حجتالاسلام والمسلمین ناصر ابراهیمی جویباری، از اساتید مدارس علمیه استان مازندران، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نامگذاری چهاردهم آبانماه به عنوان «روز فرهنگ عمومی»، به تبیین ابعاد جنگ نرم و ضرورت مهندسی فرهنگی پرداخت و اظهار داشت: در کنار عوامل متعدد و متنوع سختافزاری، عوامل غیرمادی و به اصطلاح «نرم»، همواره تأثیری تعیینکننده در نتیجه رقابتها و چالشها دارند. تشخیص صحیح زمان، مکان و نحوه مواجهه امری است که در گرو اعتماد ناشی از تسلط بر قوای موجود و در دسترس میباشد.
مبلّغ شهرستان جویبار «اعتماد» را خروجی نظامی مستقرّ و «تثبیتشده» دانست که امکان بقای توأم با پویایی را برای سیستم فراهم میسازد. وی افزود: مهاجمان فرهنگی همواره تلاش کردهاند تا با ضربه به این ارکان، اهداف خود را محقق سازند. تهاجم فرهنگی به مثابه یک چالش فقط زمانی میتواند برای نظام جمهوری اسلامی مثمر ثمر واقع گردد که حضور فرهنگی خود را مبتنی بر مباحثی چون مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی شفاف و مستند ساخته باشد.
۱. دگرگونی استعمار؛ از تسلط نظامی تا تخریب فرهنگی
کارشناس دینی یادآور گردید: یافتن روشی برای استمرار شیوه گذشته استعمارگران در استثمار کشورهای مستعمره، دغدغهای بود که مدام در اندیشه سلطهگران پرورانده میشد. در همین چارچوب بود که تهاجم اروپاییان از حالت نظامی تغییر کرد و رنگ و بوی فرهنگی یافت. استعمارگران برای حفظ موقعیت خود و استمرار استثمار و بهرهکشی از جوامع زیر سلطه، پس از سلطه نظامی با اقدامهای حسابشده، تخریب فرهنگ جوامع زیر سلطه را آغاز نمودند و نظریههایی تدوین کردند که در حقیقت چیزی جز نظریه ناهنجار نژادپرستی نبود.
وی یادآور گردید: به عنوان نمونه میتوان به سیاست جذب تدریجی اهالی بومی اشاره کرد که تلاش کم و بیش خشونتآمیزی برای انکار فرهنگ زیر سلطه بود، و همچنین نظریه «آپارتاید» که بر اساس تسلط اقتصادی و سیاسی یک اقلیت نژادپرست بر مردم افریقای جنوبی تدوین، و به کار گرفته شد و مستلزم انواع جنایتهای تجاوزکارانه بر ضد انسانیت بود. در حقیقت، فرهنگ همواره عبارت است از زندگی یک جامعه، برآیند فعالیتهای سیاسی و اقتصادی آن، و انعکاس روابط اجتماعی است. تجربه سلطه استعماری نشان میدهد که استعمارگر برای تداوم بهرهکشی، بیگانگی فرهنگی را سبب میشود و آن را از طریق جذب بومیان یا ایجاد شکاف میان نخبگان و مردم گسترش میدهد.
۲. نقش مخرب نظام آموزشی در استعمار فرهنگی
حجتالاسلام ابراهیمی جویباری اظهار داشت: فرهنگ استعماری کوشیده است در زمینههای تمدن و جامعهشناسی، تسلط سیاسی و اقتصادی جوامع را توجیه کند. اصرار اغراقآمیز گروهی از تاریخنویسان استعماری در باب تأثیر آب و هوا در رشد اقتصاد و تمدن، از همین جا نشأت میگیرد. تمام نویسندگانی که درباره استعمار قلم میزنند، آشکارا یا به طور ضمنی به آموزش و پرورش نیز توجه میکنند. البر ممی نشان میدهد که چگونه وجوه تشابه و اختلاف میان نظامهای آموزشی کشور قطب و مستعمره علیه استعمارزده کار میکنند.
وی گفت: مواد درسی و زبان تدریس در مدارس مستعمرات به طرز حیرتانگیزی نظیر مدارس کشور قطب است. در مدارس ابتدایی توجه خاصی به زبان، ارزشها و هنجارهای اروپایی و تحقیر آنچه سادهبینانه است، میشود. تاریخی که به استعمارزده میآموزند تاریخ کشور خود او نیست. دو زبان داشتن صرفاً به منزله در اختیار داشتن دو وسیله نیست، بلکه به معنای مشارکت در دو قلمرو روانی و فرهنگی متضاد است. بالا بودن درصد ملتهایی که ترجیح میدهند پس از استقلال همچنان روابط نزدیکی با کشور استعماری سابق داشته باشند، گواه موفقیت آموزش استعماری در همانندسازی است.
۳. فرهنگ؛ بالاترین عنصر در هویت و موجودیت جامعه
مبلّغ شهرستان جویبار خاطرنشان کرد: موقعیت استعماری، فرهنگ ملی را در کلیت خود متوقف میکند و در پایان دو قرن استثمار، دورنمایی خشک و بیفروغ از آن باقی میگذارد. هر فرهنگی برای شکفته شدن به چارچوب نیاز دارد، اما در رژیم استعماری، این فرهنگ محبوس و مومیایی شده و تفکر فردی را نیز مومیایی میکند. از طرف دیگر اروپاییان برای بیاعتبار کردن فرهنگهای زیر سلطه، استعمارزدگان را بدون فرهنگ معرفی مینمایند.
وی با اشاره به تعریف جامعهشناسان از تمدن افزود: فرهنگ، تمدنی است خاص یک جامعه که هیچ ملت دیگری در آن شرکت ندارد؛ بنابراین هیچ جامعهای بدون فرهنگ نیست و ادعای استعمارگران کذب است. پس باید میان فرهنگها گفتوگویی سالم و سازنده برقرار گردد.
استاد مدارس علمیه مازندران با استناد به سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: امام خمینی (ره) در این باره میفرماید: «استقلال فرهنگ، استقلال جامعه، بیشک بالاترین و والاترین عنصری است که در موجودیت هر جامعه دخالت دارد ... با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی و نظامی قوی باشد، ولی پوچ و میانتهی است.»
۴. مراحل سهگانه تهاجم فرهنگی و راهکار مقابله
مبلّغ دینی و کارشناس مسائل فرهنگی در بخش پایانی سخنان خود با تشریح گامهای هجمه نرم دشمن اظهار داشت: در تهاجم فرهنگی سه مرحله وجود دارد: مرحله اول، «الغای فرهنگ خودی» با هدف قطع رابطه فرهنگی مردم با گذشته و دینزدایی است.
مرحله دوم، «القای فرهنگ بیگانه» است که با تضعیف باورهای دینی و انزوای روحانیت، زمینه پذیرش ارزشهای غربی نظیر دوران پهلوی را فراهم میکند.
مرحله سوم، «تثبیت فرهنگ بیگانه» از طریق روی کار آوردن دولتهای وابسته و ترویج مدارس غربی و بیحجابی است.
حجتالاسلام ابراهیمی جویباری خاطرنشان کرد: استعمار میخواهد فرهنگ را از حالت پویا به ایستا درآورد؛ در حالی که مبارزه واقعی ملتها از ریشه و فرهنگ جامعه آغاز میشود و مهندسی فرهنگی سد محکمی در برابر این توطئههاست.










نظر شما