به گزارش خبرگزاری حوزه، ۲۳ ربیعالاول سالروز ورودِ پرخیر و برکت و تمدنسازِ کریمهی اهلبیت (علیهمالسلام) به دیارِ قم است. چند سالی است که این مناسبت، به عنوان «روزِ ملیِ قم» در تقویمِ رسمیِ کشور نامگذاری شده است.
شعارِ اصلی و ماندگارِ این روز، «قم؛ جهانشهرِ تمدنیِ اهلبیت (ع)» تعیین شده است؛ شعاری که بایستی بایستهها، رسالتها و وظایفِ بسیاری را بر دوشِ متولیانِ امر، نهادها و فعالانِ فرهنگی و اجتماعی بگذارد. بر این اساس، لازم است هر یک از این کنشگران، نقش، مأموریت و نسبتِ خود را با این شعارِ بنیادین تعریف کنند و در راستایِ بازشناسیِ مکانتِ فرهنگی و شأنِ تمدنیِ قم در گذشته و احیاء و ارتقایِ نقشِ تمدنیِ آن در حال و آینده، گام بردارند. این روز، فرصتی مغتنم و مبارک است تا از نگاهی نو و راهبردی به جایگاهِ این شهرِ مقدس نگریسته شود.
جهانشهر قم؛ تحققِ وعدهیِ الهی و میثاقِ ولایت
جایگاهِ حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در میانِ شیعیان، فراتر از یک پیوندِ عاطفی، یک پیوندِ معرفتی و تمدنی است. اگرچه لقبِ «کریمه اهلبیت» یک حدیثِ مأثور نیست، اما رواجِ گستردهیِ این عنوان در میانِ علمایِ ربانی، نشانهیِ عظمت و احترامِ ویژهای است که امتِ شیعه برای این بانویِ بزرگ قائل است. شهرِ قم، به «حرمِ اهلبیت (علیهم السلام)» شهرت یافت، زیرا در واقع تحققِ همان وعدهیِ دیرینهیِ امام صادق (علیه السلام) بود که پیش از تولدِ این بانویِ بزرگ، با بشارتِ الهی فرمودند: امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «إِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ، وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ، وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ… سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی تُسَمَّی فَاطِمَةُ، فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» (بحارالأنوار، ج۶۰)؛ «…و برای ما اهلبیت نیز حرمی است و آن قم است… زنی از فرزندان من به نام فاطمه در آنجا دفن خواهد شد؛ هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.» این تعبیر نشان میدهد که ما با یک مأموریتِ الهی و از پیش تعیینشده روبهرو هستیم که از زبانِ جدِ بزرگوارِ ایشان اعلام شده بود. اما ابعادِ این مأموریتِ الهی چیست که با دفنِ یک بانو در دیاری دور، آغاز میشود و سلسلهجنبشِ یک تمدن میگردد؟ نگاهی به سیره و آثارِ و دستاوردهای هجرت تمدنساز بانوی دوعالم اختالرضا (علیهما السلام) نشان میدهد که این مأموریت، دستکم در چهار محورِ کلیدی تعریف میشود:
نخست، ولایتگستری؛ آن حضرت با هجرتِ خود، مرزِ جغرافیاییِ ولایت را از مدینه فراتر برد و قم را به کانونِ انتشارِ مکتبِ اهلبیت (ع) در شرقِ جهانِ اسلام تبدیل کرد؛ به گونهای که این شهر، پایتختِ فقه و حدیثِ تشیع لقب یافت و حلقهیِ اتصالِ امت با ولایت شد.
دوم، فرهنگسازی؛ به برکت بانوی محدثه مجالسِ بحث، روایتِ حدیث و پرورشِ راویانِ دینی، نه یک مرکزِ صرفاً سیاسی، بلکه یک «نهادِ فرهنگی-معرفتی» بنا نهاده شد؛ الگویی که پس از دو قرن، با تأسیسِ حوزهیِ علمیه به دستِ شیخ صدوق (ره) و بازتاسیس آن در عصرِ حاضر، به نهادِ مادرِ حوزههایِ علمیهٔ سراسر کشور بدل شد.
سوم، دینپروری؛ حضورِ این بانوی عالمه در قم، زمینهسازِ ورودِ احادیثِ اهلبیت (ع) به بافتِ فکریِ جامعه شد و قم را به «قبهالاسلام» و دژِ استوارِ دینداریِ اصیل تبدیل کرد؛ چنانکه سدههاست درس و اجتهاد و فتاوای شیعه از این شهر بر محافلِ علمیِ جهان تابانده میشود.
چهارم، امتسازی؛ این چهار محور در نهایت به یک مقصدِ واحد ختم میشود: پرورشِ «امتِ وحدتیافته در پرتوِ ولایت»؛ امتی که در تاریخِ معاصر، از همین قم زاده شد و در قالبِ انقلابِ اسلامی، مقاومت فرهنگی و تمدنِ نوینِ اسلامی را در دستورِ کارِ خود قرار داد.
افزون بر این محورهای چهارگانه، مأموریتِ تمدنیِ اختالرضا (س) را باید در ساحتهایِ راهبردیِ دیگری نیز جستجو کرد؛ از جمله: الگوسازی برای زنِ ترازِ تمدنساز که پیوندِ میانِ عفت و کنشگریِ اجتماعی را به تصویر میکشد، ایجادِ امنیتِ معنوی برای امتِ شیعه در سدههایِ پرآشوب، و صیانت از شبکه پیوندِ امت با امام که همچون رشتهای تسبیح، دلهایِ مؤمنان را به محورِ ولایت متصل نگاه داشته است.
بنابراین، هجرتِ حضرت فاطمه معصومه (س) یک رویدادِ تاریخ ساز و آغازِ یک «پروژهیِ تمدنیِ الهی» بود؛ پروژهای که از دلِ آن، حوزهیِ علمیه، انقلابِ اسلامی و امروزه، «مدرسهیِ عظیمِ قم» به عنوانِ پیشرانِ حرکتِ عمومیِ جامعهٔ اسلامی، در چشماندازِ تمدنسازیِ نوینِ اسلامی و در نهایت، زمینهسازیِ ظهورِ موعود (عج) در حالِ تعریف و بازتعریف است.
هجرتِ راهبردی؛ جهادِ تبیین در عصرِ اختناق
هجرتِ حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) به سوی قم، در یکی از پیچیدهترین و حساسترین دورانهایِ تاریخِ امامت (عصر مأمون عباسی) رخ داد. در شرایطی که حکومت با اختناق و تبعیدِ حضرت امام رضا (علیه السلام) به مرو، به دنبال ترورِ شخصیتِ امامت و انزوایِ جریان شیعی بود، این هجرت معنایی عمیقتر از یک سفرِ مذهبی یافت؛ این حرکت، مصداقِ بارزِ یک «جهادِ تبیین» و مبارزهای هوشمندانه بود. امام خامنهای شهید در توصیفِ عظمتِ این حرکت راهبردی میفرمایند: «این بانوی بزرگوار، این دختر جوانِ تربیتشدهی دامان اهلبیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهمالسّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهلبیت (علیهمالسّلام) در آن دورهی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهلبیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند.» این نگاهِ تمدنی نشان میدهد که هجرتِ ایشان، فراتر از یک جابهجایی فیزیکی، زمینهسازِ شکلگیریِ کانونِ علمیِ تشیع با اتکا بر پایههایِ پیشینِ خاندانِ اشعریان در قم شد.
مأموریتِ امروز؛ از فرهنگ زیارتِ تا الگوی زیستِ تمدنی
امروز، شعارِ «قم؛ جهانشهرِ تمدنیِ اهلبیت (ع)» ما را به یک پرسشِ بنیادین فرا میخواند: چگونه میتوانیم این جایگاه را از یک «نمادِ مذهبیِ صِرف» به یک «الگویِ زنده و پیشرانِ تمدنی» ارتقا دهیم؟ تمدنسازی در قم، مستلزمِ آن است که از مرزهایِ صرفِ آیینهایِ نمادین عبور کنیم و به سوی کنشگریِ و جریانسازی فرهنگی در چهار ستونِ جهادِ تبیین، کرامتِ انسانی، ولایتمداری و مقاومتِ الهامبخش حرکت نماییم تا سبکِ زندگی مردم با معرفتِ و فرهنگ فاطمی گره بخورد. برای تحقق این مهم، گامهای راهبردی زیر ضرورت دارد:
تبدیلِ حرم به کانونِ جوششِ اندیشه و تمدنآفرینی: حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) نباید تنها مأمنی برای زیارتِ و حاجات فردی و استشفایِ روحی باشد؛ بلکه همانگونه رهبر انقلاب درحکم متولیان این آستان ملک پاسبان فرموده اند که «آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، قبه الاسلام، محور حوزهی علمیه عظمی و کانون نشر معارف اهل بیت علیهم السلام» است؛ باید به عنوان «دارالحکمة» و کانونِ طراحیِ و راهبری کلانِ مسائلِ جهانِ اسلام، محلِ تجمعِ نخبگان، اندیشمندان و پناهگاهِ فکریِ تشیع در مواجهه با چالشهای مدرن تبدیل شود.
ارتقایِ هویتِ شهری بر اساسِ معماری و سبکِ زندگیِ فاطمی: جهانشهرِ قم باید در کالبدِ فیزیکی (معماری، شهرسازی) و کالبدِ انسانی (اخلاقِ اجتماعی، تکریمِ مراجعین، عدالتِ شهری و میزبانیِ کریمانه از زائران از سراسر جهان) مظهرِ کرامت و رأفتِ اهلبیت (ع) باشد. مسافری که پا به قم میگذارد، باید پیش از دیدنِ بناها، تپشِ حیاتِ اخلاقی و عقلانیِ یک جامعهی مؤمن و پیشرفته را لمس کند.
شبکهسازیِ علمی بینالمللی: قم به عنوان خاستگاهِ صدورِ انوارِ معارفِ اهلبیت (ع) (بنا بر همان چشماندازی که رهبر شهیدانقلاب ترسیم نمودهاند)، باید پُلِ ارتباطیِ نخبگانِ علمی و دینی در سراسر جهانِ اسلام (از شرق تا غرب) باشد. حوزههای علمیه و مراکز دانشگاهی قم باید پاسخگویِ نیازهایِ نوپدیدِ بشریتِ معاصر با تکیه بر فقهِ پویایِ جعفری باشند.
بنابراین، تمدنسازی در قم، مستلزمِ عبور از مرزهایِ آیینهایِ ظاهری و ورود به عرصهی «کنشگریِ همهجانبهی اجتماعی و فرهنگی» است. رسالتِ امروزِ ما در قم، ادامهی همان راهی است که کریمهی اهلبیت (س) سنگِ بنای آن را گذاشت؛ یعنی پیوندِ عمیقِ میان «معرفت»، «ولایت» و «حرکت اجتماعی» برای ساختنِ جامعهای که الگوی رستگاری و حیاتِ طیبه برای بشریتِ تشنهی معنویت و عدالت باشد.
قم؛ تجلیگاهِ تمدنیِ مأموریت الهی بانوی کرامت
در طولِ تاریخ، حضورِ نافذ و تعیینکننده و حیاتِ معنویِ این بانویِ تمدنساز، در تمامِ شئونِ فرهنگی و تمدنی، با شدت و ضعفی متفاوت، اثرگذار و تحولآفرین بوده است؛ از دین و مذهب گرفته تا معماری و هنر. این حضور، همواره مایهٔ فیض و تجلیِ ارزشهای الهی در زیستِ انسانی قم و ایران اسلامی بوده است. با این حال، در هیچ دورهای از تاریخ، قم به عمقِ بشارتِ امام صادق (ع) مبنی بر «حرمِ اهلبیت (ع)» یا همان تعبیرِ «جهانشهرِ تمدنیِ اهلبیت (ع)»، به اندازه امروز نزدیک نبوده است؛ چرا که اکنون حقیقتِ این بشارت تجلی یافته و قم، حقیقتاً نشانهها و شاخصهایی از «حرمِ اهلبیتِ رسالتِ نبوی» را دارد. رهبر شهید انقلاب در تبیینِ این جایگاهِ تمدنی میفرمایند: «بدون تردید نقش حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) در قم شدن قم و عظمتیافتن این شهر عریقِ مذهبیِ تاریخی، یک نقش ما لا کلام فیه است.»
این حقیقتِ راهبردی نشان میدهد که مأموریتِ عظیمِ تمدنیِ حضرت، اکنون در سیمایِ معاصرِ قم، به یک «نظامِ جامعِ تمدنی» بدل شده است. قمِ امروز، دیگر تنها یک شهرِ مذهبی نیست؛ بلکه پایگاهِ تمدنیِ جهانِ تشیع است که به برکتِ حضورِ این بانویِ بزرگ، ستونهایِ استواری را بنا نهاده است:
در ساحتِ مرجعیتِ علمی و معرفتی، قم محورِ اصلیِ حوزههایِ علمیه و قلبِ تپندهٔ فقه و اجتهاد است. حضورِ نهادهایی چون «جامعهالمصطفی» با هزاران طلبه از ۱۴۰ کشورِ جهان، و «جامعهالزهرا» و حوزههایِ خواهران، قم را به کانونِ تولیدِ اندیشه و تربیتِ کادرهایِ تمدنساز برایِ انقلاب جهانی شیعه تبدیل کرده است؛ چنانکه هزاران پژوهشکده، دانشگاه و مراکزِ فرهنگی، قم را به «شهرِ دانایی و کتاب» بدل ساختهاند.
در ساحتِ راهبریِ سیاسی و مقاومت، قم خاستگاهِ انقلابِ اسلامی و پیشرانِ تمدنِ نوینِ اسلامی است. این شهر، پرورانندهٔ بزرگمردانی چون امام خمینی و حضرت امام خامنهای شهید، و کانونِ تربیتِ هزاران عالم، عارف و مجاهدِ راهِ حق بوده که پرچمِ مقاومتِ فرهنگی را در ایران و اقصینقاطِ جهانِ اسلام برافراشتهاند.
و فراتر از همه، در ساحتِ معنویتِ فراگیر، این شهر میزبانِ فعالترین عتبهٔ زیارتیِ یک بانوی قدیسه در جهان است؛ حرمی که سالانه پذیرایِ میلیونها زائرِ عاشق از سراسرِ جهان است و به عنوانِ «مرکزِ ثقلِ الگوبخشیِ فرهنگی و اجتماعی»، پیوندِ زائران با اهلبیت (علیهم السلام) را در تار و پودِ زیستِ مؤمنانهٔ آنان میتند. این «قلههایِ راهبردی»، تماماً رهآوردِ همان «هجرتِ تمدنسازی» است که اختالرضا (س) رقم زد؛ هجرتی که نه پایان یافت و نه در زمان متوقف شد، بلکه زنده و پویا هر روز در قامتِ نهادها و مجاهدتهایِ نوین، در حالِ زمینهسازی جهانتمدنِ مهدوی است.
در یک نگاهِ کلان، میتوان گفت «قم؛ جهانشهرِ تمدنیِ اهلبیت (ع)»، ثمره و دستاوردِ مستقیمِ همان هجرتِ تمدنساز و حیاتِ معنویِ حضرت فاطمه معصومه (س) به این دیار مقدس است. تعبیرِ زیبایِ «جهانشهرِ تمدنی»، در حقیقت قرائتی امروزی و کارآمد از همان مفهومِ «حرمِ اهلبیت (ع)» است که سالها پیش از تولدِ این بانویِ بزرگ، از لسانِ مبارکِ امام صادق (ع) بشارت داده شده بود.
نکتهیِ بسیار لطیف و درسآموز در این هندسهیِ الهی آن است که برای این مأموریتِ بزرگ و تمدنساز، بانویی فاضله از خاندانِ رسالت و ولایت انتخاب شد؛ انتخابی که بار دیگر، عظمتِ مقامِ معنویِ این بانو و نقشِ بیبدیل، پیشران و اجتماعیِ بانوان را در معماریِ تمدنِ اسلامی به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه یک زن میتواند محورِ تحققِ وعدههایِ الهی و پناهگاهِ فکریِ امت اسلام باشد.
از این روست که امروز، تداومِ این مسیرِ تمدنی در گروِ گذار به «الگوی زیستِ تمدنی»، تقویتِ چهار ستونِ جهادِ تبیین، کرامت انسانی، ولایتمداری و مقاومت، و تبدیلِ این آستانِ مقدس به «دارالحکمة» و کانون شبکهسازی علمی بینالمللی است؛ رسالتی تمدنی که با الهام از بیانیه گام دوم انقلاب، قم را به عنوان «قبهالاسلام»، به پیشرانِ حرکت عمومیِ جامعهی اسلامی، تبیینِ حقیقت و تمدنسازی نوین اسلامی بدل میسازد تا همچنان مأمن و چراغ راه بشریتِ تشنهی معنویت در عصرِ حاضر بماند.
این تمامِ آن چیزی است که هدف و آرمانِ بلندِ بانویِ کرامت از هجرتِ خود به این دیارِ مقدس بود؛ خاستگاهی که به برکتِ این بانوی مهاجره، زادگاه و کانونِ جوششِ انقلاب اسلامی شد و این زنجیرهی مبارک را استمرار و سرعت بخشید. مسیری که امروز نیز با تکیه بر همان میراث عظیم، در جهتِ روشنگری، عدالت و مقاومت، استوار گام برمیدارد تا این قطبِ معنوی را به عنوانِ پیشرانِ اصلی در مسیرِ زمینهسازی برای ظهورِ خورشیدِ ولایت و استقرارِ حکومتِ عادلانه امام زمان (عج) محقق سازد.
محمدباقر مشکاتی
پایان پیام/










نظر شما