به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام یوسفی روز سه شنبه در برنامه تلویزیونی «آفتاب شرقی» با تفسیر آیه ششم سوره مبارکه بینه، به تبیین تفاوت کفر با جهل و غفلت، شیوه مواجهه پیامبر اکرم(ص) با جریانهای معارض و مفهوم وحدت در سیره نبوی و علوی پرداخت و گفت: وحدت در منطق پیامبر(ص) به معنای همراهی با اکثریت نیست، بلکه باید بر محور حق شکل بگیرد و مقابله با ظلم و دشمن مشترک میتواند زمینه همکاری میان افراد و جریانهایی با دیدگاههای متفاوت باشد.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به آیه ششم سوره بینه، «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أُولَئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ»، اظهار کرد: در این آیه، قرآن کریم از کافران اهل کتاب و مشرکان سخن میگوید و آنان را از بدترین آفریدگان معرفی میکند. نکته قابل توجه این است که قرآن میان عنوان اهل کتاب و کفر تفکیک قائل میشود و نشان میدهد که صرف تعلق به یک دین یا مذهب، به معنای قرار گرفتن در جایگاه کفر نیست.
حجتالاسلام یوسفی با تأکید بر ضرورت شناخت مفهوم کفر در قرآن افزود: کفر در معنای قرآنی به معنای پوشاندن حقیقت و لجاجت در برابر دانستههاست. بنابراین، کفر را نباید صرفاً در برابر اسلام یا در قالب تفاوتهای ظاهری ادیان تعریف کرد؛ بلکه مسئله اصلی آن است که انسان در برابر حقیقتی که آن را شناخته و به آن آگاهی پیدا کرده، چه موضعی اتخاذ میکند.
وی برای توضیح تفاوت کفر با جهل و غفلت، به شناخت انسان از ویژگیهای نزدیکان خود اشاره کرد و گفت: ممکن است ما از برخی ویژگیهای افراد دیگر، مانند وضعیت جسمی، خلقوخو یا عادتهای روزانه آنان اطلاع نداشته باشیم، اما درباره فرزند خود اطلاعات دقیقی داشته باشیم؛ زیرا وضعیت سلامت، تغذیه، خواب و رفتار او را پیگیری میکنیم. در اینجا تفاوت میان ندانستن و آگاهی داشتن روشن میشود. مسئله کفر نیز به همین نسبت، با آگاهی و نوع مواجهه انسان با حقیقت ارتباط دارد.
این کارشناس دینی با اشاره به آیه «یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ» گفت: قرآن درباره برخی اهل کتاب میفرماید آنان پیامبر را چنان میشناسند که فرزندان خود را میشناسند. بنابراین، بحث درباره کسانی است که با وجود شناخت و آگاهی، در برابر حقیقت موضع انکار و لجاجت میگیرند.
تفاوت مؤمن و منافق در مواجهه با نیکی و سختی
حجتالاسلام یوسفی در ادامه برای تبیین تفاوت ایمان و نفاق، به سخنی از امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه اشاره کرد و گفت: حضرت میفرمایند اگر بینی مؤمن را با شمشیر بزنم و در مقابل، دنیا را در کام منافق بریزم، باز هم مؤمن از من رویگردان نمیشود و منافق به من علاقهمند نخواهد شد.
وی با طرح این پرسش که چند درصد از مردم ممکن است در برابر سختی و حتی آسیب، همچنان بر محبت خود پایدار بمانند، افزود: مؤمن کسی است که رابطهاش با حقیقت و حق، وابسته به منفعت و احسان نیست؛ اما در مقابل، برخی افراد با دریافت منفعت و نیکی به دیگران علاقهمند میشوند و با تغییر شرایط و از دست رفتن منافع، موضعشان نیز تغییر میکند.
این کارشناس دینی با اشاره به عبارت «النّاسُ عَبیدُ الإحسان» اظهار کرد: بسیاری از مردم در برابر نیکی و احسان واکنش مثبت نشان میدهند و اگر کسی به آنان خیر برساند، به او علاقه پیدا میکنند. به اعتقاد من، بخش بزرگی از مردم جهان را نمیتوان صرفاً با معیار کفر ارزیابی کرد؛ بسیاری از آنان آزادیخواهاند و در مواجهه با ظلم و تجاوز، موضعی انسانی و قابل توجه دارند.
وی با اشاره به واکنش برخی شهروندان اروپایی به پیامدهای جنگ و حمله آمریکا به ایران گفت: برای نمونه، برخی از مردم اروپا از تأثیر حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز بر زندگی و منافع خود سخن میگویند و به همین دلیل با این اقدامات مخالفت میکنند. این واکنشها نشان میدهد که در میان مردم، حتی با وجود تفاوتهای اعتقادی، میتوان زمینههایی برای مخالفت با ظلم و تجاوز پیدا کرد.
شیوه پیامبر(ص) در مواجهه با جریانهای معارض
حجتالاسلام یوسفی با اشاره به حوادث صدر اسلام و رفتار برخی از مسلمانان مدینه در برابر اهلبیت(ع) گفت: ممکن است افرادی از نظر ظاهری مسلمان باشند، نماز بخوانند و به احکام فقهی پایبند باشند، اما در برابر حقیقتی که شناختهاند، موضعی متفاوت اتخاذ کنند. وی در این زمینه به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) درباره برخی افراد پس از رحلت پیامبر(ص) اشاره کرد و افزود: برای شناخت درست میدان مبارزه، باید میان جهل، غفلت و مخالفت آگاهانه با حقیقت تفاوت قائل شد.
این کارشناس دینی در ادامه با طرح این پرسش که چرا پیامبر اکرم(ص) از همان ابتدای حضور در مدینه با یهودیان وارد جنگ نشد، گفت: پیامبر(ص) در آغاز، با گروههایی از یهودیان پیمانهایی منعقد کرد و تا زمانی که این پیمانها نقض نشده بود، بر اساس آنها رفتار میکرد. به اعتقاد من، یکی از دلایل این شیوه آن بود که اگر پیامبر از ابتدا وارد جنگ میشد، ممکن بود منافقان مدینه با استفاده از پیوندهای اقتصادی و منافع مشترک، علیه ایشان شورش کنند.
وی با اشاره به نقش یهودیان در فعالیتهای اقتصادی و بازار مدینه اظهار کرد: بخشی از خرید و فروش و مبادلات اقتصادی مردم با بازارهای تحت اختیار یهودیان انجام میشد. از این رو، پیامبر(ص) باید شرایط اجتماعی را نیز در نظر میگرفت و زمینه اقناع افکار عمومی را فراهم میکرد. در این نگاه، مبارزه تنها به اقدام نظامی محدود نمیشود؛ بلکه باید زمان و شرایط اجتماعی برای مقابله با جریان متجاوز نیز فراهم باشد.
حجتالاسلام یوسفی با اشاره به تحولات مربوط به ایران و رژیم صهیونیستی گفت: گاهی ممکن است یک اقدام در مقطعی موجب شکلگیری فضایی علیه یک کشور شود، اما با گذشت زمان و روشن شدن ابعاد رفتار طرف مقابل، نگاه افکار عمومی تغییر کند. به اعتقاد من، در مبارزه باید بهگونهای عمل کرد که جامعه بتواند ماهیت ظلم و تجاوز را بهدرستی درک کند و همراهی عمومی شکل بگیرد.
پذیرش حکومت از سوی امیرالمؤمنین علی(ع) با انگیزه مقابله با ظلم
این کارشناس دینی در بخش دیگری از سخنان خود به ماجرای پذیرش حکومت از سوی امیرالمؤمنین علی(ع) پس از کشته شدن خلیفه سوم اشاره کرد و گفت: پس از این واقعه، مردم به خانه امیرالمؤمنین(ع) رفتند و از ایشان خواستند مسئولیت حکومت را بپذیرد. حضرت در نهجالبلاغه درباره دلایل پذیرش حکومت به حضور مردم و تمام شدن حجت اشاره میکنند.
وی با استناد به عبارت «لَوْلَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ» اظهار کرد: امام علی(ع) حضور مردم و فراهم شدن زمینه یاری را از دلایل پذیرش حکومت معرفی میکنند و در ادامه نیز به عهد و مسئولیتی اشاره دارند که خداوند از عالمان گرفته است تا در برابر پرخوری و ستم ظالمان سکوت نکنند.
حجتالاسلام یوسفی افزود: از این بیان میتوان دریافت که انگیزه اصلی امیرالمؤمنین(ع) از پذیرش حکومت، صرفاً دستیابی به قدرت نبود؛ بلکه مبارزه با ظلم و برقراری عدالت، جایگاهی اساسی در این تصمیم داشت. این نکته در شناخت منطق مبارزه در سیره علوی اهمیت فراوانی دارد.
وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره غدیر و کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» گفت: برداشت شیعیان از واقعه غدیر، وجوب امامت و اطاعت از امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ اما ممکن است دیگر مسلمانان این برداشت اعتقادی را نداشته باشند. با این حال، آنان میتوانند پیوند عاطفی و جایگاه حضرت علی(ع) را بپذیرند و ایشان را دوست داشته باشند. بنابراین، حتی اگر همه افراد یک برداشت واحد از غدیر نداشته باشند، میتوان از ظرفیت مشترک محبت به امیرالمؤمنین(ع) و مخالفت با ظلم برای ایجاد همکاری استفاده کرد.
وحدت در منطق پیامبر(ص) بر محور حق است، نه همراهی با اکثریت
حجتالاسلام یوسفی در ادامه با تأکید بر ضرورت بازشناسی مفهوم وحدت در سیره پیامبر اکرم(ص) گفت: برخی تصور میکنند وحدت به معنای ایستادن در کنار اکثریت است؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست. حضرت زهرا(س) در مقطعی در اقلیت قرار داشتند و امام حسین(ع) نیز در شرایطی قیام کردند که همراهان ایشان در اقلیت بودند. بنابراین، معیار وحدت نمیتواند صرفاً تعداد افراد یا همراهی با جریان غالب جامعه باشد.
وی با اشاره به تعبیر «جَماعَةُ أَهْلِ الحَقِّ وَإِنْ قَلُّوا» اظهار کرد: در منطق پیامبر(ص)، باید حق و اصل درستی وجود داشته باشد و افراد، حتی اگر تعدادشان اندک باشد، بر محور آن گرد هم بیایند. در واقع، وحدت زمانی معنا پیدا میکند که یک مبنای درست و مشترک، محور همبستگی قرار گیرد.
این کارشناس دینی با اشاره به خطبه پیامبر اکرم(ص) در حجةالوداع و عبارت «المسلمون إخوة» گفت: پیامبر(ص) مسلمانان را برادر یکدیگر معرفی کردند و در ادامه بر ضرورت همبستگی آنان در برابر دشمن تأکید داشتند. در این نگاه، مسلمانان باید در برابر دشمنی که به آنان ظلم میکند، به صورت یکپارچه عمل کنند.
وی افزود: بر اساس این منطق، هر فردی که ظلم و تجاوز را بشناسد و برای مقابله با آن اقدام کند، میتواند در یک جبهه مشترک قرار گیرد؛ حتی اگر از نظر اعتقادی یا فرهنگی با دیگر اعضای آن جبهه اختلاف داشته باشد.
حجتالاسلام یوسفی با اشاره به سخنان رهبر شهید انقلاب درباره قرار گرفتن افراد در سمت درست تاریخ گفت: اگر امکان همکاری و ایستادن در یک جبهه با جوانی آمریکایی که با سیاستهای تجاوزکارانه مخالفت میکند وجود دارد، چگونه نمیتوان با یک زن ایرانی که ممکن است از نظر ظاهری حجاب متفاوتی داشته باشد، اما شعار مخالفت با آمریکا و رژیم صهیونیستی سر میدهد، در یک جبهه قرار گرفت؟
وی در پایان تأکید کرد: باید منظومه فکری پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) در زمینه مبارزه، وحدت و مواجهه با جریانهای معارض را بهدرستی شناخت. وحدت در این منظومه، به معنای کنار گذاشتن حق یا نادیده گرفتن اختلافات اعتقادی نیست؛ بلکه به معنای یافتن محورهای مشترک برای مقابله با ظلم و ایستادگی در برابر دشمن است.
انتهای پیام/










نظر شما