حجتالاسلام و المسلمین مجتبی تقیزاده، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نامگذاری چهاردهم آبان، به «روز فرهنگ عمومی» اظهار داشت: در دوران کنونی که جهان با امواج پرشتاب انفجار اطلاعات، گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی و هجمههای پیچیده ارتباطی روبهروست، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا اقبال جوامع به دین رو به افول نهاده یا روندی ارتقابخش دارد؟
کارشناس دینی یادآور گردید: پاسخ به این پرسش از دو منظر قابل واکاوی است؛ در نگاه نخست که رویکردی ایدئولوژیک و مبتنی بر بینش قرآنی است، حرکت کلی بشریت در درازمدت بیتردید به سوی حاکمیت دینداری و احیای معنویت اصیل گام برمیدارد. این مدعا یک شعار انتزاعی نیست، بلکه ریشه در سرشت و ساختار خلقت انسان دارد؛ زیرا دین امری کاملاً منطبق بر فطرت الهی است و آدمی در نهایت به خاستگاه زلال وجودی خویش رجوع خواهد کرد.
وی با تبیین جامعهشناختی نوسانات تاریخی در جوامع مختلف خاطرنشان کرد: در بستر تاریخ، گرایش به معنویت همواره دارای ادواری نامنظم بوده است. در برهههایی از حیات تمدنها، اقبال جمعی به حقایق ایمانی شکوفا میشود و در مقاطعی دیگر، به دلایل گوناگون سیاسی، اقتصادی و معرفتی، نوعی گریز ظاهری از مناسک پدید میآید. مطالعه دقیق این فرایندها نیازمند بررسی ژرف درونمایههای هر فرهنگ است. برآیند نوسانات دینداری در تاریخ بشر بر پایه فلسفه تاریخ اسلامی، همواره رو به تکامل و ارتقای فهم باطنی از معنویت بوده است. دینداری تنها در بروز و ظهورهای صوری و کالبدی خلاصه نمیشود؛ مدارک تاریخی نشان میدهد که سطح درک انسانها از مفاهیم قدسی و توحیدی ارتقا یافته است. همانگونه که شریعت مسیحیت دوره تکاملی یهودیت بود و اسلام به عنوان نقطه اوج و اکمل ادیان الهی درخشید، نشاندهنده ارتقای ظرفیت روحی و پذیرش ژرفتر بشر در طول اعصار است.
مبلّغ شهرستان آمل، روند تحولات را حرکتی سینوسی و روبهرشد ارزیابی کرد و افزود: جامعه انسانی پیوسته میان کششهای فطری و انحرافات دنیاطلبانه در حرکت است. با ظهور مصلحان و حل معضلات بنیادین، امواج بازگشت به دین اوج میگیرد و با غلبه غفلتهای ناشی از روزمرگی، رخوت مقطعی پدیدار میشود. با این حال، تبار تاریخی و ریشههای دینداری در تمدن ایران تفاوتی بنیادین با بسیاری از جوامع غربی دارد. ملت ایران از دیرباز مردمی برخوردار از دانش، سواد، خردورزی و تعهد دینی بودهاند؛ در حالی که مناطق شمالی و میانی اروپا تا چند سده پیش در فقر تمدنی و رفتارهای غیرمدنی به سر میبردند و ریشه موحد بودن آنان به چند سده تجاوز نمیکند، اما ملت ایران چند هزار سال تجربه زیست یکتاپرستانه و فرهنگ دینی مستحکم در کارنامه هویتی خود دارد.
پیوند فطرت ایرانی با عقلانیت مکتب اهلبیت (ع) و ناکامی موجهای سکولار
پژوهشگر معارف اسلامی با تشریح نقش شاکلهبخش معارف آلالله در تثبیت باورهای ملی یادآور شد: شاکله بنیادین فرهنگ عمومی ایران طی چهارده قرن گذشته و به ویژه در چهارصد سال اخیر، با مکتب اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است. این مکتب الهی چون بر پایههای پولادین عقل، استدلال و فطرت ناب بنا شده، با روح حقیقتجوی فرهنگ ایرانی درهمآمیخته و سازگاری بینظیری یافته است. رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرمودهاند که در خصایص فرهنگی ایرانیان مؤلفههایی وجود دارد که پذیرش و جذب زلال مکتب اهلبیت (ع) را هموار ساخت. حتی در سدههای نخستین هجری که مذهب رسمی کشور تشیع نبود، ایرانیان همواره پیشتاز ابراز ارادت به خاندان پیامبر (ص) بودند و برای درک محضر و زیارت امامان معصوم سر از پا نمیشناختند.
وی با اشاره به بروز مقطعی جریانهای غیردینی و روشنفکری وارداتی در تاریخ معاصر تصریح کرد: در دورههایی از تاریخ معاصر، به ویژه دهههای بیست، سی و چهل خورشیدی، موجهای فکری گوناگونی نظیر مارکسیسم و گرایشهای مادیگرایانه در میان بخشی از روشنفکران پدیدار شد، اما بررسی دقیق حیات این افراد نشان میدهد که پذیرش چنین تفکراتی غالباً جنبه سیاسی و واکنشی داشت تا اینکه مبتنی بر باوری عمیق و فلسفی باشد. شاهد روشن این حقیقت، سیر دگردیسی فکری چهرههای شاخصی چون جلال آلاحمد و بسیاری از اهل قلم بود که در واپسین مراحل سلوک فکریشان، به خاستگاه مذهبی و ریشههای هویتی بازگشتند. لایههای زیرین فکری جامعه ایرانی چنان با دینداری سرشته شده است که پوششهای موقت هرگز نتوانسته این گوهر ناب را از بین ببرد.
مبلّغ مذهبی با یادآوری هنر بیبدیل حضرت امام خمینی (ره) در بازخوانی ظرفیتهای خفته جامعه ادامه داد: در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و در بحبوحه سالهای میانی دهه پنجاه که استبداد پهلوی گمان میکرد ایران را در گرداب سکولاریسم و بیبندوباری غربی غرق ساخته است، امام راحل (ره) ندای توحیدی خویش را سر دادند. پیام حیاتبخش ایشان لایههای ظاهری را کنار زد و به ژرفای جان جوانانی رسید که در فضاهای بهظاهر غربزده رشد کرده بودند. این رجوع اعجابانگیز به بنیادهای فطری نشان داد که محبت به اهلبیت (ع) سرمایهای نیست که یکشبه محو شود. اکنون نیز علیرغم تلاطمهای سیاسی و التهابات تبلیغاتی، وجدان دینی مردم زنده است؛ نمونه این بازگشت فطری را حتی در ترکیه پس از هفت دهه تحمیل لاییسیته آتاتورکی یا در احیای کلیساها و مساجد پس از فروپاشی شوروی دیدهایم؛ سرمایهای که در فرهنگ ایرانی بسیار اصیلتر و ریشهدارتر از سایر نقاط جهان است.
نظریه هسته سخت فرهنگ در مواجهه با تکانههای اقتصادی و لغزشها
حجتالاسلام و المسلمین تقیزاده با نقد شبهه دینگریزی ناشی از فشارهای معیشتی خاطرنشان کرد: ساختار جامعه و فرهنگ عمومی درست همانند سیستم فیزیولوژیک و هوشمند بدن انسان عمل میکند. زمانی که عوامل نامساعد بیرونی به جسم هجوم میآورند، عوارضی چون تب، التهاب یا عفونت پدیدار میشود و سیستم را موقتاً از تعادل خارج میسازد، اما کدهای حیاتی و دستگاه ایمنی درونزا مجدداً فعال شده و بدن را به تعادل و سلامت بازمیگردانند. در هندسه اجتماعی نیز «هسته سخت فرهنگ» نقشی مشابه ایفا میکند و جوهره این هسته سخت در ایران عزیز، دینداری و پیوند با اولیای الهی است. نابسامانیهای اقتصادی یا برخی عملکردهای ناروا ممکن است در برهههایی جامعه را دچار تنشهای رفتاری و عوارض تبآلود کند، اما سرانجام نیروی اصیل فرهنگ، جریان عمومی را به مدار تعادل معنوی برمیگرداند.
وی راز ماندگاری نفوذ روحانیت اصیل در سدههای اخیر را دست گذاشتن بر همین فطرت مشترک دانست و اظهار داشت: مصلحان دینی و علمای بیدار همواره توانستهاند با مخاطب ساختن جانهای پاک تودهها، جامعه را پس از دورانهای بحران و اضطراب به پای ارزشهای الهی بازگردانند. هنر نظام فرهنگی، مبلغان و متولیان این است که با تدبیر و حزماندیشی، مانع از انباشت لایههای غفلت بر فطرت الهی مردم شوند و اجازه ندهند مشکلات معیشتی و نارساییهای مدیریتی بهانهای برای تخریب این گوهر یگانه گردد. باید با صداقت پذیرفت که در کنار خباثتها و توطئههای پیچیده استکبار جهانی، کمتجربگیها و نقایص ساختاری نیز در پدید آمدن برخی چالشها سهم داشتهاند و نباید با سادهانگاری، بار تمام مسائل را بر دوش یک فرد یا گروه انداخت، بلکه حل این گرهها نیازمند اجماع و ارتقای شیوههای اداره امور است.
پژوهشگر حوزه فرهنگ عمومی در ادامه تأکید کرد: دینداری مقولهای قلبی، معرفتی و چندبعدی است و فروکاستن آن به برخی جنبههای بیرونی خطایی محاسباتی محسوب میشود. فشارهای اقتصادی اگرچه بر معیشت تنگنا ایجاد میکند و ذهنها را میآزارد، اما به هیچ روی نتوانسته ایمان قلبی ملت ایران به پروردگار، توکل، ایثار و نوعدوستی برخاسته از اخلاق اسلامی را متزلزل سازد. جامعه ما در مواجهه با بلایای طبیعی، حوادث سخت و صحنههای همدلی نشان داده است که این عیار ایمانی فراتر از منافع مادی و در عمق جانها مستقر است و اجازه نخواهد داد هویت ملی دستخوش فرسایش گردد.
لزوم بومیسازی ابزارهای سنجش و جوشش شعائر حسینی در مصاف با دشمن
مبلّغ شهرستان آمل، با انتقاد جدی از ترجمه معیارهای غربی در پیمایشهای اجتماعی تصریح کرد: یکی از آسیبهای اساسی در تحلیل وضعیت دینداری جامعه، استفاده از الگوها و پرسشنامههای برگرفته از جامعهشناسی پوزیویستی غرب است. در دهههای گذشته بارها مشاهده شده که برخی پژوهشگران بدون بومیسازی شاخصها، صرفاً الگوهای کلیسایی را جایگزین مناسبات مسجدی کردند. اگرچه در سالهای اخیر تلاشهای ارزشمندی از سوی اساتید برای تدوین نظریههای متناسب با بوم فرهنگی انجام گرفت، اما هنوز میان وضعیت موجود پژوهشها با نقطه ایدهآل فاصله داریم. دینداری امری دارای مراتب، لایهها و گونههای متکثر است و نباید با نگاه صفر و یکی و معیارهای تکبعدی ارزیابی شود.
وی با تبیین تمایز میان آرمانهای دینی و واقعیتهای عینی بیان کرد: اگر به عنوان مثال در بخشی از جامعه به سبب پیشینههای تاریخی یا غفلتهای فردی، التزام به اقامه نماز جماعت یا برخی احکام فردی با کاستی همراه باشد، هرگز به معنای خروج آن افراد از دایره دینداری نیست. نگاه صفر و یکی که ادعا میکند اگر فردی فلان عمل را انجام نداد بیدین است، خطایی فاحش و غیرعلمی است. اسلام برای تربیت انسان قلههایی رفیع ترسیم کرده، اما عدم تحقق کامل این اهداف در رفتار عدهای، دلیل بر بیاعتقادی آنان نیست. جامعهشناسان و دستگاههای متولی باید ابزارهای ارزیابی را بومی کنند تا به جای ارائه آمارهای غلط که به تضعیف روحیه عمومی و امید ملی منجر میشود، تصویر واقعی ایمان مردم نمایان گردد.
حجتالاسلام و المسلمین مجتبی تقیزاده، با تحلیل جوشش سالانه شعائر عاشورایی و حضور باشکوه مردم در عزاداریهای محرم و صفر یادآور شد: حضور میلیونی و پرشورتر مردم در مجالس عزای حضرت سیدالشهدا (ع) حاصل تعمیق معرفت عمومی نسبت به آرمانهای عاشورا و برکت گفتمان انقلاب اسلامی است. ملت ایران با هوشمندی و بصیرت دریافتهاند که جبهه استکبار در پی غارت اصالتهای معنوی آنان است؛ لذا این حضور حماسی هم پاسخی از سر معرفت به مکتب حسینی و هم نوعی غیرتورزی، اعلام موضع دشمنشناسانه و ایستادگی تاریخی در برابر توطئههای بیگانگان به شمار میرود که فرهنگ عمومی ایران را بیمه کرده است.










نظر شما