شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۴
شهید؛ مظهر ربوبیت حق و مجرای فیض الهی در تدبیر عالم است

حوزه/ استاد حوزه علمیه با اشاره به جایگاه والای شهدا در قرآن کریم تصریح کرد: تفاوت حیات تقوایی و عبودی با زندگی شهید راه خدا در برخورداری از «حیات عند ربی» است؛ شهید چون حجاب‌ها از برابر او کنار رفته، مظهر ربوبیت حضرت حق شده و مجرای فیض الهی در تدبیر عالم قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی استاد حوزه علمیه، روز شنبه در جلسه درس اخلاق مسجد جامع ازگل، با اشاره به جایگاه شهدا در قرآن کریم اظهار کرد: خداوند متعال در سوره مبارکه آل‌عمران می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ نسبت به کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، گمان نکنید مرده‌اند، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

وی افزود: خداوند در ادامه، نسبت به کسانی که هنوز به شهدا ملحق نشده‌اند نیز بشارت می‌دهد که «أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ آنان نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی با بیان اینکه قرآن کریم درباره شهدا به ما آموزش می‌دهد که حق گفتار و پندار خود را رعایت کنیم، تصریح کرد: باید گفتار و فکر خود را اصلاح کنیم. خداوند در سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «وَلَا تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ»؛ درباره کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، نگویید مرده‌اند.

وی ادامه داد: باید مراقب گفتار خود باشیم و حریم شهدا را نشکنیم. در مسئله شهادت و شهدا باید در اوج تعظیم و رعایت حق آنان سخن بگوییم. نباید به زبان ما بیاید که فلانی مرد، خدا رحمتش کند؛ زیرا شهید نمرده است.

شهید با شهادت برای همیشه از چنگال مرگ رهایی می‌یابد

استاد حوزه علمیه با اشاره به خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله احمدعلی احمدی میانجی گفت: استاد احمدی میانجی، به جبهه می‌رفت و برای رزمندگان تبلیغ می‌کرد. زمانی که تعدادی از رزمندگان و فرزندان آنان در جبهه حضور داشتند، ایشان در مجلسی گفته بود: «دعا کنید این رضای ما شهید نشه.» برخی از این سخن تعجب کرده بودند و پرسیده بودند چرا چنین دعایی می‌کنید؟ ایشان گفته بود: می‌ترسم شهید بشه و بگویند رضا مرد، حیف شد. در حالی که شهید نه می‌میرد و نه حیف می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی خاطرنشان کرد: این سخن برای درک اهمیت موضوع شهادت است. اگر کسی شهید شد، برای همیشه مرگ را نابود کرده و از چنگال مرگ رهایی یافته است؛ بنابراین باید در گفتارمان درباره شهدا رعایت کنیم و به زبانمان نیاید که بگوییم خدا بیامرزدش، مرد؛ شهید نمرده است.

وی با اشاره دوباره به آیات سوره مبارکه آل‌عمران گفت: قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا»؛ یعنی باور و فکر خود را اصلاح کنید و تصور نکنید کسی که در راه خدا به شهادت رسیده، مرده است. خداوند می‌فرماید این‌گونه باور نکنید، بلکه بدانید آنان زنده‌اند.

استاد حوزه علمیه افزود: مرگ و حیات در اختیار خداوند است و خدا می‌داند چه کسی مرده و چه کسی زنده است. قرآن کریم برای همیشه از «مقتولین فی سبیل‌الله» به عنوان انسان‌هایی زنده خبر داده است.

حیات انسانی در گرو ایمان است

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی در ادامه با اشاره به مفهوم حیات در قرآن اظهار کرد: قرآن کریم در مقابل حیات، کفر را قرار داده است. کسی که به خدا، پیامبر و معاد ایمان ندارد، حیات او حیات انسانی نیست؛ حیات او حیات حیوانی و حیات جهنمی است.

وی ادامه داد: خداوند درباره اهل جهنم می‌فرماید: «ثُمَّ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَی»؛ آنان در آنجا نه می‌میرند و نه زندگی می‌کنند. بنابراین حیات حقیقی با ایمان ارتباط دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به آیات سوره مبارکه یس گفت: قرآن حیات‌بخش است و در دل چه کسی اثر می‌کند؟ در دل کسی که حیات داشته باشد و زنده باشد. قرآن برای کسانی که زنده‌اند هشدار است و آنان را تکان می‌دهد و اثر می‌گذارد؛ اما درباره کسانی که مرده‌اند، می‌فرماید: «وَیُحِقُّ الْقَوْلُ عَلَی الْکَافِرِینَ».

وی تأکید کرد: کافر حیات انسانی ندارد. بنابراین باید در تمام لحظات عمرمان دغدغه ایمان داشته باشیم. هر لحظه که از هر عضوی از اعضای ما ایمان زائل شود، آن عضو مرده است.

ایمان در جوارح انسان نیز قابل سنجش است

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی با اشاره به روایتی در کتاب کافی گفت: در «کافی شریف» روایتی داریم که ایمان در جوارح بسط پیدا کرده است. هر عضوی از اعضای انسان ایمان مخصوص به خود را دارد؛ چشم ایمان دارد، گوش ایمان دارد، قلب ایمان دارد و ذائقه نیز ایمان دارد.

وی افزود: هر یک از این اعضا ممکن است ایمان خود را از دست بدهد. برای مثال، با تکرار گناهان بصری، نور ایمان از چشم انسان زائل می‌شود و چشم برکت خود را از دست می‌دهد و توفیق فهم مطالب از طریق چشم نصیب انسان نمی‌شود.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: گوشی که غیبت گوش می‌کند، صداهای حرام می‌شنود و سخنان تخریب‌کننده درباره دیگران را دنبال می‌کند، ایمان خود را از دست داده است و حکمت در آن اثر نمی‌کند.

وی خاطرنشان کرد: چنین انسانی مصداق «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ» می‌شود؛ چشم دارد، اما حقیقت را نمی‌بیند و از دیدن نور امام زمان(عج) و نور قرآن محروم می‌شود. چشم دیگر برای او روزنه نور نیست و نور را به دل نمی‌رساند.

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی تصریح کرد: این از لطیف‌ترین و برترین روایات است که ایمان فقط یک باور ذهنی و علمی نیست، بلکه ایمان در مرحله عمل و در جوارح انسان قابل محک زدن است؛ باید ببینیم آیا چشم ما ایمان دارد یا نه، آیا گوش ما ایمان دارد یا نه و آیا سایر جوارح ما ایمان دارند یا خیر.

عبودیت، انسان را به مقام ربوبیت می‌رساند

وی با بیان اینکه انسان برای برخورداری از حیات حقیقی باید ایمان خود را حفظ کند، اظهار کرد: این حیات، حیات طیبه اسلامی است؛ اما «حیات عند ربی» مرتبه‌ای فراتر دارد. این حیات، حیات ربوبی است.

استاد حوزه علمیه افزود: عبودیت یک گوهر و حقیقتی است که اگر انسان آن را از دست ندهد و با آن زندگی کند، به درجه ربوبیت می‌رسد؛ یعنی خدای متعال انسان را جلوه‌ای از صفات خود قرار می‌دهد.

وی ادامه داد: اگر بنده خدا باشی، خداگونه می‌شوی و می‌توانی خلیفه خدا باشی. مراقبت از دل و مراقبت از جوارح، انسان را به رنگ خدا درمی‌آورد؛ «صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً».

شهید، مظهر ربوبیت الهی است

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی با بیان اینکه شهید و انسان متقی هر دو از حیات برخوردارند، گفت: تقوا به انسان حیات می‌دهد و بر اساس آیات سوره مبارکه یس، کسی که ایمان دارد، حیات دارد و کسی که به کفر سقوط کرده، مرده است و حیات انسانی ندارد.

وی تصریح کرد: تفاوت حیات تقوایی و حیات عبودی با حیات کسی که در راه خدا به شهادت رسیده، در این است که شهید «حیات عند ربی» دارد. کسی که نزد خداست، حجابی بین او و خدا ندارد؛ حجاب‌ها کنار رفته و او مظهر ربوبیت حضرت حق است.

استاد حوزه علمیه افزود: انسانِ مقتول در راه خدا، رنگ ربوبیت حضرت حق سبحانه و تعالی را پیدا می‌کند و در این مرحله از قرب الهی که حجاب‌ها کنار رفته است، انسان مجرای فیض خداوند در تدبیر عالم می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی خاطرنشان کرد: گفته شده است که بین خدا و خلق ۷۰ هزار حجاب وجود دارد و شهید از همه این حجاب‌ها عبور کرده و به منبع و مبدأ نور و حقیقت نور رسیده است؛ به حقیقتی که نور و ربوبیت عالم‌گیر پروردگار متعال است.

وی با اشاره به آیه «وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ» گفت: کسانی که در یک مسیر حرکت می‌کنند که مسیر شهادت است، باید بدانند این مسیر، مسیر شهدا و مسیر مجاهدت است.

مؤمن باید در برابر دشمن دین منفعل نباشد

استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: صرف اینکه انسان به میدان برود تا کشته شود، مطلوب نیست. انسان باید دشمن خدا را تضعیف کند، دشمن خدا را مأیوس کند و در برابر دشمن ایستادگی داشته باشد.

وی با اشاره به سیره امیرالمؤمنین علی(ع) افزود: انسان باید در میدان مانند امیرالمؤمنین علی(ع) «کرّار» باشد. اگر کرّار نباشید و هر قدمی که برمی‌دارید دشمن را ناراحت و تضعیف نکند، در حقیقت در میدان قتال حضور ندارید.

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی ادامه داد: در آیه «یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ»، ابتدا مسئله مبارزه مطرح شده و سپس شهادت. «یقتلون» یعنی مؤمن، وجودش کفرستیز و استکبارستیز است و همه حرکات، سکنات، حب و بغض و قیام و قعود او باید در مسیر تضعیف جبهه کفر و بی‌دینی باشد.

وی تأکید کرد: اگر طلبه‌ای تمام حرکاتش را به گونه‌ای انجام دهد که بی‌دینی را از بین نبرد و غبارزدایی نکند، جبهه‌ای نیست و با خدا معامله نکرده است.

استاد حوزه علمیه اظهار کرد: حضور در میدان، حضور تبلیغی و حضور در عرصه شعائر نیز می‌تواند در پیشگاه خداوند مقبول باشد و نشانه آن این است که حضور انسان موجب تضعیف و مأیوس شدن دشمن شود.

وی افزود: گاهی انسان در فردیت خود بسیار توانمند است و حتی مبلغ قدرتمندی است، اما برای دشمن هیچ تأثیری ندارد و دشمن هیچ‌گاه احساس خطر نمی‌کند. اگر نقش انسان به گونه‌ای باشد که دشمن را به احساس خطر وادارد، آنجاست که انسان می‌تواند به خود امیدوار باشد که خداوند او را خریده است.

امام حسین(ع) برای زنده کردن انسان‌ها قیام کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی در ادامه اظهار کرد: حضرت سیدالشهدا(ع) «داعی الی الله» بود؛ یعنی دعوت‌کننده دل‌ها به سوی خدا. قرآن کریم نیز درباره پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «ادْعُ إِلَی اللَّهِ» و خداوند پیامبر را «بشیراً و نذیراً و سراجاً و داعیاً إِلَی اللَّهِ» معرفی می‌کند.

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: امام حسین(ع) در این دعوت به سوی خدا، بالغ بود. سیدالرسل، خاتم پیامبران و فرزندان و یاران امام حسین(ع) در میدان حاضر شدند تا کفرزدایی کنند. امام حسین(ع) با زینب(س) و دیگر اهل‌بیت خود آمد و حضور آنان مقابله با ظلم بود. اگر اهل‌بیت امام حسین(ع) در صحنه حضور پیدا نمی‌کردند، ظالم تا این اندازه رسوا نمی‌شد. حضور ناموس امام حسین(ع) در صحنه، آن هم با تحمل چنین مصائبی، نشان داد که اهل‌بیت(ع) صبر و طاقت را به ثبت رساندند.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha