پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۶:۰۹
علل و عوامل قیام خونین 15خرداد و نتایج‌‌‌‌‌‌آن

محقق و مورخ فرزانه، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدحمید روحانی در جریان بازدید اخیر خود از هفته‌نامه افق‌حوزه و مرکز خبر حوزه‌های علمیه به سؤالات خبرنگار ما در مورد واقعه 15خرداد و مباحث پیرامون نهضت امام خمینی قدس‌سره پاسخ گفت.

متن این گفت‌وگو هم‌زمان با سالگرد این قیام تاریخی و ارتحال جانسوز معمار کبیر انقلاب اسلامی، در ذیل تقدیم خوانندگان ارجمند می‌شود.

(س)- با تشکر از حضرت عالی که این فرصت را در اختیار این هفته‌نامه قرار دادید به عنوان اولین سؤال، شمه‌ای از تاریخچه نهضت 15خرداد 1342 که نقطه عطف انقلاب اسلامی محسوب می‌شود بیان فرمایید.

- در 15 خرداد سال 1342 مطابق با 12 محرم سال 1383 حمله رژیم شاه به سنگر روحانیت و مرزبانان حریم دین آغاز شد. عمال داخلی و خارجی رژیم شاه هر جا که روحانیان و پیروان راه امام خمینی را می‌یافتند دستگیر می‌کردند و به زندان می‌بردند. گستاخی رژیم تا به جایی رسید که به مقام قیادت حضرت امام هم تعرض کردند و ساعت 3:30بعد از نیمه شب 15 خرداد به سوی خانه حضرت امام یورش بردند و ایشان را دستگیر کردند. اهالی قم که این خبر را شنیدند، شتابان از خانه بیرون دویدند تا به یاری امام بشتابند ولی دیر شده بود، چون امام را با سرعت سرسام‌آوری از قم خارج کرده و به طرف تهران حرکت دادند. جالب اینجاست که اضطراب و نگرانی شدیدی در چهره دژخیمانی که امام را به تهران می‌بردند آشکار بود، اضطراب آنان به حدی بود که هرچه امام اصرار می‌کرد که چند دقیقه‌ای ماشین را نگه دارند که نماز صبح بخوانند آنها نمی‌پذیرفتند ولی امام آنان را دلداری می‌داد! در تهران امام را نخست به باشگاه افسران بردند و پس از یک روز به پادگان بی‌سیم قصر منتقل نمودند و پس از توقف 19 روزه، قرار بازداشت امام صادر شد و در 4 تیر 1342 امام به پادگان عشرت‌آباد منتقل گردیدند. خبر توقیف امام به صورت برق‌آسا در سراسر قم پیچید و توفانی از خشم در میان توده‌های مردم انقلابی برانگیخت، مردم قم در حالی که اشک می‌ریختند و بر سر و سینه خود می‌زدند به سوی خانه امام حرکت کردند و مقابل خانه ایشان تجمع نمودند و به همراه حاج آقا مصطفی خمینی به طرف صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها حرکت کردند و پس از مدتی علما و روحانیون نیز که در منزل آیت‌الله حاج سیداحمد زنجانی تجمع کرده بودند به طرف صحن مطهر حرکت کردند و به مردم ملحق شدند و بیانیه‌ای از جانب آنها از بلندگوی حرم خوانده شد. و فریاد رعدآسای «یا مرگ یا خمینی»در آسمان قم طنین‌انداز شد و اشک و آه و ناله همراه با سیل لعن و نفرت و انزجار نسبت به رژیم بر پا خاست. ‌ ‌

(س)- عکس‌العمل علما پس از آزادی امام راحل از زندان در برابر شهدای 15 خرداد چه بود؟

