حجتالاسلام والمسلمین رضوی، استاد حوزه علمیه، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، با اشاره به ضرورت شناسایی و اصلاح سنتهای جاهلی در عرصههای مختلف زندگی، اظهار داشت: یکی از کارهای مهم مربی این است که سنتهای نادرست و جاهلی را شناسایی و برای اصلاح و الغای آنها تلاش کند؛ چراکه ممکن است در هر حوزهای، از روابط اجتماعی و خانوادگی گرفته تا مسائل سیاسی و فرهنگی، سنتهایی وجود داشته باشد که ریشه در جاهلیت داشته باشند.
وی افزود: برای نمونه، در برخی عرصههای سیاسی ممکن است دروغ، فریب و دغلکاری بهعنوان بخشی از قواعد بازی سیاسی تلقی شود، در حالی که چنین رفتارهایی میتواند از سنتهای جاهلی باشد. همچنین در برخی تجمعات، هیئتها و برنامههای اجتماعی و مذهبی ممکن است رفتارهایی مشاهده شود که بدون توجه به ریشه و مبنای آن، به صورت سنتی ادامه پیدا کرده است.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: حتی در مسائل خانوادگی و روابط میان افراد نیز ممکن است برخی سنتهای جاهلی وجود داشته باشد و مربی باید متناسب با هر موقعیت، این موارد را شناسایی کند. ممکن است چیزی در یک دوره زمانی مدرن و پذیرفتهشده تلقی شود، اما در دورهای دیگر از رونق و اعتبار بیفتد و مشخص شود که آن رفتار، مبنای صحیحی نداشته است.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی با اشاره به ضرورت توجه به روشهای مدیریتی در اصلاح رفتارها بیان کرد: وقتی یک رفتار در میان یک جماعت راسخ شده و جان گرفته است، نمیتوان انتظار داشت که با یک تذکر، دو توصیه یا یک اقدام مقطعی از بین برود؛ بلکه اصلاح چنین رفتارهایی نیازمند مداومت و استمرار است.
وی تصریح کرد: در این زمینه، یکی از نکات مهم این است که تناسب و مداومت در اصلاح رفتار، از دو جهت مورد توجه قرار گیرد؛ هم از جهت تعداد و تکرار و هم از جهت کیفیت. یعنی باید دید یک سخن یا تذکر، با چه کیفیتی بیان میشود و تا چه اندازه میتواند در جان و ذهن مخاطب جای پیدا کند.
استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: گاهی انسان یک حرف را ۱۰ بار تکرار میکند، اما چون کیفیت مناسبی در گفتار وجود ندارد، اثر لازم را نمیگذارد. در مقابل، گاهی یک سخن با کیفیت بسیار خوبی بیان میشود و اثر هم میگذارد، اما چون استمرار ندارد، تأثیر آن مقطعی باقی میماند. بنابراین، در تربیت و اصلاح رفتار باید هم کیفیت و هم تعدد و استمرار را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار داد.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی برای تبیین این مسئله به نمونهای از روابط دوستانه اشاره کرد و گفت: فردی را میشناختم که از دوران دبیرستان با یکی از دوستان خود ارتباط داشت. آن دوست بعدها وارد دانشگاه خوبی شد و در رشته خود نیز فرد موفقی بود، اما بهتدریج مسیر اعتقادی او تغییر کرد و تحت تأثیر فضای جدید دانشگاه و برخی ارتباطات، رفتارهای او نیز تغییر یافت.
وی ادامه داد: در ابتدا این فرد نسبت به ارتباط با نامحرم ملاحظاتی داشت و میگفت اگر دختری با من صحبت کند، تا حدودی رعایت میکنم؛ اما بهتدریج این رفتار تغییر کرد و ارتباطات او گستردهتر شد و حتی با دوستان دختر خود به پارک و مترو میرفت و در محیطهای مختلف با آنها رفتوآمد میکرد.
استاد حوزه علمیه افزود: در گفتوگویی که میان این دو دوست شکل گرفت، فرد نخست از دوست خود پرسید که تفاوت من و تو چیست؟ دوست او در پاسخ گفت: «تو یک ویژگی مثبت داری و آن این است که با اعتقاد زندگی میکنی؛ اما من یک روز به یک طرف میروم و روز دیگر به طرف دیگر.»
حجتالاسلام والمسلمین رضوی اظهار کرد: همین جمله، با وجود کوتاه بودن، تأثیر زیادی بر فرد مقابل گذاشت و او را به فکر فرو برد. ممکن است یک جمله در یک موقعیت خاص اثرگذار باشد، اما اگر بخواهیم این اثر به یک سرمایه تربیتی ماندگار تبدیل شود، باید رفتار و ارتباط با آن فرد را ادامه دهیم و در طول زمان، با همان کیفیت مناسب استمرار داشته باشیم.
وی گفت: این مسئله فقط درباره روابط دوستانه نیست، بلکه در روابط میان همسران، والدین و فرزندان و حتی در تعامل با افراد مختلف نیز صدق میکند. ممکن است یک خانواده چند فرزند داشته باشد و یک رفتار مشخص والدین نسبت به یکی از فرزندان، نتیجه مطلوبی ایجاد کند، اما همان رفتار نسبت به فرزند دیگر نتیجه متفاوتی داشته باشد. بنابراین، نمیتوان برای همه افراد یک نسخه واحد تربیتی در نظر گرفت.
استاد حوزه علمیه در ادامه با اشاره به دشواری حکمت عملی اظهار داشت: حکمت عملی واقعاً کار دشواری است. وقتی انسان میخواهد درباره مسائل عملی و رفتاری سخن بگوید، باید احتمالات مختلف را در نظر بگیرد و آنچه را به ذهن میرسد با دقت بررسی کند.
وی افزود: یکی از اشکالات مشهوری که درباره برخی فیلسوفان مطرح شده، این است که چرا به حکمت نظری بیشتر پرداختهاند و کمتر به حکمت عملی توجه کردهاند. برای پاسخ به این مسئله باید به تفاوت ماهیت حکمت نظری و حکمت عملی توجه کرد.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی بیان کرد: در حکمت نظری، وقتی کسی میخواهد یک گزاره را از طریق برهان استنتاج کند، دو وصف مهم یعنی کلیت و ضرورت مطرح است. یعنی گزاره باید از نوعی کلیت برخوردار باشد و نتیجه نیز بهگونهای از مقدمات به دست بیاید که ضرورتاً از آنها ناشی شود.
وی ادامه داد: اما در رفتار معمولی انسان و زندگی روزمره، رسیدن به چنین کلیت و ضرورتی بسیار دشوار است. برای مثال، نمیتوان به سادگی گفت چون یک رفتار در مورد یک فرد در یک خانواده نتیجه داده است، همان رفتار حتماً درباره فرد دیگر نیز همان نتیجه را خواهد داشت.
استاد حوزه علمیه با اشاره به تفاوتهای فردی در تربیت خاطرنشان کرد: ممکن است در یک خانواده دو فرزند وجود داشته باشند و یک رفتار مشخص نسبت به یکی از آنها نتیجهای خاص داشته باشد، اما همان رفتار نسبت به فرزند دیگر نتیجه کاملاً متفاوتی ایجاد کند. بنابراین، انسان در حکمت عملی با پیچیدگیها و تفاوتهایی مواجه است که در حکمت نظری به آن شکل وجود ندارد.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی از نقاط قابل توجه در حکمت عملی برخی حکمای مشاء را ارتباط دادن آن با مقام نبوت دانست و گفت: یکی از نکات مهم این است که حکمت عملی را با مقام نبوت مرتبط بدانیم. در اینجا مسئله ارتباط فلسفه و دین نیز اهمیت پیدا میکند و نمیتوان با نگاههای سطحی درباره نسبت این دو سخن گفت.
وی افزود: گاهی گفته میشود اگر فلسفه میخواهد در عرصه عمل نیز امتداد پیدا کند، باید برای آن دلیل فلسفی ارائه شود؛ اما باید توجه داشت که اگر در یک حوزه کمتر بحث شده است، لزوماً به معنای نداشتن منطق یا دلیل نیست. مسئله مهم این است که انسان چگونه میتواند به کلیت و ضرورت در حوزه فعل و رفتار دست پیدا کند.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: از این منظر، توجه به مقام نبوت و انسان کامل اهمیت پیدا میکند؛ زیرا انسان کامل میتواند در حوزه عمل نیز به نوعی از کلیت و ضرورت دست پیدا کند. بنابراین، رابطه علوم انسانی، روانشناسی و بحثهای مربوط به عمل انسان با دین و فرستاده الهی، مسئلهای بسیار مهم است.
وی خاطرنشان کرد: از این جهت، ارتباط فلسفه با دین تنها در حوزه نظری مطرح نیست، بلکه در ساحت عمل نیز میتواند در بالاترین سطح خود مورد بررسی قرار گیرد؛ هرچند رسیدن به وصف کلیت و ضرورت در مورد افعال و رفتار انسان کار سادهای نیست.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی در ادامه با اشاره به وضعیت برخی رشتههای روانشناسی در دانشگاههای کشور گفت: در بررسی برخی برنامههای درسی رشته روانشناسی و حتی دورههای تحصیلات تکمیلی، میتوان دید که مسئله تلفیق اندیشههای دینی و آیات و روایات مورد توجه قرار گرفته است و در اهداف برخی از این رشتهها نیز به این موضوع تصریح شده است.
وی افزود: در این زمینه، مباحث مختلفی از جمله موضوعات عرفانی و حکمی نیز مطرح شده است و حتی در برخی آثار و پژوهشهای اندیشمندان و حکمای معاصر، به موضوعاتی مانند رنگها و دلالتهایی که برای آنها در عالم هستی مطرح شده، پرداخته شده است.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: برای نمونه، بحث روانشناسی رنگها را میتوان از منظر حکمت اسلامی نیز مورد بررسی قرار داد. در این نگاه، رنگها صرفاً یک پدیده ظاهری نیستند، بلکه درباره طیفهای مختلف رنگها و دلالتهایی که میتوان برای آنها در عالم هستی در نظر گرفت، مباحثی مطرح شده است.
حجتالاسلام والمسلمین رضوی با اشاره به رنگ سیاه بیان کرد: درباره رنگ سیاه نیز مطالب قابل توجهی مطرح شده است. برای نمونه، پرده کعبه سیاه است و درباره ویژگی جذبکنندگی رنگ سیاه نیز میتوان مباحثی را مطرح کرد. همچنین در علوم جدید درباره سیاهچالهها و جاذبه بسیار قوی آنها بحث میشود که البته بررسی دقیق نسبت میان این مباحث نیازمند کار علمی و پژوهشی است.
وی در پایان با تأکید دوباره بر اهمیت کیفیت و استمرار در تربیت و اصلاح رفتار گفت: نکته چهارم این است که هم کیفیت و هم تعدد در اصلاح رفتار اهمیت دارد. بهویژه در جایی که یک رفتار یا باور در فرد یا یک مجموعه راسخ شده باشد، باید با تعدد و کیفیت مناسب با آن مواجه شد.
استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: اگر یک موضوع برای انسان ارزشمند است و قرار است در یک گروه یا مجموعه روی آن سرمایهگذاری شود، نباید صرفاً به تعدد اقدامات توجه کرد؛ بلکه باید کیفیت آنها نیز مورد توجه باشد. از سوی دیگر، کیفیت بالا بدون استمرار و تکرار نیز ممکن است اثر لازم را در بلندمدت ایجاد نکند.
وی افزود: بنابراین، در فعالیتهای تربیتی، فرهنگی و پژوهشی باید میان تعدد، کیفیت، مداومت و استمرار تناسب برقرار کرد تا اقدامات انجامشده بتواند اثر ماندگار خود را بر مخاطب بگذارد.
انتهای پیام /










نظر شما