یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴
نمایندگان مسلمان آمریکا تا کجا می‌توانند معادلات واشنگتن در برابر تل‌آویو را تغییر دهند؟

حوزه/ ورود و افزایش نقش نمایندگان مسلمان و منتقد اسرائیل در کنگره آمریکا، این پرسش را مطرح کرده است که آیا آنها می‌توانند از جایگاه قانون‌گذاری خود برای محدود کردن حمایت‌های واشنگتن از تل‌آویو و تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران استفاده کنند؟

به گزارش سرویس بین‌الملل خبرگزاری حوزه، شبکه الجزیره در گزارشی به بررسی پیامدهای نتایج انتخابات اخیر آمریکا و افزایش نقش نمایندگان مسلمان و منتقد اسرائیل در کنگره پرداخته و ظرفیت آنها برای اثرگذاری بر حمایت‌های نظامی واشنگتن از تل‌آویو و سیاست‌های این کشور در قبال ایران را بررسی کرده است.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در شرایطی به سود دموکرات‌ها رقم خورده که سیاست خارجی این کشور، به‌ویژه حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم صهیونیستی و جنگ علیه ایران، با انتقادهای گسترده‌ای در داخل و خارج از آمریکا روبه‌روست. پیروزی دموکرات‌ها و افزایش حضور چهره‌های عرب، مسلمان و جریان‌های پیشرو در کنگره، اکنون فرصتی تازه برای به چالش کشیدن بخشی از سیاست‌های دولت دونالد ترامپ فراهم کرده است.

اهمیت این تحول تنها به جابه‌جایی کرسی‌های پارلمان آمریکا محدود نمی‌شود؛ بلکه مسئله اصلی، ورود جریان‌هایی به ساختار قانون‌گذاری این کشور است که بخشی از آنها خواستار بازنگری در مناسبات واشنگتن با تل‌آویو، محدود شدن کمک‌های نظامی به اسرائیل و پایان دادن به هزینه‌کرد منابع عمومی آمریکا در جنگ‌های خارجی هستند.

البته پیروزی در انتخابات به معنای در اختیار گرفتن تمام قدرت سیاسی نیست. در ساختار سیاسی آمریکا، کنگره و کاخ سفید اختیارات متفاوتی دارند. رئیس‌جمهور همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و در زمینه سیاست خارجی و هدایت عملیات نظامی اختیارات گسترده‌ای دارد؛ بنابراین، حتی در شرایطی که مخالفان دولت اکثریت کنگره را در اختیار بگیرند، نمی‌توانند به‌تنهایی تمام تصمیمات رئیس‌جمهور را متوقف کنند.

با این حال، کنگره ابزارهای مهمی برای اثرگذاری بر سیاست‌های دولت در اختیار دارد؛ ابزارهایی که اگر به‌درستی استفاده شوند، می‌توانند هزینه تصمیمات نظامی و حمایت‌های خارجی واشنگتن را افزایش دهند.

کمک‌های نظامی به اسرائیل؛ نخستین میدان تقابل

یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که می‌تواند تحت تأثیر ترکیب جدید کنگره قرار بگیرد، کمک‌های نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی است.

بر اساس توافق نظامی میان واشنگتن و تل‌آویو، آمریکا متعهد به اختصاص ۳۸ میلیارد دلار کمک نظامی در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸ شده است. این رقم به‌طور متوسط سالانه ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار را شامل می‌شود؛ مبلغی که بخش عمده آن در قالب تأمین مالی نظامی و حمایت از سامانه‌های دفاع موشکی رژیم صهیونیستی هزینه می‌شود.

اما نکته مهم این است که این توافق به معنای پرداخت خودکار و خارج از نظارت کنگره نیست. اختصاص بودجه‌های نظامی همچنان به تصمیمات بودجه‌ای قانون‌گذاران وابسته است.

نمایندگان مخالف سیاست‌های تل‌آویو می‌توانند طرح‌هایی برای کاهش این کمک‌ها ارائه کنند، با بودجه‌های تکمیلی مخالفت کنند یا اختصاص منابع مالی را به رعایت قوانین حقوق بشری و محدودیت استفاده از تسلیحات آمریکایی مشروط سازند.

همچنین قانون‌گذاران می‌توانند با استفاده از اختیارات نظارتی خود، درباره نحوه استفاده ارتش اسرائیل از تسلیحات آمریکایی تحقیق کنند و مقام‌های دولت را برای پاسخگویی درباره صادرات سلاح و پیامدهای آن تحت فشار قرار دهند.

البته چنین اقداماتی به معنای توقف قطعی کمک‌ها نیست؛ چراکه تصویب قوانین به همراهی هر دو مجلس و در بسیاری از موارد موافقت رئیس‌جمهور نیاز دارد. با این وجود، افزایش تعداد نمایندگان منتقد اسرائیل می‌تواند فضای سیاسی حاکم بر این موضوع را تغییر دهد و هزینه حمایت بدون محدودیت از تل‌آویو را افزایش دهد.

جنگ علیه ایران؛ کنگره تا کجا می‌تواند دست ترامپ را ببندد؟

موضوع مهم دیگر، اختیارات دولت آمریکا در ادامه جنگ علیه ایران است؛ مسئله‌ای که می‌تواند به یکی از اصلی‌ترین محورهای اختلاف میان کاخ سفید و اکثریت جدید کنگره تبدیل شود.

طبق قوانین آمریکا، کنگره در زمینه اعلام جنگ، تصویب مجوزهای استفاده از نیروی نظامی و تأمین بودجه عملیات نظامی اختیارات مهمی دارد. در مقابل، رئیس‌جمهور نیز به‌عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح، از اختیارات گسترده‌ای برای هدایت عملیات برخوردار است.

قانون اختیارات جنگی مصوب سال ۱۹۷۳ نیز سازوکارهایی را برای نظارت کنگره بر اقدامات نظامی رئیس‌جمهور پیش‌بینی کرده است. بر همین اساس، نمایندگان می‌توانند طرح‌هایی برای محدود کردن عملیات نظامی بدون مجوز کنگره ارائه کنند یا خواستار خروج نیروهای آمریکایی از درگیری‌های نظامی شوند.

دموکرات‌ها اکنون این امکان را دارند که بار دیگر طرح‌های محدودکننده عملیات نظامی علیه ایران را به جریان بیندازند، درباره تأمین مالی جنگ شروط تازه‌ای تعیین کنند و دولت را به ارائه توضیحات درباره اهداف، هزینه‌ها و مبانی قانونی اقدامات نظامی وادار سازند.

یکی دیگر از ابزارهای مهم، نظارت پارلمانی است. اکثریت جدید می‌تواند مقام‌های وزارت دفاع، وزارت خارجه و نهادهای اطلاعاتی را به جلسات استماع فرا بخواند و درباره هزینه‌های جنگ، برنامه‌های نظامی و پیامدهای ادامه درگیری‌ها از آنها توضیح بخواهد.

با این حال، مخالفت کنگره لزوماً به معنای پایان جنگ نیست. رئیس‌جمهور می‌تواند مصوبات محدودکننده اختیارات خود را وتو کند و عبور از این وتو نیز به رأی دوسوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارد؛ موضوعی که تحقق آن دشوار است.

پیروزی دموکرات‌ها به معنای تغییر کامل سیاست آمریکا نیست

با وجود تغییر ترکیب کنگره، نباید تصور کرد که تمام دموکرات‌ها درباره اسرائیل، ایران و سیاست‌های نظامی آمریکا دیدگاه یکسانی دارند.

در داخل این حزب، جریان‌های متفاوتی حضور دارند؛ گروهی از سیاستمداران پیشرو خواستار توقف یا محدودسازی کمک‌های نظامی به اسرائیل هستند، برخی دیگر بر مشروط کردن این کمک‌ها به رعایت حقوق بشر تأکید می‌کنند و در مقابل، بخشی از دموکرات‌های همچنان از حفظ اتحاد نظامی واشنگتن و تل‌آویو حمایت می‌کنند.

این اختلاف‌نظرها نشان می‌دهد که حتی در صورت برخورداری دموکرات‌ها از اکثریت پارلمانی، تبدیل مطالبات منتقدان اسرائیل به قوانین الزام‌آور، به جلب حمایت طیف‌های دیگر حزب نیز وابسته خواهد بود.

در واقع، افزایش شمار نمایندگان مخالف سیاست‌های تل‌آویو بیش از آنکه به معنای تغییر فوری موضع رسمی آمریکا باشد، می‌تواند زمینه را برای طرح گسترده‌تر انتقادها، افزایش فشارهای سیاسی و محدود کردن برخی حمایت‌های نظامی فراهم کند.

از هزینه‌های جنگ تا مطالبات اقتصادی مردم آمریکا

پیروزی جریان‌های منتقد دولت تنها به سیاست خارجی محدود نیست. بخش دیگری از مطالبات آنها به مشکلات اقتصادی و اجتماعی شهروندان آمریکایی مربوط می‌شود.

یکی از وعده‌های مطرح‌شده در این جریان، گسترش پوشش بیمه درمانی دولتی برای تمام شهروندان است؛ طرحی که هدف آن کاهش هزینه‌های درمان، پوشش خدمات پزشکی ضروری و کاهش بدهی‌های درمانی خانواده‌هاست.

همچنین اصلاح نظام قیمت‌گذاری دارو، افزایش حمایت‌های دولتی از خدمات درمانی و مسکن و جلوگیری از کاهش بودجه برخی برنامه‌های حمایتی از دیگر محورهای این مطالبات است.

منتقدان سیاست‌های خارجی آمریکا معتقدند منابع مالی هنگفتی که برای حمایت نظامی از اسرائیل و حضور نظامی در منطقه هزینه می‌شود، می‌تواند به جای آن در حوزه‌هایی مانند بهداشت، درمان، آموزش و رفاه عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

البته اجرای این وعده‌ها نیز به تصویب قوانین، تأمین منابع مالی و همراهی اکثریت لازم در کنگره نیاز دارد و صرف پیروزی انتخاباتی، امکان تحقق فوری آنها را فراهم نمی‌کند.

تغییر ترکیب کنگره؛ محدودیت برای کاخ سفید، نه پایان سیاست‌های گذشته

در مجموع، نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا می‌تواند قدرت مانور دولت ترامپ را در برخی حوزه‌ها محدود کند. کنترل بودجه، نظارت بر عملکرد دولت، بررسی قراردادهای تسلیحاتی و مخالفت با طرح‌های پیشنهادی کاخ سفید، ابزارهایی هستند که اکنون می‌توانند بیش از گذشته در اختیار مخالفان سیاست‌های دولت قرار بگیرند.

با این حال، تغییر سیاست خارجی آمریکا به‌ویژه در قبال ایران و رژیم صهیونیستی، تنها با تغییر اکثریت پارلمانی محقق نمی‌شود. ساختار قدرت در این کشور به‌گونه‌ای است که رئیس‌جمهور همچنان از اختیارات قابل‌توجهی برخوردار است و اختلافات داخلی حزب دموکرات نیز می‌تواند مانع شکل‌گیری تصمیمات قاطع شود.

از این منظر، اهمیت انتخابات اخیر را باید بیش از هر چیز در افزایش ظرفیت نظارتی و قانون‌گذاری مخالفان سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن جست‌وجو کرد؛ ظرفیتی که می‌تواند حمایت نظامی از اسرائیل را با چالش‌های بیشتری مواجه سازد و ادامه جنگ علیه ایران را برای دولت آمریکا پرهزینه‌تر کند، هرچند هنوز نمی‌توان از پایان این سیاست‌ها سخن گفت.

منبع: الجزیره

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha