به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، سهیل سرو، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در پنل علمی راهبردهای ارتباطی، دیپلماتیک و فناورانه مقابله با سلطه از منظر رهبر شهید که در سالن نمایشگاه بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، با تبیین مبانی قرآنی و ابعاد تمدنی استکبارستیزی در اندیشه و سیره رهبر شهید، اظهار داشت: استکبارستیزی علاوه بر مقابله با سلطه بیرونی، مقابله با استکبار درونی را نیز در بر میگیرد؛ زیرا روحیه خودبرتربینی و سلطهگری میتواند در سطوح مختلف فردی و اجتماعی بروز پیدا کند و به جامعه آسیب برساند.
وی با اشاره به تکرار مباحث استکبارستیزی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزود: جامعه ایرانی پیش از انقلاب نیز با مفاهیمی همچون استعمار، استثمار و امپریالیسم آشنایی داشت، اما انقلاب اسلامی با بازتعریف این مفاهیم در چارچوب مبانی دینی، صورتبندی تازهای از استکبارستیزی ارائه کرد و آن را به مفهومی بنیادین در هویت انقلاب اسلامی تبدیل ساخت.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه بازخوانی صرف دیدگاههای رهبر شهید برای تبیین این موضوع کافی نیست، تصریح کرد: باید از منظومه بیانات ایشان، الگوها و راهبردهای عملی استخراج شود؛ پرسش اساسی این است که آیا استکبارستیزی صرفاً مخالفت با قدرت سلطهگر است یا میتواند الگویی جامع برای دستیابی به استقلال، شکلدهی به جامعه و تحقق تمدن نوین اسلامی باشد؟
چهار لایه استکبارستیزی در منظومه قرآنی
سرو با تشریح چهار لایه استکبارستیزی در قرآن کریم بیان کرد: نخستین لایه، ریشه معرفتی استکبار و تکبر در برابر حق است؛ همان روحیهای که موجب میشود انسان در برابر فرمان الهی سرپیچی کند و برای خود استقلال و برتری موهوم قائل شود.
وی افزود: لایه دوم، تجسم اجتماعی استکبار و تبدیل آن به ساختارهای سلطه است. در قرآن کریم، نمونههایی از این ساختار را در داستان فرعون، قارون و هامان مشاهده میکنیم که هرکدام نمادی از ابعاد مختلف سلطه اقتصادی، سیاسی و قدرتطلبی هستند؛ این نمونهها نشان میدهد که استکبار تنها یک ویژگی فردی نیست، بلکه میتواند در قالب نظامهای اجتماعی و سیاسی سازمان پیدا کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به لایه سوم استکبارستیزی در قرآن، به سه فرمان مهم در مقابله با سلطه اشاره کرد و گفت: قرآن کریم علاوه بر نفی پذیرش سلطه، از مؤمنان میخواهد به ظالمان تکیه نکنند و زمینههای نفوذ و تسلط آنان را بر جامعه اسلامی از بین ببرند؛ بنابراین، مقابله با استکبار تنها به مخالفت زبانی و اعلام موضع محدود نمیشود، بلکه مستلزم جلوگیری از وابستگی و بستن مجاری نفوذ است.
وی ادامه داد: لایه چهارم، جنبه اثباتی استکبارستیزی است؛ به این معنا که قرآن کریم تنها به نفی سلطه بسنده نمیکند، بلکه بر توانمندسازی مستضعفان و فراهم کردن زمینه ایستادگی و استقلال آنان تأکید دارد؛ بر این اساس، استکبارستیزی باید به توانمندسازی جامعه و ایجاد ظرفیتهای لازم برای اداره مستقل آن منجر شود.
سرو با استخراج چهار مؤلفه از منظومه فکری رهبر شهید در زمینه شناخت استکبار اظهار داشت: خودبرتربینی و ادعای برتری بر دیگران، نخستین مرحله است. مرحله دوم، خودحقپنداری و تصور حق تعیین تکلیف برای دیگران است؛ بهگونهای که فرد یا قدرت سلطهگر خود را مجاز میداند برای دیگران تصمیم بگیرد و مسیر زندگی آنان را تعیین کند.
وی افزود: مرحله سوم، سلطهگری و مداخله در منافع و سرنوشت دیگران است و مرحله چهارم زمانی شکل میگیرد که این سلطه به یک نظام پایدار و سازمانیافته قدرت تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید بر جایگاه استکبارستیزی در هویت انقلاب اسلامی تصریح کرد: بر مبنای اندیشه رهبر شهید، استکبارستیزی در امتداد مفاهیم قرآنی، یکی از دو رکن هویتی انقلاب اسلامی است و نمیتوان با کنار گذاشتن آن، همچنان از حفظ ماهیت انقلاب اسلامی سخن گفت.
وی با اشاره به هشدار رهبر شهید درباره باقی ماندن صرفاً نام و صورت ظاهری جمهوری اسلامی، خاطرنشان کرد: اگر ارکان هویتی انقلاب تضعیف شود، ممکن است از جمهوری اسلامی تنها یک عنوان باقی بماند و محتوای اصلی آن دچار آسیب شود.
استکبارستیزی به سه مرحله نفی، شناخت و ساخت نیاز دارد
سرو با تشریح سه مرحله اساسی در تحقق استکبارستیزی اظهار داشت: نفی سلطه، شناخت سازوکارهای آن و ساختن الگوی جایگزین، سه مرحلهای هستند که باید بهصورت پیوسته دنبال شوند.
وی با بیان اینکه صرف مخالفت با استکبار و اعلام برائت از سلطه برای تحقق استقلال کافی نیست، افزود: اگر جامعه تنها در مرحله نفی باقی بماند و به شناخت دقیق عرصههای نفوذ و سپس ایجاد ظرفیتها و الگوهای جایگزین نرسد، در عمل نمیتواند به استقلال واقعی دست پیدا کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به تأکید رهبر شهید بر جهاد تبیین و مقابله با جنگ روایتها گفت: امروز استقلال سیاسی بهتنهایی پاسخگوی نیازهای جامعه نیست و باید برای تحقق استقلال فرهنگی، اقتصادی و شناختی نیز برنامهریزی کرد.
وی با اشاره به ضرورت تحقق اقتصاد مقاومتی و ایجاد ابزارهای مستقل اقتصادی بیان کرد: برخورداری از اسناد و سیاستهای بالادستی کافی نیست؛ بلکه باید این سیاستها به مرحله اجرا و ساخت ظرفیتهای واقعی برسند؛ اگر در عرصه اقتصادی از وابستگی سخن بگوییم، اما نتوانیم زیرساختها و ابزارهای لازم برای استقلال را فراهم کنیم، همچنان با آسیب مواجه خواهیم بود.
سرو همچنین با اشاره به ضرورت ایجاد الگوهای بومی در عرصه فناوری و رسانه اظهار داشت: ساخت یک جایگزین برای شبکههای اجتماعی خارجی، صرفاً به تولید یک نرمافزار محدود نمیشود؛ بلکه آن جایگزین باید بتواند نیازهای واقعی مخاطب را پاسخ دهد و از جذابیت، قابلیت ارتباطگیری، ادبیات متناسب و ظرفیت سرگرمکنندگی برخوردار باشد.
وی تأکید کرد: اگر محصول جایگزین نتواند کارکردهای مورد انتظار مخاطب را تأمین کند، صرف تولید آن به معنای تحقق استقلال نیست. در چنین شرایطی، جامعه با تکرار شعارها بدون مشاهده دستاوردهای ملموس مواجه میشود و اعتماد لازم برای همراهی با الگوی جایگزین شکل نمیگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید بر ضرورت توجه به مسائل درونی جامعه گفت: استکبارستیزی زمانی میتواند به مرحله ساخت و تمدنسازی برسد که در کنار استقلال سیاسی، موضوعاتی همچون عدالت اجتماعی، کاهش شکاف طبقاتی، آزادی و فراهم کردن زمینه مشارکت و پیشرفت مردم نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: نمیتوان از استقلال سخن گفت، اما نسبت به آسیبهای درونی جامعه بیتفاوت بود. اگر عدالت اجتماعی تقویت نشود و مردم در دستیابی به فرصتهای پیشرفت و مشارکت مؤثر با محدودیت مواجه باشند، فرایند استقلال و تمدنسازی به تکامل نمیرسد.
سرو با اشاره به مراحل پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی در منظومه فکری رهبر شهید بیان کرد: استکبارستیزی در هر یک از این مراحل، مأموریت و کارکرد مشخصی دارد و نمیتوان آن را صرفاً به یک دوره یا مقطع تاریخی محدود کرد.
وی ادامه داد: در مرحله شکلگیری انقلاب اسلامی، استکبارستیزی به معنای مقابله با وابستگی و دستیابی به استقلال، بهویژه استقلال سیاسی، بود؛ در مرحله نظامسازی نیز هدف، ایجاد نهادها و ساختارهایی بود که بتوانند مستقل از الگوهای وابسته عمل کنند و در برابر بحرانها و حوادث مختلف پایداری داشته باشند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت استحکام درونی نظام اسلامی اظهار داشت: یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، شکلگیری ساختاری بود که با شهادت شخصیتهای برجسته و فرماندهان ارشد، استمرار نظام و اداره کشور دچار فروپاشی نشد. این موضوع در مقایسه با برخی تجربههای تاریخی ایران اهمیت دارد؛ چراکه در دورههای گذشته، با مرگ یا کنار رفتن حاکم، گاه ساختار حکومت نیز دچار فروپاشی و بیثباتی میشد.
وی با اشاره به تجربههای تاریخی ایران در دورههایی همچون پس از مشروطه، سقوط حکومت رضاشاه و تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ افزود: در برخی از این دورهها، جابهجاییهای متعدد دولتها و تداوم چرخه استبداد و بیثباتی، مانع شکلگیری یک ساختار پایدار سیاسی شد؛ اما استمرار نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با حوادث و از دست دادن شخصیتهای کلیدی، نشاندهنده اهمیت نهادسازی و تقویت استحکام درونی نظام است.
سرو با بیان اینکه این ظرفیت باید برای نسل جوان تبیین شود، خاطرنشان کرد: نسل امروز باید با دستاوردهای ساختاری انقلاب اسلامی و اهمیت ایجاد نهادهای پایدار آشنا شود تا بتواند نقش خود را در حفظ و تقویت این ظرفیتها ایفا کند.
وی مرحله دولتسازی را نیز نیازمند تربیت کارگزاران برخوردار از خودسازی و صلاحیتهای لازم دانست و گفت: در مراحل بعدی، جامعهسازی و جامعهپردازی باید با هدف تحقق سبک زندگی اسلامی و تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی دنبال شود تا زمینه حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی فراهم شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت توجه به استقلال شناختی اظهار داشت: اگرچه کشور در عرصه سیاسی به دستاوردهایی در زمینه استقلال رسیده است، اما در عرصه شناختی همچنان با چالشهایی مواجه هستیم و سلطهگران تلاش میکنند بر نحوه اندیشیدن، تشخیص مسائل و انتخاب راهکارهای جامعه تأثیر بگذارند.
وی افزود: سلطه شناختی زمانی شکل میگیرد که یک قدرت خارجی بتواند تعیین کند جامعه چگونه فکر کند، چه موضوعی را مسئله بداند و برای حل مسائل خود چه راهکاری را انتخاب کند؛ بنابراین، استقلال شناختی به معنای برخورداری از قدرت تشخیص مستقل و جلوگیری از شکلگیری وابستگی در عرصه اندیشه و محاسبات است.
سرو با تفکیک استکبارستیزی از ستیزهجویی و لجبازی تصریح کرد: استکبارستیزی به معنای مخالفت بیضابطه با هر سخن یا پیشنهاد طرف مقابل نیست. نمیتوان هر نوع مخالفت و تقابل را بهعنوان استکبارستیزی تعریف کرد؛ چراکه این رویکرد باید بر مبنای عقلانیت، تشخیص صحیح منافع و حفظ استقلال شکل بگیرد.
وی ادامه داد: مقابله با سلطه باید هدفمند و مبتنی بر تأمین امنیت و استقلال باشد. گاهی در تحلیلهای اجتماعی، هزینههای استقلال نادیده گرفته میشود؛ درحالیکه دستیابی به استقلال ممکن است هزینههایی داشته باشد، اما باید میان هزینههای استقلال و پیامدهای وابستگی تفاوت قائل شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به برخی مباحث مطرحشده درباره دموکراسی و پذیرش الگوهای فرهنگی غربی بیان کرد: نمیتوان صرفاً با استناد به خواست اکثریت، همه الگوها و ارزشها را بدون توجه به مبانی و چارچوبهای نظام دینی پذیرفت؛ در نظام جمهوری اسلامی، مردمسالاری در چارچوب مبانی و ارزشهای اسلامی تعریف میشود و استقلال و هویت دینی نیز از مؤلفههای اساسی آن است.
سرو با تأکید بر اینکه استکبارستیزی نباید به معنای انزوای بینالمللی تلقی شود، اظهار داشت: استکبارستیزی به هویت جغرافیایی یا مخالفت با ملتهای دیگر ارتباطی ندارد؛ مسئله اصلی، مقابله با رفتار سلطهگرانه دولتها و قدرتهایی است که در امور دیگر کشورها مداخله میکنند و استقلال و کرامت ملتها را نادیده میگیرند.
وی افزود: جمهوری اسلامی با ملت آمریکا یا ملتهای دیگر مشکلی ندارد، بلکه مسئله اصلی با سیاستها و رفتارهای سلطهگرانه دولتهایی است که در امور داخلی کشورها دخالت میکنند و به دنبال تحقیر ملتها هستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت گسترش ارتباطات بینالمللی بر مبنای اصول عزت، حکمت و مصلحت خاطرنشان کرد: جهان را نباید صرفاً به آمریکا و چند کشور اروپایی محدود کرد؛ ظرفیتهای گستردهای برای ارتباط و همکاری با سایر کشورهای جهان وجود دارد؛ اما این ارتباطات باید بهگونهای تنظیم شود که استقلال تصمیمگیری، کرامت ملی و منافع کشور حفظ شود.
وی با جمعبندی مؤلفههای استکبارستیزی موفق گفت: تحقق این رویکرد به سه نتیجه اساسی منجر میشود؛ نخست، مقاومت در برابر سلطه؛ دوم، توانمندی در عرصه استقلال اندیشه و شناخت؛ و سوم، استقلال در تصمیمگیری. این سه مؤلفه زمینه شکلگیری الگویی عادلانه و کارآمد برای زندگی جمعی و حرکت به سوی تمدنسازی را فراهم میکنند.
سرو با تأکید بر ضرورت وارد کردن مبانی استکبارستیزی در سیاستگذاریها و برنامههای اجرایی کشور اظهار داشت: هر سیاست و برنامهای را باید با چهار پرسش اساسی ارزیابی کرد.
وی در تشریح این چهار پرسش بیان کرد: نخست، آیا این سیاست موجب کاهش وابستگی کشور میشود و تنوع شرکای تجاری و اقتصادی را افزایش میدهد؟ دوم، آیا قدرت تصمیمگیری مستقل برای کشور ایجاد میکند یا همچنان تصمیمگیری را به یک قدرت خاص وابسته میسازد؟
این استاد دانشگاه افزود: سوم، آیا سیاست موردنظر موجب تقویت عدالت و عاملیت مردم میشود و فرصتهای پیشرفت و بهرهمندی از ظرفیتهای جامعه را در اختیار آنان قرار میدهد؟ چهارم، آیا این سیاست میتواند یک الگوی جایگزین، سازنده، کارآمد و قابل عرضه به جامعه ارائه کند؟
وی تأکید کرد: اگر این چهار معیار در سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرد، استکبارستیزی از سطح شعار فراتر میرود و به یک الگوی عملی برای اداره جامعه و تحقق استقلال و پیشرفت تبدیل میشود.
استکبارستیزی باید به الگویی تمدنی و قابل عرضه تبدیل شود
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تجربه برخی کشورهای در حال رشد، از جمله چین، اظهار داشت: ممکن است کشوری بدون قرار دادن استکبارستیزی در مرکز گفتمان سیاسی خود، در برخی عرصههای اقتصادی و صنعتی پیشرفت کند؛ اما مسئله جمهوری اسلامی صرفاً دستیابی به رشد اقتصادی نیست، بلکه تحقق استقلال و شکلدهی به الگویی متناسب با هویت تاریخی و مبانی قرآنی جامعه است.
وی افزود: در بررسی تجربه کشورهایی مانند چین، میتوان مشاهده کرد که پیشرفت اقتصادی و صنعتی الزاماً به معنای شکلگیری یک الگوی فرهنگی مستقل و متناسب با هویت بومی نیست. ازاینرو، جمهوری اسلامی باید در کنار پیشرفت مادی، برای تقویت استقلال فکری، فرهنگی و تمدنی نیز برنامه داشته باشد.
سرو با تأکید بر نقش حافظه تاریخی ایرانیان و مفاهیم قرآنی در شکلگیری این الگو خاطرنشان کرد: استکبارستیزی در منظومه فکری رهبر شهید، صرفاً یک موضع سیاسی و واکنشی نیست، بلکه باید به الگویی برای توانمندسازی جامعه، استقلال در اندیشه و تصمیمگیری و در نهایت تمدنسازی تبدیل شود.
جهاد علمی در منظومه فکری رهبر شهید
در ادامه این نشست، دبیر نشست ذوالفقاری نیز با اشاره به جایگاه جهاد در منظومه فکری رهبر شهید اظهار داشت: یکی از ویژگیهای برجسته اندیشه ایشان، جاری بودن مفهوم جهاد در عرصههای مختلف زندگی، علم، فناوری و فعالیتهای دانشگاهی بود؛ بهگونهای که حتی فعالیتهای علمی متعارف همچون مقالهنویسی نیز باید در چارچوب اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار گیرد.
وی با تأکید بر اینکه جهاد علمی صرفاً به ابزارهای نظامی و شیوههای متعارف مبارزه محدود نمیشود، افزود: در عرصه علم و فناوری، ابزار جهاد، اندیشه، مغز، قلم، دانش و ظرفیتهای فکری انسان است؛ اما آنچه اهمیت دارد، جهتگیری این فعالیتها و هدفی است که در خدمت آن قرار میگیرند.
دبیر نشست تصریح کرد: برای تشخیص جهادی بودن یک فعالیت علمی، باید مشخص شود که آن فعالیت در راستای منافع کشور، انقلاب اسلامی و اهداف ترسیمشده قرار دارد و کدام نیاز و تهدید اساسی را پاسخ میدهد. صرف انتشار تعداد زیادی مقاله علمی در مجلات معتبر بینالمللی، بهتنهایی نمیتواند معیار جهاد علمی باشد.
وی ادامه داد: باید بررسی کرد که یک مقاله یا فعالیت پژوهشی چه مسئلهای را حل میکند، چه دستاوردی برای کشور دارد و آیا در مسیر تقویت ظرفیتهای علمی و فناورانه و تحقق آرمانهای جامعه قرار گرفته است یا خیر.
ذوالفقاری با اشاره به ضرورت هدفمند بودن فعالیتهای علمی گفت: جهاد علمی باید هوشمندانه، عاقلانه، هدفمند و متناسب با نیازهای واقعی کشور باشد و بتواند در برابر چالشها و تهدیدها، ظرفیتهای علمی و فناورانه کشور را تقویت کند.
وی با اشاره به تجربه فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی در مجموعههایی همچون مؤسسه رویان خاطرنشان کرد: پژوهشگران و فعالان عرصه علم و فناوری باید در کنار توجه به شاخصهای متعارف علمی، میزان اثرگذاری و نقش راهبردی فعالیتهای خود را نیز ارزیابی کنند و ببینند دستاوردهای آنان تا چه اندازه در مسیر پیشرفت کشور و تقویت استقلال علمی قرار دارد.
دبیر نشست در پایان با اشاره به ضرورت استمرار بهرهگیری از اندیشههای رهبر شهید اظهار امیدواری کرد:جامعه علمی کشور بتواند با تبیین و عملیاتیسازی این دیدگاهها، مسیر جهاد علمی و فناوری را با هدف تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی ادامه دهد.
انتهای پیام/











نظر شما