به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، نشست بررسی کتاب «تکوین حزبالله؛ ریشههای اجتماعی ـ سیاسی شکلگیری حزبالله لبنان» در قم به گفتگویی درباره نسبت تاریخ اجتماعی لبنان با انقلاب اسلامی ایران، اندیشه ولایت فقیه و پیدایش حزبالله تبدیل شد.
بیشتر بخوانید:
تصاویر/ نشست بررسی کتاب «تکوین حزبالله»
این نشست روز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ در ادامه سلسله نشستهای «روایت کتاب» پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، در کتابستان باران رضوی قم برگزار شد.
نشست با دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، دبیرکل فقید حزبالله لبنان، همزمان بود؛ سید مقاومت ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت به شهادت رسید. عنوان کامل اثر مورد بحث «تکوین حزبالله؛ ریشههای اجتماعی ـ سیاسی شکلگیری حزبالله لبنان» و نویسنده آن محمد احمد تُرمُس است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدصابر صادقی مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) این کتاب را تلاشی برای توضیح زمینههای تاریخی تولد حزب الله لبنان دانست؛ مختار شیخحسینی استاد دانشگاه، چارچوبمندی اثر را ستود، اما گفت خودِ حزبالله در آن کمتر بررسی شده است؛ و حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) استدلال کرد که بدون پرداختن جدیتر به مبانی فکری و روایتهای کنشگران نخستین، تصویر تکوین حزبالله کامل نمیشود.
محور مشترک سخنان سه سخنران این بود که حزبالله را نمیتوان جدا از تاریخ لبنان، موقعیت شیعیان این کشور و تحولات دهههای منتهی به اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ دانست.

از پایاننامه تا کتاب
حجتالاسلام والمسلمین محمدصابر صادقی مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) در آغاز نشست از سرگذشت انتشار کتاب گفت و اظهار کرد: متن اولیه اثر پایاننامه کارشناسی ارشد محمد ترمس بود که در سال ۱۳۸۳ در دانشگاه تربیت مدرس دفاع شد و سالها عمدتاً در قالب یک فایل میان علاقمندان موضوع دست به دست میشد.
مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) توضیح داد که در جریان تحولات و جنگ لبنان، پس از اطلاع از حضور ترمس در قم، پیشنهاد تبدیل پایاننامه به کتاب را با او در میان گذاشت. به روایت وی، نویسنده در آن مقطع به دلیل شهادت یکی از دوستان نزدیکش شرایط روحی دشواری داشت و در ابتدا تمایل چندانی به بازگشت به این پژوهش نشان نمیداد. قرار اولیه این بود که آمادهسازی اثر در یکی دو ماه انجام شود، اما کار در نهایت نزدیک به شش ماه طول کشید.
وی افزود: ترمس در طول این فرایند، با پاسخ دادن به پرسشها و فراهم کردن اطلاعات تکمیلی، دوباره با موضوع پژوهش خود درگیر شد و همین اشتغال علمی به بهبود حال روحی او کمک کرد. نویسنده نیز کتاب را به یاد دوست شهیدش، فضلالله، تقدیم کرده است. حجتالاسلام والمسلمین صادقی گفت: برای انتشار اثر، پایاننامه بازآرایی شد، ترمس مقدمهای تازه نوشت و بخش پایانی کتاب نیز با یک تاریخ مصور از لبنان، بر پایه رویدادهای مطرحشده در متن، تکمیل شد.
حجتالاسلام والمسلمین صادقی سپس پرسش محوری کتاب را چنین صورتبندی کرد: در جامعه لبنان چه تحولاتی رخ داد که از دل آن پدیدهای به نام مقاومت اسلامی و مشخصتر از آن، حزبالله پدید آمد؟؛ نویسنده قصد نداشته همه رویدادهای تاریخ لبنان را پشت سر هم روایت کند؛ بلکه کوشیده است یک خط تاریخی را دنبال کند و در امتداد آن، تحولات اجتماعی، فرهنگی، فکری و سیاسی مؤثر بر شکلگیری حزبالله را نشان دهد.
وی تأکید کرد: از آنجا که موضوع نهایی پژوهش، مقاومت اسلامی و حزبالله است، کتاب بیش از همه بر تاریخ و وضعیت شیعیان لبنان متمرکز میشود. تاریخ دیگر گروههای مذهبی نیز در جایی مطرح میشود که با سرگذشت سیاسی و اجتماعی شیعیان پیوند پیدا میکند. به بیان او، اثر میخواهد توضیح دهد چگونه جامعهای که برای دورهای طولانی با محدودیت در دسترسی به قدرت و فرصتهای عمومی روبرو بود، به مرحلهای رسید که بخشی از نیروهای آن سازمانی مستقل با هویت اسلامی و مقاومتی تشکیل دادند.
لبنان در لحظه تأسیس حزبالله
بخش مهمی از توضیحات حجتالاسلام والمسلمین صادقی به تصویری اختصاص داشت که کتاب از آغاز شکلگیری لبنان جدید ارائه میکند. او گفت: ترمس برای بررسی پیدایش حزبالله، روایت خود را از دهه ۱۹۸۰ آغاز نمیکند؛ بلکه به تأسیس لبنان بزرگ در سال ۱۹۲۰ و ترتیبات سیاسی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی بازمیگردد. لبنان بزرگ در سال ۱۹۲۰ زیر سلطه فرانسه شکل گرفت، استقلال خود را در سال ۱۹۴۳ اعلام کرد و خروج نیروهای فرانسوی تا پایان ۱۹۴۶ تکمیل شد.
مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) گفت: در خوانش نویسنده، «لحظه تولد لبنان» یکی از زمینههای اصلی بحرانهای بعدی این کشور بود. او به نقل از کتاب توضیح داد که ساختار سیاسی و اجتماعی جدید، به زعم نویسنده، توازن لازم را میان گروههای مختلف برقرار نکرد و شیعیان به ویژه در عرصه قدرت و امکانات عمومی سهمی متناسب با جمعیت و نیازهای خود نیافتند. وی تأکید کرد: مقصود کتاب، نشان دادن اثر درازمدت این نابرابریها بر هویت و کنش سیاسی جامعه شیعه است.
به گفته حجتالاسلام والمسلمین صادقی، کتاب در این بخش واکنش شماری از عالمان و گروههای شیعی به ترتیبات جدید را نیز پی میگیرد. او از تحولات جبل عامل و گرایش بخشی از مسلمانان و شیعیان منطقه به پیوستن به واحد سیاسی گستردهتری در شامات سخن گفت؛ گرایشی که در نهایت با شکلگیری لبنان جدید تحقق نیافت. حجتالاسلام والمسلمین صادقی این بحث را برای فهم موقعیت اولیه شیعیان مهم دانست: آنان در آغاز، لزوماً آینده خود را در چارچوب مرزهای کشوری که بعداً لبنان نام گرفت تصور نمیکردند.
مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم (ع) همچنین گفت: نویسنده در بررسی آن دوره به نامهها، مواضع رهبران مذهبی و طرحهای سیاسی رقیب توجه کرده است. از نظر او، امتیاز این شیوه آن است که نشان میدهد ساختار لبنان نه محصول یک توافق ساده و همگانی، بلکه نتیجه کشاکش دیدگاههای متفاوت درباره مرزها، هویت و توزیع قدرت بود.
حجتالاسلام والمسلمین صادقی در توضیح نابرابری مورد بحث کتاب، از دسترسی نامتوازن به مناصب، آموزش و فرصتهای اقتصادی سخن گفت. فصل نخست کتاب، بحرانهای هویتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لبنان را در امتداد این تاریخ دنبال میکند. به گفته او، اگر خواننده تنها به رویداد اشغال لبنان یا اختلاف گروههای سیاسی در سالهای نزدیک به پیدایش حزبالله توجه کند، بخشی از فشارهای انباشتهای را که کتاب بر آنها انگشت میگذارد از دست خواهد داد.

از هویتیابی تا سازمانیابی
حجتالاسلام والمسلمین صادقی در معرفی فصل دوم کتاب گفت: ترمس در این بخش، وضعیت شیعیان و روحانیت پس از شکلگیری لبنان را به طور اختصاصی بررسی میکند. نویسنده برای توضیح عوامل مؤثر بر پیدایش مقاومت، میان عوامل داخلی و خارجی و نیز میان شرایط محیطی و مؤلفههای ارزشی و اعتقادی تمایز میگذارد. این دستهبندی به کتاب امکان میدهد تأثیر رویدادهای سیاسی را در کنار نقش باورها و شبکههای فکری بررسی کند.
وی جایگاه امام موسی صدر و جنبش امل را در این مسیر برجسته دانست و گفت: در روایت کتاب، بخشی از جامعه شیعه در دوره فعالیت امام موسی صدر به خودآگاهی و هویت اجتماعی تازهای رسید. پس از ربوده شدن امام موسی صدر، اختلاف نظرها در جنبش امل و در میان نیروهای شیعی افزایش یافت. به گفته حجتالاسلام والمسلمین صادقی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز افق تازهای پیش روی جریانهای اسلامگرای شیعه قرار داد: این تصور که هویت مذهبی و اجتماعیِ به دست آمده میتواند به حضور سیاسی و قدرت سازمانیافته تبدیل شود.
حجتالاسلام والمسلمین صادقی اشغالگری اسرائیل را عامل مهم دیگر در این دوره دانست و گفت: کتاب نشان میدهد چگونه همزمانی فشارهای داخلی، تحولات فکری و مسئله اشغال، زمینه پیوستن گروهها و شخصیتهایی را فراهم کرد که بعداً در شکلگیری حزبالله نقش داشتند. در گزارش او از اثر، این فرایند حاصل تلاقی روندهایی بود که هرکدام پیشینهای مستقل داشتند.
او یکی از بخشهای متمایز کتاب را معرفی هستهها، گروهها و افرادی دانست که در مراحل اولیه به یکدیگر پیوستند. خواننده در این بخش با نامها و پیشینههایی روبرو میشود که در بسیاری از نوشتههای فارسی درباره حزبالله یا مطرح نشدهاند یا به تفصیل بررسی نشدهاند. به اعتقاد وی، این ویژگی اثر را برای کسی که میخواهد بداند حزبالله از پیوند چه جریانهایی شکل گرفت، سودمند میکند.
با این حال، همین نقطه پایانی روایت کتاب، به یکی از محورهای اصلی نقد سخنرانان بعدی تبدیل شد. پرسش آنان این بود که آیا توضیح شرایط پیدایش یک سازمان، برای فهم اندیشه، ساختار و شیوه عمل خودِ آن سازمان کافی است یا پژوهش باید پس از ترسیم زمینهها، گام دیگری نیز بردارد؟
چارچوب کتاب و جای خالی پدیده
در ادامه، مختار شیخحسینی، استاد دانشگاه سخنان خود را با این تذکر آغاز کرد که موضوع نقد او کتاب است نه ارائه گزارشی جامع درباره حزبالله. او همچنین یادآور شد که متن اصلی اثر در سال ۱۳۸۳ نوشته شده و نباید از آن انتظار داشت به همه تحولاتی که پس از آن در لبنان و منطقه رخ داده پاسخ دهد. بازآرایی متن و مقدمه تازه نویسنده به انتشار کتاب کمک کردهاند، اما زمان نگارش پژوهش همچنان باید در ارزیابی دامنه آن در نظر گرفته شود.
وی مهمترین نقطه قوت کتاب را برخورداری از چارچوب تحلیلی دانست و گفت: ترمس دادههای تاریخی و اجتماعی متعددی در اختیار داشته و تقسیمبندی عوامل به داخلی و خارجی، یا محیطی و ارزشی، کمک کرده است هر داده در جای مناسبی قرار گیرد. خواننده به جای روبرو شدن با فهرستی پی در پی از حوادث، میتواند نسبت میان مهاجرت فلسطینیان، جنگ داخلی، گسترش جریانهای فکری، ارتباط شیعیان با حوزه نجف و تغییرات جامعه لبنان را دنبال کند.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، چنین نظمی برای تبدیل اطلاعات تاریخی به استدلال ضرورت دارد و در ادامه توضیح داد: پژوهشی که چارچوب روشنی نداشته باشد، ممکن است رویدادهای بسیاری را نقل کند اما نتواند نشان دهد هر رویداد چه سهمی در توضیح مسئله اصلی دارد. از نگاه شیخحسینی، کتاب در بسیاری از بخشها از این مشکل دور مانده و به همین دلیل برای خواننده علاقمند به مطالعات اجتماعی لبنان، اثری قابل استفاده است.
نکته مثبت دیگر از نظر او، تصویری بود که نویسنده از دشواری دولت-ملت سازی در لبنان ارائه میکند. در تحلیل ترمس، «ملتی که آرزوهای مشترک داشته باشد» به سادگی در لبنان شکل نگرفت و طایفهها در بسیاری از موقعیتها خود را همسطح یا حتی فراتر از دولت دیدند. تحلیل سیاست لبنان با فرض وجود دولتی یکپارچه، به معنایی که در برخی کشورهای دیگر شناخته میشود، ممکن است پژوهشگر را به خطا ببرد.
شیخحسینی توضیح داد: وقتی طایفه برای بسیاری از شهروندان نخستین شبکه حمایت و تعلق باشد، نمیتوان جایگاه بازیگران غیردولتی را تنها با پرسش از نسبت آنان با نهاد رسمی دولت سنجید. کتاب این ویژگی را به مسئله شکلگیری نامتوازن ساختار سیاسی و نیز نقش سیاستهای فرانسه پیوند میدهد.
وی افزود: این اثر، در کنار بحثهای نظری، نشانههایی از نابرابری در آموزش، درآمد و مهاجرت را نیز برای نشان دادن پیامدهای اجتماعی آن سیاستها مطرح میکند.

این استاد دانشگاه به بخش دیگری از کتاب اشاره کرد که به مواضع برخی عالمان شیعه در سالهای پس از جنگ جهانی اول میپردازد. او با خواندن بخشی از بیانیه منسوب به سید عبدالحسین شرفالدین، یادآور شد که در آن مقطع، حمایت از فیصل بن حسین و قرار گرفتن در چارچوب سیاسی سوریه، یکی از گزینههای مطلوب برای بخشی از شیعیان بود. چنین نمونههایی به خواننده ایرانی نشان میدهد که تصورات سیاسی امروز را نباید بدون توجه به شرایط همان دوره به گذشته تعمیم داد.
شیخحسینی همچنین از اشاره کتاب به برخی چهرهها و تلاشهای فکریِ مرتبط با ایران به عنوان سرنخهای پژوهشی یاد کرد و گفت: نامهایی که در اثر آمدهاند میتوانند آغازگر بررسیهای مستقل درباره انتقال ایدهها و ارتباط شبکههای فکری ایران و لبنان باشند. ارزش این اشارهها در آن نیست که همه پرسشها را پاسخ میدهند؛ بلکه در این است که مسیرهایی برای پژوهش بعدی پیش روی خواننده میگذارند.
این استاد دانشگاه سپس به مهمترین دستاورد کتاب از نگاه خود پرداخت: نشان دادن ریشههای بومی مقاومت در لبنان. او در این باره گفت: وقتی خواننده تاریخ کنشگری شیعیان، جایگاه عالمان دینی و واکنشهای اجتماعی به فشارهای سیاسی را در یک امتداد زمانی ببیند، در می یابد مقاومت در لبنان از خلأ پدید نیامده است. کتاب به خوبی نشان میدهد که جامعه محلی پیش از شکلگیری حزبالله نیز سابقه اعتراض، سازمان یابی و مواجهه با قدرت سیاسی داشته است.
شیخحسینی بلافاصله میان این امتیاز و یک محدودیت تمایز گذاشت و ادامه داد: اثر در ترسیم «زمینه» موفقتر از توضیح خودِ «پدیده» است. کتاب با دقتی قابل توجه شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی را واکاوی میکند، اما بحث درباره ایده حزبالله، سازمان آن، نهادها، رسانهها و شیوه کنشگریاش در بخش کوتاهی از اثر متمرکز شده است. ادامه این پروژه میتواند از همان جایی آغاز شود که کتاب فعلی به پایان میرسد.
وی برای تکمیل مطالعه موضوع، به کتابی از اکرم برکات درباره تاریخ شیعیان لبنان و نیز اثر شیخ نعیم قاسم درباره روش، تجربه و آینده حزبالله اشاره کرد و گفت: اثر نخست در پیگیری دورهبندیشده کنش عالمان و جریانهای شیعی جزئیات بیشتری ارائه میدهد و اثر دوم خواننده را مستقیمتر با مبانی فکری و نگاه حزبالله به رهبری، تغییر و سازمان آشنا میکند.

ریشههای محلی مقاومت
حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار هم در ادامه این نشست گفت: با وجود ارزش اطلاعات تاریخی و نظم کتاب، روایت تکوین حزبالله بدون توجه کافی به مبانی فکری شکلگیری آن ناقص میماند. چارچوبهای رایج علوم اجتماعی، اگر به تنهایی عینک تحلیل شوند، ممکن است پژوهشگر را از فهم تجربهای که در درون یک سنت فکری و دینی شکل گرفته دور کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) البته تصریح کرد که ترمس به دلیل آشنایی نزدیک با فضای لبنان و حزبالله، در بخشهایی از این محدودیت فراتر رفته و اطلاعات ارزشمندی به دست داده است. نقد او متوجه اصلِ توجه به شرایط اجتماعی نبود؛ مسئلهاش این بود که از نظر وی، این شرایط برای توضیح «چرا حزبالله؟» کافی نیستند. ریشههای محلی مقاومت را میتوان بسیار پیشتر دنبال کرد، اما پرسش از تکوین حزبالله به تحولات فکری و تشکیلاتی خاصی نیز نیاز دارد.
وی برای توضیح دیدگاه خود، روایتی منسوب به محمدجواد مغنیه از دیدار با امام خمینی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نقل کرد و گفت: مغنیه درباره مشکلات شیعیان لبنان سخن گفته و از امام خمینی (ره) پاسخ شنیده بود که پیروزی انقلاب ایران بر وضعیت آنان نیز اثر خواهد گذاشت؛ پاسخی که او در همان زمان قانعکننده نمیدانست اما بعدها درباره آن تجدیدنظر کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) سپس از گفتگویی شخصی با فردی لبنانی یاد کرد که از اعضای نخستین حزبالله بوده و شکلگیری آن را از نزدیک دیده است. در روایت این فرد، پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقطه عزیمت اصلی برای پیدایش حزبالله بود. به اعتقاد حجتالاسلام والمسلمین رهدار، این روایت با توضیحی که حزبالله را عمدتاً برآیند تدریجی زمینههای اجتماعی لبنان میداند، تفاوت مهمی دارد؛ هر چند هر دو به وجود پیشینه مقاومت در جامعه لبنان اذعان میکنند.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار از محدود بودن بحث ولایت فقیه در این کتاب انتقاد کرد و گفت: اگر این ایده از آغاز در تعریف رابطه نیروهای تشکیل دهنده حزبالله با رهبری انقلاب اسلامی و در تمایز آنان از دیگر جریانهای شیعی نقش داشته است، باید در پژوهش مربوط به تکوین حزبالله جای روشنتری پیدا کند.
جامعهای فراتر از مرزبندیها
حجتالاسلام والمسلمین رهدار بخش دیگری از سخنانش را به پیچیدگیهای درون جامعه لبنان اختصاص داد و گفت: تصویر شیعیان لبنان نباید به دو گروه ساده «حامی حزبالله» و «مخالف حزبالله» فرو کاسته شود. تمرکز بر اختلافهای شیعه و سنی هم اگر به نادیده گرفتن حامیان اهل سنت مقاومت بینجامد، تصویر تاریخی ناقصی به دست میدهد. او از شماری از عالمان و شبکههای مذهبی اهل سنت لبنان نام برد که در حمایت سیاسی، اجتماعی یا فکری از مقاومت نقش داشتهاند.
استاد حوزه همچنین به نقل از گفتگویی با یکی از عالمان لبنانی اظهار کرد که در دوره آوارگی خانوادههای جنوب لبنان، برخی شبکههای علمای اهل سنت برای اسکان آنان در مناطقی دیگر کمک کردهاند.
نقش سوریه موضوع دیگر مورد تأکید حجتالاسلام والمسلمین رهدار بود و در این باره گفت: رابطه حزبالله و دولت سوریه در سالهای نخست را نمیتوان تنها با نزدیکی یا دوری فکری توضیح داد. در کنار تفاوتهای ایدئولوژیک، باید مناسبات عملی و حمایتهای سیاسی و منطقهای سوریه را نیز بررسی کرد و با ارجاع به سخنان شهید سیدحسن نصرالله درباره روابط حزبالله و سوریه باید مطالعه دقیقتر این رابطه در پژوهشهای مربوط به مرحله تکوین انجام شود.
به گفته استاد حوزه و دانشگاه در کنار اشاره کلی به نقش ایران، لازم است کنش افراد و گروههای مشخص ایرانیِ حاضر در تحولات آغاز دهه ۱۳۶۰ نیز با اتکا به منابع بررسی شود.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار در این بخش، بار دیگر به روایت همان کنشگر لبنانی استناد کرد و از سفر گروهی از جوانان لبنانی برای آموزش در ایران و بازگشت آنان به لبنان همراه با شماری از ایرانیان سخن گفت و این روایت را نشانهای از اهمیت مطالعه شبکههای انسانی و تصمیمهای تشکیلاتی در کنار روندهای کلان اجتماعی دانست.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار در پایان تأکید کرد که نقدهایش نباید امتیازهای کتاب را تحتالشعاع قرار دهد. او اثر را خواندنی، روان و دارای صورتبندی منظم دانست و گفت: خواننده از آن اطلاعات تاریخی قابل توجهی به دست میآورد. طرح مسئله حزبالله از محدودهای که کتاب، به اقتضای موضوع و زمان نگارش خود، بررسی کرده فراتر میرود و برای تکمیل آن باید روایتهای دست اول، مبانی فکری و روابط پیچیده میان بازیگران لبنانی و منطقهای نیز بررسی شوند.












نظر شما