چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۱
سینما باید ابعاد انسانی جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه را روایت کند

حوزه/حسین بابائیان، با تأکید بر ضرورت بازتاب پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه در آثار نمایشی گفت: سینما نباید به بازسازی صحنه‌های درگیری محدود شود، بلکه باید تأثیر این رویدادها بر زندگی خانواده‌ها، کودکان و مردم عادی را نیز به تصویر بکشد.

خبرگزاری حوزه | حسین بابائیان، فیلمساز، در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه، با تأکید بر ضرورت بازتاب ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه در آثار سینمایی، اظهار کرد: سینما در مواجهه با رویدادهای مهم و تأثیرگذار جامعه مسئولیتی فراتر از ثبت وقایع دارد و باید بتواند پیامدهای این رویدادها را در زندگی مردم به تصویر بکشد. جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه از جمله موضوعاتی هستند که ظرفیت‌های فراوانی برای پرداخت هنری دارند و انتظار می‌رود فیلمسازان با بهره‌گیری از زبان سینما، ابعاد مختلف این حوادث را برای مخاطبان روایت کنند.

وی ادامه داد: اگر سینما بخواهد نسبت خود را با جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه به‌درستی تعریف کند، نباید تنها به بازسازی صحنه‌های درگیری، نمایش تجهیزات نظامی یا روایت وقایع از زاویه نظامی محدود بماند. این رویدادها لایه‌های گوناگونی دارند که هرکدام می‌توانند دستمایه ساخت آثار سینمایی قرار گیرند. زندگی خانواده‌هایی که با اضطراب و نگرانی روزهای جنگ را سپری کرده‌اند، وضعیت کودکانی که معنای بسیاری از اتفاقات پیرامون خود را نمی‌دانند و تلاش پدران و مادران برای حفظ آرامش فرزندانشان، بخشی از واقعیت‌هایی است که باید در آثار نمایشی مورد توجه قرار گیرد. سینما زمانی می‌تواند به درک عمیق‌تری از یک رویداد کمک کند که از سطح اخبار عبور کند و به تجربه زیسته انسان‌ها برسد.

بابائیان با بیان اینکه جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه باید به بخشی از دغدغه‌های جدی فیلمسازان تبدیل شوند، تصریح کرد: پرداختن به این موضوعات نباید صرفاً به روزهای نخست وقوع حوادث محدود شود. ممکن است در مقطع وقوع یک رویداد، توجه جامعه به اخبار و اتفاقات روز معطوف باشد، اما سینما این ظرفیت را دارد که پس از فروکش کردن فضای خبری نیز به سراغ آثار و پیامدهای آن برود و پرسش‌هایی را مطرح کند که همچنان برای مردم اهمیت دارند. فیلمساز می‌تواند درباره تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی، شرایط اقتصادی، نگرانی‌های اجتماعی و نگاه انسان‌ها به آینده قصه بسازد. چنین آثاری به مخاطب کمک می‌کنند تا ابعاد مختلف یک تجربه جمعی را بهتر بشناسد و از منظری فراتر از گزارش‌های روزانه به آن نگاه کند.

این فیلمساز افزود: یکی از ضرورت‌های پرداختن به جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه، توجه به زندگی مردم عادی است. در هر جنگی، افرادی وجود دارند که نقشی در تصمیم‌گیری‌ها و شکل‌گیری منازعات ندارند، اما ناچارند با پیامدهای آن زندگی کنند. برای مثال، خانواده‌ای که پیش از جنگ نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرده، ممکن است در شرایط بحرانی با دشواری‌های بیشتری مواجه شود. پدر و مادری که دغدغه تأمین نیازهای فرزند خود را دارند، در چنین وضعیتی با نگرانی‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شوند. این موقعیت‌ها از نظر دراماتیک نیز اهمیت دارند؛ زیرا مخاطب می‌تواند با شخصیت‌هایی ارتباط برقرار کند که دغدغه‌هایشان به زندگی واقعی او نزدیک است. به اعتقاد من، پرداختن به این جزئیات، بدون اغراق و شعارزدگی، می‌تواند تأثیرگذاری آثار مرتبط با جنگ را افزایش دهد.

وی با اشاره به نقش فیلمسازان در ثبت تجربه‌های تاریخی و اجتماعی اظهار کرد: هر رویداد مهمی در زندگی یک ملت، ظرفیت آن را دارد که از منظرهای مختلف روایت شود. ممکن است یک فیلمساز به سراغ یک خانواده برود، دیگری زندگی یک کودک را محور قرار دهد و فیلمساز دیگری نیز از زاویه روابط اجتماعی یا مسائل اقتصادی به موضوع نگاه کند. قرار نیست همه آثار مربوط به جنگ ساختاری یکسان داشته باشند یا یک پیام را با شیوه‌ای مشابه منتقل کنند. اتفاقاً تنوع نگاه‌ها می‌تواند به شکل‌گیری تصویری کامل‌تر از آنچه جامعه تجربه کرده است، کمک کند. جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه نیز باید با همین رویکرد مورد توجه قرار گیرند؛ یعنی هر اثر با تکیه بر جهان داستانی و نگاه مستقل سازنده‌اش، بخشی از واقعیت را بازتاب دهد.

بابائیان با تأکید بر اهمیت صداقت در روایت رویدادهای معاصر گفت: اگر قرار است درباره اتفاقی که مردم آن را تجربه کرده‌اند فیلم بسازیم، باید نسبت به جزئیات و واقعیت‌های آن حساس باشیم. مخاطب امروز به‌واسطه دسترسی به اخبار و تصاویر مختلف، اطلاعات زیادی درباره رویدادها دارد و به‌سادگی می‌تواند فاصله میان یک روایت باورپذیر و تصویری تصنعی را تشخیص دهد. بنابراین، فیلمساز باید پیش از ورود به مرحله نگارش و تولید، درباره موضوع مورد نظر تحقیق کند، موقعیت‌های انسانی را بشناسد و از قضاوت‌های شتاب‌زده فاصله بگیرد. صرف انتخاب یک موضوع مهم، به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را به فیلمی ماندگار تبدیل کند؛ آنچه اهمیت دارد، چگونگی تبدیل آن موضوع به قصه‌ای منسجم، شخصیت‌هایی باورپذیر و موقعیت‌هایی است که بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.

وی با اشاره به تجربه‌های خود در پرداختن به موضوعات انسانی گفت: در فیلم کوتاه «حفره‌ها» تلاش کردم تأثیر شرایط جنگی بر زندگی یک خانواده را از طریق مسئله درمان یک کودک نشان دهم. شخصیت اصلی داستان پدری است که با موتورسیکلت مسافرکشی می‌کند و برای تأمین هزینه‌های زندگی خانواده‌اش تلاش دارد، اما بیماری دختر چهار ساله‌اش و نیاز او به دارویی گران‌قیمت، این خانواده را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. در چنین روایتی، جنگ صرفاً یک اتفاق بیرونی نیست، بلکه شرایطی است که به درون زندگی شخصیت‌ها راه پیدا می‌کند و تصمیم‌های روزمره آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در فیلم «دختر غزه» نیز به مسئله کودکان گرفتار در جنگ و اهمیت همدلی و فداکاری پرداخته‌ام. برای من، آنچه این دو اثر را به یکدیگر پیوند می‌دهد، توجه به انسان‌هایی است که در شرایط بحرانی همچنان با مسئله حفظ جان، امید به آینده و تلاش برای ادامه زندگی روبه‌رو هستند.

این فیلمساز ادامه داد: در کنار این تجربه‌ها، مجموعه «بنزوئلا» را نیز با نگاهی متفاوت به مسائل روز در نظر گرفته‌ام. این پروژه قرار است در قالب کمدی به موضوعاتی همچون مشتقات نفتی، بنزین و مناسبات ایران و آمریکا بپردازد و داستان آن در تهران، آبادان و محدوده خلیج فارس جریان دارد. در این مجموعه به دو جنگ اخیر نیز اشاره‌هایی خواهد شد، اما بنا نیست تمام روایت به موضوع جنگ یا تولید بنزین محدود شود. هدف این است که مسائل روز در دل یک قصه و از مسیر رفتار شخصیت‌ها پیش بروند. در مقابل، فیلم کوتاه «ضربان» بر رابطه دو پدر و دو دختر و انتخاب‌های دشوار آن‌ها برای نجات فرزندانشان تمرکز دارد و موضوع جنگ در مرکز روایت آن قرار نگرفته است. این تفاوت نشان می‌دهد که هر موضوعی، متناسب با ظرفیت داستانی خود، به زبان و ساختار ویژه‌ای نیاز دارد و نمی‌توان برای تمام آثار یک نسخه واحد در نظر گرفت.

بابائیان با بیان اینکه سینما برای پرداختن به جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه به قالب‌های متنوعی نیاز دارد، اظهار کرد: گاهی یک درام خانوادگی می‌تواند تأثیری عمیق بر مخاطب بگذارد و گاهی یک اثر اجتماعی یا حتی کمدی می‌تواند زمینه‌ای برای طرح پرسش‌های جدی فراهم کند. مهم این است که انتخاب قالب، متناسب با موضوع و ظرفیت‌های داستانی آن باشد. نباید تصور کنیم که برای پرداختن به یک رویداد مهم، الزاماً باید به سراغ روایت‌های سنگین و مستقیم برویم. چه‌بسا بتوان بخشی از دشواری‌های زندگی مردم در شرایط جنگی را از طریق یک موقعیت ساده و روزمره نشان داد و مخاطب را به تأمل واداشت. البته استفاده از طنز نیز به شناخت دقیق موضوع و رعایت تناسب میان فضای اثر و مسئله مورد بحث نیاز دارد.

وی با اشاره به ضرورت توجه به مخاطبان فراتر از مرزهای ایران تصریح کرد: سینما این امکان را فراهم می‌کند که تجربه‌های یک جامعه برای مردمی با زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت نیز قابل‌درک شود. برای رسیدن به چنین هدفی، لازم است روایت‌ها از ویژگی‌های انسانی مشترک بهره ببرند. نگرانی یک پدر برای فرزندش، تلاش مادری برای حفظ خانواده و امید انسان‌ها به ادامه زندگی، مفاهیمی هستند که مخاطبان در نقاط مختلف جهان می‌توانند با آن‌ها ارتباط برقرار کنند. اگر فیلمی بتواند این تجربه‌ها را صادقانه و با جزئیات درست روایت کند، امکان ارتباط با مخاطبان بیشتری را خواهد داشت. از این منظر، پرداختن به جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه می‌تواند علاوه بر ثبت بخشی از تجربه معاصر جامعه ایران، زمینه‌ای برای معرفی ابعاد انسانی این رویدادها به مخاطبان دیگر کشورها باشد.

این فیلمساز در پایان با تأکید بر پرهیز از نگاه سفارشی در تولید آثار مرتبط با رویدادهای روز گفت: من ترجیح می‌دهم درباره موضوعی فیلم بسازم که بتوانم با آن ارتباط برقرار کنم و ضرورت روایت آن را از درون احساس کرده باشم. حتی اگر یک موضوع از اهمیت اجتماعی و تاریخی بالایی برخوردار باشد، برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی موفق به قصه، شخصیت‌پردازی و ساختار دراماتیک نیاز دارد. فیلمسازان باید جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه را جدی بگیرند و درباره ابعاد مختلف آن بیندیشند، اما این توجه زمانی به نتیجه مطلوب می‌رسد که با شناخت، تحقیق و نگاه مستقل هنری همراه باشد. وظیفه سینما تنها بازگویی آنچه رخ داده نیست؛ سینما باید بتواند به مخاطب نشان دهد که یک رویداد چگونه بر زندگی انسان‌ها اثر گذاشته و چه پرسش‌هایی درباره آینده، خانواده، همدلی و ارزش جان انسان‌ها پیش روی جامعه قرار داده است.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha