چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۳
به بهانه سالروز وفات مومن قریش حضرت ابوطالب

26 رجب سالروز ارتحال مدافع نبوت، پدر امامت، مؤمن قریش حضرت ابوطالب‌(ع) است، هرچند آنان که نور خورشید را برنمی‌تابند، آن را به ظاهر انکار می‌کنند، ولی حقیقت همواره جلوه نمایی می‌کند و نور حقایق بر افکار ظلمانی و تاریک معاندان چیره خواهد شد.

مرکز خبر  حوزه ضمن تسلیت درگذشت حامی رسول خدا، گوشه‌ای از زندگی پربار حضرت ابوطالب را تقدیم می‌‌کند.

نام ابوطالب، «عمران‏» است و بعضى او را «عبدمناف‏» نامیده‏اند. چون فرزند بزرگش «طالب‏» بود، او را ابوطالب خواندند. وى 35 سال قبل از تولد پیامبر اسلام(ص) در مکه معظمه در خانواده‏اى برجسته و خدا شناس دیده به جهان گشود. او با عبدالله پدر پیامبر(ص) برادر بود. پدرش «عبدالمطلب‏» جد پیامبر اسلام است که همه قبایل عرب وى را به عظمت و بزرگوارى مى‏شناختند و از او به عنوان مردى با کفایت و مبلغ آیین توحید ابراهیمی یاد مى‏کردند. عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیاى آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء» «آقاى سرزمین مکه» و حومه آن و «ساقى الحجیج‏» «آب دهنده حاجیان خانه خدا» و «ابوالساده‏» «پدر بزرگواریها» و «حافر الزمزم‏» «ایجاد کننده چاه زمزم» مى‏خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد(ص) بسیار کوشا بود. شیعه و اهل سنت‏بر این حقیقت معترف‏اند.

فرزندان ابوطالب

ابوطالب از چنین پدرى به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت‏بزرگ و الهى پرورش یافت. همسر او فاطمه بنت اسد از زنان پاکدامن و عفیف و پرهیزکار زمان خود بود.

 ابوطالب چهار پسر و دو دختر داشت. پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنى داشتند. طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلى باقى نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به «جعفر طیار» و چهارمین و آخرین فرزند ایشان حضرت على(ع) است. دو دخترش یکى «فاخته» نام داشت که او را «ام‏هانى‏» مى‏خواندند و دختر دیگرش «ریطه‏» یا «اسماء» است. فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسداند.

طالب ؛ عقیل ؛جعفر و علی علیه السلام چهار فرزند جناب ابوطالب هستند که جناب جعفر علیه السلام ( جعفر طیار ) در جنگ موته به شهادت رسید و علی علیه السلام خلیفه بلافصل پیامبر اکرم (ص) دیگر فرزند اوست .

پیامبر در دامان ابوطالب

ابو طالب صرف‌نظر از علاقه‏اى که از نظر خویشاوندى به یتیم‏برادر داشت،همانند جدش عبد المطلب از آینده درخشان‏ رسول خدا(ص) با خبر بود و از روى اخبار گذشتگان و علائمى‏که در دست داشت‏به نبوت و رسالت الهى وى در آینده واقف وآگاه بود.

 پیامبر اسلام‌(ص) هشت‏سال از عمر پر برکت رسول خدا(ص)را باخاطرات و حوادث ناگوارى که براى آن بزرگوار بهمراه داشت‏ در خانه عبدالمطلب سپری نمود.و اکنون آنحضرت در خانه ابو طالب وارد شده‏و دامن پر مهر عموى عزیزش آماده تربیت و پرورش و کفالت‏یتیم گرانقدر برادرش عبد الله بن عبد المطلب مى‏گردد،و برکسى که از تاریخ اسلام مختصر اطلاعى داشته باشدپوشیده نیست که ابو طالب یعنى آن مرد بزرگ،با چه فداکارى وگذشتى،و با چه اخلاص و ایثارى،این وظیفه سنگین الهى واجتماعى را تا پایان عمر که حدود چهل و سه سال طول کشید به‏انجام رسانید،و از این رهگذر چه حق بزرگى بر عموم مسلمانان‏جهان تا روز قیامت دارد«فجزاه الله عن الاسلام و عن المسلمین‏خیر الجزاء»

 مرحوم ابن شهر آشوب در کتاب مناقب از ابن عباس روایت‏کرده که ابو طالب به برادرش عباس گفت:من از وقتى که محمد(ص)را در کفالت‏خود در آورده‏ام از او جدا نمى‏شوم واطمینان به کسى نمى‏کنم که او را به وى بسپارم.

رسم ابو طالب چنان بود که هر گاه مى‏خواست‏شام و نهار به‏فرزندان خود بدهد به آنها مى‏گفت:صبر کنید تا پسرم محمد‌(ص) بیاید، و آنها صبر مى‏کردند محمد(ص) مى‏آمد و با آنها غذامى‏خورد.. [1] و نیز روایت کرده که این فرزند چنان بود که دروقت‏خوردن و نوشیدن غذا و آب‏«بسم الله الاحد»مى‏گفت وشروع مى‏کرد و پس از فراغت نیز«الحمد لله کثیرا»مى‏گفت هیچگاه از او دروغى نشنیدم، هیچگاه او را ندیدم که مانند دیگران بخندد ندیدم که با کودکان بازى کند تنهائى و تواضع براى او محبوبتر بود(و بیشتر به تنهائى علاقه‏داشت) و شبیه این گفتار در کتاب طبقات ابن سعد نیز روایت‏شده‏ است[2] و البته باید دانست که به همان مقدار که ابو طالب نسبت‏به‏رسولخدا(ص)علاقه و محبت داشت و در تربیت و حفاظت او مى‏کوشید همسرش فاطمه بنت اسد نیز حد اعلاى محبت را نسبت‏ به آن بزرگوار مى‏نمود و رسول خدا(ص) نیز تا پایان عمرمحبتهاى او را فراموش نکرد و این روایت را کلینى(ره) و دیگران در داستان وفات فاطمه‌(س) از امام صادق(ع) روایت‏کرده‏اند که پس از اینکه رسول خدا(ص)پیراهن خود را براى کفن‏او فرستاد و در تشییع جنازه وى حاضر گردید و تابوت او را بردوش کشید و پیش از دفن در قبر او خوابید،و پس از دفن براى اوتلقین خواند [3]

مومن قریش

علمای شیعه  و  بعضی از عالمان  اهل تسنن  کتاب ها و مطالب زیادی در اثبات ایمان ابوطالب‌(ع) نوشته اند و به طور کلی در چند محور به استنادات خوداستدلال کرده اند :

1ـ بررسی آثار علمی و ادبی او 2 ـ طرز رفتار او در جامعه 3ـ عقیده ی دوستان بی غرض در مورد او  ذخائر علمی و ادبی ابوطالب به صورت قطعاتی از قصائد جمع آوری شده است و به آن ها اشاره شده است . راه دوم طرز رفتار او با پیامبر‌(ص) و نحوه‌ی فداکاری و دفاع او از پیامبر‌(ص) است که هر کدام از خدمات می تواند آیینه فکر و روشنگر حیات باشد ابوطالب شخصیتی است که راضی نشد برادرزاده­اش دلشکسته گردد و او را تنها رها کند و برادر زاده ی خود محمد امین‌(ص) را همراه خود به شام برد .ایمان او به قدری در مورد محمد‌(ص) قرص و محکم بود که راضی بود تمام فرزندان خود را فدا کند تا او زنده بماند .

1-      گفتار ابوطالب

از جمله مسائلى که ایمان جناب ابوطالب و مسلمان بودن وى را ثابت مى‌کند شعرها و کلماتى است که ابوطالب در عرصه‌هاى مختلف با تصریح به ایمان و مودت و حمایت از پیامبر‌(ص) سروده است که در این مجال به فرازهایی از آنها که دلالت واضح‌ترى بر مطلب دارند اشاره مى‌شود:

ابن اسحاق مى‌گوید (بعد از نزول آیه تبت یدا ابى لهب) و زمانى که قریش علیه پیامبر‌(ص) هم‌پیمان شدند و آن اقدامات قبیح را بر ضد پیامبر انجام دادند ابو طالب این شعر را سرود:

ألَم تَعلَموا أِنّا وَجدنا مُحمداً *** رسولاً کموُسى خط فی أولِّ الکتب

تا اینکه گفت:

فَلَسنا وَربِّ البیتَ نُسلِم أحمداً *** لَعُزّاءَ مَن عَضَّ الزمانَ ولا کربِ

آیا نمى‌دانید ما محمد را یافتیم پیامبرى مانند موسى، که به پیامبرى او در اول همه کتاب‌ها و نام او تصریح شده است.

به خداى کعبه قسم! ما پیامبر را به خاطر سختی‌ها و مشکلات با (بت) عُزا عوض نمى‌کنیم.[4]

2-    عملکرد  ابوطالب

الف: استسقاء (طلب باران) أبوطالب با توسل به پیامبر ( ص)         

احمد بن مروان دینورى مالکى، متوفاى333هـ در کتاب المجالسه وجواهر العلم و شمس الدین ذهبى در تاریخ الإسلام، جلال الدین سیوطى در خصائص الکبرى و صالحى شامى در سبل الهدى والرشاد و... داستان استسقاء جناب ابوطالب علیه السلام و توسل وى به رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله را این گونه نقل مى‌کنند:

جهلمه بن عرفطه مى‌گوید: به مسجد الحرام رسیدیم،‌ دیدیم قریش گروه گروه با صداى بلند طلب باران مى کردند. یکى از آن‌ها گفت: از لات و عزى کمک بخواهید، دیگرى گفت: از مناه که سومین آن‌ها است کمک بگیرید. پیرمرد زیبا روی و خوش‌چهره و نیک رأى گفت: ما از حق منحرف هستیم؛ در حالى باقی‌ماندگان ابراهیم و فرزندان اسماعیل در میان ما است. گفتند: منظورت ابوطالب است؟ گفت: بلی. همگى به راه افتادند و من نیز همراهشان شدم، در خانه ابوطالب را کوبیدیم، پس مردى زیبا روى که بر اثر گرسنگى چهره‌اش زرد شده بود بیرون آمد، پارچه‌ای داشت که با آن خود را پوشانده بود،‌ همگى دور او را گرفتند و گفتند: اى ابوطالب ! بیابان‌ها خشک شده و مردم دچار قحطى شده‌اند، پس بشتاب و براى ما طلب باران کن. ابوطالب گفت: وقتى خورشید غروب کرد و باد از حرکت ایستاد، خواهم آمد. وقتى خورشید غروب کرد و یا نزدیک غروب شد، ابوطالب از خانه خارج شد؛ در حالى که همراه او جوانى بود که همانند خورشیدى که از پس ابر تاریک طلوع مى‌کند مى‌درخشید و جوانان دیگرى او را همراهى مى‌کردند. ابوطالب او را گرفت، پشتش را به خانه کعبه تکیه داد، از زیر بغل آن جوان گرفت (دستان او را براى دعا بلند کرد) جوانان نیز اطراف او را گرفته بودند؛ در حالى که در آسمان یک تکه ابر دیده نمى‌شد، ناگاه ابرها از این طرف و آن طرف جمع شدند و باران شدیدى بارید، تا جائى که بیابان‌ها و صحراها پر از آب شد،‌ در این جا بود که ابوطالب شعری را سرود که ترجمه آن این است:

سپید چهره‌اى که از برکت چهره نورانى او مردم از ابر، باران می‌طلبند، همو که مایه دلخوشى بى‏پدران و پناه بیوه زنان است.

بیچاره‏گان بنى هاشم به او پناه مى‌برند و زمانى که در کنار او هستند، در نعمت و بخشش بسر مى‌برند.[5]

طبق این روایت در زمانى کفار قریش لات و عزى را وسیله طلب باران قرار داده بودند، ابوطالب فرزند برادرش را پیش خداوند وسیله قرار مى‌دهد و به برکت او از خداوند طلب باران مى‌کند. و همان طور که از زبان ابن التین نقل شد، این روایت نشان مى‌دهد که ابوطالب علیه السلام حتى قبل از نبوت رسول خدا صلی الله علیه وآله به این اعتقاد قطعى رسیده بوده که او در آینده به مقام پیامبرى خواهد رسید.

أبو طالب در میلاد حضرت علی (ع(

حافظ گنجى شافعى در «کفایة الطالب» در داستان ولادت امیر مؤمنان علیه السلام مى‌نویسد:

شبى که حضرت على‌(ع) به دنیا آمد زمین نورانى شد پس ابوطالب از خانه بیرون آمد در حالیکه مى‌گفت:‌ اى مردم؛ ولى خدا در کعبه به دنیا آمد و زمانى که صبح شد داخل کعبه شد و مى‌گفت:

اى پروردگار این تاریکى ظلمانى، و اى آفریننده ماه نورانى و تابان !

از راز نهانى خود براى ما آشکار ساز که براى این طفل چه نامى برمی‌گزینى.

پس از این سخن، ابو طالب صداى هاتفى را شنید که می‌گفت:

اى اهل بیت پیامبر مصطفى‌(ص)! شما به فرزندى پاک ( از دیگران ) ممتاز شده‌اید. - نام او از جانب خداى بزرگ على تعیین شده، و این نام از لفظ على (که یکى از صفات الهى است) مشتق گردیده است .[6]

طعنه قریش به ابوطالب

بعد از سه سال دعوت مخفیانه مردم به دین اسلام آیه شریفه «وأنذر عَشیرَتک الاقْرِبین» شعراء 214( خویشان نزدیک خود را انذار کن) نازل شد که طبق آن پیامبر‌(ص) امر به دعوت خویشاوندان و بستگان نزدیک خود به دین اسلام شد؛ طبرى مى‌نویسد:

از على بن ابیطالب علیه السلام نقل شده است که فرمودند: زمانى که این آیه بر رسول خدا نازل شد‌ حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرا صدا زدند و فرمودند یا علی! خدا مرا امر کرده است که خویشان نزدیکم را به اسلام دعوت کنم.پیامبر بعد از دعوت همه بستگان و صرف طعام در اولین خطبه خود براى خویشاوندان فرمودند:

ای بنی عبد المطلب، قسم به خدا که من در بین عرب جوانی را نمی شناسم که برتر از آنچه برای شما آورده ام، برای قومش آورده باشد.من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام؛ و خداوند به من دستور داده است که شما را به سوی آن دعوت کنم کدامیک از شما من را در این راه یاری خواهد کرد تا برادر من و وصى من و جانشین من در میان شما باشد؟

همه مردم از آن سرباز زدند، اما من (علی علیه السلام) که کوچکترین ایشان بودم گفتم: من ای رسول خدا در این راه وزیر شما خواهم بود.پس ایشان دست به گردن من گذاشته و فرمودند این شخص برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شما است؛ پس از او حرف شنوی داشته و اطاعتش کنید.همه قوم ایستاده و خندیدند و به ابو طالب گفتند: به تو دستور داده است که از پسرت حرف شنوی داشته و از او اطاعت کنی![7]

این طعنه و اشکال قریش بر ابى طالب نشان دهنده ایمان جناب ابوطالب به رسالت رسول الله؛ بلکه به وصایت امیر المومنین بوده است در غیر این صورت معنا نداشت مشرکین به هم پیمان و هم عقیده خود چنین طعنه بزنند و او را مسخره کنند.

دفاع جانانه ابوطالب از پیامبر گرامی:

و در روایتى که ابن سعد در طبقات نقل مى‌کند آمده است: مردم ... گفتند: اى ابو طالب آیا پسرت را نگاه نمى کنى (که از پیامبر حمایت مى‌کند)؟ ابوطالب گفت: او را رها کنید که او هرگز در نیکى به پسر عمویش کوتاهى نخواهد کرد.[8]

برخورد تند ابوطالب با ابو لهب

همچنین زمانى که ابولهب در اثناى سخنرانى پیامبر به او اعتراض کرد، جناب ابوطالب دفاع جانانه‌اى کردند که ابن اثیر از علماى بزرگ اهل سنت آن را ذکر کرده است:

ابن اثیر مى‌گوید زمانى که ابولهب در حین صحبتهاى رسول خدا در دعوت خویشان اعتراض کرد ابوطالب به او گفت:‌اى مرد یک چشمى این حرفها به تو چه ربطى دارد. [9]

معرفی کتب پیرامون شخصیت حضرت ابوطالب‌(ع)

در ایمان حضرت ابوطالب  کتاب های فراوانی نوشته شده که فهرست وار به بعضی از این کتب اشاره میشود ؛

إیمان أبی طالب - شیخ المفید /أبو طالب عم الرسول : محمد کامل حسن المحلمی /أبو طالب مؤمن قریش : أستاد أدیب شیخ عبد الله بن علی الخنیزی القطیفی المولود سنة ( 1350 ه‍  )/إثبات إسلام أبی طالب :مولانا محمد معین بن محمد أمین بن طالب الله الهندی السندی التتوی الحنفی ، المتوفى سنة ( 1161 ه‍ ) /أخبار أبی طالب وولده : علامة حافظ أبی الحسن علی بن محمد بن عبد الله بن أبی سیف المدائنی الأخباری ( 135 - 215 وقیل 225 ه‍ )/ الب فی نجاة أبی طالب :علامة أحمد زینی دحلان ، الفقیه الخطیب مفتی الشافعیة ( 1232 - 1304 ه‍ )/إیمان أبی طالب : أحمد بن القاسم ، ( 411 ه‍ ) . /إیمان أبی طالب :شیخ أبی الحسین أحمد بن محمد بن أحمد ابن طرخان الجر جرائی الکاتب /إیمان أبی طالب :شیخ الرجالی أبی علی أحمد بن محمد بن عمار الکوفی المتوفى سنة ( 346 ه‍ /إیمان أبی طالب :فقیه متکلم سید جلیل أبی الفضائل جمال الدین أحمد بن موسى بن جعفر ابن طاوس العلوی الحسنی الحلی ، المتوفى سنة ( 673 ه‍ ) /إیمان أبی طالب :شیخ محدث جلیل أبی محمد سهل بن  أحمد بن عبد الله بن أحمد بن سهل الدیباجی البغدادی ( 286 - 380 ه‍ ) /إیمان أبی طالب : أبی نعیم علی بن حمزة البصری اللغوی ، المتوفى سنة ( 375 ه‍ )./إیمان أبی طالب وأحواله وأشعاره :میرزا محسن بن میرزا محمد معروف به‍ ( مجتهد ) قره داغی تبریزی ، از أعلام قرن سیزدهم /إیمان أبی طالب : شیخ جلیل أبی عبد الله محمد بن محمد ابن النعمان المفید ، المتوفى سنة ( 413 ه‍ )  /بغیة الطالب لإیمان أبی طالب : منسوب به  جلال الدین عبد الرحمن سیوطی شافعی ، متوفى سنة ( 911 ه‍ ) /بغیة الطالب فی إسلام أبی طالب :عالم جلیل سید محمد عباس بن سید علی أکبر موسوی تستری لکهنوی ( 1224 - 1306 ه‍ ) /بغیة الطالب فی بیان أحوال أبی طالب ، وإثبات إیمانه وحسن عقیدته :سید محمد بن حیدر بن نور الدین علی الموسوی الحسینی العاملی ، سنة ( 1096 ه‍ ) /بغیة الطالب لإیمان أبی طالب : محمد بن عبد الرسول البر زنجی الشافعی الشهر زوری المدنی ( 1040 - 1103 ه‍ )/البیان عن خیرة الرحمن فی إیمان أبی طالب وآباء النبی صلى الله علیه وآله وعلیهم :أبی الحسن علی بن بلال بن أبی معاویة المهلبی الأزدی /الحجة على الذاهب إلى تکفیر أبی طالب : عالم فقیه سید شمس الدین أبی علی فخار بن معد موسوی ، المتوفى سنة ( 630 ه‍ ) /دیوان أبی طالب وذکر إسلامه : أبی نعیم علی بن حمزة بصری المتوفى سنة ( 375 ه‍ /الرغائب فی إیمان أبی طالب :علامة سید مهدی بن علی الغریفی البحرانی النجفی /شعر أبی طالب بن عبد المطلب وأخباره : أدیب شاعر أبی هفان عبد الله بن أحمد بن حرب المهزمی العبدی ( 321 ه‍ ) /الشهاب الثاقب لرجم مکفر أبی طالب :علامة شیخ میرزا نجم الدین جعفر ابن میرزا محمد بن رجب علی طهرانی عسکری ( 1313 - 1395 ه‍ ) /شیخ الأبطح :علامة فاضل سید محمد علی بن علامة عبد الحسین موسوی آل شرف الدین موسوی  طبع سنة 1349 ه‍ شیخ بنی هاشم :فاضل عبد العزیز سید الأهل ، طبع سنة ( 1371 ه‍ ) /فصاحة أبی طالب : سید شریف محدث أبی محمد الحسن بن علی بن الحسن بن عمر بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب الأطروش /فضل أبی طالب و عبد المطلب وأبی النبی صلى الله علیه وآله شیخ الطائفة  أبی القاسم سعد بن عبد الله بن أبی خلف الأشعری القمی ، المتوفى سنة ( 299 ) أو ( 301 ه‍ ) /فیض الواهب فی نجاة أبی طالب : شیخ أحمد فیضی ابن الحاج علی عارف بن عثمان بن مصطفى الجورومی الحنفی  ( 1253 - 1327 ه‍ ) /القول الواجب فی إیمان أبی طالب :علامة شیخ محمد علی ابن میرزا جعفر علی فصیح هندی ( 1299 ه‍ ) /مقصد الطالب فی إیمان آباء النبی صلى الله علیه وآله وعمه أبی طالب : میرزا شمس العلماء محمد حسین بن علی رضا الربانی الجرجانی المشهور بجناب ( 1311 ه‍ ) /منى الطالب فی إیمان أبی طالب :شیخ مفید أبی سعید محمد بن أحمد بن الحسین بن أحمد الخزاعی النیسابوری ، جد شیخ مفسر أبی الفتوح رازی ، من أعلام القرن 5 هجری /منیة الراغب فی إیمان أبی طالب :علامة شیخ محمد رضا طبسی نجفی /منیة الطالب فی إیمان أبی طالب :سید جلیل حسین طباطبائی یزدی حائری ، متوفى سنة ( 1307 ه‍ )/منیة الطالب فی حیاة أبی طالب : سید حسن بن علی بن الحسین القبانجی الحسینی النجفی ، ( 1358 ه‍ /مواهب الواهب فی فضائل أبی طالب :علامة  شیخ جعفر بن محمد تستری نجفی ( 1303 - . 137 ه‍ )/الیاقوتة الحمراء فی إیمان سید البطحاء : سید فاضل طالب الحسینی آل علی خان مدنی.......



[1] - مناقب آل ابیطالب(ط قم)ج 1 ص 36. به نقل از حوزه نت

[2] -  طبقات ابن سعد ج 1 ص 119-120.به نقل از حوزه نت .

[3] - حوزه نت

[4] - محمد بن إسحاق بن یسار (متوفای 151هـ)، سیره ابن إسحاق (المبتدأ والمبعث والمغازی)، ج 2، ص 138، تحقیق: محمد حمید الله، ناشر: معهد الدراسات والأبحاث للتعریف؛/الحمیری المعافری، عبد الملک بن هشام بن أیوب أبو محمد (متوفای213هـ)، السیره النبویه، ج 2، ص 197، تحقیق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجیل، الطبعه: الأولى، بیروت – 1411هـ؛/الجراوی التادلی، أبو العباس أحمد بن عبد السلام (متوفای 609هـ)، (الحماسه المغربیه) مختصر کتاب صفوه الأدب ونخبه دیوان العرب، ج 1، ص 105، تحقیق: محمد رضوان الدایه، ناشر: دار الفکر المعاصر - بیروت، الطبعه: الأولى، 1991م؛/الحموی، أبو عبد الله یاقوت بن عبد الله (متوفای 626هـ)، معجم البلدان، ج 4، ص 345، ناشر: دار الفکر – بیروت؛/الکلاعی الأندلسی، أبو الربیع سلیمان بن موسى (متوفای634هـ)، الإکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله والثلاثه الخلفاء، ج 1، ص 256، تحقیق/محمد کمال الدین عز الدین علی، ناشر: عالم الکتب - بیروت، الطبعه: الأولى، 1417هـ؛/الانصاری التلمسانی، محمد بن أبی بکر المعروف بالبری (متوفای644هـ) الجوهره فی نسب النبی وأصحابه العشره، ج 1، ص 204؛/القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای774هـ)، البدایه والنهایه، ج 3، ص 87، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت./الحضرمی الشافعی، محمد بن عمر بحرق (متوفای 930هـ)، حدائق الأنوار ومطالع الأسرار فی سیره النبی المختار، ج 1، ص 190، تحقیق: محمد غسان نصوح عزقول، ناشر: دار الحاوی - بیروت، الطبعه: الأولى، 1998م.

 

[5] - الدینوری، أبو بکر أحمد بن مروان بن محمد القاضی المالکی (متوفای 333هـ)، المجالسه وجواهر العلم، ج 1، ص 432، ناشر: دار ابن حزم - لبنان/ بیروت - 1423هـ - 2002م، الطبعه: الأولى؛/الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 1، ص 53، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، 1407هـ - 1987م؛/السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای911هـ)، الخصائص الکبرى، ج 1، ص 146، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت - 1405هـ - 1985م؛/الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای942هـ)، سبل الهدى والرشاد فی سیره خیر العباد، ج 1، ص 8، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت، الطبعه: الأولى، 1414هـ.

[6] - الگنجی الشافعی، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی، کفایه الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، ص406، تحقیق و تصحیح و تعلیق: محمد هادی امینی، ناشر: دار احیاء تراث اهل البیت (ع)، طهران، الطبعه الثالثه، 1404هـ.

 

[7] - الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310)، تاریخ الطبری، ج 1، ص 542، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت؛/الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای 310هـ)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج 19، ص 122، ناشر: دار الفکر، بیروت – 1405هـ؛/السیوطی، عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 328، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1993؛/البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای516هـ)، تفسیر البغوی، ج3، ص400، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفه - بیروت

[8] - الزهری، محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری (متوفای230هـ)، الطبقات الکبرى، ج 1، ص 187، ناشر: دار صادر - بیروت. /ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج 42، ص 46، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995؛/السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای911هـ)، الخصائص الکبرى، ج 1، ص 206، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت - 1405هـ - 1985م؛/الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای942هـ)، سبل الهدى والرشاد فی سیره خیر العباد، ج 2، ص 324، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت، الطبعه: الأولى، 1414هـ.

9] - المرسی، أبو الحسن علی بن إسماعیل بن سیده (متوفای458هـ)، المحکم والمحیط الأعظم، ج 2، ص 343، تحقیق: عبد الحمید هنداوی، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت، الطبعه: الأولى، 2000م؛/الزمخشری الخوارزمی، أبو القاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، الفائق فی غریب الحدیث، ج 3، ص 37، تحقیق: علی محمد البجاوی -محمد أبو الفضل إبراهیم، ناشر: دار المعرفه - لبنان، الطبعه: الثانیه؛/ابن الجوزی، أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای 597 هـ)، غریب الحدیث، ج 2، ص 134، تحقیق: الدکتور عبد المعطی أمین القلعجی، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت - لبنان - 1405 - 1985، الطبعه: الأولى؛/الجزری، أبو السعادات المبارک بن محمد (متوفای606هـ)، النهایه فی غریب الحدیث والأثر، ج 3، ص 319، تحقیق طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبه العلمیه - بیروت - 1399هـ - 1979م./الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب، ج 4، ص 616، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعه: الأولى؛/المناوی، عبد الرؤوف (متوفای 1031 هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج 6، ص 358، ناشر: المکتبه التجاریه الکبرى - مصر، الطبعه: الأولى، 1356هـ

 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha