به گزارش گروه ترجمۀ خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام سید علی هاشم عابدی محقق و روحانی هندی در نوشتاری با اشاره به بازگشت اهلبیت(ع) از کربلا به مدینه اظهار داشت: این کاروان اگرچه داغدار و اسیر بود، اما شکستخورده نبود؛ بلکه با صبر، روشنگری و تبیین حقیقت عاشورا، پیام امام حسین(ع) را به نسلهای آینده منتقل کرد.
پایان کربلا، آغاز مرحلهای تازه
اگر بازگشت اهلبیت(ع) به مدینه را صرفاً بازگشت کاروانی اندوهگین بدانیم، بخش مهمی از عظمت رسالت آنان پس از عاشورا از نگاه ما پنهان خواهد ماند. حقیقت آن است که میدان کربلا پایان یافت، اما رسالت کربلا پایان نیافت؛ بلکه پس از عاشورا، این رسالت وارد مرحلهای تازه شد.
اهلبیت(ع) پس از واقعه عاشورا، وظیفه سنگین تبیین حقیقت، افشای جنایات امویان و رساندن پیام قیام امام حسین(ع) به مردم را بر عهده گرفتند. خطبههای حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در همین مسیر، نقشی اساسی در زنده نگه داشتن حقیقت عاشورا داشت.
کاروانی که دیگر همان کاروان نبود
کاروانی که از مدینه به سوی مکه و سپس کربلا حرکت کرده بود، هنگام بازگشت، دیگر همان کاروان نخستین نبود.
در آغاز سفر، امام حسین(ع) پیشوای کاروان بود و جوانانی همچون حضرت علیاکبر(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت قاسم(ع)، حضرت علیاصغر(ع) و دیگر یاران باوفای ایشان در کنار کاروان حضور داشتند؛ اما در بازگشت، هیچیک از آنان همراه کاروان نبودند.
کاروان، پیکر شهیدان را با خود نداشت، اما خاطره آنان، مزارهایشان، فداکاریهایشان و مهمتر از همه، پیام آنان را با خود حمل میکرد.
مدینه همان مدینه بود، اما کاروان دیگر همان نبود
کوچههای مدینه همان کوچههای گذشته بود و مسجدالنبی(ص) همچنان پابرجا بود، اما کاروانی که بازمیگشت، دیگر همان کاروانی نبود که از مدینه خارج شده بود.
این بازگشت، پرسشی سنگین و جانسوز را با خود به همراه داشت؛ پرسشی که پاسخ آن جز با اشک و اندوه آسان نبود:
حسین(ع) کجاست؟
همان حسین(ع) که پیامبر اکرم(ص) او را در آغوش میگرفت و مردم مدینه شاهد محبت و جایگاه ویژه او نزد رسول خدا(ص) بودند، اینبار به مدینه بازنگشت.
به جای او، امام زینالعابدین(ع)، حضرت زینب(س) و خاندان داغدار اهلبیت(ع) به مدینه بازگشتند؛ کاروانی که در سینههای خود، تمام داستان کربلا را ثبت کرده بود.
رسالتی که پس از عاشورا ادامه یافت
بازگشت اهلبیت(ع) به مدینه، در حقیقت آغاز مرحلهای تازه از نهضت عاشورا بود. آنان با حضور خود، خاطره کربلا را در میان مردم زنده کردند و اجازه ندادند حقیقت قیام امام حسین(ع) در هیاهوی تبلیغات دشمن فراموش شود.
از این منظر، کربلا با شهادت یاران امام حسین(ع) پایان نیافت؛ بلکه با رسالت اهلبیت(ع) به تاریخ سپرده شد تا نسلهای بعد نیز پیام آزادی، عدالت، ایمان و ایستادگی در برابر ظلم را از عاشورا بیاموزند.
از کربلا تا شام و از شام تا مدینه، هر قدم این کاروان بخشی از همان رسالت بزرگ بود؛ رسالتی که خون شهیدان آن را آغاز کرد و صبر و روشنگری اهلبیت(ع) آن را برای همیشه در تاریخ ماندگار ساخت.
ازاینرو، بازگشت اهلبیت(ع) تنها یک بازگشت ساده نبود؛ بازگشتِ گواهی بر حقیقت شهادت و رساندن پیام عاشورا به جامعه بود.
حضرت زینب(س)، راوی و مفسر عاشورا
حضرت زینب(س) را میتوان بزرگترین راوی و مفسر نهضت عاشورا دانست. حکومت یزید تصور میکرد با شهادت امام حسین(ع)، صدای حق برای همیشه خاموش شده است؛ اما آنان از حقیقتی بزرگ غافل بودند: پیام شهید با پیکر او دفن نمیشود.
در کربلا، امام حسین(ع) با خون خود حقیقت را نوشت و حضرت زینب(س) با زبان روشنگر خویش، آن حقیقت را به گوش جهانیان رساند. ایشان در کوفه، وجدان مردم را بیدار کرد؛ در شام و در برابر یزید، چهره واقعی حکومت اموی را آشکار ساخت و پس از بازگشت به مدینه، روایت کربلا را زنده نگه داشت.
حضرت زینب(س) تنها خواهری داغدار نبود؛ بلکه امین، پیامرسان و مفسر پیام عاشورا بود.
گریه او پیام داشت، خطبههایش پیام داشت، صبرش پیام داشت و استقامتش نیز پیام داشت. ایشان به جهانیان نشان داد که شهادت امام حسین(ع) شکست نیست؛ بلکه فداکاری بزرگی است که چهره باطل را آشکار میکند و زمینه سربلندی حق را فراهم میسازد.
امام سجاد(ع) و تداوم حکیمانه پیام عاشورا
پس از بازگشت به مدینه، امام زینالعابدین(ع) با دورهای بسیار حساس و دشوار روبهرو شد. شرایط سیاسی پس از عاشورا سخت بود و فعالیتهای اهلبیت(ع) زیر نظر و محدودیت شدید قرار داشت. در چنین شرایطی، امام سجاد(ع) با روشی حکیمانه و متناسب با فضای جامعه، رسالت عاشورا را ادامه داد.
آن حضرت، دعا را به وسیلهای برای تربیت انسان، گریه را به ابزاری برای زنده نگه داشتن یاد کربلا، عبادت را راهی برای اصلاح فرد و اخلاق را پایهای برای ساختن جامعه تبدیل کرد.
صحیفه سجادیه؛ مدرسهای برای تربیت انسان
صحیفه سجادیه تنها مجموعهای از دعاها و نیایشها نیست؛ بلکه گنجینهای ارزشمند از معارف الهی، اخلاق، تربیت و آموزههای اجتماعی است که در قالب دعا، راههای اصلاح و تعالی انسان را آموزش میدهد.
همچنین رساله حقوق امام سجاد(ع)، مجموعهای عمیق از آموزههای مربوط به حقوق و مسئولیتهای انسان در برابر خداوند، خویشتن و دیگران است و تصویری روشن از نگاه اسلام به مسئولیتهای فردی و اجتماعی ارائه میکند.
بدین ترتیب، اگر امام حسین(ع) در کربلا با خون خود از حق دفاع کرد، اهلبیت(ع) پس از عاشورا با صبر، روشنگری، عبادت، تربیت و اخلاق این پیام را حفظ و به نسلهای بعد منتقل کردند؛ تا عاشورا نه در یک واقعه تاریخی، بلکه به عنوان مکتبی زنده و همیشگی در تاریخ باقی بماند.
اصلاح همیشه با شمشیر نیست
امام سجاد(ع) با سیره و روش خود این حقیقت را آشکار ساخت که برای هر اصلاحی، شمشیر لازم نیست؛ گاهی یک دعا میتواند نسلها را تربیت کند، یک اشک میتواند تاریخ را زنده نگه دارد و یک سجده میتواند انقلابی عمیق در درون انسان ایجاد کند.
گریه امام سجاد(ع) تنها اندوه فرزندی برای پدر شهیدش نبود؛ بلکه تلاشی مستمر برای زنده نگه داشتن یاد و پیام عاشورا بود.
هرگاه آب در برابر آن حضرت قرار میگرفت، امام حسین(ع) و تشنگی کربلا را به یاد میآورد؛ هنگامی که غذایی پیش روی ایشان گذاشته میشد، شهدای کربلا و فداکاری آنان در ذهنش زنده میشد و هرگاه انسان مصیبتزدهای را میدید، مصائب اهلبیت(ع) در کربلا را به خاطر میآورد.
این گریهها به مردم یادآوری میکرد که کربلا داستانی فراموششده و مربوط به گذشته نیست؛ بلکه فداکاری عظیمی است که امت اسلامی باید همواره آن را به یاد داشته باشد و از پیام آن درس بگیرد.
از همین رو، گریه امام سجاد(ع) تنها اشکی نبود که از چشمان ایشان جاری میشد؛ بلکه اعتراضی خاموش و آگاهانه بود که وجدان تاریخ را بیدار میکرد و اجازه نمیداد حقیقت عاشورا در گذر زمان به فراموشی سپرده شود.
عاشورا؛ از یک واقعه تاریخی تا یک مکتب ماندگار
با بازگشت اهلبیت(ع) به مدینه، عاشورا دیگر صرفاً یک حادثه تاریخی نبود؛ بلکه به فکری زنده، مکتبی ماندگار و پیامی همیشگی تبدیل شد.
کربلا به انسان آموخت که در برابر ظلم سکوت نکند، حق را به بهانه مصلحت قربانی نسازد، قدرت و حکومت را معیار حق و باطل نداند و حتی در شرایطی که شمار یاران حق اندک است، از حقیقت دست نکشد.
عاشورا همچنین نشان داد که هدف از فداکاری و شهادت تنها جان باختن نیست؛ بلکه حفظ و زنده نگه داشتن حق نیز بخشی از رسالت آن است.
امام حسین(ع) این حقیقت را در کربلا با خون خود به اثبات رساند و امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) آن را با دانش، خطبه، دعا، گریه، رفتار و تربیت به نسلهای بعد منتقل کردند.
کربلا؛ آغاز شهادت، مدینه؛ تداوم پیام
میتوان این مسیر تاریخی را چنین خلاصه کرد:
در کربلا خون ریخته شد؛ در مدینه پیام آن خون گسترش یافت.
در کربلا شهادت رقم خورد؛ در مدینه حقیقت شهادت تبیین شد.
در کربلا شمشیرها به میدان آمدند؛ در مدینه خطبهها، دعاها و اشکها به میدان آمدند.
در کربلا فداکاری انجام شد؛ در مدینه هدف و آرمان آن فداکاری برای مردم تبیین شد.
بدینسان، عاشورا با شهادت امام حسین(ع) پایان نیافت؛ بلکه با رسالت حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع)، وارد مرحلهای تازه شد و پیام آن برای همیشه در تاریخ ماندگار گردید.
قدرت حقیقی عاشورا
این، همان قدرت حقیقی عاشورا بود، قدرت یزیدی توانست پیکرها را به شهادت برساند، اما نتوانست پیام این فداکاری را از میان ببرد. ظاهر امر این بود که پیکر امام حسین(ع) در کربلا باقی ماند، اما پیام او به مدینه رسید. خاک کربلا در همان سرزمین ماند، اما عطر آن نسل به نسل در تاریخ پراکنده شد.
بازگشت اهلبیت(ع) به مدینه، حتی امروز نیز پرسشهایی جدی پیش روی ما قرار میدهد:
آیا امام حسین(ع) را تنها یک شخصیت تاریخی میدانیم یا او را الگوی زندگی و معیار انتخابهای خود قرار دادهایم؟
آیا مجالس عزاداری تنها اشک ما را جاری میکنند یا در رفتار و شخصیت ما نیز تحول ایجاد میکنند؟
آیا محبت ما به امام حسین(ع) به ما شجاعت ایستادگی در کنار حق را میدهد؟
آیا پیوند ما با مکتب زینبی، جرئت گفتن سخن حق و ایستادگی در برابر باطل را در ما تقویت میکند؟
آیا پیروی از مکتب سجادی، ما را به عبادت، دانش، اخلاق، صبر و تربیت انسانها رهنمون میشود؟
اگر کربلا تنها به اشکهای ما محدود شود، در حقیقت نیمی از پیام عاشورا را فهمیدهایم.
کربلا؛ اشک برای بیداری و غم برای ساختن
کربلا چشمها را گریان میکند، اما هدف آن بیدار کردن وجدانهاست. دلها را اندوهگین میسازد، اما این اندوه باید به استواری اراده و اصلاح رفتار انسان منجر شود. محبت امام حسین(ع) نیز تنها در اشک و عاطفه خلاصه نمیشود؛ بلکه از انسان میخواهد در مسیر آن حضرت گام بردارد و در کنار حق بایستد.
امام حسین(ع) در کربلا با خون خود از حق و حقیقت دفاع کرد و پایههای آن را استوار ساخت. پس از عاشورا، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) این رسالت را ادامه دادند و با روشنگری، آگاهیبخشی و تربیت، پیام کربلا را به نسلهای آینده منتقل کردند.
از شهادت تا رسالت
امام حسین(ع) با قیام و فداکاری خود بر حقانیت راه خویش گواهی داد. حضرت زینب(س) این حقیقت را با خطبهها و سخنان روشنگرانه خود به گوش تاریخ رساند و امام سجاد(ع) نیز با دعا، عبادت، دانش و تربیت، زمینه ماندگاری این پیام را فراهم کرد.
ازاینرو، بازگشت اهلبیت(ع) به مدینه را نباید پایان رسالت عاشورا دانست؛ بلکه این بازگشت، آغاز مرحلهای تازه از رسالت کربلا بود. این رسالت در کربلا با قیام و شهادت امام حسین(ع) آغاز شد، در کوفه و شام با روشنگریهای حضرت زینب(س) ادامه یافت و در مدینه با تلاشهای امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، به فرهنگ، آگاهی و شعوری ماندگار تبدیل شد.
کربلا از یک واقعه تاریخی فراتر رفت و به مکتبی زنده و رسالتی همیشگی تبدیل شد؛ مکتبی که از خون شهیدان آغاز شد، با روشنگری اهلبیت(ع) تداوم یافت و امروز نیز انسان را به انتخاب حق، ایستادگی در برابر ظلم، حفظ کرامت انسانی و ساختن جامعهای بر پایه ایمان و اخلاق دعوت میکند.
بنابراین، پیام عاشورا تنها برای گریستن نیست؛ اشک باید به بیداری، محبت باید به عمل و اندوه باید به مسئولیت تبدیل شود. این همان حقیقتی است که کربلا را پس از قرنها همچنان زنده و الهامبخش نگه داشته است.










نظر شما