پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۶
وقتی چیزی مُقَدّر شده است، چرا دعا کنیم؟

حضرت آیت‌الله سبحانی با طرح این پرسش که چرا بشر باید دعا کند و حوائج خود را از خدا بخواهد؟، اظهار کردند: پاسخ این پرسش را قرآن داده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ». بشر سراپا نیاز و سراپا محتاج است. آدم نیازمند باید دست به‌ سوی غنی دراز کند تا نیاز او را برطرف کند. بنابراین، دعا لازمه وجود ماست. ما وجود ممکن هستیم و ممکن از هر نظر نیازمند است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، درس اخلاق حضرت آیت‌الله حاج شیخ جعفر سبحانی، چهارشنبه‌ شب ۱۳ آبان ۱۴۰۵ با محوریت شرح دعای مکارم‌الاخلاق، در مسجد مؤسسه امام صادق علیه‌السلام منطقه پردیسان قم برگزار شد.

ایشان در آغاز، با شکرگزاری به درگاه خداوند برای توفیق ازسرگیری بحث اخلاق، اظهار کردند: هفته قبل، اکثر آقایان غایب بودند؛ از این‌ رو، مصلحت دیده شد که ابتدا درس قبلی به‌ نحو مختصر تکرار شود. بحث ما درباره دعاست؛ نه دعای مطلق، بلکه دعایی که از امام علی‌بن‌الحسین علیه‌السلام در مکارم‌الاخلاق وارد شده است.

دعا لازمه وجود انسان است

معظم‌له با طرح این پرسش که چرا بشر باید دعا کند و حوائج خود را از خدا بخواهد؟، اظهار کردند: پاسخ این پرسش را قرآن داده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ».

این مرجع تقلید ادامه دادند: بشر سراپا نیاز و سراپا محتاج است. آدم نیازمند باید دست به‌ سوی غنی دراز کند تا نیاز او را برطرف کند. بنابراین، دعا لازمه وجود ماست. ما وجود ممکن هستیم و ممکن از هر نظر نیازمند است.

حضرت آیت‌الله سبحانی با اشاره به بیت «سیه‌رویی ز ممکن در دو عالم / جدا هرگز نشد، والله اعلم»، فرمودند: نیاز از انسان جدا نمی‌شود؛ یعنی نیاز، جزء ذات ماست. هرچه داریم، از عالم بالا داریم؛ از این‌ رو، همیشه باید دعا کنیم. قرآن مجید امر می‌کند که شما دعا کنید و ما هم اجابت می‌کنیم.

ایشان افزودند: نیاز جزء وجود ماست؛ «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ». باید دعا کنیم تا خداوند فقر ما را برطرف کند. اتفاقاً فقر ما یک‌ روزه نیست؛ فقر ما مستمر است. هر روز و هر آن، ما فقیریم. چنان نیست که یک آن غنی شویم و دیگر کافی باشد. نیاز همیشه هست؛ از این‌ رو همیشه باید دعا کنیم.

وقتی چیزی مقدر شده است، چرا دعا کنیم؟

این مرجع تقلید در ادامه، پرسشی درباره نسبت دعا و تقدیر الهی مطرح کردند و افزودند: گاهی کسانی که واقعیت دعا را نمی‌فهمند، می‌گویند چه نیازی به دعا داریم؟ آنچه خدا مقدر کرده است، خواهد رسید. خدا بالاخره تقدیر و مقدراتی دارد و آنچه را مقدر کرده است، می‌رسد. انسان یا به مراد خود خواهد رسید یا نه؛ اگر در لوح محفوظ مقدر است که برسد، دیگر چه احتیاجی به دعاست؟

معظم‌له در پاسخ اظهار کردند: مقدر، مشروط به دعای شماست. خداوند مقدر کرده است، اما آن را به درخواست شما مشروط کرده است؛ به‌ گونه‌ای که اگر درخواست کنید، برسد. مقدر، مقدرِ مطلق نیست که چه دعا کنید و چه دعا نکنید، برسد؛ بلکه مشروط به دعاست. بنابراین، یکی از علل رسیدن به این مطلب و این حاجت، دعای بنده است.

حضرت آیت‌الله سبحانی در جمع‌بندی این بخش خاطرنشان کردند: تا اینجا دو مطلب را اجمالاً بیان کردیم:

نخست: چرا دعا کنیم؟ چون فقر، جوهر و ذات ماست و فقر، علت دعاست.

دوم: پاسخ این شبهه که وقتی چیزی مقدر شده است، چرا دعا کنیم؟ گفتیم ممکن است آنچه مقدر شده، مشروط به دعا باشد. اینکه خدا امشب این حاجت را به من بدهد، مشروط به دعای من است. اگر دعای من نباشد، تحقق آن نیز مقدر نیست.

وقتی چیزی مقدر شده است، چرا دعا کنیم؟

صحیفه سجادیه فقط کتاب دعا نیست

ایشان سپس با اشاره به جایگاه صحیفه سجادیه فرمودند: صحیفه سجادیه کتاب دعا نیست؛ یک مدرسه بزرگ است. امام سجاد علیه‌السلام در آن دوران خفقان اموی‌ها که عبدالملک‌ ابن‌ مروان حاکم بود، حقایق اسلامی را، چه از نظر عقاید، چه از نظر اخلاق، چه از نظر اعمال و چه از نظر سیاست، در این دعاها جمع کرده‌اند.

این مرجع تقلید ادامه دادند: اسمش دعاست و مکارم‌الاخلاق بخشی از آن را بیان کرده است؛ وگرنه در صحیفه سجادیه، مجموعاً هم عقاید هست، هم اخلاق، هم آداب، هم سیاست و هم چیزهای دیگر.

معظم‌له با اشاره به خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله‌العظمی مرعشی (ره) گفتند: ایشان شصت، هفتاد سال قبل، صحیفه سجادیه را برای یکی از مفسران بزرگ مصر، مرحوم طنطاوی جوهری، فرستادند. وقتی کتاب به دست او رسید و آن را مطالعه کرد، در پاسخ نامه‌ای نوشت و گفت من احساس خسارت می‌کنم که تاکنون به چنین گنجینه‌ای دسترسی نداشته‌ام.

حضرت آیت‌الله سبحانی افزودند: طنطاوی تفسیری بر قرآن دارد و از عالمان معروف مصر است. نوشته بود من احساس شرمندگی و خسارت می‌کنم که تاکنون به چنین گنجینه‌ای دست نیافته‌ایم. بنابراین، خیال نکنیم صحیفه سجادیه فقط یک کتاب دعاست؛ امام در قالب دعا، همه این حقایق را بیان کرده‌اند تا تنش ایجاد نکند. استاندار عبدالملک‌ ابن‌ مروان، همان حجاج‌ ابن‌ یوسف بود که هنگام مرگ، شانزده هزار زندانی داشت. در چنین زمانی، امام حقایق را در لابه‌لای دعا بیان می‌فرمایند.

علت آغاز دعا با صلوات

این مرجع تقلید با اشاره به آغاز دعای مکارم‌الاخلاق، اظهار کردند: امام دعا را با صلوات شروع می‌کنند و می‌فرمایند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ».

معظم‌له در توضیح علت آغاز دعا با صلوات، افزودند: در روایتی از امیرمؤمنان علیه‌السلام آمده است که هر وقت از خدا حاجتی می‌خواهید، پیش از آن صلوات بفرستید. تعبیر حضرت این است که خداوند منّان بالاتر از آن است که یک دعا را مستجاب کند و دعای دوم را مستجاب نکند.

ایشان ادامه دادند: ابتدا «اللهم صل علی محمد و آل محمد» می‌گوییم و بعد از آن، حاجت خود را می‌خواهیم. خداوند دعای اول یعنی صلوات را حتما قبول می‌کند اما او بالاتر از آن است که یک دعا را مستجاب کند و دعای دیگر را مستجاب نکند.

حضرت آیت‌الله سبحانی در بیان خاطره‌ای گفتند: یکی از بزرگان مصر که حتی حمله آمریکا علیه ایران را نیز محکوم کرده بود، در مجلسی صلوات ناقص فرستاد. گفتم عزیزم، شما از اقطاب تقریب و از سران تقریب بین‌المسلمین هستید. این صلواتی که می‌فرستید، «آل» ندارد و من از این خرسند نیستم. گفت اصلاح می‌کند.

دو معنا برای درخواست اکمل ایمان از سوی امام سجاد علیه‌السلام

این مرجع تقلید با بازگشت به فراز نخست دعای مکارم‌الاخلاق فرمودند: امام علی‌ ابن‌ الحسین علیه‌السلام در ابتدای دعا می‌فرمایند: «وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ»؛ ایمان مرا به کامل‌ترین مرتبه ایمان برسان.

ایشان افزودند: نباید گفته شود امام علی‌ ابن‌ الحسین علیه‌السلام که ایمان کامل دارند، پس این چه دعایی است؟ اولاً ممکن است ایمان نسبت به آن بزرگواران نیز مراتبی داشته باشد. چنان نیست که فقط یک مرتبه باشد؛ ممکن است در عین‌ حال که عصمت و ایمان کامل دارند، اکمل نیز برای آنان باشد و از طریق عبادت و دعا به آن مراتب برسند.

معظم‌له ادامه دادند: ثانیاً ممکن است این دعا از باب تعلیم بنده و شما باشد؛ یعنی ما نیز وقتی از خدا می‌خواهیم، بگوییم: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ».

حضرت آیت‌الله سبحانی اظهار کردند: پس دو معنا پیدا کرد: یکی اینکه انبیا و اولیا نیز در عین کمال، کمالاتشان دارای درجاتی باشد و از طریق عبادت و درخواست از خدا به آن درجات برسند. دیگر اینکه این سخن، برای تعلیم ما و شما باشد.

ایشان با اشاره به مَثَل «به دختر می‌گویم، همسایه بشنود»، گفتند: قمی‌ها چنین مَثَلی دارند. این دعا نیز از قبیل تعلیم بنده و شماست.

وقتی چیزی مقدر شده است، چرا دعا کنیم؟

ایمان باید با عمل همراه باشد

این مرجع تقلید در تشریح مراتب ایمان با اشاره به این عبارت که «اصول الاسلام ثلاثة الاقرار بالله و الاقرار بالرسول والاقرار بالمعاد» گفتند: یک درجه ایمان آن است که انسان به توحید، نبوت پیغمبر اکرم (ص) و معاد شهادت بدهد. تا این سه نباشد، ایمان محقق نیست.

معظم‌له افزودند: البته اولین مرتبه ایمان، شهادت لفظی است؛ یعنی انسان در واقع به این سه مطلب گواهی بدهد. اما این مرحله، مرحله کمال نیست. مرحله دوم آن است که عمل نیز همراه آن باشد.

حضرت آیت‌الله سبحانی ادامه دادند: کسی می‌گوید من از خدا می‌ترسم، اما ربا می‌خورد؛ این ادعا درست نیست. می‌گوید من به قیامت ایمان دارم، اما در عمل، به مقتضای این ایمان رفتار نمی‌کند. ایمان باید با عمل همراه باشد؛ همان‌گونه که در روایت آمده است: «الْإِیمَانُ مَا وَقَرَ فِی الْقَلْبِ وَصَدَّقَهُ الْعَمَلُ»؛ آنچه در دل جای گرفته و عمل، آن را تصدیق کند. بالاتر از آن، این است که انسان واقعاً بر اثر عبادت به جایی برسد که از همین دنیا، آخرت و عالم برزخ را ببیند.

این مرجع تقلید در جمع‌بندی مراتب سه‌گانه ایمان گفتند: نخست، همان شهادتی است که افراد هنگام آمدن نزد پیغمبر بر زبان جاری می‌کردند؛ شهادت به توحید و رسالت. اما نجات، تنها در این نیست، بلکه «وَصَدَّقَهُ الْعَمَلُ»؛ عمل هم باید در کنار آن باشد. مرحله بالاتر آن است که انسان از همین دنیا عالم برزخ را ببیند: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ».

توضیح مراتب ایمان و یقین با مثال آتش

معظم‌له با اشاره به بیان علمای اخلاق درباره مراتب ایمان افزودند: برای توضیح این مراتب، آتش را مثال می‌زنند: یک‌ بار به انسان می‌گویند آتشی هست؛ بار دیگر، آتش را با چشم خود می‌بیند؛ و در مرحله سوم، دست به آتش می‌زند و سوزندگی آن را احساس می‌کند. این مرحله مهم است؛ کمال ایمان در همین است.

ایشان ادامه دادند: امام سجاد علیه‌السلام پس از درخواست اکمل ایمان، می‌فرمایند: «وَاجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ». هم ایمان کامل می‌خواهند و هم یقین کامل. یقین کامل، همین مرحله آخر است.

حضرت آیت‌الله سبحانی افزودند: گاهی ما آتش را ندیده‌ایم و می‌گویند آتش چیزی است که گرم می‌کند. در مرحله دوم، آتش را از دور می‌بینیم و به آن نزدیک می‌شویم. در مرحله سوم، دست به بخاری می‌بریم و داغی آن را احساس می‌کنیم. این مرحله مهم است.

این مرجع تقلید اظهار کردند: اگر انسان درباره آخرت به اینجا برسد، آن را تصور کند، عمل کند و سپس پرده‌ها کنار برود و آخرت را ببیند، این اکمل ایمان و اکمل یقین است؛ یعنی یقینش کامل و ایمانش کامل است. از این‌ رو، امام ابتدا از خدا می‌خواهند: «وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ» و سپس می‌فرمایند: «وَاجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ».

افضل یقین و مشاهده حقیقت

ایشان با بیان اینکه افضل یقین آن است که پرده کنار برود و انسان واقع را ببیند، بیان کردند: کسانی که اهل مکاشفه هستند، حقیقت را می‌بینند و درک می‌کنند. گاهی برای شخصی غذا می‌آورند، اما نمی‌خورد و می‌گوید: «من در این غذا خون می‌بینم». من نگاه می‌کنم، کباب می‌بینم؛ اما او نگاه می‌کند و خون می‌بیند. این مکاشفه است؛ یعنی حقیقت برای او کشف می‌شود و واقع آخرت را در همین دنیا می‌بیند.

معظم‌له با قرائت آیه «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ» ادامه دادند: سه مرحله است: شنیدن، دیدن و لمس کردن. انسان می‌تواند در همین دنیا، آخرت را به‌ نوعی درک کند.

حضرت آیت‌الله سبحانی خاطرنشان کردند: در آخرت، هنگامی که همه مردم صف کشیده‌اند و باید از صراط عبور کنند، حقیقت را مشاهده می‌کنند: «وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَی رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیًّا». بسیار دشوار است. لذا است که آقایان می‌گویند ورود ما قطعی است، اما خروج ما قطعی نیست.

ایشان در ادامه بیان کردند: هنگامی که این آیه بر پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، رسول خدا به گریه افتادند و بسیار گریه می‌کردند. هر کسی آمد که ایشان را آرام کند، ممکن نبود. گفتند زهرا (س) را بیاورید؛ به دخترشان علاقمند هستند، ممکن است ایشان را متوجه کند. آن حضرت هم وقتی آمدند و پیامبر این آیه را برایشان خواندند، همان حالت به ایشان دست داد: «وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَی رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیًّا».

قرآن را آرام و با توجه به معانی بخوانید

این مرجع تقلید با تأکید بر توجه به معانی قرآن گفتند: وقتی قرآن می‌خوانید، به معانی قرآن توجه کنید. خواندن به‌ تنهایی نمی‌تواند سازنده باشد. آرام بخوانید و به معانی قرآن توجه کنید. این حقیقت می‌تواند انسان را بسازد و اخروی کند.

معظم‌له بار دیگر به دو فراز مناجات امام سجاد علیه‌السلام در آغاز دعای مکارم‌الاخلاق اشاره کردند و افزودند: امام علی‌ ابن‌ الحسین علیه‌السلام از خدا دو چیز می‌خواهند: اکمل ایمان و افضل یقین؛ اینکه واقع را از همین‌جا با چشم خود ملاحظه کنند.

ایشان با نقل فرموده‌ی امیرمؤمنان علیه‌السلام که «لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یَقِینًا»، گفتند: اگر پرده کنار برود، بر یقین من چیزی افزوده نمی‌شود. این، همان مراتب بالای یقین است؛ یعنی اگر از این دنیا بروم و وارد برزخ و عالم آخرت شوم، از جهت یقین، با حالت کنونی من تفاوتی ندارد؛ زیرا از همین جهان، آن مراحل را با چشم برزخی درک کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله سبحانی ادامه دادند: گاهی بعضی افراد این‌ها را غلو فرض می‌کنند؛ این‌ها امام‌شناس نیستند. اگر امام‌شناس باشند و مراحل امامت را درک کنند، این‌ها کار آسانی است.

این مرجع تقلید افزودند: از خدا بخواهیم ایمان کامل به ما بدهد و عمل ما طبق ایمان ما باشد؛ یقین کامل بدهد و یقین ما یقینی باشد که از این مرحله‌ها بگذرد و بتوانیم عالم دیگر را از همین‌جا درک کنیم؛ مصداق آیات «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» تا «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ».

صحیفه سجادیه یک مدرسه بزرگ است / از خدا ایمان کامل و افضل یقین بخواهیم

یادی از علامه طباطبایی (ره) در تبیین آیات سوره تکاثر

معظم‌له با اشاره به مرحوم علامه طباطبایی (ره) اظهار کردند: اولین کسی که بنده را به این آیه متوجه کرد، ایشان بودند: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»؛ یعنی آخرت را در همین جا می‌بینید، در همین دنیا.

ایشان ادامه دادند: خداوند سپس می‌فرماید: «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ». «ثُمَّ» برای تأخیر است؛ یعنی پس از گذشت زمانی، مرتبه دیگری از مشاهده تحقق پیدا می‌کند. اینجا علم‌الیقین است و آنجا عین‌الیقین. در اینجا مرتبه مکاشفه است و در آنجا انسان واقعیت را به‌ نوعی لمس می‌کند.

حضرت آیت‌الله سبحانی توصیه کردند: این آیات را همیشه در نمازهایتان بخوانید: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»؛ جمع کردن مال دنیا ما را مشغول کرده است؛ شب و روز در فکر جمع اموال هستیم تا آنکه زیر خاک می‌رویم.

این مرجع تقلید افزودند: سپس می‌فرماید: «کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ». در این دنیا غافل بودیم. بعد، از علم‌الیقین و سپس از مرتبه بالاتر سخن می‌گوید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ». علم‌الیقین در این دنیا و عین‌الیقین در آخرت است.

ایمان به آخرت و پرهیز از گناه

ایشان سپس از خداوند، عبور به سلامت از صراط، برآورده شدن حاجات شرعی، ایمان کامل و یقین به آخرت را مسئلت کردند.

معظم‌له در ادامه، خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله مصطفی خوانساری (ره)، از علمای قم، نقل کردند و گفتند: وقتی از ایشان پرسیدند نظر شما درباره آقای بروجردی (ره) چیست، گفتند: «مرحوم بروجردی به آخرت ایمان داشت».

حضرت آیت‌الله سبحانی با تأکید بر اهمیت این سخن، بیان کردند: توجه کنید؛ پرسیدند نظر شما درباره آقای بروجردی چه بود؟ گفتند به آخرت ایمان داشت. اگر کسی واقعاً به آخرت ایمان داشته باشد، محال است گناه کند. اگر گناه می‌کند، درجه ایمانش بسیار ضعیف است. ایمان مراتب دارد؛ ممکن است گاهی گناه را ترک کند و گاهی نتواند ترک کند.

ایشان در پایان، با درخواست ایمان کامل و افضل یقین از خداوند، دعا کردند: «پروردگارا، همان‌گونه که امام سجاد علیه‌السلام از تو اکمل ایمان را خواسته‌اند، ما نیز خواهان آن هستیم؛ عمل ما مطابق ایمان ما باشد. همان‌گونه که افضل یقین را خواسته‌اند، ما را نیز به این مرتبه از یقین برسان».

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha