شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۹
دفاع، نه انفعال؛ چگونه بازدارندگی فعال شکل گرفت؟

حوزه/ حکایت دفاع مقدس، روایت ملتی است که از دفاع ایستا عبور کرده و به بازدارندگی فعال رسیده است؛ دفاعی که در آن ایمان، ایستادگی و قدرت پاسخ‌گویی درهم تنیده‌اند تا دشمن پیش از اندیشیدن به تجاوز، هزینه آن را در محاسبات خود ببیند.

خبرگزاری حوزه | حکایت ما و این روزگار پرآشوب، حکایت آن پهلوانی است که عمری به دفاع شناخته شده بود، اما حالا فهمیده که دست بسته، حتی با نیت خیر، سنگ آسیای ظالمان را نمی‌چرخاند. سه بار دشمن، بی‌دعوت سفره‌ی آرامش ما را لگدکوب کرد؛ یک‌بار ارتش صدام، یک‌بار رژیم منحوس صهیونی و بار آخر، آن کدخدای خودخوانده‌ی جهان، آمریکا. ما ماندیم و هر بار شکل ماندنمان عوض شد. از سنگر گل‌آلود خوزستان تا آسمان آتشین تل‌آویو، یک راه پرپیچ‌وخم را طی کردیم. نامش را دفاع گذاشتیم، اما این دفاع دیگر آن ایستادن منفعل نیست؛ این تهاجمی‌ست در لباس دفاع.

چرا هنوز دفاع مقدس؟

اهل دلی می‌گفت: «دفاع از سر ضعف نیست، از سر ناموس‌پرستی است.»
ما در جنگ هشت‌ساله، از بودن‌مان دفاع کردیم، نه از خاک‌مان. وقتی دشمن خانه را به آتش کشید، ما فقط آتش‌خاموش‌کن نبودیم؛ ما به دل شعله زدیم تا ریشه‌ی آتش‌افروز را بسوزانیم. در فقه ما، دفاع فقط یک انتخاب نیست، بلکه یک تکلیف وجودی است. علامه طباطبایی(ره) چه خوش فرمود که دشمن جامعه، دشمن تک‌تک افراد است. پس نشستن و تماشا کردن، خود نوعی جنایت است. ما دفاع را مقدس نامیدیم، نه چون فقط چوبِمان به سپرمان خورد، بلکه چون در همان چوب خوردن، حقیقت انسانیت‌مان را فریاد زدیم.

چرا ما؟ ما که با کسی کاری نداشتیم!

می‌پرسی چرا مدام به ما حمله می‌کنند؟ وقتی در دهکده‌ای که همه در پی بردگی کدخدا هستند، یک نفر قد علم می‌کند و می‌گوید «من تنها بنده‌ی خدایم»، طبیعی است که گرگ‌ها دوره‌اش کنند. دشمن از خاک ما نمی‌ترسد، از خوی ما می‌ترسد؛ از همین روحیه‌ی نمی‌گذارم به حریمم دست‌درازی کنی. تفاوت جنگ‌ها فقط در ابزار بود؛ آن‌روز تانک بود، امروز موشک هایپرسونیک. اما آن‌چه تهدید می‌شود، همان استقلال اندیشه است.

از دفاع ایستا تا بازدارندگی فعال

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که تاریخ، ورق می‌خورد. امام راحل(ره)، آن پیر جمارانی که نگاهش به افق‌های دور بود، دفاع همه‌جانبه را علم کرد. اما آن فرمانده‌ی شهید ما، آن یل دشت‌های جنوب، بازی را عوض کرد. او فهمید که دفاع پشت خاکریز، پایان کار است. او سایت‌های موشکی را به دل کوه‌ها برد؛ نه برای پنهان شدن، بلکه برای حمله‌ی ناگهانی.
ما دیگر منتظر نمی‌مانیم تا دشمن تیر اول را بزند تا ما واکنش نشان دهیم. نه! ما چنان قدرتی در چنته داریم که دشمن پیش از آنکه فکر تجاوز به سرش بزند، از خواب پریشانش می‌ترسد. این همان بازدارندگی فعال است؛ یعنی آن‌قدر قوی باش که هیچ‌کس هوس سرشاخ شدن نکند. ما از دیوار دفاعی عبور کرده‌ایم و به میدان نفوذ رسیده‌ایم.

منطق آسمانی دفاع

قرآن کریم، کتابِ زندگی تعارف ندارد. می‌فرماید: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ». این یعنی اگر برخی را به جنگ برخی دیگر نفرستیم، زمین خدا به گند کشیده می‌شود. واژه‌ی دفع در این آیه، اصلا رنگ و بوی سکون نمی‌دهد؛ دفع، یعنی با قوت زدن، یعنی هُل دادن، یعنی اجازه ندادن به فساد برای ریشه دواندن.
جهاد ما، جهاد تیمم نیست؛ جهاد ضربت است. ما یاد گرفتیم که «أَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»، یعنی تا دندان مسلح بودن، نه برای تهاجم بی‌خردانه، بلکه برای دفع شر از بیخ و بن.

دفاع، همان تهاجم عاقلانه است

این دفاع، نامی است برای یک تهاجم راهبردی. ما از خرمشهر یاد گرفتیم که اگر دشمن را تا مرزهایش تعقیب نکنیم، همیشه در آستانه‌ی در خانه‌مان ایستاده است. عین‌الاسد و وعده‌ی صادق، مشق‌های نهایی این دوران است. به جهانیان فهماندیم که دفاع ما، یعنی تهاجم پاسخ‌گویانه.
ما نه جنگ‌طلبیم، نه بی‌خیال امنیت. ما مردمان عقلانیت مسلحیم. این دفاع، شمشیر آخته‌ای است که در نیام است؛ اما وای به روزی که طنین «أَعِدُّوا» در گوش تاریخ بپیچد؛ آن روز نه از دفاع خبری خواهد بود و نه از تجاوز؛ تنها عدل خواهد ماند که بر ویرانه‌های ستم دشمنان، قد علم کرده است.

زینب صفایی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha