شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
قهوه‌خانه، پاتوق اجتماعی در دوره صفوی

حوزه/ قهوه‌خانه از عصر صفوی تا قاجار، پاتوق اجتماعی و رسانه‌ای شفاهی برای پیوند مردم، انتقال خبر، شکل‌دهی ذائقه فرهنگی و گفت‌وگوی سیاسی بود. در دوره پهلوی با ظهور کافه، سینما و کاباره به حاشیه رفت و پس از انقلاب، با تغییراتی، بار دیگر در قالب سفره‌خانه سنتی و چایخانه‌های حرم‌ها احیا شد.

خبرگزاری حوزه | در بین اماکن شهری ایران، «قهوه‌خانه» یکی از مهم‌ترین فضاهای عمومی است که از عصر صفوی تا قاجار، تنها «پاتوق اجتماعی» برای پیوند مردم، انتقال خبر، شکل‌دهی ذائقه فرهنگی و حتی اثرگذاری بر رخدادهای سیاسی بوده است. پژوهش‌های تاریخی و سفرنامه‌ها نشان می‌دهند که قهوه‌خانه در ایران صفوی، به‌ویژه از زمان «شاه طهماسب» و سپس در عهد «شاه عباس اول»، به‌تدریج از یک محل پذیرایی ساده به مکان تفریحی فرهنگی مهم بدل شد. در منابع مربوط به تاریخ قهوه در ایران آمده که در دوره صفوی، با افزایش ثبات سیاسی، رشد جمعیت و بهبود راه‌ها، استقبال از قهوه‌خانه‌ها گسترش یافت و این مکان‌ها نخست در شهرهایی مانند قزوین و اصفهان شکل گرفتند.

در دوره صفوی، قهوه‌خانه‌ها در فضای شهریِ پرتحرکِ اصفهان، نزدیک میدان نقش ‌جهان، چهارباغ و مراکز تجاری قرار می‌گرفتند. این جانمایی اتفاقی نبود: قهوه‌خانه باید در جایی می‌بود که رفت‌وآمد صنوف، اهل قلم، بازرگانان و مسافران برقرار باشد. ازاین‌رو، قهوه‌خانه‌ها به محل برخورد و گفت‌وگوی گروه‌های مختلف اجتماعی تبدیل شدند. گزارش‌های سفرنامه‌نویسان اروپایی مانند شاردن و تاورنیه نشان می‌دهد که در این فضاها، مردم درباره اخبار روز، سیاست، دین، شعر و حکایت گفتگو می‌کردند و شاه، گاهی به این مکان‌ها سر می‌زد یا دیدارهای رسمی را در آن‌ها برگزار می‌کرد. همین حضور شاه و درباریان، به قهوه‌خانه نوعی شأن اجتماعی می‌داد؛ اما درعین‌حال آن را به فضایی حساس برای کنترل سیاسی نیز تبدیل می‌کرد. «شاردن» می‌نویسد که در قهوه‌خانه‌های ایران، آزادی بیان به‌نحوی کم‌نظیر وجود داشت و «شاه عباس» از ترس آن‌که سیاست، بیش از حد در این مکان‌ها بحث شود، مأمورانی مانند ملّاها را برای نظارت می‌گماشت.

* کارکرد قهوه‌خانه در عصر صفوی

از نظر کارکرد اجتماعی، قهوه‌خانه در عصر صفوی نقش مهمی در پیوند اجتماعی داشت. در جامعه‌ای که سواد عمومی محدود بود، این مکان‌ها رسانه‌ای شفاهی به‌شمار می‌آمدند: شاهنامه‌خوانی، نقالی، قصه‌گویی، شعرخوانی و گاهی سخنرانی‌های مذهبی، مردم را گرد هم می‌آورد و نوعی «هم‌نشینی فرهنگی» می‌ساخت. این برنامه‌ها علاوه بر سرگرمی، حافظه جمعی جامعه را هم تغذیه می‌کردند. مثلاً شاهنامه‌خوانی، مفاهیمی چون دلاوری، جوانمردی و هویت ایرانی را تقویت می‌کرد و نقّالیِ مذهبی، به‌ویژه با گسترش تشیّع صفوی، روایت‌های عاشورایی و فضائل ائمه را میان مردم رایج می‌ساخت. در نتیجه، قهوه‌خانه به یکی از کانال‌های مهم انتقال فرهنگ تبدیل شد. بسیاری از پژوهش‌ها قهوه‌خانه صفوی را محل تجمع هنرمندان، شاعران، موسیقی‌دانان و صوفیان دانسته‌اند.

اما این مکان، فقط جنبه فرهنگی نداشت. در برخی دوره‌های صفوی، از جمله در زمان‌هایی که حکومت نسبت به تجمعات عمومی حساس‌تر می‌شد، محدودیت‌هایی نیز علیه قهوه‌خانه‌ها اعمال شد. علت این سخت‌گیری روشن است: قهوه‌خانه‌ها محل شکل‌گیری گفت‌وگوهای سیاسی، شنیدن خبرها و حتی انتقاد از حکومت بودند. به همین دلیل برخی منابع از بسته‌شدن موقت قهوه‌خانه‌ها در اواخر صفویه سخن گفته‌اند و حتی از شکل‌گیری نظارت مذهبی بر آن‌ها یاد کرده‌اند. این نشان می‌دهد که قهوه‌خانه، با همه ظاهر آرام و روزمره‌اش، در واقع فضای اجتماعیِ پرقدرتی داشت؛ فضایی که هم انسجام اجتماعی را بیشتر می‌ساخت و هم امکان گفت‌وگوی انتقادی را فراهم می‌کرد. به زبان ساده، اگر میدان و بازار، ستون‌های اقتصادی شهر بودند، قهوه‌خانه‌، فرهنگ و دیدگاه سیاسی شهر را نشان می‌داد.

* وقتی چای گوی سبقت را از قهوه می‌گیرد

در دوره قاجار، به‌ویژه از زمان انتقال پایتخت به تهران و سپس در عصر «ناصرالدین‌شاه»، قهوه‌خانه‌ها وارد مرحله تازه‌ای شدند. اولاً، با گسترش شهر تهران و رشد محلات و بازارها، قهوه‌خانه‌ها در نقاط پرتردد مانند بازار، سرراه‌ها، کاروانسراها و اطراف اماکن مذهبی پخش شدند. ثانیاً، نوشیدنی اصلی به تدریج از قهوه به چای تغییر کرد؛ اما نام «قهوه‌خانه» باقی ماند. منابع ایران‌شناسی تصریح می‌کنند که در اواخر قرن نوزدهم، چای جای قهوه را گرفت و قهوه‌خانه‌ها عملاً به چای‌خانه هم تبدیل شدند.

تغییر نوشیدنی در عادت عمومی، علاوه بر اینکه تغییر ذائقه محسوب می‌شود، بیانگر دگرگونی‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی نیز است. چای، ارزان‌تر، در دسترس‌تر و سازگارتر با زیست روزمره مردم شد و قهوه‌خانه را بیش از پیش به فضایی مردمی بدل کرد. در همین دوره، قهوه‌خانه‌ها جایگاه مهمی در زندگی صنفی و طبقاتی پیدا کردند. هر صنف یا گروهی ، پاتوق مشخصی داشت؛ استادکاران، عمله‌ها، بازرگانان و مسافران در قهوه‌خانه‌های خاص خود گرد می‌آمدند. این امر باعث شد قهوه‌خانه به مکانی برای رد و بدل شدن خبرهای محلی، یافتن کار، حل اختلافات و تقویت شبکه‌های اعتماد اجتماعی تبدیل شود. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که حتی قهوه‌چی در این دوره گاهی به‌عنوان فردی مطلع، مورد اعتماد و میانجی در محله شناخته می‌شد.

* نقش قهوه‌خانه در عصر قاجار

از منظر فرهنگی، قهوه‌خانه‌های قاجاری نقش مهمی در تداوم و دگرگونی هنرهای مردمی داشتند. نقالی، شاهنامه‌خوانی، پرده‌خوانی، تعزیه‌خوانی و سپس نقاشی قهوه‌خانه‌ای، همه در بستر همین فضا بالیدند. پژوهش‌ها درباره نقاشی قهوه‌خانه‌ای نشان می‌دهند که این هنر در اواخر قاجار، به‌ویژه هم‌زمان با جنبش مشروطه، گسترش یافت و مفاهیمی چون ظلم‌ستیزی، قهرمانی ملی و هویت دینی را به زبان تصویر برای مردم عامه قابل فهم کرد. قهوه‌خانه در اینجا نقش یک «رسانه جمعی» را ایفا می‌کرد؛ رسانه‌ای که در آن، تصویر و روایت به هم می‌رسیدند و افکار عمومی را شکل می‌دادند.

در تحولات سیاسیِ قاجار نیز قهوه‌خانه بی‌تأثیر نبود. در دوره‌ای که مطبوعات محدود، آموزش عمومی کم‌رنگ و ارتباطات مدرن هنوز در آغاز راه بود، قهوه‌خانه یکی از معدود فضاهایی بود که در آن اخبار، شایعات سیاسی، انتقاد از دولت و بحث درباره قیمت‌ها، مالیات‌ها و رفتار حکام به‌سرعت منتشر می‌شد. برخی پژوهش‌ها قهوه‌خانه‌های عصر قاجار را فضایی برای گفت‌وگوی سیاسی و حتی نقد قدرت دانسته‌اند. همین ویژگی بود که در دوره مشروطه اهمیت قهوه‌خانه را دوچندان کرد: گردهمایی‌های مردمی، بحث‌های سیاسی و بازنمایی قهرمانان ملی در نقاشی و نقالی، قهوه‌خانه را به بخشی از زیرساخت اجتماعی جنبش مشروطه تبدیل کرد. به بیان دیگر، این مکان، نه خودِ انقلاب بود و نه حزب سیاسی؛ اما بستری بود که در آن افکار عمومی تمرین می‌شد.

در عین حال، نباید تصویر رمانتیکی و یک‌سویه از قهوه‌خانه ساخت. منابع قاجاری به چالش‌های اخلاقی و اجتماعی آن نیز اشاره کرده‌اند: قمار، استعمال دخانیات، نزاع، مصرف افراطی قلیان و گاه تجمع افراد نامطلوب. این مسائل سبب شد برخی مقام‌ها درصدد نظم‌بخشی یا حتی محدودسازی قهوه‌خانه‌ها برآیند. با این همه، وجود این آسیب‌ها از اهمیت اجتماعی قهوه‌خانه نمی‌کاهد؛ برعکس، نشان می‌دهد که قهوه‌خانه دقیقاً چون یک فضای عمومیِ پررفت‌وآمد و اثرگذار بود، هم ظرفیت انسجام اجتماعی داشت و هم ظرفیت تولید آسیب. هیچ پدیده اجتماعی مهمی بی‌حاشیه نیست؛ قهوه‌خانه هم از این قاعده مستثنا نبود.

* کافه، رقیب سرسخت قهوه‌خانه در عصر پهلوی

در دوران پهلوی، با آغاز تلاش‌های مدرن‌سازی و دگرگونی در ساختار فیزیکی شهرها، قهوه‌خانه با جدی‌ترین چالش هویتی خود روبرو شد. در این دوره، «خیابان» به سبک اروپایی جایگزین «بازار» و «میدان» محور اصلی شهر شد و به تبع آن، فضاهای عمومی جدیدی سر برآوردند. در حالی که قهوه‌خانه همچنان پاتوق طبقات سنتی، کارگران و اصناف باقی مانده بود، گسترش کافه‌هایی به سبک مدرن (با میز و صندلی و منوی فرنگی) در خیابان‌هایی مثل لاله‌زار، بخش روشنفکر و طبقه متوسط جدید را از قهوه‌خانه‌ها جدا کرد. این نخستین شکاف جدی در نقش «پیونددهنده طبقاتی» قهوه‌خانه بود.

علاوه بر کافه‌ها، دو رقیب قدرتمند دیگر یعنی سینما و کاباره، انحصار قهوه‌خانه در «سرگرمی جمعی» را شکستند. اگر در عصر قاجار، قهوه‌خانه تنها محل تماشای نمایش (پرده‌خوانی و نقالی) بود. اکنون جادوی تصویر بر پرده نقره‌ای سینما و زرق‌وبرق موسیقی و رقص در کاباره‌ها، ذائقه بصری و شنیداری شهرنشینان را تغییر داده بود. این تغییر حتی در سینما هم مشهود بود و صحنه‌های کافه در فیلم‌ها دیده‌می‌شد. مثل صحنه معروف مکالمه بهروز وثوقی و بهمن مفید در فیلم قیصر.

در این دوره، نقالی و شاهنامه‌خوانی به‌تدریج از فضایی زنده و پویا به هنری «موزه‌ای» و سنتی تبدیل شد که بیشتر در مناسبت‌های خاص یا قهوه‌خانه‌های دورافتاده جنوب شهر دوام آورده بود. قهوه‌خانه در عصر پهلوی دوم، از یک «مرکزیت فرهنگی» به یک «حاشیه اجتماعی» رانده شد؛ هرچند همچنان به عنوان جدی‌ترین زیرساخت ارتباطی میان اقشار فرودست و مهاجران شهری برای یافتن کار و شبکه اعتماد صنفی باقی ماند؛ اما باید گفت که قشر شهری و نوگرا از قهوه‌خانه جدا شد و بساط گپ و گفتش را در کافه‌ها پهن کرد.

* سرگذشت قهوه‌خانه پس از انقلاب اسلامی

پس از انقلاب پنجاه و هفت، وضعیت قهوه‌خانه‌ها وارد مرحله‌ای جدید شد. در دهه‌ نخست انقلاب، با بسته‌شدن بسیاری از فضاهای سرگرمیِ دوران پهلوی (مانند کاباره‌ها و برخی سینماها)، قهوه‌خانه بار دیگر به عنوان یک فضای عمومی در دسترس مورد توجه قرار گرفت. با این حال، در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شمسی، شاهد یک دوشاخگی بزرگ در مفهوم این نهاد هستیم:

قهوه‌خانه سنتی (سفره‌خانه): بخشی از قهوه‌خانه‌ها با تغییر دکوراسیون و استفاده از المان‌های نوستالژیک، به «سفره‌خانه سنتی» تبدیل شدند تا خانواده‌ها و گردشگران را جذب کنند.

در دهه‌های اخیر، قهوه‌خانه‌های سنتی با چالش‌های بهداشتی و ممنوعیت‌های مربوط به دخانیات روبرو بوده‌اند که باعث شده بسیاری از آن‌ها از بافت اصلی شهر به حاشیه و تفرجگاه‌های کوهستانی رانده شوند؛ اما جالب اینجاست که در سال‌های اخیر، موجی از «بازگشت به هویت» دیده می‌شود؛ کافه‌هایی که سعی می‌کنند با الهام از معماری قهوه‌خانه‌های قدیم، دوباره آن روح «پاتوق‌نشینی» و «شبکه اجتماعی» را احیا کرده و خود را با مضامین جدید هویت ایرانی اسلامی همساز کنند. حتی در این سیر تاریخی می‌توان چایخانه‌های حرم امام رضا (ع) و حرم حضرت معصومه (ع) را نیز که مورد استقبال مردم قرار گرفته درنظر گرفت. این‌ چایخانه‌ها، ارتباطات اجتماعی مردم را در نسبت با امر قدسی و بدون انتفاع مالی سامان داده و معنای جدیدی به این پدیده تاریخی داده است.

جعفر علیخانی

منابع:

  • ۱ - تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، جعفر شهری - ۳۹۵ تا ۴۰۹
  • ۲ - بررسی نقاشی قهوه‌خانه‌ای به مثابه هنر دینی ، نبویان
  • ۳ - تاریخچه ظهور و گسترش قهوه‌خانه در ایران ، خان‌سالار ـ اسلامی‌نژاد ـ هیهات
  • ۴ - کارکردهای فرعی قهوه‌خانه های اصفهان در دهه ۱۳۲۰ - رجایی
  • ۵- عملکرد حکومت صفوی پیرامون کانون‌ها و مراکز شکل‌گیری افکار عمومی - منوچهری ، صادقی
  • ۶- چالش‌های اخلاقی و اجتماعی قهوه‌خانه ها - اصلانی، حسن‌بیگی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha