محمد کرمالهی مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، به بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در بازآفرینی روایتهای ایثار و شهادت، فرصتها و چالشهای ورود فناوریهای نوین به عرصه هنر متعهد و همچنین ضرورت صیانت از اصالت و حقیقت روایتهای مرتبط با شهدا و ایثارگران پرداخت.
متن گفتگو به شرح زیر است.
بسیاری معتقدند فرهنگ ایثار و شهادت ماهیتی معنوی و سنتی دارد و شاید ورود فناوریهای بهظاهر سردی مانند هوش مصنوعی از روح این مفاهیم بکاهد. از کجا میتوان اطمینان داشت که این مسیر، راهکاری مؤثر برای ترویج این فرهنگ است؟
در این زمینه باید میان محتوا و رسانه تفکیک قائل شویم. محتوای ما، یعنی فرهنگ ایثار و شهادت، حقیقتی ابدی و معنوی است، اما رسانه انتقال این حقیقت همواره در حال تغییر بوده است. ما در هر دورهای از ابزارهای متناسب با همان عصر برای ترویج حقیقت استفاده کردهایم. امروز نیز اگر بخواهیم با مخاطبی صحبت کنیم که با هوش مصنوعی متولد شده و رشد کرده است، نمیتوانیم صرفاً به ابزارهای قدیمی متکی باشیم.
هوش مصنوعی برای ما جایگزینی برای روح و حقیقت نیست، بلکه زبان جدیدی برای انتقال مفاهیم است. ما از این فناوری استفاده میکنیم تا سادگی، خلوص و حقیقت ایثار را در قالبی ارائه دهیم که برای انسان امروز قابل درکتر و جذابتر باشد.
در واقع، هدف ما این است که با استفاده از ابزارهای مدرن، حقیقتهای اصیل را حفظ کنیم و آنها را از حالت موزهای خارج کرده و به جریان زندگی امروز بازگردانیم.
بهصورت عینی، هوش مصنوعی در عمل چه تغییری در روایتگری ایثار ایجاد میکند؟ آیا میتوان نمونههای مشخصی از تحول در تولید محتوا با استفاده از این فناوری ارائه کرد؟
تحول در این حوزه را میتوان در سه سطح بازآفرینی، تحلیل و شخصیسازی بررسی کرد.
نخست، در حوزه بازآفرینی؛ ما هزاران ساعت خاطره شفاهی در اختیار داریم که بخش قابل توجهی از آنها در آرشیوها باقی مانده و هنوز به شکل مؤثر در اختیار مخاطبان قرار نگرفتهاند. با کمک هوش مصنوعی میتوان این روایتهای صوتی را به تجربههای بصری تبدیل کرد. برای مثال، بازسازی محیط یک عملیات یا لحظهای از زندگی یک شهید بر اساس توصیفات دقیق بازماندگان، این امکان را فراهم میکند که نسل جدید آن لحظه را بهصورت ملموستری درک کند و صرفاً شنونده یک روایت نباشد.
دوم، در حوزه تحلیل؛ با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل دادههای گسترده میتوان نیازهای فرهنگی و روانی بازماندگان را بهتر شناخت و بررسی کرد که در هر گروه سنی، چه نوع محتوایی اثربخشی بیشتری دارد. این رویکرد به معنای عبور از برنامههای یکسان برای همه و حرکت به سمت طراحی برنامههای متناسب با نیازهای مخاطبان است.
سوم، در حوزه شخصیسازی؛ تصور کنید سامانهای وجود داشته باشد که بر اساس تاریخچه زندگی یک ایثارگر، محتوایی متناسب با نقاط قوت و آسیبهای روانی او تولید کند. این همان نقطهای است که هوش مصنوعی با دراماتراپی پیوند میخورد و میتواند به ابزاری برای کمک به فرایندهای ترمیم و بهبود روانی تبدیل شود.
یکی از نگرانیهای جدی درباره هوش مصنوعی، عملکرد احتمالاتی آن و احتمال تولید اطلاعات نادرست یا تحریفشده است. در حوزهای مانند شهادت که حقیقت و صداقت از ارکان اصلی آن محسوب میشوند، چگونه میتوان از تحریف واقعیت و ورود تخیلات هوش مصنوعی جلوگیری کرد؟
این دقیقترین و در عین حال حیاتیترین بخش بحث است. ما هرگز اجازه نمیدهیم هوش مصنوعی منبع حقیقت باشد، بلکه آن را بهعنوان پردازشگر حقیقت در نظر میگیریم. راهکار ما در این زمینه، ایجاد یک پایگاه داده مرجع و تأییدشده است. به زبان ساده، به هوش مصنوعی نمیگوییم در فضای اینترنت جستوجو کند و درباره شهادت مطلب بنویسد؛ بلکه اسناد، نامهها و خاطرات تأییدشده را در اختیار آن قرار میدهیم و تأکید میکنیم که روایت صرفاً بر اساس همین منابع تولید شود و اطلاعات خارج از این چارچوب مورد استفاده قرار نگیرد.
در کنار این موضوع، نظام نظارت انسانی نیز باید تعریف شود. به این معنا که هر خروجی تولیدشده با هوش مصنوعی، پیش از انتشار و رسیدن به مخاطب، توسط یک راوی خبره یا متخصص فرهنگی بررسی و تأیید شود.
هنر ایثار و شهادت در امروز و آینده چگونه میتواند از ظرفیتها و امکانات هوش مصنوعی بهرهمند شود؟
برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی آیندهنگرانه داشته باشیم. هنر ایثار و شهادت در گذشته بیشتر بر پایه سند و گزارش استوار بود، امروز بر پایه روایت قرار دارد و در آینده میتواند بر پایه تجربه شکل بگیرد. از این منظر، هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای تولید سریعتر محتوا نیست، بلکه میتواند به تغییر پارادایم در شیوه ارائه و انتقال مفاهیم منجر شود.
در شرایط فعلی، در عصر بهینهسازی و بازآفرینی قرار داریم. هوش مصنوعی در این مرحله بهعنوان یک دستیار هوشمند عمل میکند و به ارتقای کیفیت تولیدات موجود کمک میکند.
برای مثال، ماندگاری و انتشار جهانی روایتهای ایثار مستلزم ترجمه و جهانیسازی این روایتها به زبانهای مختلف دنیا است؛ آن هم با حفظ بار عاطفی و معنایی آنها. هوش مصنوعی میتواند این فرایند را بسیار سادهتر و سریعتر کند.
همچنین میتوان از این فناوری برای احیای کیفیت تصاویر و صداهای قدیمی شهدا و ایثارگران، تبدیل عکسهای سیاهوسفید به تصاویر رنگی و ملموستر کردن خاطرات استفاده کرد. تبدیل متن خاطرات به سناریوهای کوتاه و تولید محتوای چندرسانهای برای شبکههای اجتماعی با هدف جذب مخاطب، بهویژه نسل Z، از دیگر ظرفیتهای این فناوری است.
در آینده نزدیک، وارد عصر تعامل و شخصیسازی خواهیم شد. در این مرحله، هنر ایثار از حالت تکگویی و یکسویه، یعنی صرفاً انتقال پیام از سوی ما به مخاطب، به حالتی دوسویه و مشارکتی تبدیل میشود.
برای نمونه، میتوان به طراحی بازیهای جدی و تجربههای تعاملی اشاره کرد که در آنها مخاطب نقش یک شخصیت را بر عهده میگیرد و با تصمیمهای خود، مسیر روایت زندگی یک شهید یا ایثارگر را کشف میکند.
همچنین میتوان از هوش مصنوعی برای تحلیل وضعیت روانی بازماندگان و پیشنهاد مسیرهای هنری متناسب با شرایط هر فرد استفاده کرد؛ رویکردی که میتوان از آن با عنوان دراماتراپی هوشمند یاد کرد. برای مثال، یک سامانه هوشمند میتواند تشخیص دهد که یک خانواده در مقطع زمانی خاص، به موسیقی آرامشبخش یا روایتهایی با محوریت امید و پیروزی نیاز دارد.
یکی دیگر از ظرفیتهای جذاب این حوزه، بازسازی محیطی با استفاده از واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) است. با کمک هوش مصنوعی میتوان محیطهای سهبعدی از میدانهای نبرد یا خانههای قدیمی ایثارگران طراحی کرد تا مخاطب با استفاده از عینک واقعیت مجازی وارد آن محیط شود و روایتها را در همان فضا بشنود و تجربه کند.
در افق دورتر، میتوان از عصر تجربه زیسته و ماندگاری ابدی سخن گفت؛ مرحلهای که در آن مرز میان سند و تجربه کمرنگ میشود و هنر ایثار به یک سرمایه دیجیتال تبدیل خواهد شد.
یکی از نمونههای این رویکرد، آواتارهای حافظه است. با طراحی مدلهای زبانی بزرگ و اختصاصی (LLM) بر اساس مجموعه نامهها، سخنرانیها و خاطرات یک شهید، میتوان امکان تعامل نسلهای آینده با حافظه دیجیتال او را فراهم کرد؛ بهگونهای که مخاطبان بتوانند درباره مسائل زندگی خود پرسشهایی مطرح کنند و پاسخهایی مبتنی بر آثار و مستندات باقیمانده از آن شهید دریافت کنند. البته تحقق این ایده مستلزم نظارت بسیار دقیق برای جلوگیری از تحریف و انتساب مطالب نادرست است.
نمونه دیگر، هنر مولد لحظهای است؛ یعنی خلق آثار هنری مانند نقاشی، موسیقی و ویدئو که در لحظه و بر اساس احساسات مخاطب تولید میشوند تا پیام ایثار را به شکلی شخصیسازیشده به او منتقل کنند.
همچنین میتوان به موزههای متحرک و هوشمند اشاره کرد؛ موزههایی که با حضور هر مخاطب، محیط و شیوه ارائه روایتهای آنها تغییر میکند و محتوا را متناسب با سن، جنسیت و دغدغههای فرد بازآفرینی میکنند.
آیا استفاده از هوش مصنوعی در بلندمدت این خطر را به همراه ندارد که ارزش معنوی هنر ایثار و شهادت تحت تأثیر دیجیتالی شدن قرار گیرد و از اصالت آن کاسته شود؟
برای اینکه هنر ایثار و شهادت در آینده ماندگار بماند، باید بر اساس یک فرمول مشخص حرکت کنیم: «حقیقت ایثار» بهعلاوه «بصیرت انسانی» ضربدر «فناوری هوش مصنوعی» مساوی است با «ماندگاری روایت».
به زبان ساده، اگر هوش مصنوعی را بدون بصیرت انسانی به کار بگیریم، صرفاً یک اسباببازی دیجیتال ساختهایم؛ اما اگر از آن بهعنوان لنزی برای بهتر دیدن و انتقال حقیقت استفاده کنیم، فناوری به خادم حقیقت تبدیل میشود، نه خائن به آن.
بهعنوان سخن پایانی، چه پیام و نکتهای را میخواهید با مخاطبان این گفتوگو در میان بگذارید؟
هدف ما این نیست که با هوش مصنوعی دنیایی مجازی بسازیم؛ هدف این است که با کمک این ابزار، دنیای واقعی ایثار و شهادت را برای نسل جدید ملموستر، جذابتر و در نهایت اثرگذارتر کنیم.
ما به دنبال هوشمند کردن روایتها هستیم، نه بیروح کردن حقیقت. هدف این است که فناوری در خدمت روایت و روایت در خدمت حقیقت باشد. در نهایت باید تأکید کنم که به دنبال ساختن دنیایی مجازی برای جایگزینی واقعیت نیستیم، بلکه میخواهیم پلهای دیجیتال ایجاد کنیم. با جدیت و اشتیاق به دنبال آن هستیم که فناوری را در خدمت ارزشها قرار دهیم تا خلأها و شکافهای میان نسلها پر شود.
هوش مصنوعی میتواند سرعت حرکت ما را در این مسیر افزایش دهد، اما این قلب و بصیرت انسانی ما است که به این سرعت معنا و جهت میبخشد. میخواهیم با کمک این ابزارها اطمینان حاصل کنیم که صدای ایثارگران نهتنها در زمان حال، بلکه در تمام آینده نیز با قدرت، رسایی و گیرایی بیشتری شنیده شود.
نیت و اراده ما از برجسته کردن ضرورت شناخت و استفاده مؤثر از فناوریهای نوین، جایگزین کردن تکنولوژی به جای انسان نیست؛ بلکه بحث بر سر تقویت توانمندیهای انسان با کمک فناوری برای حفظ و ترویج ارزشمندترین میراث ملی ما، یعنی فرهنگ ایثار و شهادت است.
انتهای پیام. /










نظر شما