شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
بانوان نخبه حوزوی نیازمند حمایت جدی‌ترند / موانعی که در مسیر رشد نخبگان وجود دارد؟

حوزه/ بانوی طلبه و پژوهشگر حوزوی برگزیده رویداد نخبگانی البرز با تأکید بر ضرورت بازنگری در سازوکارهای شناسایی و حمایت از نخبگان، خواستار حمایت جدی‌تر نهادهای حوزوی به خصوص از بانوان نخبه حوزه شد.

خبرگزاری حوزه | بانوان طلبه نخبه از ظرفیت‌های ارزشمند حوزه‌های علمیه‌ هستند؛ ظرفیتی که شکوفایی آن، افزون بر حمایت از استعدادهای فردی، می‌تواند به ارتقای پژوهش دینی، تحول در عرصه تبلیغ و پاسخ‌گویی مؤثر به نیازهای جامعه بینجامد. با این‌حال در مسیر رشد، موانعی هم وجود دارد که گاه نه از کمبود توان علمی، بلکه از سازکارهای جذب و همچنین حمایت عملی از آنان نشأت می‌گیرد.

البته که نخبگی را نمی‌توان صرفاً با تعداد مقالات، معدل تحصیلی و یا شاخص های دیگر سنجید، چه آن که معیار اصلی باید ترکیبی متوازن از توان علمی، استمرار در فعالیت تخصصی، نوآوری، کیفیت آثار و به ویژه میزان اثرگذاری در حل مسائل واقعی جامعه باشد.

فاطمه رئوفی‌تبار، برگزیده جشنواره نخبگانی البرز در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری حوزه درباره فعالیت ها و بخصوص دغدغه‌هایش به عنوان یک بانوی طلبه نخبه سخن گفته که مشروح آن در ادامه می‌آید:

برای شروع بحث، لطفاً از سیر تحصیلات خود در حوزه یا دانشگاه بفرمایید و این که مشخصاً در حال حاضر در چه مقطع و رشته‌ای، مشغول به تحصیل هستید؟

با سلام و تشکر از دعوت شما برای انجام این مصاحبه. بنده، دانش‌آموخته دکتری فلسفه و کلام، استاد حوزه و دانشگاه و طلبه سطح چهار حوزه علمیه جامعه‌الزهرا(س) هستم. همچنین سه مدرک کارشناسی ارشد در رشته‌های مختلف جامعه‌شناسی، شیعه‌شناسی و کلام دارم و به زبان چینی نیز مسلط هستم.

در حوزه تبلیغ، به‌عنوان مبلغ متخصص و فعال فعالیت می‌کنم و بیش از یکصد ساعت در ماه به فعالیت‌های تخصصی تبلیغی اختصاص می‌دهم. در عرصه پژوهش نیز ۴کتاب و ۳۷ مقاله دارم و تاکنون ۴۰ جایزه مختلف پژوهشی، چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی از کشورهای خارجی، دریافت کرده‌ام.

همچنین ارزیاب و داور مجلات و همایش‌های پژوهشی بوده‌ام و ارائه‌های مختلفی درباره مقالات خود در کشورهای دیگر، از جمله عراق، داشته‌ام. در حال حاضر نیز در عرصه بازی‌های فکری و آموزشی با موضوع اعتقادات ویژه نوجوانان فعالیت دارم و تدریس و پژوهش را به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنم.

بانوان نخبه حوزه؛ استعدادهایی که در پیچ‌وخم حمایت‌های نهادی نادیده گرفته می‌شوند/ بانوان نخبه حوزه بیش از تبریک، به حمایت عملی نیاز دارند

بپردازیم به خود جشنواره نخبگانی البرز که در آن برگزیده اید، ضمن تبریک بابت این قضیه، نکته ای که قابل طرح است این که شاید بسیاری از مخاطبان ما به‌ویژه طلاب خواهر، آشنایی چندانی با این جشنواره نداشته باشند. لطفاً توضیح دهید که اساساً جشنواره نخبگانی البرز چگونه رویدادی است و آن طور که شنیده‌ایم، از این جشنواره به‌عنوان نوبل ایرانی یاد می‌شود. همچنین بفرمایید که چه شاخص‌ها و مؤلفه‌هایی داشتید که در این دوره از جشنواره به‌عنوان برگزیده انتخاب شدید؟ به بیان دیگر، چه فعالیت‌ها و دستاوردهایی داشتید که در این انتخاب مؤثر بوده است؟

همان‌طور که فرمودید، جشنواره البرز نسخه ایرانی جایزه نوبل است که به شناسایی نخبگان و استعدادهای برتر ایرانی می‌پردازد. این جشنواره بخش‌های مختلفی دارد و حوزه‌هایی مانند حمایت از فناوران، دانشجویان و طلاب را در بر می‌گیرد. من نیز برگزیده بخش حوزوی این جشنواره بودم.

مؤلفه‌های انتخاب نخبگان در این جشنواره صرفاً به تعداد مقالات یا کتاب‌های منتشرشده محدود نمی‌شود. برای مثال، داشتن معدل بالا و فعالیت در عرصه‌های مختلف نیز می‌تواند از جمله شاخص‌هایی باشد که در کنار یکدیگر در انتخاب نخبگان جشنواره البرز تأثیرگذار هستند.

بنابراین، موضوع صرفاً یک فعالیت یا موفقیت مقطعی نیست، بلکه مجموعه‌ای از سوابق و دستاوردها در زمینه‌های علمی، پژوهشی، تبلیغی و فعالیت‌های عام‌المنفعه مورد توجه قرار می‌گیرد. این موفقیت حاصل یک فعالیت خاص نیست، بلکه نتیجه استمرار، جدیت و اثرگذاری فرد در مسیر فعالیت‌های خود است.

به هر حال، کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که انجام داده‌اید، قطعاً در این موفقیت تأثیرگذار بوده‌اند. داورانی وجود دارند که این آثار را ارزیابی می‌کنند. درباره چهار کتابی که به آن‌ها اشاره کردید، لطفاً عناوین و موضوعات آن‌ها را بیان کنید تا مشخص شود در چه زمینه‌هایی فعالیت کرده‌اید.

یکی از کتاب‌هایی که روی آن کار کرده‌ام، در حوزه جنسیت و در زمینه مطالعات فرق و مذاهب است. در این اثر، موضوع جنسیت را از منظر دیدگاه وهابیت و علمای خودمان بررسی کرده‌ام و به ابعاد کلامی آن پرداخته‌ام.

یکی دیگر از کتاب‌ها نیز در حوزه فرق و مذاهب و درباره اندیشه امامت در زیدیه است. زیدیه از جمله فرقی است که در فعالیت‌های پژوهشی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

کتاب‌های دیگر نیز حاصل همکاری‌های پژوهشی بوده‌اند؛ به این معنا که بخشی از یک کتاب را بر عهده داشته‌ام یا در یک مجموعه موضوعی مشارکت کرده‌ام. برای مثال، یکی از موضوعات این مجموعه‌ها به مقاله‌ای مربوط می‌شد که من نوشته بودم و آن مقاله درباره معنای تشیع بود.

از صحبت‌های شما استفاده کردم که دامنه وسیعی از مباحث و علوم انسانی اسلامی را دنبال می‌کنید و این موضوع بسیار ارزشمند است. متأسفانه گاهی برخی شبه‌روشنفکران یا روشنفکرنمایان مطرح می‌کنند که بانوان محجبه یا افرادی که به مقوله عفاف و مباحث مرتبط با آن پایبندی دارند، در عرصه‌های علمی و پژوهشی موفقیت کمتری کسب می‌کنند. در حالی که شما می‌توانید نمونه‌ای باشید که خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. می‌خواهم بیشتر درباره این موضوع صحبت کنید. شما به‌عنوان پژوهشگر، نویسنده و مدرس فعالیت می‌کنید و به فعالیت‌های آموزشی و تمرینی نیز اشاره کردید. چگونه توانسته‌اید این فعالیت‌ها را در کنار یکدیگر پیش ببرید؟ سبک زندگی شما چگونه بوده است و چه هدف‌گذاری‌هایی داشته‌اید؟ تصور می‌کنم پاسخ شما برای بسیاری از خواهران طلبه‌ای که این مصاحبه را می‌بینند، جذاب باشد و بتوانند با آشنایی با تجربه‌های شما، از آن‌ها استفاده کنند.

البته من در جایگاهی نیستم که بخواهم به‌عنوان یک الگو معرفی شوم یا توصیه‌ای داشته باشم؛ اما به‌عنوان کسی که مسیری را طی کرده و این توفیق را داشته که در جشنواره‌ای مانند البرز و همچنین در میان برگزیدگان ۴۰ جایزه دیگری که عرض کردم، دیده شود، می‌توانم به نکاتی اشاره کنم که در زندگی خودم مورد توجه بوده‌اند.

یکی از این نکات، حمایت خانواده و نگاهی است که اعضای خانواده به مقوله علم و ارزش‌گذاری نسبت به آن دارند. این مسئله بسیار مهم است.

من خدا را شکر می‌کنم که این توفیق را داشته‌ام مادری اهل علم داشته باشم که خودشان این مسیر را طی کرده بودند و توانستم از بسیاری از تجربه‌های ایشان در مسیر علمی خودم استفاده کنم. همچنین پدری داشتم که همواره حامی ما بوده‌اند؛ چه در زمینه فعالیت‌های پژوهشی و علمی و چه در موقعیت‌هایی که لازم بود برای حضور در عرصه‌های مختلف اقدام کنیم. ایشان در تمام این زمینه‌ها از ما حمایت می‌کردند.من فکر می‌کنم نوع نگاه خانواده به علم و علم‌آموزی و ارزشی که برای این موضوع قائل هستند، اهمیت بسیار زیادی در این قضیه دارد.

برنامه‌ریزی از دوران نوجوانی؛ گامی مؤثر برای بهره‌گیری از فرصت‌های زندگی

نکته دومی که وجود دارد، این است که من هم به هر حال دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را پشت سر گذاشته‌ام و ممکن است در آن دوران، اوقات تلف‌شده زیادی داشته باشم؛ یعنی شاید من هم آن‌طور که باید و شاید، از فرصت‌های زندگی استفاده نکرده باشم. با این حال، سعی کردم در کنار همه تفریحات و فعالیت‌هایی که انجام می‌دادم، حتی در کنار برخی فعالیت‌هایی که شاید چندان مفید نبودند، برنامه‌ریزی مشخصی برای کارهایم داشته باشم.

من در دوران نوجوانی کتابی مطالعه کردم که شیوه برنامه‌ریزی روزانه را به ما آموزش می‌داد. بر اساس این روش، فعالیت‌هایی را که مدنظر داریم، در بازه‌های زمانی مختلف، از برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت تا برنامه‌های بسیار بلندمدت، یادداشت می‌کنیم و تلاش می‌کنیم هر روز یکی دو مورد از آن‌ها را انجام دهیم.

به‌تدریج، وقتی به این فهرست نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از موارد آن تیک خورده، انجام شده و به پایان رسیده است. همین روش ساده می‌تواند کمک کند تا فرد به‌مرور به اهدافی که برای خودش تعیین کرده است، دست پیدا کند.

از کسب رتبه در جشنواره‌های ادبی تا ورود جدی به عرصه پژوهش

من از دوران نوجوانی، به‌دلیل علاقه زیادی که به نویسندگی داشتم، این موضوع را به‌صورت جدی دنبال کردم. در سنین بسیار پایین، یعنی در ۱۳ و ۱۵ سالگی، در سه جشنواره مهم ادبی کشور، از جمله جایزه ادبی یوسف و جایزه اشراق، موفق به کسب مقام شدم.

این موفقیت‌ها انگیزه‌ای برای من ایجاد کرد تا مسیر و استعداد خودم را بهتر بشناسم. هرچه جلوتر رفتم، به‌واسطه اینکه قلمم تقویت شده بود و توانایی خوبی در نویسندگی داشتم، وارد عرصه‌های پژوهشی شدم و پس از آن، پژوهش را نیز به‌صورت جدی دنبال کردم.

در واقع، علاقه به نویسندگی و موفقیت‌هایی که از همان سنین پایین به دست آوردم، کمک کرد تا به‌تدریج مسیر فعالیت حرفه‌ای خودم را پیدا کنم و از توانایی قلم در عرصه‌های علمی و پژوهشی بهره بگیرم.

بانوان نخبه حوزه؛ استعدادهایی که در پیچ‌وخم حمایت‌های نهادی نادیده گرفته می‌شوند/ بانوان نخبه حوزه بیش از تبریک، به حمایت عملی نیاز دارند

موانع ورود بانوان طلبه به عرصه تدریس؛ از دشواری جذب تا محدودیت فرصت‌ها

یکی از موانعی که فکر می‌کنم وجود دارد، این است که جذب شدن برای تدریس به‌راحتی امکان‌پذیر نیست. حتی اگر فردی رزومه علمی و پژوهشی بسیار خوبی داشته باشد، باز هم ممکن است با این مانع مواجه شود که نتواند وارد فضای تدریس شود. در این میان، مؤلفه‌هایی نیز وجود دارند که نانوشته هستند و شاید ما اطلاع چندانی از آن‌ها نداشته باشیم. به هر حال، شرایطی برای تدریس وجود دارد، اما گاهی اجازه ورود به برخی نخبگان، به‌ویژه افراد مستعد، داده نمی‌شود.

من نیز وقتی دیدم زمینه تدریس برایم فراهم نمی‌شود، از یک طرف با این محدودیت مواجه بودم و از طرف دیگر، فعالیت‌های تبلیغی خودم را داشتم و آن‌ها را به‌صورت جدی دنبال می‌کردم. در نهایت تصمیم گرفتم تمرکز بیشتری بر حوزه پژوهش داشته باشم.

پژوهش؛ مسیری برای رشد علمی با تکیه بر توانمندی‌های فردی

یکی از ویژگی‌های پژوهش این است که برخلاف برخی عرصه‌های دیگر، لزوماً به یک نهاد یا سازمان حمایتی وابسته نیست و فرد می‌تواند با اتکا به توانایی‌ها و فعالیت‌های خودش، این مسیر را دنبال کند. به همین دلیل، تصمیم گرفتم این توانمندی را در خودم تقویت کنم و فعالیت پژوهشی را جدی‌تر پیش ببرم.

در ابتدا از همایش‌ها شروع کردم و برای همایش‌های مختلف مقاله می‌نوشتم. پس از مدتی، همایش‌ها به من سفارش کار می‌دادند. سپس به‌عنوان ارزیاب و داور مجلات، همایش‌ها و جشنواره‌ها شناخته شدم.در ادامه، این توفیق را پیدا کردم که بر اساس رزومه پژوهشی خودم، در سطح کشور، مقام‌ها و رتبه‌هایی کسب کنم.

بنابراین، با وجود موانع و مشکلاتی که در مسیر تدریس وجود داشت، تلاش کردم راه دیگری برای ادامه فعالیت علمی پیدا کنم و از طریق تقویت توانمندی‌های پژوهشی، مسیر پیشرفت خودم را ادامه دهم.

و اما در پاسخ به سوال شما، گاهی اوقات بانوان ما در مسیر ورود تخصصی به عرصه‌های علمی و پژوهشی با محدودیت در دستیابی به آن‌ها مواجه هستند. به‌ویژه در ابعاد علمی و تخصصی که باید کوشید زمینه‌های کم توجهی و بی توجهی به حقوق زنان از بین برود، به خصوص در سطح حوزه های علمیه ما به شدت نیاز داریم که فراتر از شعارها، حمایت‌های بهتر و جدی تری از نخبگان و مستعدین صورت گیرد.

از سوی دیگر، اگر بانویی مادر نباشد یا ازدواج نکرده باشد، در برخی موارد شرایط و حمایت‌های مربوط به او نادیده گرفته می‌شود. این در حالی است که بسیاری از نخبگان ما، با وجود آنکه سال‌هاست شناسایی شده‌اند، حمایت مشخص و روشنی دریافت نکرده‌اند؛ حمایتی که بتوانند بر اساس آن بگویند به‌عنوان استعداد برتر یا نخبه شناسایی شده‌اند و پس از این شناسایی، حمایت مؤثری از آن‌ها صورت گرفته است.

حقوق علمی و پژوهشی بانوان؛ مطالبه‌ای که نباید زیر سایه جنجال‌های رسانه‌ای قرار گیرد

در عین حال، بخش زیادی از صداهایی که در جامعه درباره حقوق زنان شنیده می‌شود، بر موضوعاتی مانند برهنگی، پوشش و مسائلی از این دست متمرکز است؛ موضوعاتی که شاید عقل سلیم نیز نپذیرد که فردی بخواهد آزادی خود را صرفاً در برهنگی تعریف کند. این سر و صداها گاهی باعث می‌شود حقوقی که واقعاً تضییع می‌شوند و موانعی که به‌طور جدی در مسیر پیشرفت زنان وجود دارند، کمتر دیده شوند. در حالی که مسائل و مطالبات دیگری نیز وجود دارد که نیازمند توجه جدی است.

از نظر من، این موانع واقعاً وجود دارند و لازم است مسئولان و مدیران بنشینند و به سخنان طلاب گوش دهند. پس از شنیدن این مطالبات نیز باید زمینه‌ای فراهم شود تا صدای طلاب منعکس شود و آثار و نتایج این گفت‌وگوها در عمل دیده شود.

بانوان نخبه حوزوی نیازمند حمایت جدی‌تر نهادهای حوزوی هستند

یکی از دغدغه‌های بسیار مهم، همین نکته‌ای است که شما به آن اشاره کردید؛ اینکه برخی صداها و آنچه گاهی به‌ظاهر دفاع از حقوق زنان نامیده می‌شود، به سمت مباحثی می‌رود که با حقیقت و جایگاه واقعی زن در تضاد است. با شنیدن صحبت‌های شما، به یاد فرمایش‌ها و تأکیدهای امام و رهبر شهیدمان درباره «الگوی سوم زن» افتادم؛ موضوعی که در سال‌های اخیر نیز بسیار درباره آن بحث شده است. شما بیشتر به ابعاد علمی، پژوهشی و تبلیغی این موضوع پرداختید. به نظر شما، چگونه می‌توان الگوی سوم زن را فارغ از هیاهوهایی که گاهی اهداف و اغراض درستی پشت آن‌ها نیست، تبیین کرد؟ منظور، الگویی است که نه زن را خانه‌نشین می‌خواهد و نه الگوی زن غربی را دنبال می‌کند؛ بلکه همان الگوی سومی است که حضرت آقا بارها به آن اشاره کردند: زنی که درعین‌حال که مادر خانواده و همسر است، می‌تواند در عرصه اجتماعی نیز فعال باشد.

یکی از نکاتی که فکر می‌کنم در شب‌هایی که شاهد برگزاری تجمعات در کشور و حضور مردم در حمایت از کشورشان هستیم، بسیار به چشم می‌آید، حضور بانوان است. می‌بینیم که در برخی خانواده‌ها، شاید مرد خانواده تمایل چندانی به حضور در این تجمعات نداشته باشد، اما این بانوان هستند که پیش‌قدم شده‌اند و خانواده را به حضور در این اجتماعات ترغیب می‌کنند. در واقع، بانوان در بسیاری از موارد طلایه‌دار حضور اجتماعی شده‌اند و زمینه حضور خانوادگی در تجمعات را فراهم می‌کنند.

از سویی با وجود اینکه همه ما می‌دانیم زنان موتور محرکه بسیاری از این حرکت‌ها بوده‌اند و در بسیاری از ابعاد، پیشگام بوده‌اند و نقش مهمی در تاب‌آوری ما پس از حادثه شهادت حضرت آقا داشته‌اند، همچنان وقتی می‌خواهیم از تأثیرگذاری زنان صحبت کنیم، گاه به یک تصویر کلیشه‌ای بسنده می‌کنیم.

یعنی زن را صرفاً به‌عنوان موتور محرکه همسر یا فرزندانش معرفی می‌کنیم یا تأثیرگذاری او را فقط در حضور جسمانی در خیابان خلاصه می‌کنیم؛ درحالی‌که اگر بخواهیم به حقیقت مسئله نگاه کنیم، موضوع بسیار فراتر از این است.البته من این مسئله را صرفاً جنسیتی نمی‌دانم که بخواهم بگویم فقط زنان در این عرصه مؤثر و مفید هستند؛ بلکه معتقدم این موضوع به ابعاد انسانیِ انسان مربوط می‌شود و زنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند.

سیره حضرت زهرا(س)؛ الگویی برای تبیین‌گری و حضور مسئولانه در جامعه

وقتی به سیره حضرت فاطمه زهرا(س) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ایشان خانه‌به‌خانه حرکت می‌کردند تا از ولی زمان خود حمایت کنند. ایشان با تبیین مسائل و رفع شبهات، مردم را دعوت می‌کردند که وارد عرصه‌های اجتماعی شوند و از ولی جامعه حمایت کنند.

این سیره نشان می‌دهد که نقش اجتماعی زن را نمی‌توان صرفاً به حضور فیزیکی یا ایفای نقش در خانواده محدود کرد. بانوان می‌توانند با تبیین، روشنگری، پاسخ‌گویی به شبهات و آگاهی‌بخشی، در تحولات اجتماعی نقش مؤثری داشته باشند.امروز نیز آنچه در میان بسیاری از نخبگان بانوی حوزوی خودمان مشاهده می‌کنم، همین مسئله است.

بانوان مبلغ موفق؛ از نقش تربیتی تا نوآوری در عرصه تبلیغ

یکی از کارهای پژوهشی که انجام می‌دهم، شناسایی بانوان مبلغ موفق در فضای مجازی است و قرار است حاصل این فعالیت در قالب یک کتاب و پژوهش منتشر شود.گاهی وقتی با این بانوان گفت‌وگو می‌کنم، نکات بسیار ارزشمندی مطرح می‌شود. در فعالیت‌های آن‌ها دغدغه‌مندی‌ها و نوآوری‌هایی می‌بینیم که واقعاً قابل توجه است.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که نقش زن صرفاً به حضور و حمایت از جنس مرد محدود نمی‌شود؛ به این معنا که زن نباید به ایفای نقش تربیتی بسنده کند، هرچند نقش تربیتی او، به‌ویژه در حمایت از خانواده و تربیت فرزندان، بسیار مهم است.

در کنار این نقش مهم خانوادگی، باید به آنچه در وجود خود زن به‌عنوان یک فرد، یک شخصیت و یک هویت مستقل وجود دارد نیز توجه کنیم. خود این بانوان، به‌عنوان افرادی دارای توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خاص، نقش‌های تأثیرگذاری ایفا کرده‌اند.

نوآوری‌هایی که در عرصه‌های تبلیغی داشته‌اند، فعالیت‌هایی که برای تبیین مسائل انجام می‌دهند و تلاش‌هایی که در زمینه رفع شبهات دارند، همگی از ابعادی هستند که باید در بررسی جایگاه بانوان طلبه به آن‌ها توجه جدی شود.به نظر من، این توانمندی‌ها و تجربه‌ها باید به‌درستی شناسایی و معرفی شوند تا مشخص شود بانوان طلبه چگونه می‌توانند در کنار ایفای نقش در خانواده، در عرصه‌های علمی، تبلیغی و اجتماعی نیز اثرگذار باشند.

از نگاه شما نخبگی به معنای دارا بودن چه شاخصه‌ها و مؤلفه‌هایی در وجود فرد است و این مهم به طور خاص از منظر یک نخبه حوزوی چگونه باید باشد؟

اگر بخواهم به این پرسش پاسخ بدهم، به چند مؤلفه اصلی اشاره می‌کنم؛

نخستین مؤلفه به خود طلبه مربوط می‌شود؛ این‌که در فعالیتی که قرار است در آن بدرخشد، جدیت، هدفمندی و استمرار داشته باشد. فرد باید از همان استعداد و فعالیت اصلی خود شروع کند و به‌تدریج، آن را در عرصه‌های دیگر نیز توسعه دهد.

برای مثال، همان‌طور که درباره خودم عرض کردم، علاقه زیادی به نویسندگی داشتم. همین علاقه را در عرصه تبلیغ، پژوهش و حتی فعالیت‌های تحصیلی به‌صورت جدی دنبال کردم و تلاش کردم مهارت‌های مرتبط با آن را به دست بیاورم.

بنابراین، یکی از شاخص‌های مهم نخبگی این است که فرد استعداد و علاقه خود را شناسایی کند، برای پرورش آن برنامه داشته باشد و با جدیت و استمرار، توانمندی‌های خود را در عرصه‌های مختلف گسترش دهد.

دومین مؤلفه، اثرگذاری و حرکت مؤثر است. گاهی افراد معدل بالایی دارند یا تعداد آثار پژوهشی آن‌ها زیاد است، اما اثرگذاری قابل‌توجهی ندارند و حرکت علمی آن‌ها نیز از انسجام و موفقیت لازم برخوردار نیست.

گاهی معیارهای کمی، با وجود اهمیتشان، بر معیارهای کیفی غلبه می‌کنند؛ درحالی‌که از نظر من، معیارهای کیفی در شناسایی یک فرد نخبه اهمیت بسیار زیادی دارند.

اگر فردی واقعاً بخواهد مسیر نخبگی را طی کند، باید علاوه بر تولید آثار علمی و کسب امتیازهای کمی، به کیفیت فعالیت‌های خود و تأثیری که بر جامعه می‌گذارد نیز توجه داشته باشد.صرف داشتن تعداد زیادی مقاله یا برخورداری از معدل بالا، به‌تنهایی نمی‌تواند نشان‌دهنده نخبگی باشد. مهم این است که فعالیت‌های فرد تا چه اندازه هدفمند، منسجم و اثرگذار هستند و چه نتایجی در عرصه علمی، پژوهشی یا اجتماعی به دنبال دارند.

بانوان نخبه حوزه؛ استعدادهایی که در پیچ‌وخم حمایت‌های نهادی نادیده گرفته می‌شوند/ بانوان نخبه حوزه بیش از تبریک، به حمایت عملی نیاز دارند

ضرورت توجه به نیازهای جامعه

در کنار این موارد، مسئله دیگری نیز وجود دارد که به مسئولان و افرادی مربوط می‌شود که وظیفه شناسایی نخبگان را بر عهده دارند. همان‌طور که پیش‌تر عرض کردم، گاهی یک‌سری شعارها و نیازهای اجتماعی در فضای عمومی غلبه پیدا می‌کنند و این مسئله بر فرایندهای تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد. البته توجه حوزه به نیازهای جامعه و ضرورت‌سنجی در این زمینه، کار درستی است؛ اما این توجه نباید به شکلی باشد که از برخی معیارهای اصلی غفلت شود.

به لطف الهی امروز کم نیستند بانوان طلبه که واجد توانمندی‌های علمی، پژوهشی و تبلیغی قابل توجهی هستند و دستاوردهای ارزشمندی در سال های اخیر به دست آورده اند. بنابراین، شناسایی و حمایت از آن‌ها باید بر اساس معیارهای روشن، تخصصی و منصفانه انجام شود، نه این‌که این تلقی ایجاد شود که زن بودن به عاملی برای محدود شدن فرصت‌ها تبدیل شده است.

به عنوان مثال، وقتی من تحصیلات حوزوی خودم را به پایان می‌رسانم، انتظار دارم بتوانم در همان مرکز حوزوی، به‌عنوان پژوهشگر یا مدرس مشغول فعالیت شوم؛ اما گاهی چنین امکانی فراهم نیست. فرایندهای جذب مبهم هستند و روشنگری کافی درباره آن‌ها صورت نمی‌گیرد. افراد نمی‌دانند بر اساس چه معیارهایی انتخاب می‌شوند، چرا برخی افراد جذب می‌شوند و چرا برخی دیگر، با وجود برخورداری از سوابق علمی و پژوهشی مناسب، از این فرصت‌ها محروم می‌مانند.از سوی دیگر،لازم است که ضمن شنیدن دغدغه ها و انتقادات طلاب به آن ها توجه شده و در برنامه ریزی ها مدنظر قرار بگیرند.

امام و رهبر شهیدمان بارها فرموده بودند که تا پای جان و تا آخرین نفس از نخبگان و جامعه علمی حمایت می‌کنند و انتظار می رود که این حمایت ها در همه جا از جمله در حوزه به شکل مشهودتر و ملموس تر صورت گیرد.

چرا برخی نخبگان حوزوی به سمت دانشگاه می‌روند؟

باید توجه داشت که برای یک طلبه، ورود دوباره به دانشگاه کار بسیار دشواری است. تصور کنید فردی سال‌های طولانی تحصیل در حوزه را پشت سر گذاشته و درس‌های دشوار حوزوی را گذرانده است؛ حالا باید دوباره وارد دانشگاه شود و مسیر تحصیل را از ابتدا آغاز کند. این کار قطعاً آسان نیست؛ اما گاهی احساس ناکافی بودن و این تصور که دیگر انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت در حوزه باقی نمانده است، می‌تواند فرد را به سمت فضاهای دانشگاهی سوق دهد. بنابراین، مسئله صرفاً تمایل طلاب به حضور در دانشگاه نیست، بلکه باید دید چه شرایطی باعث می‌شود فردی که سال‌ها در حوزه تحصیل کرده و توانمندی‌های علمی و پژوهشی به دست آورده است، برای ادامه مسیر حرفه‌ای خود به دنبال محیط دیگری باشد.

به نظر بنده اگر برنامه مشخص و جامعی برای حمایت و هدایت مسیر رشد آن‌ها وجود داشته باشد، آن ها با انگیزه بهتر و بیشتری منشأ خدمت خواهند بود. البته برنامه‌ریزی فردی ضروری است و هر طلبه‌ای باید برای رشد علمی خود برنامه داشته باشد؛ اما مسئله این است که در کنار برنامه‌ریزی فردی، باید مسیری روشن و هدفمند نیز وجود داشته باشد که انگیزه ایجاد کند و به طلبه کمک کند تا با اطمینان بیشتری مسیر پیشرفت خود را ادامه دهد.

از سوی دیگر وقتی فردی در نهادهای دانشگاهی به‌عنوان نخبه شناسایی می‌شود یا در جشنواره‌های مختلف رتبه کسب می‌کند، ممکن است امتیازاتی برای او در نظر گرفته شود. همچنین فردی که مقالات متعددی دارد، می‌تواند از این سوابق در مسیر تحصیلی خود استفاده کند؛ برای مثال، در برخی شرایط، از امتیازهای علمی خود برای معافیت از آزمون جامع بهره‌مند شود یا از طریق دستاوردهایش، مسیرهای عادی و زمان‌بر را کوتاه‌تر کند.اما در حوزه علمیه اگر فردی صد مقاله داشته باشد، باز هم باید آزمون جامع خود را پشت سر بگذارد. اگر فردی نخبه باشد و مقام‌های مختلفی کسب کرده باشد، باز هم ممکن است برای ورود به عرصه پژوهش مجبور شود فعالیت خود را از صفر آغاز کند. در تدریس نیز وضعیت به همین صورت است؛ یعنی سوابق و دستاوردهای فرد، گاه به‌درستی معادل‌سازی نمی‌شوند و لزوماً برای او امتیاز محسوب نمی‌شوند که امیدواریم در این زمینه تجدیدنظر صورت بگیرد.

اگر به عنوان جمع‌بندی، نکته خاصی مدنظر است، در خدمت شما هستیم

نکته‌ای که فکر می‌کنم شاید اصل و اساس این مصاحبه باشد و خود من نیز با همین انگیزه وارد این گفت‌وگو شدم، این است که گاهی تصور می‌کنیم برای حمایت از نخبگان، صرفاً باید تعدادی نهاد برای شناسایی آن‌ها ایجاد کنیم. در حال حاضر، در حوزه‌های علمیه نهادهایی برای شناسایی استعدادهای برتر و نخبگان وجود دارند؛ اما مسئله این است که باید به شیوه شناسایی، شاخص‌های ارزیابی و نحوه حمایت از افراد نیز توجه جدی کنیم.

در هر صورت آنچه مهم است این که شرایط و زمینه هایی فراهم شود که اولاً نخبگان به درستی شناسایی شده و ثانیاً سازوکارهایی تعبیه شود که به شکلی شایسته از آن ها حمایت مادی و معنوی به عمل آید. همچنین با شفاف تر شدن معیارهای جذب اساتید از ظرفیت نخبگان حوزه بخصوص در جامعه الزهرا(س) بیشتر و بهتر استفاده شود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha