شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹
دشمن آمریکایی در برابر برخورد محکم و مؤثّر وادار به عقب نشینی می‌شود

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین سعیدی گفت: یکی از درس‌های جنگ رمضان بیان کننده این واقعیّت است که دشمن آمریکایی در برابر برخورد محکم و مؤثّر وادار به عقب نشینی می‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، جنگ رمضان در نهم اسفندماه ۱۴۰۴، در شرایطی آغاز شد که منطقه غرب آسیا همچنان با تنش‌های سیاسی و امنیتی مواجه بود و مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان برای حل اختلافات، در جریان قرار داشت. در این روز، ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل حملات نظامی گسترده‌ای را علیه اهدافی در داخل خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند؛ حملاتی که به‌سرعت ابعاد مختلف نظامی، امنیتی و سیاسی به خود گرفت و منطقه را وارد مرحله تازه‌ای از رویارویی کرد.

جنگ رمضان، بار دیگر اهمیت امنیت ملی، آمادگی دفاعی، انسجام اجتماعی، مسئولیت‌پذیری دستگاه‌های خدمت‌رسان و نقش مردم در عبور از شرایط بحرانی را در کانون توجه قرار داد؛ رویدادی که بررسی ابعاد و پیامدهای آن، برای ثبت دقیق وقایع و تبیین نقش بخش‌های مختلف کشور در مدیریت شرایط جنگی، از اهمیت تاریخی و رسانه‌ای برخوردار است.

بخش سوم گفتگوی حجت الاسلام و المسلمین علی سعیدی، رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظّم کل قوا با خبرگزاری حوزه را در ادامه می خوانید:

چه درس‌ها و عبرت‌هایی را می توان از جنگ رمضان گرفت؟

جنگ رمضان به یقین آیینه و نمایشی از تجربیات، درس‌ها و عبرت‌هایی بوده که واکاوی و ارزیابی برخی از آن ها چراغ راهی برای آینده مردم و نیروهای مسلّح خواهد بود.

۱- عمق راهبردی ما در انسجام داخلی و وحدت همگانی بر محور رهبری

مهمّترین درس جنگ رمضان تجلی قدرت ملّت بزرگ ایران برای دفاع از کیان اسلام، انقلاب اسلامی و ایران مستقل، بر محور رهبری و ولایت فقیه است. در این میان اولین تجلّی خروش ملّت و فریاد امّت در برابر اقدام اشقی الاشقیاء عالم در ترور و به شهادت رساندن قائد اعظم حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای(قدس سرّه) و پاسداری از میراث آن رهبر فقید در خلاء بعد از شهادت ایشان است. دوّمین درخشش امّت نیز پس از انتخاب آیت الله سیّد مجتبی خامنه‌ای(مدّ ظلّه العالی) در جهت بیعت با آن خلف صالح امام شهید و در ادامه، حضور مردم در گستره کشور برای مقابله با دسیسه‌ها و توطئه‌های دشمنان بوده که همچنان این حضور حماسی ادامه دارد.

۲- ملازمه بین قدرت مداری و انفعال دشمن

درس دیگر جنگ رمضان بیان کننده این واقعیّت است که دشمن آمریکایی در برابر برخورد محکم و مؤثّر وادار به عقب نشینی می‌شود. دولت آمریکا و رئیس جنایتکار آن به هیچ منطق و قانونی پایبند نبوده و فقط زبان زور را می‌فهمد. ایران با اتکاء به منطق و بر اساس درخواست واسطه‌ها و میانجی‌ها با طرف مقابل با واسطه و بی‌واسطه وارد مذاکره شد، با این تصور که دشمن اصول و شرایط موردنظر ایران را می‌پذیرد. ولی معلوم شد دشمن مذاکره را برای تحمیل خواسته خود مدّنظر داشته و با مقاومت طرف ایرانی روی خواسته‌های منطقی، نیت شوم خود را عملی نمود و با ترک میز مذاکره، حمله نظامی را در دو مرحله به اجراء گذاشت. از این رو، ملازمه بین قدرت مداری در برخورد با دشمن و انفعال در مقابل آن باید به عنوان تجربه موفّق مورد توجه باشد.

۳- رابطه و تعامل بین مطالبات و مقدورات

عقلای هر جامعه‌ای بر این موضوع توافق و تأکید دارند که همواره باید بین مطالبات و مقدورات، تناسب و رابطه‌ی معقول وجود داشته باشد. منطق گفتاری و رفتاری اقتضاء دارد که انتظارات در هر امری، باید با ظرفیت‌ها و امکانات متناسب باشد. این معادله در همه امور شخصی و عمومی و به ویژه در زمان حاضر صادق است. چنانچه انتظارات ذهنی، شعاری و احساسی فراتر از مقدورات باشد، درصورت عدم توفیق در تأمین هدف، بستر لازم برای قضاوت‌های ناعادلانه و نقدهای غیرمنصفانه و احیاناً برخوردهای هنجارشکنانه فراهم می گردد.

بر همین اساس، انتظارات نسبت به کشورها و جریان‌های همسو با ایران حتی جریان‌های موجود در جبهه مقاومت، باید با واقعیّت‌ها همراه باشد. انتظار از همراهی چین یا روسیه در تقابل با دشمن، باید با واقعیّت‌ها انطباق داشته باشد. چین و روسیه با ایران همراهی دارند، امّا هر یک منافع و خطوط قرمز خود را در نظر می‌گیرند. در مورد نوع همراهی حزب‌الله، انصارالله و مقاومت عراق هم باید به محدودیّت‌ها و شرایط خاص آنها توجه نمود. تعهد بسیاری از کشورها و جریان‌های موافق با ایران، محدود به شرایط خاصّ خود آنها می‌باشد.

۴-تمرکز روی سرمایه‌ها و افکار عمومی مردم آمریکا

آمریکا با این تصور جنگ را آغاز کرد که ایران به خود آمریکا و شهرهای آن دسترسی ندارد و به سرمایه‌های موجود آمریکا در کشورهای منطقه یعنی به پایگاه‌های آن کشور نیز به علّت استقرار در کشورهای همسایه، حمله نخواهد کرد. امّا در راستای تحقّق تدبیر امام شهیدمان که فرمود اگر دشمن وارد جنگ با ایران شود، جنگ منطقه‌ای خواهد شد، کل پایگاه های آمریکا در منطقه از امارات تا اردن زیر ضرب موشک‌ها و پهپادهای ایران رفت و تا قبل از توافقنامه ایران و آمریکا، ۲۸۸ نقطه در ۸ کشور منطقه در ۱۵ پایگاه آمریکا زیر ضربه قرار گرفت و خسارت‌های جانی و مالی غیرقابل تصوری بر دشمن وارد گردید. از سوی دیگر، گرچه ایران به شهرهای آمریکا همچون واشنگتن و نیویورک دسترسی ندارد، اما افکار عمومی مردم آمریکا در دسترس است و می‌توان از طریق سیستم ارتباطی و شبکه‌های خبری به ویژه شبکه‌هایی که نسبت به هیأت حاکمه آمریکا موضع دارند، نسبت به روشنگری افکار مردم آمریکا اقدام نمود؛ که خوشبختانه با شکستن سد امپراتوری رسانه ای، افکار عمومی در آمریکا با تغییرات زیادی همراه بوده است. از این رو، برخلاف آمریکا که به شهرهای ایران دسترسی دارد، ایران به سرمایه‌ها و پایگاه‌های آمریکا در منطقه و افکار عمومی آمریکا دسترسی دارد.

۵- تمرکز صرفاً بر مذاکره یا مذاکره با تکیه بر قدرت

از عبرت‌های جنگ رمضان، عبور از تمرکز صرف روی مذاکره، و به کارگیری دیپلماسی با تکیه بر قدرت می‌باشد. تمرکز بر مذاکره ناکارآمدی خود را بارها نشان داد و مشخص شد که دشمن بر سر میز مذاکره آمادگی پذیرش خواسته‌های ایران را ندارد. گفتگوها در پاکستان بیشتر تمرکز بر مذاکره بود و اعتراض بسیاری از دلسوزان، ناظر به این مسئله بود که چرا بار دیگر با دشمنی که چند بار در مذاکره خیانت کرده، گفتگو می‌کنید.

امّا از مفاد پیام‌های رهبر معظّم و فرمانده کل قوا اینگونه استنباط می‌شود که معظّم له روی قدرت و قدرتمندانه عمل کردن تکیه دارند و راهبرد تأثیرگذار در قبال دشمن، مذاکره با تکیه بر قدرت می‌باشد؛ تفاوت این مرحله از مذاکرات با مذاکرات قبلی، قدرتمندانه بودن آن است. ما درگذشته اهرمی همانند تنگه هرمز نداشتیم. دشمن خیانتکار را باید با تکیه بر قدرت وادار به عقب نشینی کرد؛ خواست و مطالبه مردم هم همین راهبرد است. هیأت حاکمه آمریکا با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند که اتکای ایران به قدرت می‌تواند زمینه پیروزی قطعی را فراهم نماید، مشروط بر اینکه دولتمردان و هیئت مذاکره کننده و شورای عالی امنیّت ملّی بر این راهبرد ملتزم باشند و پیام ضعف از ایران به دشمن منتقل نشود.

۶- عزّت مداری توأم با حکمت و مصلحت

خداوند متعال عزیز است و امت اسلامی را عزّتمند می‌خواهد. عزیز به معنای نفوذناپذیر و نشکن می‌باشد. ملّتی که متکی به مبانی و اصول دینی است و در برابر دشمنی همچون آمریکا ایستادگی نموده و تسلیم نشده، امت عزّتمند و نفوذناپذیر و نشکن است. ملّت ایران بیش از ۷ ماه است که با حضور در میادین و خیابان‌ها در سراسر کشور، عزّت مداری خود را به رخ جهانیان کشیده و خود را به عنوان امّت نمونه و قدرتمند به جهان معرفی نموده و الگوی دیگر ملّت‌ها شده‌اند. اینکه ملّتی بتواند با هدایت‌های رهبری خود و با پشتیبانی نیروهای مسلّح، دو قدرت اتمی را بشکند و تحقیر نماید، اوج عزّت و اقتدار را با خود به همراه دارد.

اما نکته اصلی توجه به این حقیقت است که برای نظام اسلامی و حکومت دینی چه در اداره کشور و چه در تعامل با دیگر کشورها در جنگ و صلح، عزّت باید توأم با حکمت و مصلحت باشد و تنها تکیه بر عزّت و بدون در نظر گرفتن حکمت و مصالح کشور، روند امور را با مشکل مواجه می کند. ملّت عزّتمند باید توجه نماید که عزّت باید با حکمت و مصلحت متوازن باشد تا مصالح عالی کشور تأمین گردد.

۷- مذاکره برای احقاق حقوق، نه صلح با دشمن

از دیگر عبرت‌های جنگ رمضان، تبیین این واقعیت بود که مذاکره و سپس معاهده، برای بیان خواسته‌ها و احقاق حقوق ملّت ایران بوده، نه برای صلح با دشمن جنایتکار که دستش به خون هزاران انسان و در رأس همه، شهادت قائد عظیم‌الشأن امام خامنه‌ای(قدس سرّه) آلوده شده است. با شروع مذاکره برخی اعتراض داشتند که چرا با دشمن جنایتکار صلح می‌کنید؛ در حالی که هدف از مذاکره، صلح و آشتی با آمریکا نبود و اصولاً صلح جبهه حق با باطل امکان‌پذیر نیست بلکه هدف، بیان نقطه نظرهای ایران و احقاق حقوق مردم بوده است. در مورد صلح حدیبیه و یا صلح امام حسن(علیه السّلام)، کلمه صلح تعبیر مسامحه‌ای است. حدیبیه معاهده ترک جنگ بوده نه صلح با کفار و لذا با نقض عهد توسط کفار، پیامبر(صلی الله علیه و آله) با آنان برخورد کردند؛ امام حسن مجتبی(علیه السّلام) هم نه صلح با معاویه فاسد و مفسد، بلکه پیمان ترک جنگ را تأیید کردند. شاهد بر این مطلب نیز پاسخ امام به درخواست معاویه بود که اعلام فرمودند: اگر بنا باشد با کسی بجنگم، با اوّل کسی که می‌جنگیدم تو هستی.

۸- کاربست مصلحت در حکمرانی رهبران الهی

مصلحت راهکار و سازوکار ویژه‌ای در جهت حفظ مبانی و اصول و منافع مردم در مواجهه با مسائل نوظهور و موقعیت‌های خاص می‌باشد. مصلحت از عناصر کلیدی جهت حلّ مسائل غیرمترقبه برای عبور از موقعیت‌های خطیر و سرنوشت ساز به حساب می‌آید.

تمسّک به مصلحت، به نوعی عبور از اصل اوّلی به اصل ثانوی است. بر این اساس، عدم شناخت مصلحت و جایگاه آن در حکمرانی اسلامی، عدم اشراف به تغییر شرایط و پدید آمدن وضعیت و موقعیت خطیر و همچنین فقدان ظرفیت لازم برای فهم احکام مصلحتی معطوف به شرایط و موقعیت‌های خاص، موجب گردیده در مواجهه با مصلحت‌های تدبیر شده از سوی رهبران دینی، تردیدها و مقاومت‌هایی پدید آید که بستر لازم را برای دوگانه سازی‌ها و دوقطبی سازی‌های کاذب و موهوم فراهم نموده که نمونه‌های آن هم در تاریخ انبیاء و ائمه بوده و در دوره کنونی هم نمونه‌هایی از آن را شاهد هستیم.

امام خمینی(رحمت الله علیه) می‌فرماید: «مصلحت نظام از امور مهمّهای است که گاهی غفلت از آن، موجب شکست اسلام عزیز می‌گردد. امروز جهان اسلام، نظام جمهوری اسلامی را تابلوی تمام نمای حل معضلات خویش می‌دانند.»

می‌توان گفت مصلحت به معنای انتقال اصل اوّلی یا حکم اوّلی به اصل ثانوی و حکم ثانوی است. ممکن است در شرایطی و بنا به علل و عواملی، شرایط برای تحقق اصل اوّلی و وظیفه اوّلی فراهم نباشد. در چنین حالتی تکلیف و وظیفه تعطیل نشده و به اصل ثانوی منتقل می‌شود.

اصل اوّلی و وظیفه اصلی در سیره امام مجتبی(علیه السّلام) ادامه جنگ با معاویه بود، اما به عللی همچون خیانت عوامل جنگ و عدم همراهی مردم و هنگامیکه هسته مرکزی شیعه در معرض خطر جدی قرار گرفت، تکلیف حفظ هسته مرکزی بود، لذا امام با ترک جنگ توافق کردند. حال اگر عده ای فلسفه و حکمت این تدبیر را نفهمیدند و با تدبیر مخالفت کردند، مخالفت با حجّت خداست. تمرکز اصلی روی اتخاذ تصمیم رهبری است، نه توجه به عواملی که زمینه‌ساز این تصمیم بودند؛ زیرا عوامل انتقال اصل اوّلی به اصل ثانوی می‌تواند متعدد باشد. بررسی عوامل جای خود را دارد اما حال که امام تصمیم به ترک جنگ گرفته‌اند، مخالفت با این تصمیم مخالفت با حکم الله است. اراده و تصمیم اصولی امام علی(علیه السّلام) بر ادامه جنگ با معاویه در صفین بود، امّا هنگامیکه عواملی زمینه ترک جنگ را فراهم نموده و بحث حکمیت مطرح شد، امام با توجه به مجموعه شرایط و برای جلوگیری از اختلاف بیشتر در جبهه حقّ، حکمیت را پذیرفتند؛ حال اگر خوارج علل و دلایل پذیرش حکمیت را نمی‌دانند و با تصمیم حضرت مخالفت کردند، این مخالفت با حجّت خداست و اینکه چه عواملی زمینه ساز قبول حکمیت شده، مسئله دیگری است.

اراده و تصمیم اصولی امام راحل(ره)، استمرار و تحقق شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» بود، امّا وقتی مشخص شد ادامه جنگ با شرایط موجود میسور نبوده و به مصلحت نظام نیست، قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند. اینکه چه عواملی زمینه ساز این تصمیم شد، موضوع دیگری است.

اراده و تصمیم اصولی رهبری معظّم انقلاب بر ادامه جنگ با دشمن آمریکایی بود، امّا در چهارچوب مصالحی برای بیان خواسته‌های ایران و احقاق حقوق مردم، اذن مذاکره دادند. امّا تمرکز اصلی نه روی مذاکره بلکه روی قدرت و مقابله قدرتمندانه با دشمن بود که تضمینی برای مذاکره است. بر همین اساس با اشاره به تصمیم اصولی خود به دشمن هشدار دادند که اگر به توافقات عمل نکند، با تکیه بر قدرت عمل خواهد شد و هنگامی که دشمن نقض عهد کرد با قدرت پاسخ داده شد. حال در این شرایط، ایجاد اختلاف و دوقطبی‌سازی ها با عقل و منطق سازگاری ندارد و همه موظف هستند وحدت و انسجام را حفظ نمایند.

امام خامنه‌ای شهید(قدس سرّه) می‌فرماید: بعضی خیال می‌کنند که «مصلحت» در مقابل حقیقت است، در صورتی که مصلحت هم یک حقیقت است، کما اینکه حقیقت هم مصلحت است. اصلاً حقیقت و مصلحت از هم جدا نیستند... وقتی مصلحت مردم مصلحت کشور است، این می‌شود یک امر مقدس، یک امر خوب، یک چیز عزیز لذا مسئولان و نیروهای مسلّح در جهت تحقق تدابیر رهبری معظّم و پاسخگویی به انتظارات مردم، باید قدرتمندانه با دشمن عمل نمایند.

پیچیدگی شرایط تمرکز روی مصلحت

تمسّک به اصل مصلحت برای حفظ کیان اسلام و مسلمین و مصالح مردم در سیره و تصمیمات رهبران الهی در دوره نبوّت، امامت و در عصر غیبت جریان داشته و دارد. امّا واقعیات تاریخی گذشته و حال نشان می‌دهد درک تصمیمات مبتنی بر مصلحت در مواردی توسط مخاطبین به ویژه برخی یاران نزدیک به رهبران الهی مشکل و با چالش همراه بوده است. نمونه‌های مهمّی در تاریخ همچون نوع تعامل حضرت موسی و خضر و اعتراض ایشان به حضرت خضر، سؤال در مورد نوع برخورد حضرت موسی(علیه السّلام) با سامری، نوع نگاه به تصمیم پیامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حدیبیه، ترک جنگ توسط حضرت علی(علیه السّلام) در طول ۲۵ سال پس از پیامبر، معاهده ترک جنگ با معاویه توسط امام حسن مجتبی(علیه السّلام) و ده‌ها و صدها مورد در زندگی دیگر ائمه و در طول دوران غیبت، از مصادیق اتکاء به مصلحت است که با اعتراضات و ابهامات توسط برخی از مخاطبین همراه بوده است.

دلایل پیچیدگی تمسّک به مصلحت و تکرار موارد اشتباه مخاطبین

۱- ضعف شناخت رهبری

به نظر می رسد برخی از افرادی که در برابر تصمیمات رهبران الهی موضع و یا ابهام داشته‌اند یا اطلاعی از مواضع رهبری نداشته اند، یا اطلاع داشته اند اما شناخت کاملی از رهبری و ولی خدا نداشته‌اند. خوارج نهروان که در برابر امام از حکمیت تا جنگ نهروان ایستادند، فهم درستی از ولایت و ولی الله نداشتند و یا کسانی که در مقابل امام مجتبی(علیه السّلام) موضع گرفتند درک عمیقی از ولایت و جایگاه آن نداشتند.

۲- سرّی بودن مأموریت‌ها

تدابیر رهبران الهی چه به عنوان اصل اوّلی و یا ثانوی، اغلب یا قریب به اتفاق دارای طبقه‌بندی بوده و امکان بیان مأموریّت و فلسفه فرمان و دستور یا علّت تمسّک به مصلحت یا عبور از اصل اوّلی وجود نداشته، زیرا بیان فلسفه اهداف و علت صدور حکم یا فرمان می‌تواند مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد. این انتظار که رهبری هر فرمان و دستوری می‌دهد فلسفه و هدف نهایی آن را هم بیان کند، انتظاری منطقی و عقلانی نیست و با تعبّد به ولایت هم سازگاری ندارد.

۳- عدم امکان توجیه مخاطب

موارد زیادی از تدابیر و فرامین رهبران الهی برای انتقال به مخاطب یا ممکن نیست یا مشکل است. تدابیر حضرت خضر(علیه السّلام) در دیدار با حضرت موسی(علیه السّلام) برای توجیه حضرت موسی قابل بیان نبود که با تکرار درخواست از سوی حضرت موسی، حضرت خضر ناچار به بیان علل اقدامات شد، اما نتیجه آن جدایی حضرت موسی بود. بیان فلسفه قیام امام حسین(علیه السّلام) و چشم انداز آینده و آثار آن در پهنه جهان برای توجیه محمد حنفیه و امّ سلمه نیز مقدور و قابل فهم نبود. بنابراین اتخاذ تصمیم و عبور از اصل اوّلی به اصل ثانوی در چهارچوب مصالح واقعی توسط رهبری مطابق با عقلانیت و منطق بوده و این از مصادیق تحمیل رأی نمی‌باشد.

۴- عدم توجه به علل و عوامل تکیه بر مصلحت

عوامل زمینه ساز تکیه بر مصلحت توسط رهبران الهی متعدد و متفاوت است. امّا رسالت رهبران الهی تمرکز روی حفظ کیان اسلام و مصالح مسلمین می باشد. تدابیر رهبری در قبال عوامل زمینه ساز عبور از اصل اوّلی و ثانوی هر چه باشد دائر بر مدار همان رسالت اصلی یعنی حفظ کیان اسلام و مصالح مسلمین است؛ تشخیص شرایط هم به تشخیص رهبری بستگی دارد.

دستاوردهای جنگ رمضان چه بوده است؟

جنگ رمضان با عنایات الهی شگفت انگیزترین پدیده قرن ۲۱ به شمار می‌آید که طی آن ایران اسلامی توانسته در یک شرایط نابرابر، دو قدرت اتمی و ابرقدرت آمریکا را وادار به شکست نماید. این پدیده شگفت انگیز دستاوردهای مهمّی را برای ایران، اسلام، منطقه، مظلومان جهان و مقاومت داشته که واکاوی آن دستاوردها فرصت زیادی را طلب می‌کند و بیان همه آنها در این مختصر نمی‌گنجد، اما اشاره مختصری به برخی موارد مفید خواهد بود.

۱- صیانت و پاسداری از انقلاب، نظام اسلامی و استقلال کشور

دشمن عنود آمریکایی و جنایتکار صهیونیستی در کنار هم، بزرگترین و گسترده‌ترین تهاجم را علیه ایران با انگیزه ساقط کردن نظام اسلامی و تسلط بر منابع انرژی، طراحی و اجرا کردند و هر سلاح و تجهیزاتی از قدیم و جدید داشتند را وارد کارزار نمودند. امّا هدایت‌های رهبری، حضور فراگیر مردم در صحنه و قدرت دفاعی ایران، در برابر این تهاجم بزرگ ایستاد و دشمن را وادار به عقب نشینی نمود. نتیجه مقاومت و ایستادگی و قدرت نمایی، صیانت و پاسداری از نظام اسلامی و حکومت دینی بود. در این مصاف میان حق و باطل می‌توان با مقایسه سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ خندق که فرمود: «ضربة علّیٍ فی یوم الخندق افضل من عبادة ثقلین» و همچنین به برتری ارزش مقابله علی(علیه السّلام) با مرحب خیبری با عبادت جن و انس تأکید فرمودند، می‌توان ادعا کرد، جهاد رهبری، ملّت ایران و نیروهای مسلّح در تقابل با جبهه تمام عیار کفر و شرک و استکبار از عبادت جن و انس برتر است، چون اگر آمریکا و اسرائیل موفّق به اجرای نقشه خود می‌شدند باطل پیروز می‌شد، امّا نتیجه معادله به پیروزی جبهه حقّ منجر گردید.

تعبیر حضرت امام راحل(ره) این بود که حفظ کیان اسلام و نظام اسلامی از اوجب واجبات است؛ و ملّت ایران و نیروهای مسلّح به واجب‌ترین واجب عمل کردند. انجام تکلیف الهی توسط مردم و نیروهای مسلّح باعث شکست اهداف اصلی و فرعی دشمن گردید، استقلال و تمامیت ارضی کشور حفظ شد، طرح تجزیه ایران خنثی گردید، اقتدار هسته‌ای و موشکی محفوظ ماند و دشمن به هیچ یک از اهداف خود نرسید.

۲- جلوگیری از سلطه کفّار بر سرزمین و منابع اسلامی

قرآن در آیه ۱۴۱ سوره نساء می‌فرماید: لَن یَجْعَلِ ﭐللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی ﭐلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً. مفهوم آیه این است که خداوند متعال سلطه کفّار بر مؤمنین و بر سرزمین مسلمین را منع و نهی فرموده و ملّت مسلمان باید در برابر تجاوز کفّار و سلطه بر کشور مسلمان و اسلامی بایستند و مقاومت نمایند.

دشمن متجاوز از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی همواره در تلاش بوده وضع را به گذشته برگرداند و زمینه سلطه مجدد خود را بر ایران فراهم نماید. در آخرین تلاش نیز تمام توانش را به میدان آورد و مستقیماً وارد جنگ فراگیر شد، اما با مقاومت جبهه حقّ این بار هم با شکست مواجه گردید و ملّت و نیروهای مسلّح ایران از سلطه مجدد کفّار بر مسلمین جلوگیری کردند. امروز ایران ام القرای جهان اسلام و جبهه اصلی صیانت از منافع مسلمین و مانع سلطه کفّار می‌باشد.

۳- بروز و ظهور اقتدار و عزّت اسلامی

دشمنان اسلام قرن‌ها به مردم چنین القاء می‌کردند که علت عقب ماندگی کشورهای اسلامی و مسلمان، وابستگی به اسلام می‌باشد. انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای آن، این اندیشه شوم که با هدف سلطه فرهنگ غرب و تخریب اسلام انجام می‌شد را باطل کرد و بازگشت به تمدن اسلامی را نوید داد. جنگ رمضان و درخشش ملّت ایران و غرش موشک‌ها و پهپادها با فناوری بالا، عزّت ملّت ایران را در عرصه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی به منصه ظهور رساند و اقتدار دفاعی ایران را به رخ جهان کشید. به ویژه ملّت و قدرتی که ماشین جنگی آمریکا که دهه‌ها درصدد ایجاد رعب و وحشت در دل مردم و ذهن سیاستمداران بود، زمین گیر نمود. اکنون مردم ایران در برابر دو قدرت اتمی با صلابت ایستاده‌اند و بسیاری از مردم جهان که آرزو داشته‌اند کشور و قدرتی در برابر غول استکباری آمریکا بایستد، امروز زبان به تحسین و تقدیر از مردم و قدرت دفاعی ایران گشوده و آرزوی پیروزی نهایی ایران را دارند.

مؤمن و مؤمنین بر طبق بیان قرآن دارای عزّت هستند، اما بروز و ظهور این عزّت در سایه جهاد در راه خدا و ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان قرآن، اسلام و ملّت‌های مسلمان محقق می‌شود.

۴- شکست ابهت و هیمنه آمریکا

در جنگ جهانی اوّل و دوّم پس از ضربه‌هایی که هر دو طرف اروپایی دریافت نموده و خسارت‌های سنگین انسانی و مالی را متحمل شدند، آمریکا در وسط جنگ وارد معرکه شد و بدون پرداخت هزینه، پیروز میدان درآمد و نهایتاً قدرت از اروپا به آمریکا منتقل گردید. آمریکا از این رهگذر سه امتیاز مهمّ به دست آورد: نخست ابرقدرتی جهان، دوّم دریافت حق وتو همراه با برخی قدرت‌های دیگر، و سوّم پترودلار و دلار سالاری؛ پس از آن هم با جذب نیروهای مستعد دیگر کشورها و غارت منابع آنها با تکیه بر فناوری‌ها و تسلیحات و تجهیزات مدرن، توانست سلطه خود را بر جهان تثبیت نماید و با احساس یکه تازی در میدان، تنها در نیمه دوم قرن بیستم به ۲۱ کشور حمله نظامی و در ۱۷ کشور دخالت نمود که یکی از موارد آن کودتای ۲۸ مرداد بوده است.

در طول این دوران طولانی، آمریکا با بهره‌گیری از ثروت‌های غارت شده از ملّت‌ها و اتکاء به ناوها، شناورها و جنگنده‌های پیشرفته، سیطره خود را استمرار بخشید. جنگ رمضان نقطه عطفی در ایجاد تغییر در جایگاه قدرت آمریکا و شکستن ابهت و هیمنه این ببرکاغذی بوده است. این جنگ اثبات کرد با محوریت رهبری الهی و قدرت ملّی و نیروی مسلّح مکتبی می‌توان در شرایط نابرابر هم در برابر ابرقدرتی همچون آمریکا ایستاد و آن را شکست داد.

۵- شکست طرح فروپاشی از درون

از جمله دسیسه‌های دشمنان قسم خورده ایران و انقلاب اسلامی برای ساقط کردن نظام، طرح فروپاشی از درون بود که ماهیت ترکیبی داشت؛ یعنی عملیات ترکیبی اشرار و مجموعهای از عناصر وطن فروش سلطنت طلب، منافق و مجرم، همزمان با تلاش عناصر تجزیه طلب از اقلیم کردستان و اشرار از جنوب شرق با پشتیبانی آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ که با عنایت الهی و حضور پرشور مردم در پهنه کشور و ایفای نقش نیروهای انتظامی و بسیج، دسیسه‌ دشمن خنثی گردید.

دشمن در این دوره هرچه در توان داشت چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در شبه کودتای ۱۸ و ۱۹ دی برای نابودی نظام به میدان آورد و مطمئن بود با هر یک از طرح‌ها می‌تواند اهداف را محقّق سازد؛ امّا افکار عمومی جهانی ناباورانه شاهد شکست و تحقیر و سرشکستگی ابرقدرت آمریکا بود.

۶- شکاف در همپیمانان آمریکا

پس از پایان تحریم نفتی اعراب علیه آمریکا و برخی کشورهای دیگر در سال ۱۹۷۴، آمریکا وارد عقد قراردادی ۵۰ ساله با عربستان شد، مشروط بر اینکه عربستان نفت خود را به خریداران با دلار بفروشد و همان دلار را در آمریکا سرمایه‌گذاری کند و در مقابل آمریکا نیز امنیّت عربستان را تضمین نماید. آرام آرام دیگر کشورهای عربی هم وارد عرصه شده و امنیّت خود را از آمریکا خریدند و هزینه آن را هم خود پرداختند و عملاً ائتلاف همپیمانان آمریکا در منطقه شکل گرفت. امّا جنگ رمضان واقعیت‌های پنهان را آشکار کرد:

اوّل اینکه معلوم شد حضور آمریکا در کشورهای منطقه برای امنیّت آنها نبود و برای امنیّت اسرائیل بوده است؛ دوّم اینکه تضمین آمریکا بی‌اعتبار بوده و آمریکایی که نمی‌تواند امنیّت خود و پایگاه‌های خود را حفظ کند چگونه می‌تواند امنیّت کشورهای مورد نظر را حفظ نماید. لذا با کشف واقعیت ها، در ائتلاف کشورهای منطقه با آمریکا شکاف ایجاد شد و این کشورها به فکر جایگزینی برای آمریکا هستند. پیمان سه جانبه عربستان، پاکستان و ترکیه نشان از این شکاف است.

۷- تقویت جبهه مقاومت

دشمن آمریکایی و صهیونیستی با حمله به لبنان و جریان پیجرها، شهادت سیّد مقاومت سیّد حسن نصرالله، حمله عربستان و آمریکا به یمن و قلمرو حاکمیت انصارالله، مقابله با مقاومت عراق و حمله به ایران به عنوان کانون حرکت مقاومت، در تلاش بود بساط مقاومت را برای همیشه جمع نماید. جنگ رمضان نه تنها موجب تضعیف و نابودی مقاومت نشد، بلکه به مراتب بر قدرت و اقتدار آن افزود. ایستادگی حزب الله در برابر خلع سلاح و گسترش قلمرو انصارالله و اشراف کامل بر تنگه باب المندب و تأثیرگذاری بر بندر عقبه و کانال سوئز و خروج آمریکا از عراق، همه و همه بیان کننده تقویت و ارتقاء جایگاه مقاومت در منطقه غرب آسیا است. چشم انداز آینده نشان می‌دهد مقاومت به عنوان عمق راهبردی جهان اسلام در معادلات و تحوّلات جهان اسلام نقش مؤثّرتری را ایفا خواهد نمود.

۸- تغییر در معادلات قدرت در تنگه هرمز

قبل از جنگ رمضان جایگاه تنگه هرمز و ظرفیت تأثیرگذاری منطقه‌ای و بین‌المللی آن پنهان بود و دشمنان تصور نمی‌کردند ایران از این قدرت بالقوّه، استفاده نماید. اما جنگ رمضان بسیاری از ظرفیت‌های پنهان را آشکار و روشن نمود. تنگه هرمز مهمّ‌ترین معبر تبادل تجارت به ویژه در حوزه انرژی و در جای جای جغرافیای جهان تأثیرگذار است. جنگ رمضان زمینه بهره‌گیری جمهوری اسلامی ایران از این قدرت و ظرفیت را فراهم نمود و ایران به خوبی توانست از این ظرفیت و توان استفاده نماید. اشراف و تسلط ایران بر تنگه هرمز، بر معادلات قدرت در آینده تأثیرگذار بوده و بر روابط ایران با چین و روسیه و سازمان شانگهای نیز تأثیر خواهد داشت.

این آبراه استراتژیک بر روابط جمهوری اسلامی ایران با اروپا تأثیرگذار خواهد بود و روابط را به نفع ایران تغییر خواهد داد. همچنین تنگه هرمز بر روابط ایران با کشورهای منطقه و همسایگان نیز مؤثّر بوده و روابط را دگرگون خواهد نمود.

۹- ایجاد زمینه شکل‌گیری ائتلاف شرقی

ازجمله اهداف حمله آمریکا و تغییر نظام ایران به یک حکومت وابسته، مقابله با نفوذ چین و روسیه و تضعیف جایگاه و نقش این دو کشور در منطقه غرب آسیا بوده است. جنگ رمضان این نقشه را بر هم زد و برعکس، بستر مناسبی برای شکل‌گیری ائتلاف شرقی یعنی ائتلاف بین ایران و روسیه و چین را فراهم نمود. این ائتلاف می‌تواند بسترساز تقویت موضع کشورهای مستقل در برابر آمریکا و تقویت ایفاء نقش سه کشور در سازمان ملل و شورای امنیّت و دیگر سازمان‌ها و محافل بین‌المللی گردد.

ادامه دارد...

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha