به گزارش خبرگزاری حوزه، امام و رهبر شهیدمان سال ۱۴۰۰ در خجسته سالروز ولادت باسعادت رسول الله(ص) و امام جعفرصادق(ع)، در دیدار جمعی از مسئولان نظام و همچنین مهمانان شرکتکننده در کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی بیان داشتند:"وحدت و اتحاد مسلمانها یک امر تاکتیکی نیست که بعضی خیال کنند حالا به خاطر شرایط خاصی ما بایستی با همدیگر متحد باشیم، نه یک امر اصولی است. "
وحدتی که ریشه در لایههای اجتماعی دارد
سید رسول موسوی پژوهشگر عرصه بینالملل و دیپلمات سابق معتقد است: نگاه و رویکرد رهبر شهیدمان به مقوله وحدت اسلامی، یک نگاه اصولی و راهبردی بوده است.
وی همچنین در توضیح این مساله بیان میدارد: نگاه امام و رهبر شهید به مسأله وحدت جهان اسلام از آغاز بر یک تمایز مهم استوار بود: تمایز میان دولتها بهعنوان بازیگران رسمی نظام بینالملل و ملتها بهعنوان حاملان اصلی هویت، اراده و پویایی اجتماعی. در این چهارچوب، وحدت اسلامی صرفاً پروژهای دیپلماتیک یا مبتنی بر توافقات میان دولتها تعریف نمیشد، بلکه ریشه در لایههای اجتماعی، مردمی و سازمانیافته داشت. البته دولتها در این هندسه فکری حذف نمیشوند و جایگاه خود را دارند، اما تأکید اصلی بر ظرفیتهایی است که در بطن جوامع شکل میگیرد و در قالب نیروهای مقاومت و آنچه از آن به عنوان «جبهه مقاومت» یاد میشود، تجلی مییابد.
پژوهشگر عرصه بینالملل میافزاید: همانگونه که انقلاب اسلامی در داخل کشور بر دوش مردم استوار بوده، در سطح منطقه نیز عنصر مردمی نقش تعیینکننده دارد؛ بنابراین انتظار تغییر اساسی در ماهیت مردمی این رویکرد در خارج از مرزها چندان موجه نیست، چرا که عنصر مردم به خصوص در بحث وحدت و انسجام امت اسلامی، نه یک مؤلفه تاکتیکی، بلکه بخشی از هویت راهبردی این نگاه است.
وحدت؛ ضرورتی دینی و عقلانی
از سوی دیگر باید به این نکته محوری، توجه ویژه ای داشت که دین مبین اسلام بهعنوان کاملترین دین الهی، بنای خود را بر پایه "اخوت ایمانی" استوار ساخته است. در همین راستا قرآن مجید با صراحت تمام میفرماید: "إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (همانا مؤمنان برادر یکدیگرند) ". این برادری، فراتر از مرزهای قومی، نژادی و حتی اختلافات فرقهای است، چه آن که اسلام با وجود پذیرش تنوع مذاهب، مجوزی نمیدهد که امت اسلامی تبدیل به تکههایی مجادلهکننده با یکدیگر شوند.
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه؛
اختلافات میان شیعه و سنی، هرچند که در جایگاه علمی خود قابل بحث و بررسی است، اما نباید به عاملی برای نفی هویت اسلامی یکدیگر یا دستاویزی برای درگیری و فتنه انشقاق تبدیل شود، چه آن که به هر حال، اصول مشترک میان مذاهب اسلامی بسیار گستردهتر از نقاط افتراق است و لذا رها کردن اشتراکات و چنگ زدن به مسائل اختلافی، جز تکمیل نمودن پازل طراحی شده از سوی دشمنان به منظور ایجاد اختلاف بین مسلمین نتیجه دیگری در برندارد.
به راستی این سوال مطرح است که توهین به مقدسات مذهبی دیگران، چه آوردهای برای یک مذهب میتواند داشته باشد و این که آیا با این قسم رویدادها، میتوانند کسی را جذب خود کنند یا آنکه از جمع خودی هم افراد را متنفر میکنند!؟
وحدت مسلمین؛ بایستهای انکارناپذیر
با عنایت به مطالب مطرح شده می توان به صراحت گفت که از منظر عقلانی نیز وحدت یک ضرورت انکارناپذیر به شمار می رود و باید توجه داشت که دنیای اسلام با جمعیتی حدود دو میلیارد نفر و در اختیار داشتن غنیترین منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیک کمنظیر و میراث تمدنی عظیم، در صورت اتحاد میتواند به قدرتی بینظیر در معادلات جهانی تبدیل شود. در مقابل، تفرقه و درگیریهای داخلی، این ظرفیتهای عظیم را به هدر داده و مسلمانان را در موضع ضعف، انفعال و وابستگی قرار میدهد، ضمن آن که از سوی دیگر، تجربه تلخ چند قرن اخیر، از استعمار تا اشغال و دخالتهای نظامی، همگی در سایه تفرقه و عدم انسجام داخلی دنیای اسلام امکانپذیر شده است.
راهکار قرآنی برای تقویت وحدت اسلامی
قرآن مجید در آیات میانی سوره حشر (از آیه ۹ تا ۱۴)، به مؤمنان یک راهبرد جامع و عمیق در رابطه با وحدت و انسجام اسلامی معرفی می کند که در آن وحدت از یک تاکتیک مقطعی به یک پیوند قلبی و عقلانی ارتقا داده می شود.
پروردگار عالم در توصیف جامعه آرمانی مؤمنان، ابتدا بر «ایثار» و «محبت» تأکید کرده و سپس بیان می دارد که زیربنای وحدت، گذشتن از منافع فردی به نفع برادران دینی است. در آیه دهم سوره حشر، این پیوند را در امتداد تاریخ بسط میدهد؛ جایی که مؤمنان از خدای متعال میخواهند هیچ کینهای نسبت به دیگر مؤمنان در دلشان نماند (وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا). این یعنی وحدت اسلامی نیازمند پاکسازی درونی از تعصبات تفرقهافکن است.
از سوی دیگر، قرآن انسجام جبهه دشمن را توهمی و فاقد پشتوانه دانسته و میفرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّی» (آنان را متحد میپنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است). دلیل این تشتت قلبی جبهه باطل نیز دوری از عقلانیت (قَوْمٌ لَّا یَعْقِلُونَ) بیان شده است. بر اساس این آیات، وحدت اسلامی بر سه پایه استوار است: محبت و ایثار در میدان عمل، سینههای پاک از کینه نسبت به سایر مؤمنان و پیوند قلبیِ مبتنی بر عقلانیت دینی که در تقابل با وحدتِ پوشالی و صرفاً تاکتیکیِ جبهه دشمن قرار میگیرد.
گزارش: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما