یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۰
تفاوت زندگی در ایران با غرب از نگاه اندیشمند آرژانتینی / خوش به حالتان ایرانی هستید

حوزه/ دکتر سهیل اسعد (ادگاردو روبین) با اشاره به تجربه زندگی خود در آرژانتین و انتخاب ایران به‌عنوان محل زندگی، گفت: بسیاری از جوانان تصور می‌کنند با رفتن به کشورهای غربی می‌توانند به آزادی و رفاه بیشتری دست پیدا کنند، در حالی که بسیاری از این تصورات تحت تأثیر تبلیغات و تصویرسازی‌های رسانه‌ای شکل گرفته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، دکتر سهیل اسعد یا (ادگاردو روبین) در تجمع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره) قم، اظهار کرد: معمولاً اگر با بسیاری از جوانان جامعه خودتان صحبت کنید، می‌بینید که خیلی‌ها آرزو دارند روزی بتوانند از ایران خارج شوند، در کشورهای غربی زندگی کنند و از آن بخش از جهان لذت ببرند. بنده که گاهی در دانشگاه‌ها در خدمت جوانان هستم، می‌بینم بسیاری آرزو دارند یک روز ویزای کانادا، آمریکا یا اروپا دریافت کنند تا بتوانند به تعبیر خودشان «بهشت» را تجربه کنند.

این فعال بین الملل تصریح کرد: اولین مسئله‌ای که برای این جوانان مطرح می‌کنم این است که شما ایرانی هستید و دوست دارید به اروپا و آمریکا بروید تا بهشت را بچشید؛ اما درباره کسی مانند بنده که به تعبیر شما در بهشت زندگی می‌کردم چه می‌گویید؟ بنده متولد آرژانتین هستم؛ یعنی به تعبیر شما در بهشت متولد شده‌ام، اما آن بهشت را ترک کرده و به ایران آمده‌ام.

وی ادامه داد: همین مسئله خودش یک سؤال است؛ همه این جوانان می‌خواهند به آنجا بروند، اما شما می‌بینید که یک نفر از آنجا، تک و تنها، به سمت ما حرکت کرده است. یعنی معادلات معکوس شده است. از آنجا شروع می‌شود و به اینجا می‌رسد.

اسعد بیان کرد: در این گفت‌وگو می‌گوییم شما چه منطقی دارید که ایران را ترک کنید و به آنجا، یعنی به تعبیر خودتان بهشت، بروید تا من نیز برای شما بگویم چه منطقی داشتم که بهشت را ترک کردم و به جایی مانند ایران آمدم.

این اندیشمند آرژانتینی افزود: وقتی به جوانان می‌گویم فقط به ایران نیامده‌ام، بلکه به قم آمده‌ام، مسئله برای آنها عجیب‌تر می‌شود. می‌گویند «اگر کسی بخواهد از آرژانتین خارج شود، دست‌کم می‌تواند به شمال ایران برود، یا به تهران برود و کاری پیدا کند و درآمدی داشته باشد، اما اینکه به قم بیاید، واقعاً به نوعی دیوانگی خاص نیاز دارد».

آزادی در غرب؛ شعار یا واقعیت؟

اسعد با اشاره به ادعای برخی جوانان درباره نبود آزادی در ایران اظهار کرد: جوان می‌گوید در ایران آزادی نیست و ما می‌خواهیم به آنجا برویم تا آزادی را تجربه کنیم. وقتی درباره آزادی صحبت می‌کند، می‌گوید شما اینجا آزاد نیستید؛ مثلاً آزاد نیستید درس بخوانید، آزاد نیستید کار و کسب‌وکار داشته باشید، آزاد نیستید رشد علمی پیدا کنید، آزاد نیستید سفر بروید، آزاد نیستید به رستوران بروید و غذا بخورید، آزاد نیستید اقتصاد مستقلی داشته باشید و رشد اقتصادی ایجاد کنید، آزاد نیستید ازدواج کنید، آزاد نیستید بچه‌دار شوید، آزاد نیستید خانه بخرید و آزاد نیستید ماشین بخرید.

این فعال بین الملل افزود: به او می‌گویم این‌ها همه آزادی‌هایی است که دارید. گفتم زندگی همین است؛ مگر دنبال چه چیزی هستید؟ می‌خواهید چه کاری انجام دهید؟ آیا منظور از آزادی این است که بخواهید کاری انجام دهید که حتی به ذهن جن هم نرسد؟ بنابراین، بحث آزادی را مطرح نکنید. من آزادی‌ای را که در جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک انسان غربی تجربه کردم، به‌والله در کشور خودم تجربه نکرده‌ام.

وی ادامه داد: چرا اکنون اگر در کشور خودم، آرژانتین، بخواهید کمی درباره اسرائیل صحبت کنید، با محدودیت مواجه می‌شوید؟ در کشور خودم اکنون دو نماینده مجلس داریم که علیه اسرائیل صحبت کردند و به زندان رفتند. آزادی در غرب، مجرد و شعاری است و آزادی واقعی وجود ندارد.

این فعال بین الملل گفت: بنده با سه پاسپورت می‌توانم به ۱۱۰ کشور آزادانه وارد شوم، اما اکنون ممنوع‌الورود به کشور خودم هستم. چرا؟ چون از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم. گناه من همین است. پس درباره آزادی صحبت نکنید. ما آزادی را می‌شناسیم و می‌دانیم آزادی چیست. آزادی در غرب به تعبیر من، آزادی کاذب و شعاری است.

تصور رفاه در غرب و واقعیت زندگی انسان

اسعد در ادامه سخنان خود گفت: مرحله دوم این است که جوان می‌گوید منظور ما از آزادی این است که تمام این بدبختی‌هایی که در ایران وجود دارد، آنجا وجود ندارد و ما در ایران بسیار عذاب می‌کشیم و اذیت می‌شویم. به او گفتم شما از چیزی فرار می‌کنید که ما در آرژانتین، حتی در درجات بیشتری، آن را تجربه کرده‌ایم. آیا منِ آرژانتینی در آرژانتین فقیر نمی‌شوم؟ آیا منِ آرژانتینی در آرژانتین مریض نمی‌شوم؟ اگر منِ آرژانتینی در خیابان راه بروم، ممکن نیست ماشینی مرا بزند و بمیرم؟ گفتم ما در آرژانتین قبرستان داریم؛ آرژانتینی‌ها می‌میرند. بیمارستان هم الی‌ماشاءالله داریم. در اروپا و آمریکا نیز انسان‌ها مریض می‌شوند.

اسعد خطاب به جوانان گفت: شما نباید این‌گونه تفکر توهمی داشته باشید؛ همه بلاهایی که برای یک انسان در ایران اتفاق می‌افتد، برای یک آرژانتینی و یک انسان غربی نیز ممکن است اتفاق بیفتد. متأسفانه این افراد با دروغ‌هایی بزرگ شده‌اند؛ دروغ‌های سینمایی و هالیوودی که به آنها القا شده است. به آنها گفته‌اند وقتی به آمریکا برسند مثلاً یک میلیون دلار منتظرشان است تا فقط بروند و لذت ببرند.

این فعال بین الملل گفت: آن‌قدر دروغ گفته‌اند که چنین تصوری شکل گرفته است. به همین جوان گفتم منطق من این بود که پیش از آمدن به ایران، ۲۰۰ کتاب درباره انقلاب، امام خمینی(ره) و خط امام مطالعه کردم و بر اساس بصیرت، فهم و آگاهی خودم انتخاب کردم. از شما می‌پرسم چند کتاب درباره غرب، آمریکا و اروپا خوانده‌اید؟ پاسخ داد: «یک کتاب هم در عمرم نخوانده‌ام.» بنابراین مشخص است که این افراد از روی علم، آشنایی و بصیرت انتخاب نکرده‌اند.

هدف زندگی؛ پر کردن شکم یا سیر کردن روح؟

این فعال رسانه‌ای آرژانتینی در ادامه اظهار کرد: فرض کنیم شما ویزای آمریکا گرفتید و می‌خواهید آنجا زندگی کنید؛ برای چه می‌خواهید بروید؟ پاسخ می‌دهد: بهترین ماشین‌ها، بهترین خانه‌ها و بهترین غذاها. می‌گویم آخر این مسیر چیست؟ یعنی اوج حرکت شما این است که مانند هر حیوانی زندگی کنید، اما زندگی‌تان کمی لوکس‌تر و فضای اطرافتان کمی زیباتر باشد؟

وی تصریح کرد: منطق من برای اینکه آرژانتین را ترک کردم و به اینجا آمدم، پر کردن شکمم و سیر کردن یک حیوان نبود. هر کشوری می‌تواند یک حیوان را سیر کند و هر کشوری می‌تواند یک معده را پر کند؛ شما باید دنبال کشوری بروید که بتواند روحتان را پر و سیر کند.

اسعد ادامه داد: این منطق من بود که حدود ۳۰ سال پیش آرژانتین، کشور خودم را ترک کردم و به اینجا آمدم. بنابراین اگر می‌خواهی انسانی زندگی کنی، باید منطقت را تغییر بدهی. این مقدمه‌ای از تجربه ما با جوانانی بود که متأسفانه تحت تأثیر تهاجم‌های فرهنگی و دروغ‌هایی که غربی‌ها القا کرده‌اند، چنین باورهایی پیدا کرده‌اند.

«ای کاش»هایی که پس از شهادت رهبر انقلاب مطرح شد

این فعال بین الملل با اشاره به فعالیت رسانه‌ای خود در فضای مجازی اظهار کرد: بنده یک کانال در یوتیوب به زبان اسپانیولی، دارم و هر شب برنامه‌ای زنده با حضور شخصیت‌های بین‌المللی برگزار می‌کنم و با آنها مصاحبه دارم. اکنون حدود ۳۰۰ روز است که به‌صورت مستمر برنامه داشته‌ایم.

وی افزود: خلاصه کلام این برنامه‌ها را در رابطه با شما می‌خواهم برایتان بگویم. وقتی امام شهید ما، رهبر عزیز و شهید ما، شهید شد، بسیاری از مردم که اصلاً شناختی نسبت به ایشان نداشتند، مجبور شدند یک سیر مطالعاتی را آغاز کنند تا درک کنند این شخصیت چه کسی بوده است. از آنجا «ای‌کاش»ها شروع شد. خیلی‌ها به ما گفتند: ای‌کاش ما چنین رهبری داشتیم.

اسعد تصریح کرد: اولین هنر غرب در کشورهای غربی این بود که آنها را از رهبر خالی کند. هر رهبر مناسبی، هر رهبری که اهلیت رهبری یک مملکت را داشت، از بین بردند. کسانی که به درد مدیریت جامعه می‌خوردند، یا به زندان رفتند، یا تبعید شدند و یا کشته شدند.

این فعال رسانه‌ای آرژانتینی گفت: در تاریخ آمریکای لاتین، برای مثال، چگوارا را داشتیم که او را کشتند. اخیراً و چند سال پیش، هوگو چاوز را داشتیم که به تعبیر من با ترور بیولوژیکی سرطان پیدا کرد و او نیز از دنیا رفت. مادورو را داشتیم که او را به زندان آمریکا بردند.

وی افزود: اجازه نمی‌دهند یک کشور که حدود ۵۰ سال مانند جمهوری اسلامی است، چنین رهبرانی مانند امام خمینی(ره) و حضرت آقا داشته باشد. این یک نعمت است و امروز همه دنیا دارند می‌گویند: ای‌کاش ما نیز مانند ایرانی‌ها چنین رهبری داشتیم.

اسعد با اشاره به انتخاب رهبر پس از شهادت رهبر پیشین گفت: ایشان که شهید شدند، رهبر بعدی آمد و آمدن ایشان، انتخاب ۸۰ نفر از علما بود که اهلیت، قابلیت و ظرفیت رهبری دارند. بنابراین ما یک رهبر نداریم، بلکه صدها رهبر داریم که در صف هستند.

حوزه علمیه؛ کانون تربیت عالمان برای هدایت جامعه

این فعال بین الملل اظهار کرد: ما یک عالم عامل و عالم به زمانه نداریم؛ هزاران عالم دینی داریم. این حرکت روحانیت در جمهوری اسلامی، با جمعیتی یکصد هزار، دویست هزار یا سیصد هزار نفر، حرکتی عظیم است و مسئله کمی نیست.

وی ادامه داد: شما ببینید تربیت یک عالم دینی یعنی ۲۰ سال درس، ۲۵ سال درس یا ۳۰ سال درس. در دنیا چنین حرکتی را نداریم. یک کشیش، فوقش هفت یا هشت سال درس می‌خواند؛ یک پزشک ۱۰ یا ۱۲ سال درس می‌خواند و یک پروفسور ۱۵ سال درس می‌خواند.

اسعد گفت: علمای ما، ۱۵ سال را تازه الفبای حوزه و مقدمات می‌دانند و تازه از آنجا شروع می‌کنند که به سمت علم حرکت کنند. از طرف دیگر، می‌گویند ای‌کاش ما چنین علمایی داشتیم.

این فعال رسانه‌ای آرژانتینی تأکید کرد: وقتی می‌گویم علما، فقط علمیت را مدنظر ندارم؛ تهذیب نفس و اخلاق نیز مطرح است. علمایی که در جبهه شهید شدند، کم‌نظیر نیستند؛ بلکه بی‌نظیرند.

وی گفت: عالم دینی که به جبهه برود و شهید شود، در تاریخ بشر کم داریم. مگر در موارد بسیار محدود. کشیش‌ها، مثلاً در کشور ما، اصلاً وارد سیاست نمی‌شوند، وارد مسائل عدالت نمی‌شوند و وارد مسائل مربوط به مظلومین و مستضعفین نمی‌شوند؛ چه برسد به اینکه به جبهه بروند و کشته شوند و به شهادت برسند. این نعمت بزرگی است. می‌گویند ای‌کاش ما مانند ایران چنین علمایی داشتیم.

«ای‌کاش» برای داشتن دینی که همه ابعاد زندگی را پوشش دهد

اسعد در ادامه با اشاره به پرسش درباره منشأ فرهنگ جهاد و مقاومت در ایران اظهار کرد: وقتی از آنها سؤال می‌شود که چگونه این ملت این‌گونه قیام می‌کند و فرهنگ جهاد، فرهنگ جنگ، فرهنگ مقاومت، فرهنگ استقامت، فرهنگ فداکاری و فرهنگ شهادت از کجا آمده است، پاسخ می‌دهند: اسلام ناب.

این فعال بین الملل افزود: ای‌کاش سوم این است که می‌گویند ای‌کاش ما چنین دینی داشتیم.

وی گفت: شما می‌دانید دین آنها، دینی مربوط به یکشنبه‌هاست. خلاصه مسیحیت کاتولیک امروز در کشور خودم این است که فرد یکشنبه نیم ساعت به کلیسا می‌رود، دعا می‌کند و خداحافظ؛ تا یکشنبه بعد.

اسعد ادامه داد: اما دین اسلام دینی است که در ۲۴ ساعت شبانه‌روز برای انسان برنامه دارد؛ هفت روز در هفته، ۳۰ روز در ماه و ۳۶۵ روز در سال. می‌گویند ای‌کاش ما چنین دینی داشتیم.

«ای‌کاش» چهارم؛ داشتن ملتی منسجم و مقاوم

این اندیشمند آرژانتینی در ادامه به ملت ایران اشاره کرد و گفت: وقتی به مردم و ملت عزیز ایران می‌رسیم، می‌گویند ما نفهمیدیم اینها چگونه علیه حکومتشان قیام می‌کنند؛ مانند روایت آمریکا که می‌گفتند ایرانی‌ها همه علیه انقلاب هستند و ضدانقلاب‌اند و می‌خواهند از این حکومت، به تعبیر خودشان «آخوندها»، خلاص شوند.

اسعد افزود: اکنون دیدیم بیش از ۲۰۰ شب آمدند در خیابان‌ها تا بگویند ما با انقلاب هستیم، ما با جنگ هستیم، ما علیه ظلم هستیم، ما قیام می‌کنیم، ما مقاوم هستیم، ما مجاهد هستیم و ما شهیدپرور هستیم. این کم نیست. این نیز «ای‌کاش» چهارم است؛ می‌گویند ای‌کاش ما چنین ملتی داشتیم.

این فعال بین الملل خطاب به مردم قم گفت: این را کم نگیرید. اینکه ما عاشق این فضا شدیم، به‌خاطر شماهاست که ما را جذب کردید. وگرنه منِ آرژانتینی چه چیزی من را به قم می‌آورد؟ آب شور قم یا آب‌وهوا؟

وی ادامه داد: اینجا یک گنجینه بسیار عظیم است و شاید خیلی‌ها هنوز متوجه آن نیستند. شما در یک نعمت الهی بسیار عظیم زندگی می‌کنید؛ قدردان باشید.

قم؛ شهری «نور و علم» در آن جاری است

اسعد با اشاره به فاصله جغرافیایی خود با ایران گفت: بنده برای اینکه اینجا بنشینم، ۱۵ هزار کیلومتر سفر کردم تا بتوانم یک روز حال‌وهوای قم را در زندگی‌مان تجربه کنم. شما که خداوند متعال شما را اینجا خلق کرده، شانس بزرگی دارید.

وی افزود: من پدر و مادر خودم را ترک کردم تا بیایم حضرت فاطمه معصومه(س) را زیارت کنم؛ شما اینجا هستید و می‌توانید خیلی از آن لذت ببرید و از این بهشت دنیوی استفاده کنید.

این فعال بین الملل اظهار کرد: شما در شهری زندگی می‌کنید که همه‌اش نور و علم است. هر طرف که حرکت می‌کنید، یک عمامه، یک روحانی محترم، یک عالم دینی یا یک مجتهد می‌بینید.

وی ادامه داد: در هر کوچه، ده‌ها مؤسسه فرهنگی و ده‌ها حسینیه وجود دارد و در هر زیرزمین و هر خانه‌ای در قم، حسینیه‌ای وجود دارد. مسجد و عبادتگاه در این شهر فراوان است و همه‌اش نور است.

اسعد تأکید کرد: این را باید لمس و تجربه کنید. شما دارای نعمتی هستید که دیگران از شما الگو می‌گیرند.

ایران؛ الگویی برای شیعیان لبنان و محور شکل‌گیری مقاومت

این اندیشمند آرژانتینی با اشاره به مدت اقامت خود در لبنان گفت: من مدتی ساکن لبنان بودم. شیعیان لبنان هر اتفاقی که در ایران می‌افتد، آن را به الگویی برای خود تبدیل می‌کنند.

اسعد افزود: هر طرح فرهنگی، هر مهندسی فرهنگی و هر برنامه‌ای که در ایران انجام می‌شود، می‌گویند ایرانی‌ها این کار را انجام می‌دهند.

وی ادامه داد: یعنی شما تبدیل به یک الگو شده‌اید. آن نقطه‌ای که در آغاز انقلاب، در جغرافیای ایران خلاصه شده بود، امروز تبدیل به یک محور منطقه‌ای به نام لبنان، عراق، یمن و نقاط دیگر شده است.

این فعال رسانه‌ای آرژانتینی گفت: بسیاری هنوز به شما نگفته‌اند که در این برکت قیام شما، صلابت شما، حرکت شما، همت شما و این انسجامی که می‌بینیم، چه اتفاقی افتاده است.

وی افزود: ناگهان می‌بینید تمام تفرقه‌ها، اختلاف‌ها و مشکلاتی که بین خودتان بود، به یکپارچگی و یک واحد به نام یک ملت منسجم در خیابان‌ها تبدیل می‌شود.

اسعد تصریح کرد: اینها الطاف الهی است. برخی از شما این الطاف را لمس می‌کنند و برخی شاید آن را لمس نکنند، اما این نعمت وجود دارد.

«خوش به حالتان که ایرانی هستید»

وی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: وقت شما را زیاد نمی‌گیرم؛ می‌خواهم بگویم خوش به حالتان که ایرانی هستید، خوش به حالتان که در مملکت و مکتب علی بن ابی‌طالب(ع) به دنیا آمده‌اید.

اسعد افزود: خوش به حالتان که فرهنگتان با فرهنگ محمدی، فرهنگ علوی و فرهنگ فاطمی گره خورده است. خوش به حالتان که جلسات را با قرآن شروع می‌کنید. خوش به حالتان که اول صبح با اذان از خواب بیدار می‌شوید، نه با رقص و دیسکو و موسیقی.

این فعال بین الملل تصریح کرد: اینها همه نعمت‌های عظیمی هستند. خوش به حالتان که با فاصله پنج کیلومتر می‌توانید حضرت فاطمه معصومه(س) را زیارت کنید و بوی رضوی را ببینید. اینها نعمت‌های عظیمی هستند.

این اندیشمند آرژانتینی گفت: خوش به حالتان که رهبری مانند رهبر عزیز انقلاب دارید. خوش به حالتان که برادران و خواهرانی به‌عنوان هموطن در کنارتان هستند.

اسعد افزود: خوش به حالتان که امام زمان(عج) نگاه خاصی به این حرکت ملی به نام امت مبعوث دارد. خوش به حالتان به هزاران نعمتی که دارید و ان‌شاءالله بتوانید قدردان این نعمت‌ها باشید.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: من نیز به‌عنوان شاهدی از سرزمینی که از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی فاصله بسیار زیادی با شما دارد، به شما می‌گویم که من عاشق شماها هستم، عاشق جمهوری اسلامی ایران هستم، عاشق انقلاب ایران و عاشق شهدای ایران هستم.

این اندیشمند آرژانتینی خاطرنشان کرد: همین عشق باعث شد که از سال ۱۳۷۶ تا امروز، فقط ایران و قم را برای زندگی خودم انتخاب کنم و افتخار می‌کنم که روزی چنین حرکتی را آغاز کردم و خداوند متعال این نعمت را نصیب من کرده است که جزو ساکنان قم و ساکنان این خیابان‌های نورانی باشم و تجربه دیدن چهره‌های نورانی را داشته باشم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha