به گزارش خبرگزاری حوزه، هنگام سرککشیدن در فضای مجازی و از جمله در شبکههای اجتماعی گاهی با این قبیل پیامها بخصوص در خطاب قرار دادن زنان جامعه مواجه میشویم که؛ "زن مستقل باش، به مرد نیاز نداشته باش، خودت پول در بیار، خودت را بساز. " و البته در همین راستا برخی از زنان بلاگر، همین روایت را با شور و هیجان خاصی در شبکههای مجازی تبلیغ میکنند و نکته جالب ماجرا این است که وقتی بازار این محتوا اشباع شد، همان فضا شروع به ترویج روایتی کاملاً معکوس می کند با این مضمون که؛ "زن باش، نه مرد! انرژی زنانهات را فعال کن، لطیف باش و به مردت تکیه کن. "
این چرخشها و گاه تناقضها البته نشان از رویکرد تجاری به مقوله سبک زندگی دارد و اینکه متأسفانه چنین گزارهای، جایگزین بحث مشاوره زندگی شده و حال آنکه تداوم این وضعیت نه برای افراد خانواده و زن و مرد آرامش به همراه داشته و نه اینکه گرهی از مشکلات آنها گشوده، تازه اگر گره دیگری بر آنها نیفزوده باشد.
چرخشهایی هوشمندانه برپایه رویکرد تجاری
حجتالاسلام سید محمود موسویحسب، محقق و پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه نگاه تجاری برخی فعالان فضای مجازی، خواسته یا ناخواسته زمینهساز آسیب به آرامش و آسایش نهاد خانواده شده است، اظهار داشت: ما شاهد یک رفتار دوگانه و گاه متناقض هستیم به این معنا که یک روز استقلال زن را در قالب دوره آموزشی، پکیج خودسازی و کتاب صوتی میفروشد، اما فردا که این قفسه خالی از مشتری شد، همان قفسه را با مباحثی همچون «انرژی زنانه»، «کهنالگو» و «لطافت» پُر میکند. این در حالی است که مخاطب عوض نشده، نیاز او هم عوض نشده، بلکه تنها بستهبندی تغییر پیدا کرده است.
وی افزود: اگر دقت کنیم متوجه میشویم که این چرخش، اتفاقاً هوشمندانه نیز طراحی شده است. به این معنا که مخاطبی که با شعار «به مرد نیاز نداشته باش» وارد شد و بعد از چند سال به بنبست رسید، اکنون احساس گناه و شکست دارد؛ او مشتریِ آماده روایت دوم است. بازار اول، بازار را برای بازار دوم آماده میکند. این همان نکته مهمی است که در ادبیات اقتصادی به آن «خلق تقاضا» میگویند؛ نه پاسخ به یک نیاز واقعی، بلکه ساختن یک نیاز و سپس فروش راهحل آن.
خطر تقلیلدادن انسان به یک تیپ اجتماعی
وی ضمن هشدار نسبت به خطر تقلیل دادن انسان به یک تیپ اجتماعی یا فرهنگی ابراز داشت: روایت نخست زن را به «ماشین تولید درآمد و استقلال» تبدیل میکند و روایت دوم او را به «موجودی لطیف که وظیفهاش تکیه کردن است». در هر دو حالت، زن یک الگوی از پیش تعیینشده است که باید خود را با آن تطبیق دهد. اما واقعیت زندگی، چیزی فراتر از همه این هاست و ما نیاز به الگوی زن واقعی داریم که هم توانایی تصمیمگیری اقتصادی دارد و هم حق دارد در لحظهای از خستگی به دیگری تکیه کند و این دو مسئله، هیچ تناقضی با هم ندارند.
چرا محتواهای اینستاگرامی جای مشاوره واقعی را گرفته است؟
امروزه این پرسش فراروی مخاطبان فضای مجازی وجود دارد که بهراستی چرا محتواهای اینستاگرامی جای مشاوره واقعی را گرفته است؟
در پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه کرد که به هر حال مشاوره واقعی خانواده، سه شاخصه مهم دارد که آن را برای بازار محتوا غیرجذاب میسازد: نخست، شخصیسازیشده و نمیتوان آن را به میلیونها نفر یکسان فروخت؛ دوم، نتیجه آن تضمینی نیست و ممکن است ماهها طول بکشد و لذا باید در این راستا صبوری به خرج داد؛ سوم هم اینکه گاهی به مخاطب میگوید «مشکل از تو نیست، مشکل از شرایط است» یا «این انتظار تو غیرواقعی است» و این حرف دقیقاً همان چیزی است که مشتری نمیخواهد بشنود یا تمایل به شنیدن آن ندارد.
از آن سوی قضیه، محتوای سبک زندگی در بستر فضای مجازی چند ویژگی معکوس دارد به این معنا که عمومی و قابل تکثیر است، از سویی هم احساس رضایت فوری میدهد و همیشه مخاطب را تأیید میکند. به همین خاطر در خلأ دسترسی به مشاوره تخصصی که هم هزینهبر است و هم در بسیاری از شهرها و برای بسیاری از اقشار در دسترس نیست، این محتوا نقش «مشاور ارزان و همیشه در دسترس» را ایفا میکند. اما باید توجه داشت مشاوری که منافعش در تأیید همیشگی مخاطب است، نمیتواند مشاور باشد بلکه نهایتاً او یک فروشندهی آینه است و بس و لذا نمیتواند چندان دردی از افراد دوا کند.
همچنان نیازمند تقویت سواد رسانهای هستیم
نرجس شکرزاده، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه خواهران با اشاره به لزوم تقویت سواد رسانه ای در سطح جامعه به خصوص در میان زوجین خانواده ابراز داشت: در همین راستا مخاطب فضای مجازی باید بیاموزد که پیش از پذیرش هر توصیه سبک زندگی، سه پرسش بپرسد: این محتوا چه چیزی به من میفروشد؟ منفعت سازنده آن چیست؟ و این که آیا این توصیه، برای شرایط خاص زندگی من با همه جزئیاتش ساخته شده یا برای یک مخاطب خیالی و یکسان؟ توجه به این سه پرسش ساده، بسیاری از بستههای تجاری را از کار میاندازد.
وی تأکید کرد: از سوی دیگر در سطح خانواده، به شدت نیاز داریم که «گفتوگوی مهارتی» جای شعار و حرف های به ظاهر پرزرق و برق اما توخالی را بگیرد، چه آن که بهجای پذیرش الگوهای آماده، زوجها باید بیاموزند که درباره انتظارات، تقسیم مسئولیتها، مدیریت پول و مرزهای رابطه با خانوادهها صریح و شفاف با هم گفتوگو کنند.
مهارتی که باید آن را فراگرفت
مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه خواهران افزود: طبعاً باید توجه داشت که خود این گفتوگو، یک مهارت است و مهارت نیز لاجرم آموختنی است، آن هم از طریق کتب و آثار معتبر، همچنین برپایی کارگاههای تخصصی یا ارایه مشاوره حضوری و آنلاین با متخصصان دارای مجوز و کاربلد، نه هر کسی که صرفاً داعیه مشاوره را دارد.
نکته واپسین این گزارش هم آنکه؛ مادامی بستر لازم برای شکل گیری فضای مشاوره واقعی، گفتوگوی صادقانه و آموزش مهارت در بین زوجین فراهم نشود، بازار محتوا هر روز بستهی تازهای ارایه می کند که معلوم نیست چه نسبتی با نیازها و اقتضائات زندگی خانوادگی افراد دارد.
انتهای پیام










نظر شما