولایتِ علی بن ابیطالب علیهالسلام، حصار و پناهگاه من است؛ و هر کس وارد این حصار شود، از عذاب خداوند در امان خواهد بود. این سخن، بسیار ژرف و زیباست؛ یعنی مسلمانان و پیروان قرآن، اگر هم در فکر و اندیشه و هم در عمل و تلاش، به علی بن ابیطالب علیهالسلام متصل باشند، از عذاب الهی مصون و محفوظ خواهند ماند. مگر جز این است؟ مگر غیر از این است که اگر علی بن ابیطالب امروز بهدرستی شناخته شود و پس از آن، ما نیز همچون او رفتار کنیم، آنگاه به حقیقتِ ولایت دست یافتهایم؟ ولایت یعنی همین؛ یعنی پیوند با علی علیهالسلام در اندیشه و عمل. رحمت و رضوان الهی بر رهبر شهید و حکیم و والامقام ما باد، انشاءالله که با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و اولاد طاهرینش همنشین باشند.
ولایت؛ معیار تشخیص جبهه حق
«وَلایت» (به فتح واو) در لغت دو معنا دارد: معنای اوّل آن نصرت است. نصرتی برخاسته از عشق و محبت خالصانه و به دور از هرگونه خودنمایی و شهرتطلبی. «نصرت» به معنای نیکو یاریکردن مظلوم است و کاربردش جایی است که پای مظلوم و دشمن ستمگری در میان باشد. وقتی گفته میشود: «نَصَرَه اللهُ علی عدوّه» یا «نَصَرَ اللهُ المسلمین» یعنی: خداوند مسلمانان را بر دشمنشان یاری و پیروز کرد.
پس «وَلایت علی بنابیطالب(ع)» یعنی او(ع) را در برابر دشمنانش عاشقانه و مخلصانه نیکو یاریکردن. لازمه این معنا آن است که بدانیم امیرالمؤمنین(ع) در زمان حیات پربرکتش خصوصاً پس از رحلت جانگداز رسولخدا(ص) دشمنانی داشت که در حقّ او ستم کردند و پس از شهادت آن حضرت(ع) دشمنی منافقان کینهتوز تداوم یافت. از اینرو اگر بخواهیم امروز در صف یاران علیبن ابیطالب(ع) باشیم، از یکسو باید از شخصیت و سیره و اندیشه و مرام آن حضرت(ع) آگاهی پیدا کنیم و از سوی دیگر، مشی و منش و خصوصیات دشمنان ایشان را بشناسیم. آنگاه ببینیم در این دوران کدام جریان همفکر، همسو، مشابه و پیرو دشمنان امیرالمؤمنین(ع) هستند؟ بیتردید تحقق این مهمّ به مطالعه، آگاهی، معرفتافزایی و بصیرت نیاز دارد.
اما معنای دوّم «وَلایت»، محبت و مودّت است. محبّتی بر پایه این منطق قرآن:
«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ...»
«بگو: اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد.»
و مودّتی از نوع:
«... قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی...»
«...بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوستداشتن نزدیکانم (اهل بیتم)...»
بنابراین وَلایت امیرالمؤمنین(ع) اطاعت بیقید و شرط از آن امام(ع) در همه امور است. یعنی مرجعیت مطلق و ریاست همگانی و فراگیر علی(علیهالسلام) در امور دین و دنیا. این تفسیر با این فقره از حدیث قدسی امام رضا(ع) که «وَلایت» امیرالمؤمنین(ع) را دژ استوار خداوند (حِصنی) توصیف فرموده، تأیید و تثبیت میشود.
ابعاد دنیوی حدیث قدسی ولایت؛ عبور از بحرانهای تمدنی
«ولایت» امیرالمؤمنین(ع) نقش اساسی در مصونیتبخشی امت اسلامی از انواع آسیبهای مُهلک دنیوی دارد. آسیبهایی که همچون آتش سوزان سرنوشت و حیات مسلمانان را به هلاکت و نابودی میکشاند. در حدیث قدسی امامرضا(ع) دو تعبیر «اَمِنَ مِن عَذابی» و «أمِنَ ناری» به کار رفته است. آتش عذاب و عقوبت خداوند فقط اخروی نیست. در این دنیا هم محقق میشود. از برخی آیات قرآن برداشت میشود اختلاف و تفرقه و چنددستگی مسلمانان، و جنگ خانمانسوز آنان با یکدیگر؛ و نیز سلطه نظام شرک و کفر بر سرنوشت و حیات اجتماعی امت اسلامی، از مصادیق بارز آتش مهلک خداوند در حیات دنیوی است. آیات شریفهای نظیر:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها ...»
«و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفرهای از آتش (جنگها و نزاعهای دوران جاهلی) بودید، خدا شما را از آن نجات داد» (آلعمران: ۱۰۳)
«وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ...»
«و آنها را [بت پرستانی که از هیچ گونه جنایتی ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [مکه]، آنها را بیرون کنید! و فتنه (شرک و کفر) از کشتار هم بدتر است!» (بقره: ۱۹۱)
«وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ...»
«و با آنان بجنگید تا فتنهای (شرک و کفر) بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد...» (بقره: ۱۹۳)










نظر شما