به گزارش سرویس بینالملل خبرگزاری حوزه، ابراهیم محمد الهمدانی در یادداشتی در پایگاه خبری «أفق نیوز»، با بازخوانی جنایتهای تاریخی نیروهای وابسته به آلسعود، از کشتارهای گسترده در حجاز، نجد و مناطق مرزی یمن و عراق پرده برداشته است.
تاریخ فراموششده جنایتها در شبهجزیره عربستان
تاریخ قدرتگیری خاندان آلسعود، فقط روایت تأسیس یک حکومت و گسترش قلمرو آن نیست؛ در پس این تاریخ، حوادثی از قتلعام، غارت، آوارگی و کشتار مردم بیدفاع قرار دارد که نشان میدهد بسیاری از فتوحات این خاندان با بهای سنگین جان انسانهای بیگناه همراه بوده است.
در نخستین دهههای گسترش قدرت آلسعود، نیروهایی موسوم به «اخوان» یا «اخوان من أطاعالله» به یکی از بازوهای اصلی نظامی این خاندان تبدیل شدند. این نیروها که از قبایل بدوی گرد آمده بودند، با تفکری سختگیرانه و تکفیری آموزش دیدند؛ تفکری که مخالفان مذهبی را خارج از دایره ایمان معرفی میکرد و در مواردی، جان و مال آنان را مباح میشمرد.
نتیجه چنین نگرشی، تنها اختلاف اعتقادی نبود؛ بلکه در میدان عمل، به حمله به شهرها، غارت خانهها و کشتار کسانی انجامید که حتی امکان دفاع از خود را نداشتند.
یکی از تلخترین نمونههای این خشونت، حوادث طائف در سال ۱۹۲۴ میلادی بود. نیروهای وابسته به آلسعود پس از ورود به این شهر، دست به کشتار گسترده زدند. در روایتهای تاریخی نقلشده، از کشتهشدن مردان، زنان و کودکان سخن گفته شده است؛ قربانیانی که حتی پناهبردن به خانههای خدا نیز نتوانست جانشان را حفظ کند.
مهاجمان به خانهها وارد شدند، اموال مردم را غارت کردند و کسانی را که در برابر آنان قرار میگرفتند، به قتل رساندند. گزارشها از چنان خشونتی حکایت دارند که بسیاری از مردم برای نجات جان خود، خانه و کاشانهشان را رها کردند و به مناطق دیگر پناه بردند.
اما این جنایتها به یک شهر محدود نماند. در گزارشهای تاریخی، از حملات خونین نیروهای اخوان به قبایل شمر و ظفیر در نجد و مناطق مرزی عراق نیز یاد شده است؛ حملاتی که در آنها اردوگاههای قبیلهای هدف قرار میگرفتند و مردان، زنان و حتی کودکان قربانی میشدند. در برخی از این روایتها، از نابودی کامل اردوگاهها و باقیماندن تنها شمار اندکی از بازماندگان سخن رفته است.
در چنین فضایی، تفاوت مذهبی بهانهای برای حذف مخالفان شده بود. کسانی که با جریان حاکم همراه نبودند، گاه بهعنوان مشرک و مرتد معرفی میشدند و همین برچسب، زمینه تعرض به جان و اموالشان را فراهم میکرد. به این ترتیب، خشونت نه یک رفتار اتفاقی، بلکه در مواردی به بخشی از شیوه برخورد با جوامع تحت سلطه تبدیل شده بود.
یکی از دردناکترین صفحات این تاریخ، به حجاج یمنی بازمیگردد؛ مردمی که برای زیارت خانه خدا راهی حجاز شده بودند، اما در منطقه تنومه با حمله نیروهای اخوان روبهرو شدند.
بر اساس روایت نقلشده در این یادداشت، در سال ۱۹۲۰ میلادی، کاروانی از حجاج یمنی در منطقه تنومه محاصره شد. زائران بیدفاع درخواست امان کردند و یادآور شدند که برای انجام مناسک حج در حرکتاند، اما این درخواستها مانع حمله نشد.
نیروهای مهاجم به کاروان یورش بردند و زائران را با سلاحهای گرم و سرد به قتل رساندند. در این یادداشت، شمار قربانیان این حادثه حدود سه هزار نفر برآورد شده است؛ فاجعهای که در آن، حتی جایگاه زائران خانه خدا نیز نتوانست سپری در برابر خشونت مهاجمان باشد.
این وقایع، تنها گوشهای از گزارشهایی است که درباره عملکرد نیروهای وابسته به آلسعود در دوران شکلگیری قدرت این خاندان نقل شده است. در کنار این حوادث، نقش حمایتهای خارجی، بهویژه بریتانیا، در تقویت ساختار سیاسی و نظامی حکومت سعودی نیز مورد توجه نویسنده قرار گرفته است؛ حمایتی که در زمینههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی دنبال میشد.
اما آنچه این گذشته را برای مردم منطقه همچنان زنده نگه داشته، تنها خاطره حوادث یک قرن پیش نیست؛ بلکه پیوندی است که این یادداشت میان آن وقایع و جنگ معاصر یمن برقرار میکند.
بر اساس آماری که در این یادداشت ارائه شده، طی دوازده سال جنگ یمن، ۴ هزار و ۳۶۵ کودک جان خود را از دست داده و ۵ هزار و ۵۷۸ کودک دیگر مجروح شدهاند. همچنین شمار زنان کشتهشده ۲ هزار و ۶۵۳ نفر و زنان مجروح ۳ هزار و ۳۵۱ نفر اعلام شده است.
این آمارها، از بهای سنگینی حکایت دارند که مردم عادی در جریان جنگ پرداختهاند؛ کودکانی که فرصت زندگی نیافتهاند، مادرانی که عزیزان خود را از دست دادهاند و خانوادههایی که زیر آوار حملات، خانه و امنیت خود را از دست دادهاند.
در نگاه نویسنده، آنچه در طائف، تنومه و دیگر مناطق شبهجزیره عربستان رخ داد، صرفاً حوادثی پراکنده در گذشته نبود؛ بلکه باید آن را در کنار تحولات بعدی و رفتار نظامی حکومت سعودی در منطقه بررسی کرد.
وقتی تاریخ یک حکومت با روایتهایی از قتلعام، غارت و سرکوب همراه است و در دوران معاصر نیز جنگ، ویرانی و قربانیشدن غیرنظامیان همچنان بخشی از تجربه مردم منطقه است، بازخوانی این گذشته دیگر صرفاً کنجکاوی تاریخی نیست؛ بلکه تلاشی برای شناخت ریشههای منازعات و فهم بهایی است که ملتهای منطقه در معادلات قدرت پرداختهاند.
منبع: أفق نیوز_یمن










نظر شما