به گزارش سرویس بین الملل «خبرگزاری حوزه»، طالبان با تشدید سرکوب نظامی و قضایی علیه شیعیان، بهویژه در غرب کابل، گامهای عملی برای حذف این جامعه از معادلات اجتماعی و مذهبی افغانستان برداشته است. این اقدامات که با محاصره و تهدید به تصرف حوزهٔ علمیهٔ خاتمالنبیین، بازداشت فعالان و تعطیلی رسانههای شیعی همراه شده، در چارچوب پروژهای فراگیر تفسیر میشود که برخی آن را همسو با انتظارات آمریکا از طالبان و بخشی از جنگ ترکیبی منطقهای میدانند. ناظران هشدار میدهند که این روند، در سکوت نهادهای بینالمللی و بدون مقاومت همهجانبه، میتواند به حذف تدریجی تشیع از حیات جمعی افغانستان بینجامد. در ادامه، این یادداشت را از نگاهی دقیقتر مرور میکنیم:

حذف شیعیان از معادلات افغانستان شاید یکی از همان امتیازاتی باشد که خلیل زاد و امریکای ترامپ از طالبان انتظار دارند. همان پروژهای که از لبنان و سوریه تا یمن و عراق جریان دارد و اینک دامنۀ آن به افغانستان نیز کشیده شده است.
در ادبیات علوم سیاسی به این بحران «سرریز ژئوپلیتیکی» میگویند؛ موضوعی که تشدید تنش در یک منطقه، به بروز تنش در منطقهای دیگر میانجامد. در این مورد خاص، جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، تنها به دو طرف محدود نمیشود؛ بلکه جنگ در تمامی جبهههاست و افغانستان نیز نباید از معادلات کنار گذاشته شود.
چرا طالبان بیشترین دادوستد اقتصادی را با ایران داشته باشند؟ چرا مراکز شیعی در غرب کابل، همچنان فعال باشند؟ چرا شیعیان افغانستان در سایۀ سلطۀ یک گروه افراطگرای سنی، به راحتی زندگی کنند؟ چرا پروژهای که در لبنان و یمن و عراق و سایر مناطق جریان دارد، در افغانستان متوقف باشد؟
به این ترتیب، آیا میان سفر اخیر خلیل زاد به کابل و دیدار او با متقی و آغاز سرکوب بیسابقۀ شیعیان در غرب کابل و توقیف رهبران و تصرف اماکن مقدس مذهبی و آموزشی آنان، ارتباطی وجود ندارد؟
آیا این بخشی از یک پروژۀ بزرگتر برای گسترش سرکوبها بر اساس یک سیاست آمریکایی در سراسر افغانستان نیست؟
این جنگ ترکیبی پیچیده در غرب کابل شروع شده و به سرعت در حال گسترش است و شاید یکی از هزینههایی باشد که طالبان باید در قبال عادیسازی رابطه با واشنگتن از حساب شیعیان بیدفاع افغانستان بپردازند.
حذف متون و کتب درسی و آثار نویسندگان و عالمان شیعه از مراکز و محیط های آموزشی و علمی افغانستان و اقدام به تصرف و اشغال مدارس و حوزه های علمیه و مراکز دینی مربوط به شیعیان و بازداشت اساتید و طلاب علوم دینی و برخی اقدامات دیگر همگی از یک برنامه ریزی حساب شده و سیاست غلط رژیم طالبان حکایت دارد.
در پی ورود نیروهای وابسته به وزارت عدلیه رژیم طالبان به حوزه علمیه خاتمالنبیین در کابل، به منظور بازداشت اساتید و تخلیه اجباری این مرکز آموزشی و مذهبی، شماری از شهروندان و طلاب با تجمع در برابر دروازه این مجتمع، دست به اعتراض زدند.
اقدام نیروهای رژیم طالبان برای بازداشت اساتید و برخورد فیزیکی با طلاب حوزه علمیه خاتمالنبیین، موجی از نگرانی را در میان ساکنان منطقه برانگیخته است. گزارشهای محلی حاکی از آن است که این حضور نظامی به دستور مستقیم عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه رژیم طالبان، و به قصد تصرف کامل این مرکز آموزشی-مذهبی صورت گرفته است.
در مقابل، مسئولان حوزه علمیه خاتمالنبیین با ارائه اسناد رسمی مالکیت، اعلام کردهاند که ادعای دولتی بودن زمین این مرکز بیاساس است و پرونده حقوقی آن هنوز در دادگاه نهایی نشده است.
موضوع مسئولان و متولیان حوزه علمیه خاتمالنبیین اما از سرِ استیصال و ناگزیری ابراز میشود؛ زیرا آنها به خوبی میدانند آنچه به نام وزارت عدلیه و به دستور یک وزیر متعصب صورت میگیرد، کار یک فرد نیست. او نماینده تامالاختیار رهبر طالبان است که مأموریت یافته پروژههای انحصارگرایانه او را با استفاده حداکثری از خشونت و زور، اجرایی کند و غصب و مصادره مجتمع عظیم خاتمالنبیین و تعطیلی تلویزیون تمدن، یکی از همین مأموریتها محسوب میشود.
بنابراین، تأکید بر رسیدگی قضایی به پرونده خاتمالنبیین و غیرقانونی بودن اقدام غاصبانه وزیر طالبان برای تصرف خشونتبار این مرکز آموزشی، فرهنگی و مذهبی، هیچ چیزی را تغییر نمیدهد. این تصمیمی است که در عالیترین سطوح رهبری طالبان گرفته شده و بخشی از پروژه بزرگتر این رژیم برای برچیدن بساط تشیع از حیات جمعی است؛ همان برنامهای که به طور گامبهگام علیه زنان نیز به اجرا درآمد و در نهایت به حذف کامل آنان از زندگی اجتماعی انجامید.
با این حال، تنها راه جلوگیری از این تصمیمات و اقدامات خصمانه، متعصبانه، غاصبانه و سرکوبگرانه طالبان علیه خاتمالنبیین و موارد مشابه دیگر، مقاومت و ایستادگی است؛ همان کاری که مردم شریف غرب کابل و طلاب و استادان این مرکز علمی و مذهبی در حال انجام آن هستند.
طالبان با توپ و تانک، یک مرکز علمی، آموزشی و مذهبی را محاصره کرده و با هتک حرمت آن، وارد این مکان مقدس شدهاند. این بدان معناست که آنها با استفاده از حداکثر خشونت و سبعیت به جنگ یک مکان کاملاً غیرنظامی رفتهاند تا از مردم زهرچشم بگیرند، شیعیان را بترسانند و راه را برای اجرای آسان تصمیمات بعدی خود هموار سازند.
بنابراین، آنچه در خاتمالنبیین جریان دارد، تصمیمی خطرناک برای آغاز پایان تشیع است. برچیدن این مرکز علمی، آموزشی و مذهبی، یعنی برچیدن بساط تشیع در کابل و سپس سراسر افغانستان. مردم باید در برابر این سیاست ستمکارانه و سرکوبگرانه بایستند و از حریم مذهب و باور و اعتقادات مقدس خود در برابر یک رژیم متعصب، دگماندیش، انحصارگرا محافظت کنند.
اعتراضات شبانهجاری در غرب کابل، برای ادامه بقای تشیع در پایتخت و سراسر کشور، بسیار حیاتی است. این مقاومت زمانی در تاریخ ماندگار خواهد شد که جلوی این پروژه خطرناک غصب، مصادره و سرکوب برای حذف را بگیرد و اجازه ندهد قربانیهای بزرگ شیعیان افغانستان، در سایه سیاستهای تنگاندیشانه و تکفیری یک گروه تروریست و متعصب، نادیده گرفته شود و شیعیان در افغانستان، بار دیگر شاهد همان فجایع، مصائب و مظالمی باشند که در دوره عبدالرحمان خان متحمّل میشدند.
اعتراضات مردم اما به تنهایی کافی نیست. بزرگان، مراجع عظام، رهبران، علما و فعالان تشیع در ایران، عراق و افغانستان نیز باید به میدان بیایند و برای دفاع از کیان تشیع و حیات و بقای باورهای مذهبی خود در برابر تهاجم نظامی هتاکانه و گستاخانه رژیم حاکم، رهبری و فرماندهی مقاومت غرب کابل را به عهده بگیرند.
حذف شیعیان از معادلات افغانستان شاید یکی از همان امتیازاتی باشد که خلیلزاد و آمریکای ترامپ از طالبان انتظار دارند. همان پروژهای که از لبنان و سوریه تا یمن و عراق جریان دارد و اینک دامنۀ آن به افغانستان نیز کشیده شده است.طالبان رسماً وارد تقابل نظامی با جامعۀ شیعۀ افغانستان شدهاند؛ تقابلی که شماری از فعالان شیعه در طول پنج سال گذشته بهگونهای مذبوحانه کوشیده بودند آن را به تأخیر بیندازند و حتی امیدوار بودند که نوعی رابطۀ دوستانه با رژیمی ایجاد کنند که بنیاد آن بر نگاه تکفیری به تشیع نهاده شده است.
حمله به حوزۀ علمیۀ خاتمالنبیین، بازداشت شماری از اساتید و طلاب این حوزه، محاصرۀ مرکز ارتباطات مردمی بزرگان شیعه و هزاره در غرب کابل و بازداشت شماری از آنان، و نیز صدور دستور توقف فعالیت تلویزیون «راه فردا»، بخشی از اقدامات سریع این رژیم علیه شیعیان تنها در عرض دو روز گذشته بوده است.
این رویدادها نشان میدهد که رابطۀ کژدار و مریز طالبان و شیعیان رسماً به پایان رسیده و این رژیم برای احیا و اعمال سیاستهای ضدشیعی خود، محافظهکاری و مصلحتاندیشی را کنار نهاده و بهطور رسمی وارد عمل شده است.
رهبری این جریان را وزیر عدلیۀ طالبان بر عهده دارد؛ فردی که مستقیماً به رهبر این گروه در قندهار پاسخگوست، از قدرت و صلاحیت نامحدود برخوردار است و ظاهراً اختیار تام دارد که دربارۀ شیعیان هرگونه که اراده کند، عمل نماید.
ریاکاریها و ژست های فریبانه و روشنفکر مآبانه افرادی چون سراجالدین حقانی، امیرخان متقی و مولوی عبدالکبیر نیز دیگر اعتباری ندارد و کسانی از درون جامعۀ شیعه که تاکنون امیدوار بودند در نهایت، نفوذ و قدرت افراد یادشده، جلوی اقدامات تند و خشن عبدالحکیم شرعی را بگیرد و به تعدیل سیاستهای ضدشیعی حاکم قندهار بینجامد، دیگر نمیتوانند به تلاشهای مذبوحانۀ خود برای حفظ رابطۀ کژدار و مریز پنجسالۀ گذشته با رژیم حاکم ادامه دهند و بهخاطر «مصالح بزرگتر» چشم خود را بر مصایب کوچکتر ببندند.
آنچه در حال حاضر جریان دارد و پیشبینی میشود طی روزهای آینده اوج بگیرد - چنانکه هماکنون دامنۀ آن به هرات نیز کشیده شده و طالبان برای تعطیلی و مصادرۀ یک بازار بزرگ در این منطقه اقدام کردهاند - یک جنگ تمامعیار است و به نظر نمیرسد تا تحقق کامل هدف نهایی رژیم، یعنی حذف شیعه بهعنوان یک محور، وزنه و طرف معادلات اجتماعی، سیاسی و مذهبی کشور، متوقف خواهد شد.
نکتهی قابل تأمل این که رژیمی که امروزه کمر به حذف شیعیان بسته، از آن سو برای بازسازی روابطش با آمریکا تقلا میکند. رهبران آن هر روز به واشنگتن پیام میدهند که سفارت خود را در کابل باز کند، گذشته را نادیده بگیرد و بیاید در افغانستان سرمایهگذاری کند، معادن را به تاراج ببرد و در برابر آن، رژیمی را که خود به قدرت رسانده، به رسمیت بشناسد و به آن مشروعیت بخشد.
امیرخان متقی، وزیر خارجۀ این رژیم، دو روز پیش میزبان زلمی خلیلزاد بود؛ همان کسی که طالبان را به قدرت بازگرداند و پس از آن نیز از هیچ تلاشی برای تقویت و تحکیم سلطۀ آن فروگذار نکرده است؛ اما در قبال چه امتیازی؟
صرفنظر از اینکه حوزۀ علمیه خاتمالنبیین یا تلویزیون راه فردا مربوط به چه افراد، احزاب یا چهرههای سیاسی و قومی کشور هستند، تلاش طالبان برای توقف و توقیف این نهادها، کودتا علیه کل جامعۀ بزرگ شیعیان افغانستان است و اگر امروز در برابر این موج ویرانگر مقاومت نشود، فردا که شیعه نه تلویزیون و رسانهای دارد و نه حوزهای علمیه و مرکز آموزشی و مذهبی، دامنۀ سرکوب در سکوت گسترش یافته و تشدید خواهد شد.
فشارهای فزاینده، تحرکات تهدیدآمیز و اقدامات هتاکانه و حرمتشکنانۀ طالبان علیه شیعیان در کابل به اوج خود رسیده است. از شامگاه گذشته که با هجوم نظامی، هتک حرمت و تلاش برای تسخیر و تصرف حوزۀ علمیه خاتمالنبیین آغاز شد و به بازداشت دستکم ۲۸ نفر انجامید.
بر اساس گزارشها، طالبان روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ با محاصرۀ دفتر روابط مردمی بزرگان هزاره و شیعه در غرب کابل، شماری از اعضای این دفتر را بازداشت کردند. از سرنوشت شماری دیگر از فعالان شیعه که ابتدا به دفتر والی طالبان در کابل فراخوانده شده و سپس توسط نیروهای وابسته به وزیر عدلیۀ این رژیم به آن وزارتخانه منتقل شدهاند، نیز خبری در دست نیست.
همزمان گزارش شد که طالبان، تلویزیون «راه فردا» وابسته به آقای محمد محقق را نیز تعطیل کردهاند.
این اقدامات به موجی از نگرانی و خشم در میان شیعیان افغانستان دامن زده و بسیاری از ناظران دربارۀ پیامدهای این تصمیمات و اقدامات، هشدار میدهند.
نتیجه گیری
۱. ماهیت طالبان فرق نکرده و همچنان در رفتارهای اجتماعی و مذهبی گرفتار تحجر و انجماد فکری است ومانع تحصیل و رشد اجتماعی مردم به ویژه شیعیان می شود.
۲. طالبان به تدریج نشان داده است که در تعاملات با ج.ا.ایران و شیعیان تابع سیاست های آمریکای جنایتکار است و همواره سیاست های آمریکا را در خصوص شیعیان و تبادلات آنها با ایران را دنبال می کند. .
۳. بدنه دینی و سیاست گزاران دینی طالبان به دنبال برچیده شدن فقه جعفری و فرهنگ و مکتب اهل بیت علیهم السلام در افغانستان هستند و تا کنون به بهانه های مختلف بسیاری از محتواها و کتب اعتقادی و دینی را از حوزه ها و دانشگاهها و مراکز علمی افغانستان حذف و کنار گذاشته اند و اخیرا نیز اقدام به بستن و تصرف حوزه های علمیه و مدارس و رسانه های دینی و فرهنگی شیعیان نموده اند و در این راستا برخی از علما و اساتید و روحانیون شیعه افغانستان را بازداشت و محبوس نموده اند.
۴. در مدت استقرار چند ساله حکومت طالبان بر کشور افغانستان طالبان نیروهای دینی و مذهبی متعصب و متحجر زیادی را تربیت و کادر سازی کرده و هزاران طالب را در مدارس و مکاتب دینی آموزش داده است و اکنون سرمایه های انسانی برای تقابل با شیعیان و مخالفان اعتقادی خودش دارد.
۵. طالبان به تدریج مناطق مهم و دارای منابع سرشار و حاصل خیز و منازل و مناطق شیک و مرفه شیعیان در مناطق مختلف افغانستان را از شیعیان می گیرد و آنها را برای تخلیه چنین مناطقی تحت فشار قرار می دهد.
۶. شیعیان از نظر معیشت و کسب و کار به شدت تحت فشار هستند و حتی طالبان از اشتغالات جزیی برای شیعیان مانند دست فروشی و .... به بهانه های مختلف جلوگیری می کنند. و مناطق و خانواده های شیعیان به مراتب از نظر امکانات رفاهی در فشار هستند.
۷. اختلافات قومی در افغانستان شدت گرفته است و بیشتر کسانی که از امتیاز ویژه طالبان برخوردار هستند همان قوم پشتون هستند.
۸. در شرایط فعلی، افغانستان نیازمند یک رهبر معنوی و بومی می باشد تا بتواند انسجام ملی و دینی و وحدت بین اقوام و سرمایه های انسانی و غیر انسانی مردم رنج کشیده کشور افغانستان را راهبری و مدیریت کند و در برابر سیاست های غلط رژیم طالبان بایستد و اجازه ندهد که یک بار دیگر سرزمین و مردم مظلوم افغانستان دچار درگیری و تفرقه های داخلی گردد.
۹. اکنون حوزه های علمیه قم و نجف، مراجع معظم، علما و اساتید و سایر بزرگان شیعه باید از کیان شیعه و میراث ماندگار آن به ویژه از مراکز و رسانه های دینی شیعیان که حاصل سال ها تلاش و زحمت بزرگان دینی افغانستان است شایسته است موضع گیری کنند و اجازه ندهند که مردم مظلوم افغانستان بیش از این ستم ببینند.
والسلام –امیرخانی










نظر شما