خبرگزاری حوزه | سال ۲۰۲۰ که فیلم «انگل» جایزهٔ اسکار بهترین فیلم را برد، خیلیها فکر کردند این اوج موج کرهای است. اما شش سال بعد، وقتی گروههای کیپاپ استادیومهای آمریکا را پر میکنند و صنعت محتوای کره درآمدی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار دارد، روشن میشود که چیزی فراتر از یک ترند سرگرمی در حال وقوع است.
کره جنوبی، از اواخر دهه ۱۹۹۰ و پس از بحران مالی آسیا، صنعت فرهنگ را بهعنوان یک اولویت راهبردی ملی تعریف کرد. اما آنچه امروز شاهدش هستیم، دیگر فقط صادرات کالای فرهنگی (فیلم، موسیقی، غذا) نیست؛ کره در تلاش است یک «جهانبینی» را هم صادر کند و ابزار اصلی این کار، بزرگترین محصول فرهنگیاش یعنی گروه بیتیاس است.
نگاهی به یک دهه فعالیت این گروه، الگویی جالب را نشان میدهد: مسیری که در آن، مفاهیم بهمرور از پوشش نمادین به بیان صریح حرکت کردهاند.
در سال ۲۰۱۶، آلبوم «بالها» با الهام از رمان «دمیان» اثر هرمان هسه ساخته شد، رمانی که قهرمانش باید از اخلاق سنتی خیر/شر عبور کند تا به خدایی به نام «ابراکساس» برسد؛ خدایی که نور و تاریکی، خیر و شر را در هم میآمیزد. رهبر گروه، آرام، در تیزرهای این آلبوم رسماً بخشهایی از این کتاب را برای هواداران روخوانی کرد.
چند سال بعد، در «نقشهٔ روح»، بیتیاس از روانشناسی یونگ اقتباس کرد و اینبار مفاهیمی مثل «سایه» بهجای «گناه» نشست: تاریکی درونی دیگر چیزی نبود که باید از آن توبه کرد، بلکه بخشی از «خود اصیل» بود که باید پذیرفت.
در همین مسیر، کمپینهای جهانی «خودت را دوست داشته باش» و سخنرانی نامجون در سازمان ملل (۲۰۱۸)، پیامی به ظاهر بیخطر از خودمراقبتی را با میلیونها نوجوان در سراسر جهان به اشتراک گذاشتند. نکته اینجاست که این پیامها بهتدریج از «دوست داشتن خود» به چیزی نزدیکتر شدند: اینکه «خود» تنها مرجع تشخیص درست و غلط است و نه دین، نه سنت، نه خانواده.
جالب اینجاست که این الگو، بعد از دوران سربازی اعضا و بازگشتشان در سال ۲۰۲۶ با آلبوم «آریرانگ»، صریحتر هم شد. آلبومی که قرار بود بازگشتی به ریشههای فولکلوریک کره باشد، در نهایت با موزیکویدیوهایی مثل «Hooligan» (که جهانی از هرجومرج و شورش بیهدف را با استتیک زیبا به تصویر میکشد) و «SWIM» (که وفاداری اسطورهٔ آریرانگ را به روایتی از رابطهٔ عاطفی چندگانه و گذرا بدل میکند) همراه شد. جالب اینکه پیچفورک، این آلبوم را «ژنریک» و نشانهای از «اشتیاق کره برای تأیید غربی» خواند.
شاید بگویید اینها فقط محصولات یک صنعت سرگرمیاند. اما نکته اینجاست: بیتیاس محصول یک تصمیم آگاهانه است، نه یک اتفاق. از سال ۲۰۱۵، شرکت تولیدکننده (بیگهیت، اکنون HYBE) رسماً یک «جهان روایی» بهنام «جهان بانگتان» طراحی کرد؛ پروژهای چندرسانهای با تیم خلاق اختصاصی که موزیکویدیو، وبتون، رمان و حتی بازی موبایل را در بر میگرفت. این یعنی روایت این گروه، از ابتدا محصول برنامهریزی هدفمند بوده، نه صرفاً خلاقیت پراکندهٔ چند هنرمند.
این الگو را کره در سطح ملی هم دنبال میکند: صنعت محتوا رسماً صنعت راهبردی اعلام شده، بودجهٔ دولتی این حوزه سالانه رشد دورقمی دارد، و حتی کمیتهٔ ریاستجمهوری تبادل فرهنگ عامه با حضور مستقیم ستارههای کیپاپ راهاندازی شده است.
آنچه از دل موج کرهای بیرون میآید، دیگر فقط سرگرمی نیست. این پروژه، در کنار صادرات فرهنگ، دارد الگویی از انسان را هم عرضه میکند: انسانی که تنها مرجع تشخیص خیر و شرش، خودش است؛ انسانی که هویتش را نه از خانواده و دین و سنت، بلکه از تعلق به یک فندوم جهانی میگیرد. اینکه آیا این الگو برای جوامعی مثل ما مطلوب است یا خطرناک، پرسشی است که باید با چشمانی باز به آن پاسخ داد نه با شیفتگی کورکورانه نسبت به یک محصول فرهنگی جذاب، و نه با انکار قدرت واقعی این پدیده در بازتعریف نسل جوان جهان.
هدی منصوریخواه، مدیر موسسه بینالمللی هاتف شرق










نظر شما