به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، فاطمه حائری شیرازی، فرزند مرحوم آیتالله محیالدین حائری شیرازی و مادر شهید محمدمهدی (صدرالدین) از شهدای جنگ رمضان، شامگاه چهارشنبه ۲۹ مهرماه در آیین رونمایی از کتاب محیالدین؛ برگهایی از خاطرات مرحوم آیتالله محیالدین حائری شیرازی که در پاتوق خانوادگی کتابرسان برگزار شد، به تشریح ابعاد شخصیتی، سیره تربیتی و آموزههای اخلاقی پدرش پرداخت و از نقش این آموزهها در مواجهه با شهادت فرزندش در جنگ رمضان سخن گفت.
وی با اشاره به تأثیر عمیق معارف اخلاقی و تربیتی آیتالله حائری شیرازی(ره)در زندگی خود، اظهار کرد: پس از رحلت پدرم در سال ۱۳۹۶، ابتدا برای تسکین دلتنگی و شنیدن صدای ایشان به سراغ مباحث تربیتی و آثارشان رفتم، اما پس از چند ماه، این آثار به منبعی برای شناخت عمیق معارف اخلاقی و تربیتی تبدیل شد و از آن زمان، بار دیگر شاگردی در محضر علمی و اخلاقی ایشان را آغاز کردم.
خانم حائری شیرازی افزود: آموزههای پدرم در سختترین لحظات زندگی، بهویژه پس از شهادت فرزندم، راهگشا بود و کمک کرد تا با تکیه بر معارف توحیدی، این مصیبت بزرگ را تحمل کنم و به آرامش برسم.
وی با تأکید بر اینکه آیتالله حائری شیرازی پیش از بیان آموزههای تربیتی، خود به آنها عمل میکرد، گفت: احترام به شخصیت و اختیار فرزندان، تقویت وجدان درونی، پرهیز از تحکم و تربیت مبتنی بر آگاهی و انتخاب، از مهمترین مبانی تربیتی ایشان بود.
آموزههای پدرم در روزهای پس از شهادت فرزندم راهگشا بود
خانم حائری شیرازی با روایت چگونگی شهادت فرزندش، شهید محمدمهدی ملقب به صدرالدین، بیان کرد: فرزندم ۲۴ سال داشت و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز، از نیروهای فعال فرهنگی دانشگاه و بنیانگذار یک شرکت دانشبنیان بود؛ او پیش از آغاز درگیریهای اسفندماه از من خواسته بود برای ازدواجش اقدام کنم و در همین زمینه، خانواده نیز پیگیریهایی انجام داده بود.
وی ادامه داد: با وجود شرایط جنگی، گفتوگوهای مربوط به ازدواج ادامه داشت. حدود ۴۸ ساعت پیش از شهادتش، پدرش با شوخی از او پرسید که چرا در چنین شرایطی به فکر ازدواج افتاده است. پسرم در پاسخ گفته بود که نمیتوان زندگی را تعطیل کرد و باید شئون مختلف زندگی در کنار یکدیگر ادامه داشته باشد.
مادر شهید صدرالدین با اشاره به آخرین دیدار خود با فرزندش، گفت: بعدازظهر روز بیستم ماه مبارک رمضان، مصادف با شب بیستویکم، قرار بود برای گفتوگوهای نهایی ازدواج با پدر دختر موردنظر دیدار کند. هنگام خروج از منزل، به من گفت که برای این گفتوگو کمی استرس دارد. به او یادآوری کردم که با نیت الهی وارد این مسیر شده و با توکل بر خدا آرامش داشته باشد.
خانم حائری شیرازی افزود: هنگام خروج، فرزندم خودرو را کمی به عقب برد، اما دوباره به حیاط برگشت. برایم عجیب بود. از ایوان به او اشاره کردم و گفتم که برایش آیه فالله خیرٌ حافظاً و آیتالکرسی میخوانم. این آخرین دیدار من با او بود.
وی با تشریح لحظات پس از وقوع انفجار، اظهار کرد: حدود یک ساعت بعد، صدای انفجاری مهیب در نزدیکی منزل شنیده شد. ابتدا خبر رسید که مسجدی در همان حوالی هدف قرار گرفته است؛ با فرزندم تماس گرفتیم، اما پاسخی نداد. برایش پیام فرستادم و از سلامت او خبر خواستم، ولی باز هم پاسخی دریافت نکردیم. همسرم بهسرعت به سمت محل حادثه رفت و من نیز با نگرانی راه افتادم.
مادر شهید صدرالدین با اشاره به نقش آموزههای قرآنی و تربیتی پدرش در آن لحظات، افزود: در مسیر، با خودم فکر میکردم که چرا اینقدر نگرانم، درحالیکه برای فرزندم آیتالکرسی خوانده و او را به خدا سپرده بودم؛ در همان لحظات، سخنان پدرم درباره حفظ مؤمن آلفرعون در ذهنم تداعی شد که بر اساس روایتی از امام صادق(ع)، یکی از جلوههای حفظ الهی، شهادت است.
وی ادامه داد: همچنین سخنان پدرم درباره معنای آیه استرجاع، إنا لله و إنا إلیه راجعون، در ذهنم زنده شد. ایشان تأکید میکردند که انسان با گفتن إنا لله، مالکیت خداوند بر وجود و داراییهای خود را میپذیرد و باید به اراده الهی در تدبیر امور نیز باور داشته باشد.
خانم حائری شیرازی با اشاره به لحظه اطلاع از شهادت فرزندش، گفت: همسرم پیش از رسیدن من به محل حادثه تماس گرفت و گفت که امام زمان(عج) پسرت را قبول کرده است. هنگامی که به محل رسیدم، با وجود فاصله اندک تا پیکر فرزندم، توان دیدن آن را نداشتم.
وی افزود: پس از بازگشت به خانه، درحالیکه برادران شهید در اوج بیتابی بودند، در ایوان نشستم و از خداوند پرسیدم که پس از بازپسگرفتن این امانت، با من چه خواهد کرد. در همان لحظه، سخن پدرم درباره برخاستن و خواندن زیارت عاشورا به یادم آمد و شروع به خواندن آن کردم.
مادر شهید صدرالدین با اشاره به تأثیر این توسل در آرامش روحی خود، اظهار کرد: تبیین پدرم از مراتب مواجهه با مصیبت، شامل صبر بر مصیبت، رضا به مصیبت و شکر بر مصیبت، در ذهنم نقش بست؛ این آموزهها و توسل به زیارت عاشورا، آرامشی در قلبم ایجاد کرد و تا امروز نیز در مواجهه با این فقدان، از معارف توحیدی ایشان بهره میبرم.
آیتالله حائری شیرازی پیش از بیان آموزههای تربیتی به آنها عمل میکرد
فرزند مرحوم آیتالله حائری شیرازی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی و عملی پدرش، گفت: یکی از وجوه برجسته شخصیت ایشان، پایبندی عملی به آموزههایی بود که به دیگران توصیه میکرد؛آیتالله حائری شیرازی به این اصل باور داشت که انسان باید با رفتار خود دیگران را به خوبیها دعوت کند و پیش از تربیت دیگران، به اصلاح و تربیت خویش بپردازد.
وی با اشاره به نمونههایی از رفتار پدرش در خانواده افزود: در کتابهای راه رشد نیز نمونههایی از این رویکرد دیده میشود؛ از جمله اینکه اگر احساس میکردند حقی از کودکی ضایع شده است، بدون ملاحظه جایگاه خود در جمع عذرخواهی میکردند. این رفتار نشاندهنده اهمیت رعایت حقوق دیگران در نگاه تربیتی ایشان بود.
خانم حائری شیرازی همچنین درباره توجه پدرش به نامگذاری فرزندان، اظهار کرد: پدرم معتقد بود فرزندان باید از نام، لقب و کنیه نیکو برخوردار باشند. نام شناسنامهای من فاطمه است، اما ایشان مرا فاخره صدا میکردند و امیدوار بودند که مایه فخر دین باشم. نام محیالدین نیز با همین نگاه از سوی پدر ایشان انتخاب شده بود تا به احیای دین کمک کند.
وی افزود: نام شناسنامهای فرزند شهیدم محمدمهدی بود، اما پدرم لقب صدرالدین و کنیه ابوالحسن را برای او انتخاب کرده بودند.
خانم حائری شیرازی با تشریح مبانی تربیتی آیتالله حائری شیرازی، بیان کرد: یکی از اصول اساسی در روش تربیتی ایشان، به رسمیت شناختن فهم، استقلال و اختیار فرزند بود. ایشان بر اساس آموزههای روایی، تربیت را در سه دوره هفتساله تبیین میکردند؛ در هفت سال نخست، کودک باید از آزادی و فرصت تجربه در محیطی امن برخوردار باشد؛ در هفت سال دوم، آموزش ضوابط و بایدها و نبایدها اهمیت پیدا میکند و در هفت سال سوم، والدین باید بیش از آنکه نقش آمر داشته باشند، بهعنوان مشاورانی امین در کنار فرزند قرار گیرند.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در دوران نوجوانی گفت: در آن دوران درباره تکالیفی مانند نماز و حجاب دغدغهها و چالشهایی داشتم. رویکرد مادرم در این زمینه سنتیتر و همراه با مراقبت سختگیرانه بود، اما پدرم از مچگیری و نظارت تحکمی پرهیز میکردند.
فرزند مرحوم آیتالله حائری شیرازی ادامه داد: یکبار برادرانم به پدرم گفتند که پیگیری کردهاند و من نمازم را نخواندهام. من نیز با گریه ادعا کردم که نماز خواندهام. پدرم در برابر اصرار دیگران ایستادند و تأکید کردند که وقتی فرزندشان میگوید نماز خوانده است، باید حرف او را پذیرفت و کسی حق تجسس ندارد.
وی افزود: این برخورد کریمانه تأثیر عمیقی بر من گذاشت؛ زیرا متوجه شدم که مسئله نماز و دیگر تکالیف دینی، صرفاً به نظارت بیرونی وابسته نیست و باید در وجدان و باور درونی انسان شکل بگیرد.
خانم حائری شیرازی با بیان اینکه آیتالله حائری شیرازی آگاهی و اختیار را دو رکن اساسی حرکت انسان میدانست، تصریح کرد: تربیت در نگاه ایشان به معنای کنترل دائمی رفتار فرزند نبود، بلکه هدف آن بیدارکردن عقل و فطرت و فعالکردن وجدان درونی انسان بود؛ به همین دلیل، هنگامی که از ایشان درباره شیوه تربیت فرزندان پرسیده بودند، پاسخ داده بودند که از دور این کار را انجام میدهند؛ به این معنا که زمینه رشد را فراهم میکنند تا فرد با آگاهی و اختیار مسیر خود را انتخاب کند.
نویسنده کتاب من فاخره ام در ادامه به نمونهای از شیوه تربیتی پدرش در مواجهه با نوه خود اشاره کرد و گفت: آیتالله حائری شیرازی زمانی که نوهشان، شهید صدرالدین، ۱۲ سال داشت، او را در سفر همراه خود بردند و روی صندلی جلو نشاندند؛ایشان امور مالی و حسابوکتاب سفر را نیز با در اختیار گذاشتن کارت بانکی به او سپردند.
وی خاطرنشان کرد: این رفتار به فرزندم احساس شخصیت، کرامت و هویت میداد و او را برای پذیرش مسئولیت آماده میکرد؛در این شیوه، اعتماد به فرزند در کنار آموزش و فراهمکردن فرصت تجربه، زمینه رشد استقلال و مسئولیتپذیری را ایجاد میکرد.
خانم حائری شیرازی با تأکید بر نقش این مبانی در شکلگیری شخصیت فرزند شهیدش اظهار کرد: آنچه در سیره تربیتی پدرم اهمیت داشت، فراهمکردن زمینهای بود که انسان با آگاهی، اختیار و اتکا به باورهای درونی خود مسیر زندگیاش را انتخاب کند. این نگاه، از مهمترین آموزههایی است که از شخصیت و آثار ایشان آموختهام.
در پایان این مراسم از دو کتاب «محیالدین»؛ برگهایی از خاطرات مرحوم آیتالله محیالدین حائری شیرازی و کتاب من فاخره ام خاطرات خانم فاطمه حائری شیرازی در پاتوق خانوادگی کتابرسان رونمایی شد.
انتهای پیام/











نظر شما