به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در برنامه تلویزیونی «آفتاب شرقی» با اشاره به راهکارها و فرآیندهای تحقق وحدت اسلامی، اظهار داشت: یکی از محورهای اصلی وحدت امت اسلامی، قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) هستند؛ اما باید پرسید آیا در کنار این محورها، منابع و الگوهای دیگری نیز برای تحقق وحدت در طول تاریخ اسلام وجود داشته است یا خیر.
وی افزود: اسلام یک حقیقت و معارف است که در طول تاریخ در رفتار و زندگی انسانهایی که به قرآن، پیامبر خاتم(ص) و معارف اهلبیت(ع) تمسک کردهاند، تجلی پیدا کرده است؛ بنابراین میتوان عالمان دینی و شخصیتهایی را که در دورههای مختلف تاریخی مظهر این معارف بودهاند، بهعنوان یکی از منابع و عوامل وحدت در تاریخ اسلام مورد توجه قرار داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: ما در طول تاریخ اسلام شخصیتهایی داشتهایم که میتوان از آنها بهعنوان «فرزندان اسلام» در دوره خود یاد کرد؛ یعنی افرادی که نشان دادهاند اگر اسلام در یک عصر و زمانه بهدرستی فهم و اجرا شود، چه نوع انسان و جامعهای میتواند تولید کند.
وی ادامه داد: در مواجهه با تمدن غرب نیز گاهی این پرسش مطرح میشود که اگر اسلام در قرن بیستم بخواهد اندیشه و تمدن خود را به جامعه بشری عرضه کند، محصول آن چیست و چه انسانی را میتواند تربیت کند؟ در پاسخ باید به شخصیتهایی اشاره کرد که در دوران معاصر، اندیشه و رفتار آنها تجلی اسلام بوده است.
رهدار گفت: انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب و شهید حاج قاسم سلیمانی از جمله نمونههایی هستند که میتوان در این زمینه مورد توجه قرار داد؛ چراکه یکی از معیارهای سنجش یک اندیشه، انسانی است که آن اندیشه در میدان عمل تولید میکند.
وی با تأکید بر نقش شخصیتهای علمی و دینی در ایجاد وحدت میان مسلمانان اظهار داشت: در تاریخ تشیع و تسنن، سرمایههای انسانی متعددی وجود داشتهاند که میتوان آنها را الگوهای وحدت و تقریب دانست و باید این شخصیتها را بیش از گذشته به جامعه اسلامی معرفی کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به شخصیتهای معاصر تقریبی افزود: مرحوم شیخ عبدالناصر جبری، از علمای اهلسنت لبنان، از جمله شخصیتهایی بود که در مسیر وحدت و تقریب مذاهب اسلامی تلاشهای ارزشمندی داشت. همچنین مرحوم آیتالله محمدعلی تسخیری از شخصیتهای برجسته جهان اسلام در حوزه تقریب و وحدت بود.
وی با اشاره به دیدگاه آیتالله تسخیری درباره ابوحنیفه اظهار داشت: مرحوم آیتالله تسخیری در مقالهای درباره ابوحنیفه، مسلمانان بهویژه پیروان مذهب حنفی را به مراجعه به بزرگان تاریخی خود دعوت میکرد و ابوحنیفه را نمونهای از شخصیتی میدانست که در مقطعی از تاریخ اسلام در برابر ظلم و بیعدالتی ایستاده است.
رهدار ادامه داد: ابوحنیفه در دوره انتقال حکومت از بنیامیه به بنیعباس، به دلیل مواضع و همراهیهای لخود با جریانهای مخالف حکومت، با فشار و زندان مواجه شد. او حتی بخشی از اموال خود را برای حمایت از قیامی که در خونخواهی شهدای کربلا شکل گرفته بود، اختصاص داد، اما به دلیل همین مواضع تحت فشار حکومت قرار گرفت.
وی خاطرنشان کرد: این نمونهها نشان میدهد که اختلافات فکری میان مسلمانان در گذشته الزاماً به اختلافات اجتماعی و درگیری در جامعه منجر نمیشده است؛ ما بعدها اختلافات علمی و فکری را به عرصه اجتماعی و خیابانی کشاندیم و از آنها برای ایجاد شکاف میان مسلمانان استفاده کردیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به اختلافات فکری در تاریخ اسلام گفت: حتی در میان شخصیتهایی که دیدگاههای بسیار تندی نسبت به مذاهب دیگر داشتهاند، اختلاف در اصل یک بحث علمی بوده است؛ اما بعدها برخی جریانها تلاش کردند از این اختلافات فکری، دلالتهای عملی و رفتارهای اجتماعی خشن استخراج کنند.
وی افزود: نمونههایی از این روند را میتوان در جریانهای تکفیری و برداشتهای افراطی مشاهده کرد؛ در حالی که اگر اختلافات علمی در چارچوب مباحث علمی باقی بماند، الزاماً به دشمنی و درگیری میان مسلمانان منجر نخواهد شد.
رهدار با اشاره به شخصیت علامه حلی، گفت: یکی از نمونههای درخشان تعامل علمی میان مذاهب اسلامی، علامه حلی است. ایشان از شخصیتهای برجسته علمی جهان تشیع بود و در عین حال، مورد احترام جامعه علمی اهلسنت نیز قرار داشت.
وی ادامه داد: علامه حلی در مقطعی در مکه به تدریس فقه مذاهب اسلامی پرداخت و سالها در این عرصه فعالیت علمی داشت. این مسئله نشان میدهد که در گذشته، مرزهای مذهبی مانع از گفتوگوی علمی و بهرهگیری عالمان مذاهب از یکدیگر نمیشده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: اینکه عالمی از یک مذهب بتواند در محیط علمی مذهب دیگر تدریس کند یا از محضر علمای آن مذهب بهره ببرد، نشاندهنده ظرفیت بالای تمدن اسلامی برای گفتوگو و تعامل علمی است.
وی افزود: اصل هجرتهای علمی نیز همین معنا را داشت؛ عالمان برای یادگیری، تدریس و گفتوگو میان مراکز علمی مختلف جهان اسلام حرکت میکردند و این رفتوآمدها به تقویت پیوندهای علمی و اجتماعی امت اسلامی کمک میکرد.
رهدار با بیان اینکه استعمار در دوره معاصر در ایجاد شکاف میان مسلمانان موفق بوده است، اظهار داشت: یکی از آسیبهایی که در دوره معاصر با آن مواجه هستیم، تبدیل شکافهای نظری و علمی به شکافهای اجتماعی و عملی است؛ مسئلهای که دشمنان جهان اسلام از آن بهرهبرداری کردهاند.
وی گفت: به همین دلیل، عالمان دینی میتوانند در دوره پس از عصر معصومان(ع) یکی از مهمترین منابع و عوامل وحدت اسلامی باشند؛ چراکه آنان میتوانند با تکیه بر قرآن، پیامبر اکرم(ص) و معارف اهلبیت(ع)، عقلانیت دینی را در جامعه تقویت کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه به نقش نخبگان دانشگاهی در تحقق وحدت اسلامی اشاره کرد و گفت: نخبگان جهان اسلام فقط عالمان دینی نیستند. در دانشگاهها نیز دانشمندان و متخصصانی حضور دارند که اگرچه تخصص مستقیم در علوم دینی ندارند، اما به دلیل جایگاه علمی و اعتبار اجتماعی خود میتوانند در تقویت وحدت امت اسلامی نقشآفرین باشند.
وی افزود: یک استاد دانشگاه، مهندس، پزشک یا متخصص علوم مختلف ممکن است تخصص دینی نداشته باشد، اما میتواند از یک عقلانیت اسلامی برخوردار باشد و بر اساس همین عقلانیت، در مسیر وحدت و همگرایی مسلمانان حرکت کند.
رهدار خاطرنشان کرد: عقلانیت اسلامی ذاتاً تکفیری نیست و ظرفیت آن، ایجاد گفتوگو، تفاهم و همگرایی است. بنابراین باید از ظرفیت دانشمندان و نخبگان جهان اسلام برای تقویت وحدت استفاده کرد.
وی در پایان گفت: در یک قرن اخیر نیز برخی منابع علمی و آثار ارزشمند درباره وحدت اسلامی توسط نخبگانی نوشته شده که الزاماً عالم دینی نبودهاند، اما از سر دلسوزی و تشخیص ضرورتهای امت اسلامی وارد این عرصه شده و به تقویت ادبیات وحدت کمک کردهاند. این ظرفیت نخبگانی باید بیش از گذشته مورد توجه جهان اسلام قرار گیرد.
انتهای پیام /










نظر شما