خبرگزاری حوزه | گاهی باید چند لحظه کنار مزار یک شهید گمنام ایستاد؛ به سنگی که نامی بر آن حک نشده، به پرچمی که آرام بر فرازش تکان میخورد و به سکوتی که هزاران حرف ناگفته در دل خود دارد.
اینجا آرامگاه مردی است که شاید مادری سالها چشمانتظار بازگشتش مانده، پدری هنوز با شنیدن نام جبهه به یاد او میافتد و خانوادهای همچنان نمیداند عزیزش در کدام نقطه از این خاک آرام گرفته است. جوانی که روزی با هزار آرزو از خانه بیرون رفت، اما دیگر فرصت بازگشت به آغوش خانواده را نیافت.
او رفت، بیآنکه بداند کجا به خاک سپرده خواهد شد؛ بیآنکه بداند روزی مردمانی که هرگز او را ندیدهاند، بر مزارش خواهند ایستاد و برای غربتش اشک خواهند ریخت، اما مگر میشود کسی که برای ماندن یک سرزمین از جان خود گذشته است، در حافظه آن سرزمین گم شود؟
شهدای گمنام، نامشان از ما پنهان مانده، اما انتخاب بزرگشان همچنان در حافظه تاریخی این ملت زنده است. آنان از خانه و خانواده دل کندند تا خانههای مردم ویران نشود، تا مادران با آرامش فرزندانشان را بزرگ کنند و نسلهای آینده در سرزمینی امن زندگی کنند.
سالها از روزهای هشت سال دفاع مقدس گذشته است، اما مفهوم دفاع از وطن، شجاعت و ایثار به یک دوره تاریخی محدود نمیشود، نسل جوان امروز شاید روزهای جنگ تحمیلی را تجربه نکرده باشد، اما همچنان جوانانی از همین سرزمین در شرایط دشوار و روزهای جنگی، برای دفاع از ایران، حفظ امنیت و استقلال کشور ایستادگی میکنند.
این حقیقت نشان میدهد که روحیه فداکاری و مسئولیتپذیری متعلق به یک نسل نیست؛ بلکه ریشه در هویت مردمانی دارد که در بزنگاههای تاریخی، دفاع از میهن را وظیفه خود میدانند.
شاید میدان و شکل رویاروییها تغییر کرده باشد، اما آنچه نسل دیروز را به نسل امروز پیوند میدهد، عشق به ایران، احساس مسئولیت در برابر سرنوشت مردم و آمادگی برای دفاع از این سرزمین است.
برای زنده نگهداشتن یاد شهدا، گاهی بیش از سخنرانیهای طولانی باید قصههای ناگفتهشان را روایت کنیم؛ از مادری بگوییم که سالها چشمانتظار ماند، از جوانی که در اوج آرزوهایش راهی جبهه شد و از پیکری که بینام به خاک سپرده شد، اما هرگز از دل مردم بیرون نرفت.
البته ادای دین به شهدا تنها در گریه کردن برای غربتشان خلاصه نمیشود. نمیتوان از ایثار آنان گفت، اما در برابر رنج و مشکلات مردم بیتفاوت بود؛ از فداکاری سخن گفت، اما در زندگی روزمره تنها به منافع شخصی اندیشید. زنده نگهداشتن راه شهدا، بیش از هر چیز به صداقت، همدلی، مسئولیتپذیری و تلاش برای ساختن جامعهای شایسته نیاز دارد.
وقتی از کنار مزار یک شهید گمنام عبور میکنیم، خوب است لحظهای بایستیم و از خود بپرسیم: اگر این جوان امروز در میان ما بود، از جامعهای که برای حفظ آن جان داد چه انتظاری داشت؟ آیا دوست داشت یادش تنها به چند مراسم و سالگرد محدود شود یا میخواست مردم در رفتار و انتخابهایشان نیز به آرمانهای او وفادار بمانند؟
شاید تلخترین اتفاق برای یک ملت این نباشد که نام قهرمانانش را نداند؛ بلکه این باشد که آنان را بشناسد، اما از حقیقت راهشان فاصله بگیرد.
و حالا بار دیگر، تنی چند از همین مردان بینام، مهمان شهر ما خواهند شد؛ مسافرانی از روزهای حماسه و ایثار که پس از سالها دوری، بر شانههای مردم سرزمینشان تشییع میشوند.
آمدن این شهیدان گمنام، تنها یک مراسم تشییع نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به خاطرات مردانی که روزی برای دفاع از همین خاک به میدان رفتند و امروز نیز یادآور مسئولیتی هستند که ما، در برابر ایران و نسلهای آینده بر دوش داریم.
بیایید با حضورمان، با شاخهای گل و قلبی سرشار از احترام، به استقبالشان برویم و نشان دهیم مردمی که آرامش امروز خود را مدیون فداکاری شهدا هستند، هنوز قدر ایثار آنان را میدانند.
آنان بینام رفتند تا ایران بماند؛ حالا نوبت ماست که با حضور در مراسم تشییع این شهیدان، نشان دهیم یاد و راه مردانی که برای سربلندی وطن از جان گذشتند، همچنان در دل این ملت زنده است.
قرار ما؛ ۱۷ آبانماه، ساعت ۹ صبح، مراسم تشییع شهدای گمنام در شهرستان نایین.
انتهای پیام/










نظر شما