وقتی امام در سال 1343 از زندان آزاد شدند این فکر در حوزه بسیار موج ایجاد کرده بود که امام چکار می‌خواهند بکنند؟ مبادا زندان در ایشان تأثیر منفی گذاشته باشد؟ مبادا که دیگر به مبارزه ادامه ندهند؟ یک خاطره‌ای را متذکر بشوم که آقای ربانی شیرازی (ره)  معتقد بود امام وقتی آزاد شده بودند به طور کلی روحیه خودشان را از دست داده بودند، ولی بعد که بیرون آمدند و احساسات و استقبال مردم را دیدند، در ایشان یک دگرگونی ایجاد شد و دوباره به صحنه آمدند، دلیل ایشان هم این بود که می‌گفت: یک روز بعد از آزادی حضرت امام از زندان به اتفاق آقای منتظری و آقای هاشمی رفسنجانی خدمت امام رسیدیم، من به امام عرض کردم، برنامه آینده‌تان چیست و چه کار می‌خواهید بکنید؟ امام فرمودند: برنامه؟! ‌مگر بعد از کشتار 15 خرداد دیگر برای کسی برنامه‌ای می‌ماند؟! عرض کردم اگر اسلام در خطر بود و دفاع از اسلام لازم بود، 15 خرداد و کشتار 15 خرداد چیزی نبود و ما باید بیش از آنها برای اسلام قربانی می‌دادیم، ثانیا اگر قرار است شما سکوت کنید و برنامه نداشته باشید، جواب این احساسات مردم را چگونه می‌خواهید بدهید؟ امام فرمودند: «من به احساسات مردم کار ندارم. و لذا ما خیلی نگران شدیم و بیرون آمدیم ولی بعد از چند روز، احساسات مردم باعث شد که ایشان تغییر روش دهند و به شدت برضد رژیم بتازند، ولی من در نجف که خدمت امام رسیدم به این نکته پی‌بردم که بدترین سخن نزد امام این بود که کسی از ایشان سؤال کند، برنامه آینده‌تان چیست؟ چرا که آن روحیه کتوم و خوددار، بنایش این بود که نگذارد برنامه‌اش لو برود و کشف شود تا دشمن نتواند به برنامه او آگاهی یابد و لذا روی این مسئله بسیار حساس بودند. ببینید در دوران جنگ، همه، از اطلاعات عملیاتی خبر داشتند و الان هم همه از جریان هسته‌ای خبر دارند، اما امام این‌گونه نبودند که اگر به کسی اعتماد دارند همه چیز را به او بگویند، امام کاملا بر این نظر بودند که دادن «فلان اطلاعات» به «فلان آقا» تا چه حد ضروری است؟ اگر به نظرشان می‌رسید که دادن آن اطلاعات ضروری است، حتما آن اطلاعات را به او می‌دادند؛ لیکن اگر می‌دیدند که دانستن او ضرروتی ندارد، اطلاعات را مخفی می‌داشتند، هر چند به آن شخص اعتماد کامل داشتند و شرط احتیاط را کاملا رعایت می‌کردند. مثلا در نجف بسیار اتفاق می‌افتاد که وقتی پیش ایشان می‌رفتیم و عرض می‌کردیم که در مورد فلان مسئله مناسب است که موضع‌گیری کنید و اعلامیه بدهید، امام هیچ نمی‌گفتند، اما بعدها معلوم می‌شد که ایشان اعلامیه داده‌اند و اصلا بروز نمی‌دادند. حاج آقا مصطفی می‌گفت من بعضی موقع‌ها از حالت چشم‌های آقا می‌فهمم که کاری کرده‌اند ولی بروز نمی‌دهند، مثلا وقتی در سال 1349 شمسی امام پیامی به حجاج بیت‌الله‌الحرام دادند، حاج آقا مصطفی زمانی خبردار شد که زائران از حج برگشته و خبر پخش اعلامیه را داده بودند! با این‌که امام به آیت‌الله شهید سیدمصطفی، اعتماد کامل داشتند. همین مراعات‌ها و احتیاط‌های اطلاعاتی بود که در تمام مدتی که امام در نجف بودند، حتی یک بار هم قبل از پخش اعلامیه، ساواک نتوانست آن را کشف کند و الان هم اسنادش موجود است که اعلامیه آقا به ایران رسیده و پخش شده و ساواک ایران به مقامات امنیتی خود در سفارت بغداد اعتراض می‌کند که چطور شما مطلع نشدید؟ آنها ابتدا تکذیب کردند که چنین اعلامیه‌ای از جانب امام صادر شده باشد، اما وقتی که اعلامیه را از ایران برایشان فرستادند، منابع ساواک در بغداد بسیار تعجب کردند و زیر آن نوشته‌اند چگونه پنج ماه از صدور این اعلامیه می‌گذرد و ما خبردار نشده‌ایم؟!

(س)- فضای عمومی حوزه نسبت به امام و مبارزات ایشان چگونه بود؟

شما ببینید وقتی آقای ربانی شیرازی از امام می‌پرسند برنامه‌تان چیست؟ و امام می‌فرمایند مگر با کشتار 15 خرداد برنامه‌ای می‌ماند؟ آنها این‌گونه تفسیر می‌کنند که امام بریده‌اند، مشخص می‌شود که افراد حوزه به علت پیچیدگی امام نتوانسته بودند ایشان را به درستی بشناسند و به کنه ایشان پی ببرند. اکثریت قریب به اتفاق علما و روحانیان شناخت کافی از امام نداشتند و راجع به امام نظریاتی می‌دادند که عمق عدم شناخت آنها را نسبت به امام می‌رساند. البته همین اکنون نیز متأسفانه ابعاد شخصیت امام در جامعه ناشناخته مانده است که باید روی آن کار شود، بنده بعد از 30 سال همراهی و مجالست با امام هم اکنون روز به روز شناختم نسبت به ایشان زیادتر می‌شود. اگر امام به درستی شناخته شوند مسلما راه امام بهتر به کار بسته می‌شود و افراد بهتر می‌توانند متحول شده و هدایت گردند و ما تنها نباید به یک جنبه امام بپردازیم، چرا که امام در همه ابعاد سرآمد و الگو بودند و هستند.

(س)- پیرامون ویژگی‌های نهضت امام خمینی و قیام 15 خرداد هم توضیحاتی بفرمایید؟

15 خرداد نه تنها با حرکت‌ها و جریان‌های سیاسی که در ایران از طریق احزاب و گروه‌ها صورت می‌گرفت تفاوت داشت، بلکه حتی با نهضت‌های اسلامی در طول صد سال گذشته هم بسیار متفاوت بود؛ البته نهضت امام با نهضت‌های سده پیشین مشترکاتی دارد که عبارتند از: اسلامی بودن، برخورداری از رهبری علما و روحانیون، مردمی بودن و دفاع از اسلام. اما تفاوت‌های بسیاری نیز با آنها دارد اولا حرکت امام یک حرکت براندازی بود، یعنی امام از همان 16 مهر 1341 که نهضت خود را آغاز کردند، در اندیشه براندازی رژیم شاه بودند. امام در آن روز به صورت کاملا مدبرانه به منزل بنیانگذار حوزه علمیه قم می‌روند و علما را دعوت می‌کنند و می‌فرمایند «اگر ما می‌خواهیم اسلام و ایران از اضمحلال نجات یابد، باید این دودمان پهلوی را از بین ببریم» این حرف امام در آن شرایط خفقان‌بار و حساس، با شگفتی مواجه می‌شود و آقای شریعتمداری اظهار می‌دارد: «ما با کدام نیرو و قدرت می‌خواهیم چنین هدفی را مطرح کنیم و یا آن را انجام دهیم؟ ما که بمب و... نداریم که بر سر شاه بکوبیم» که امام پاسخ می‌دهد: «ما قدرتی داریم که از بمب هم قوی‌تر است و آن ملت است.» یعنی اگر ما مردم را به وظایف اسلامی و انسانی‌شان، آشنا سازیم و افشاگری کنیم شاه باید از این مملکت برود. این سخنان امام نشان می‌دهد که امام از همان آغاز در اندیشه براندازی بودند و خود ساواک هم در همان سال 1341 گزارشی دارد مبنی بر این‌که: «خمینی در یک جلسه‌ای با مراجع گفته است: من تا سرنگونی شاه مبارزه را ادامه می‌دهم و حتی حاضرم در این راه زندان و تبعید بشوم». اما وقتی در نهضت‌های گذشته از جنبش تنباکو تا مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت مطالعه می‌کنیم، هیچ کدامشان در اندیشه سرنگونی رژیم شاه نبودند.

نکته دیگری که بیان می‌کند امام از همان آغاز به فکر براندازی بودند، روش مبارزاتی ایشان بود که از آغاز سعی می‌کردند حمله را متوجه دربار شاه بکنند، مثلا در عیدفطر سال 1341 به شاه حمله می‌کنند و بعد از فروردین سال 1342 بعد از حمله مزدوران رژیم شاه به مدرسه فیضیه در همه سخنرانی‌های خود، روشنگری می‌کنند و به مردم می‌فرمایند «شاه دوستی یعنی غارتگری! شاه دوستی یعنی آدم‌کشی! شاه دوستی یعنی هدم آثار رسالت!» و در جریان 13 خرداد 1342 2روز پیش از دستگیری( حمله را مفصلا متوجه دربار شاه می‌کنند و می‌فرمایند: «بدبخت! بیچاره! 45 سال از عمرت می‌گذرد. هر چه بهت دیکته می‌کنند نرو آن بالا نگو، من نمی‌خوام تو مثل بابات بشی که وقتی اربابات خواسته باشند تو را از اینجا ببرند، مردم جشن بگیرند!» اینها نشان می‌دهد که امام از نخست متوجه شاه و در فکر براندازی رژیم بودند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، این است که امام خمینی گاهی حرف‌های خود را به صورت نصیحت مطرح می‌کردند و آن را به این خاطر انجام می‌دادند که راه بهانه‌تراشی رژیم و پرونده‌سازی علیه خودشان را ببندند و راه‌های قانونی برای حرف و حرکت خود داشته باشند و لذا از همان اوایل به موارد قانونی دقت می‌کردند تا رژیم نتواند از راه‌های قانونی امام را تحت تعقیب قرار دهد.

تفاوت دیگر نهضت امام با نهضت‌های اسلامی گذشته، این است که نهضت امام، هم جنبه ضد استبدادی داشت و هم جنبه ضد استعماری و ضد استکباری، یعنی هم برضد رژیم حاکم بود و هم برضد استعمارگران و استکبار جهانی که در ایران جولان می‌دادند، اما نهضت‌های گذشته تک بعدی بودند یعنی یا مانند نهضت مشروطه، ضد استبدادی بودند و یا مانند جنبش تنباکو، ضد استعماری؛ و چون استعمار و استبداد همیشه مکمل هم هستند، هر وقت یکی از اینها ـاستبداد یا استعمارـ از یک نهضتی مثلا جنبش تبناکو و نهضت مشروطه ضربه می‌خورد، دیگری ضربات وارده را جبران می‌کرد و به همین خاطر نهضت‌ها و جریان‌های گذشته به فرجام مطلوب خود نمی‌رسیدند. ‌ ‌

نکته دیگری که حضرت امام توجه داشتند، این بود که نخست باید به مردم آمادگی داد، زیرا سال 1341 برخی از مردم به شاه وفادار بودند و این فکر کاملا در جامعه ما جا باز کرده بود که «شاه بی‌تقصیر است و اطرافیان او هستند که این کارها و خلاف‌های شرع را می‌کنند و خود شاه از اینها خبر ندارد!» این روش مبارزاتی امام (ره) به خاطر این بود که می‌گفتند هدف مانند میوه است که اگر آن را زود بچینی قابل استفاده و قابل هضم نیست و اگر دیرتر از موعد هم بچینی می‌ترشد و از بین می‌رود، یک رهبر آگاه و دانا آن است که بداند هدف را در چه موقعی و موسمی مطرح کند، لذا اگر امام در همان سال 1341 اعلام می‌کرد که من می‌خواهم شاه را سرنگون کنم! مطمئنا ایشان را می‌گرفتند و مثل نواب صفوی اعدام می‌کردند و هیچ طوری هم نمی‌شد و آب از آب تکان نمی‌خورد! و لذا امام در آغاز، ماهیت رژیم را آشکار کردند و صبر کردند تا ماهیت رژیم و شاه بر مردم نمایان گردد. لذا وقتی عماّل شاه به مدرسه فیضیه حمله کردند، آن جنایات رژیم زمینه خوبی برای آشکار شدن ماهیت شاه بود و پوچی ادعاهای «اسلام پناهی، ملاقات با حضرات معصومین علیهم‌السلام» و دیگر ادعاهای شاه را برملا کرد و ماهیت شاه را بر همگان آشکار ساخت.

(س)- آیا حضرت امام از ابتدا قصد براندازی نظام سلطنتی را داشتند؟

- در مقدمه کتاب نهضت امام خمینی یک خاطره‌ای از امام آورده‌ام که در جلد اول حذف کرده بودم و آن این بود که امام در پاسخ تلگرافی از شاه فرموده بودند «تلگراف اعلی حضرت رسید، متشکرم؛ گفته اعلی‌حضرت مطابق است با آنچه که از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به ما رسیده است...»، من این را حذف کردم و بعد به حاج احمد آقا گفتم، به نظر من این جمله ناپسند بود و لذا آن را حذف کردم! امام مرا خواستند و فرمودند: چرا حذف کردید؟ یک مورخ امین باید واقعیت‌ها را بنویسد، نهایتاً انتقاد می‌کردید، شما باید از همین الان یاد بگیرید و خود را عادت دهید که اگر سخنی علیه شما و یا دوستان شما بود، آن را درز نگیرید و حذف نکنید و الا یک تاریخ‌نگار متعهدی نخواهید بود... ؛ امام به دنبال این مقدمه ادامه دادند: «اما راجع به آن جمله، وظیفه علما همان وظیفه انبیای خداست، همان‌گونه که پیام‌آوران الهی مبعوث شدند که انسان‌ها را نجات دهند و برایشان شاه و غیرشاه فرقی نمی‌کرد و هدفشان این بود که همه انسان‌ها را از لجن‌زار نجات دهند و آنها را هدایت کنند، علما هم همین طور هستند و هدفشان نجات و هدایت همه انسان‌ها چه شاه و چه مردم کوچه و بازار است به خاطر همین هم است، که خدا می‌خواهد فرعون آدم شود و هدایت گردد و ما هم وظیفه داشتیم که طبق دستور اسلام، شاه را نصیحت و آگاه کنیم تا شاه هدایت گردد و آدم شود، اما وقتی دیدیم این‌طور نشد، به وظیفه دیگرمان عمل کردیم، و این‌که می‌بینید سیاستمداران دنیا جز زبان زور با زبان دیگری حرف نمی‌زنند به خاطر این است که زبان دیگری بلد نیستند. ‌ ‌

(س)- احزاب و گروه‌های سیاسی در مقابل نهضت امام چه موضعی داشتند؟

- گروه‌های سیاسی مانند جبهه ملی و نهضت آزادی، حتی تا روزهای پیروزی انقلاب هم به شاه وفادار بودند، لذا آقای سنجابی در خاطراتش نوشته که وقتی او را به پیش شاه می‌برند، دست شاه را می‌بوسد و می‌گوید ما از اول به شما وفادار بودیم! یا مهندس بازرگان تا نوفل‌لوشاتو می‌آید که امام را قانع کند تا شاه را بیرون نکند...؛ امام بعد از این پیشنهاد آقای بازرگان سخنرانی تندی می‌کنند و می‌فرمایند؛ کدام عقل، کدام دین و کدام انسان قبول می‌کند کسی که دستش تا مرفق به خون مردم متدین آغشته است، ما به او بگوییم برو بالا بنشین الواطی خودت را بکن...!، نه خیر این باید برود و جز سرنگونی او راهی دیگر وجود ندارد.

(س)- علت شکل‌گیری قیام 15خرداد چه بود و آیا اوضاع سیاسی خارج از کشور هم تأثیری در شکل‌گیری این قیام داشت؟

- شرایط در آن زمان طوری بود که هم آمریکا، هم شوروی و هم انگلیس، تقریبا بر سر حکومت شاه به یک توافق عملی رسیده بودند و کاملا شاه را حمایت می‌کردند، یعنی می‌توان گفت که مسایل خارجی در شکل‌گیری 15خرداد نقشی نداشت، البته می‌توان گفت که حرکت جمال عبدالناصر علیه صهیونیست‌ها موجی در خاورمیانه ایجاد کرده بود که قهرا در میان مردم ایران هم در جهت مبارزه با استعمار بی‌تأثیر نبود، اما نهضت امام ربطی به آن نداشت. در قضیه 15 خرداد چند عامل اساسی نقش داشتند. اولین مسئله این بود که امام توانسته بودند در مدت کوتاه 16 مهر 1341 تا 15 خرداد 1342 به مردم آگاهی ببخشند و مردم را علیه رژیم شاه به حرکت درآورند. مردم به شدت در همین فاصله کوتاه هر چند در شعاع محدود قم، تهران، کاشان و چند شهر محدود نسبت به رژیم و شخص شاه موضع تند و توفنده‌ای داشتند و لذا در 15 خرداد 1342 برای اولین بار فریاد «مرگ بر شاه» طنین‌انداز شد. مسئله دوم این‌که امام توانستند احیاگر مکتب عاشورا باشند که تا آن هنگام متأسفانه راه امام حسین علیه‌السلام به مجالس روضه و نوحه و... محدود شده بود. روضه، نوحه و مجالس عزاداری هر چند مقدس‌اند اما بسنده کردن به اینها در مکتب حسینی، جفای به امام حسین علیه‌السلام و مکتب ایشان است، بنابراین امام در آن مدت کوتاه، هدف امام حسین علیه‌السلام را برای مردم روشن کردند و راه آن حضرت را به درستی برای مردم مشخص نمودند و لذا در آن سال می‌بینیم که نوحه‌ها و محتوای عزاداری‌های محرم، کاملا با سال‌های گذشته متفاوت است. مسئله دیگر پیروی از مرجعیت و ولایت بود و مردم کاملا این حقیقت را دریافته بودند که حسین زمان در مقابل یزید زمان ایستاده است و باید با همه قوا از او حمایت کرد و لذا وقتی در روز 15 خرداد خبر دستگیری امام به پیشوای ورامین می‌رسد، مردم از خانه، صحرا و... به طرف مسجد می‌آیند و به سمت ورامین و تهران حرکت می‌کنند و علی‌رغم همه خشونت‌های عمال شاه، به یاری امام می‌روند و می‌گویند «ما کوفی نیستیم که حسین زمان را تنها بگذاریم، یا امروز همه ما کشته می‌شویم و یا باید آیت‌الله خمینی از زندان آزاد شوند». مسئله دیگر خود رژیم بود که واقعا در میان مرگ و زندگی قرار گرفته بود و حرکتی که امام ایجاد کرده بود، اگر شاه پیش‌دستی نمی‌کرد و آن ضربه را نمی‌زد و مردم را به خاک‌وخون نمی‌کشید، مسلما سرنگونی شاه در همان مقطع زمانی محقق می‌شد، اما رژیم مجبور بود که برای حفظ سلطنت خود دست به چنان جنایاتی بزند. مسئله دیگر، آگاهی مردم هر چند در وسعت جغرافیایی محدود بود. یعنی با همه موانعی که بر سر راه افشاگری‌ها و هدایت‌گری‌های امام وجود داشت، اما آگاهی مردم در قیام 15 خرداد نقش عظیمی ایفا کرد.

(س)- جریان‌های مختلف سیاسی سعی می‌کردند امام و نهضت او را به تأثیرپذیری از جناح مقابل متهم کنند، حضرت امام چگونه توانستند این فکر را در میان مردم نهادینه کنند که بدون وابستگی به قدرت‌ها و جناح‌های سیاسی و تنها با پیروی از اسلام و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، می‌توان قیامی را پایه‌ریزی نمود؟

- احیای مکتب اصیل عاشورا در این قضیه نقش مهمی داشت لذا امام (ره) با نشان دادن راه پیامبران و ائمه اطهار علیهم‌السلام توانستند که در باور عمومی نهادینه کنند که قدرت‌های بیگانه نمی‌توانند برای ما کاری انجام دهند و در این زمینه ما باید روی پای خودمان بایستیم؛ و از آنجا که امام از همان آغاز سعی می‌کردند که مبارزه را علیه هم استعمار و هم استبداد جلو ببرند، باعث شد که مردم در 15 خرداد هم علیه شوروی شعار می‌دادند و هم علیه آمریکا و انگلیس و هم علیه اسرائیل و هم علیه شاه. یادم هست که روز یازده محرم برابر با خرداد 1342جمعیتی حدود صدهزار نفر از جنوب تهران حرکت کردند و به خیابان فردوسی جلوی سفارت انگلستان رسیدند و آنجا یک جوان بازاری روی چهارپایه‌ای رفت و در سخنان خود چنین گفت: آیت‌الله خمینی حرفشان این است که سرنوشت ایران نباید در لندن تعیین شود، نباید در مسکو تعیین شود، نباید در واشنگتن تعیین شود، سرنوشت مردم ایران باید در ایران تعیین شود...» یعنی آگاهی که امام داده بودند، هم ضد شرق، هم ضدغرب، هم ضد صهیونیسم و هم ضد همه حکومت‌های استبدادی، استعماری و استکباری بود.

(س)- کشورهای خارجی نسبت به قیام 15 خرداد چه عکس‌العملی نشان دادند؟

- شرق و غرب و همه رسانه‌های وابسته به آنها به صورت یک‌صدا حرکت امام را محکوم کردند و به طور کلی یک تبلیغات وسیعی در سطح دنیا بر ضد امام به راه افتاد. این‌که امام وقتی از زندان آزاد می‌شوند در نخستین سخنرانی خود می‌فرمایند: «افسوس صدای ما به دنیا نمی‌رسد»، بیانگر این است که تبلیغات وسیعی به راه انداختند و کمتر روزنامه خارجی به نفع امام و حرکت ایشان چیزی نوشت. شاه هم در کتاب «انقلاب سفید» مدعی می‌شود که قهرمان 15 خرداد ارتباط مرموزی با حزب توده داشته و آنها بودند که مقام او را به عرش رساندند! در صورتی که حزب توده و ارباب آن یعنی شوروی از نهضت اسلامی امام خمینی سخت وحشت کردند و آن را سد بزرگی در مقابل پیشرفت خود دیدند و در 15 خرداد با همه قوا علیه آن بپا خاستند و همانند جهانخواران غربی پشت سر شاه قرار گرفتند و گفته‌های او را نشخوار کردند و نهضت اسلامی ملت ایران و رهبر آن را مورد تاخت‌وتاز قرار دادند. رادیو مسکو شب 16 خرداد می‌گوید: «عناصر ارتجاعی ایران که از اصلاحات این کشور، مخصوصا اصلاحات ارضی، ناراضی هستند و افزایش حقوق اجتماعی و توسعه آزادی زنان ایران را باب میل خود نمی‌بینند، امروز در تهران، قم و مشهد تظاهرات خیاباتی برپا کردند...» البته فقط رادیو مسکو نبود، بلکه روزنامه‌ها و مجلات و دیگر رسانه‌های آنها هم همین‌گونه حملات را شروع کردند و رسانه‌های خارجی دیگر هم همین‌گونه عمل کردند و به شدت علیه این قیام تاختند و شاه را حمایت کردند.

(س)- زنان در 15 خرداد چه نقشی ایفا کردند؟

- در 15 خرداد 1342 که مصادف با 12 محرم 1383 قمری بود، حوزه تعطیل بود و نخستین حرکت از سوی اهالی قهرمان‌پرور قم صورت گرفت. از ساعت 5 صبح که خبر دستگیری امام منعکس شد، مردم از سراسر قم و اطراف آن به طرف صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها حرکت کردند و حتی مردم از جمکران با بیل و کلنگ به سوی قم آمدند. نقش زنان هم در قیام 15 خرداد قم بسیار چشمگیر بود و هر کدام از بانوان با ابزارهای متنوعی به صحنه آمدند و حماسه آفریدند و نخستین کسانی که 15 خرداد در قم به شهادت رسیدند، 4 نفر از زنان بودند.

(س)- در مورد تعداد شهدای 15 خرداد هم توضیحاتی بفرمایید؟

- در 15 خرداد بنا به تخمین کارشناسان، هزاران نفر در قم، تهران، شیراز و کاشان به شهادت رسیدند که آمار و اسامی کامل آنان به دست نیامد، چون در گورهای دسته جمعی دفن شدند، لیکن طبق لیستی که در شهربانی تهران موجود است، در حادثه 15 خرداد، اسامی حدود 140 نفر از شهدا ثبت گردیده است؛ از این تعداد 3 روحانی، 24 نفر از بانوان مسلمان، 18 کشاورز، 11 کارگر، 9 دانش‌آموز، یک دانشجو و... بودند و جالب اینجاست که از همه اقشار اجتماعی در این قیام حضور داشتند.

(س)- چندی پیش در سالگرد 15 خرداد شبهه‌ای، در برخی نشریات مطرح شد که می‌گفتند: با توجه به حضور همه اقشار اجتماعی در قیام 15 خرداد، اگر این قیام به خوبی مدیریت می‌شد، همان موقع انقلاب به پیروزی می‌رسید، نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟

- بله؛ اگر میان مردم و رهبر فاصله ایجاد نمی‌شد، حداقل می‌توان گفت که نهضت به آسانی خاموش نمی‌شد. درست است که مردم سه روز به صورت جانانه مقاومت کردند و خوب هم پیش رفتند، اما بین امام و مردم فاصله به وجود آمد، یعنی مردم مرعوب خشونت‌های رژیم نگشته و از صحنه خارج نشدند، اما بلاتکلیف بودند، زیرا امام در زندان بودند و ارتباطشان با مردم قطع بود. بنابراین قیام 15 خرداد اگر با رهبری شخصیتی همانند امام هدایت می‌شد می‌توانست یک حرکت دامنه‌داری باشد که زمینه را برای براندازی کامل رژیم فراهم کند.

(س)- نقش حوزه علمیه قم را در پیشبرد نهضت امام خمینی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- حوزه علمیه قم در زنده نگه‌داشتن نهضت اسلامی امام نقش مؤثر و بسزایی برعهده داشت. در آن شرایط که امام (ره)  تحت نظر و محاصره قرار داشت و امکان هرگونه رهبری و روشنگری از ایشان سلب گردیده بود و از سوی دیگر همراهان سست عناصر و رفیقان نیمه‌راه مبارزه را کنار گذاشتند و مبارزان را رها ساختند و بساط تفرقه به راه انداختند و کوشیدند که نهضت رهایی‌بخش و ضداستعماری و ضداستبدادی ملت ایران را از مسیر درست خویش منحرف کنند و به یک سلسله مسایل فرعی و غیراصولی سرگرم سازند. پاسداران راستین راه خمینی و فرزندان انقلابی امام در حوزه علمیه قم با تمام نیرو و امکانات همانند کوهی استوار و خلل‌ناپذیر در برابر یورش‌های پی‌درپی دشمنان خارجی و کارشکنی‌های عوامل داخلی سرسختانه مقاومت کردند و با فداکاری‌ها و پایداری‌های خود، از خاموش شدن شعله فروزان نهضت، جلوگیری کردند و با آگاهی کوشیدند که از هر فرصتی برای رشد فکری توده‌ها و بسیج حداکثری نیروها استفاده کنند. روحانیان مبارز در مراسم‌های گوناگونی که در مساجد تشکیل می‌شد، شرکت می‌کردند و به روشنگری و افشاگری می‌پرداختند، و با دانشجویان، بیشتر و بهتر آشنا و نزدیک می‌شدند و از هر فرصتی برای چاپ و پخش اعلامیه‌هایی بر ضد دستگاه حاکم و افشای جنایات آنها استفاده می‌کردند، به‌طوری که با بازگشت طلاب به قم و آغاز درس‌های حوزه در شهریور ماه 1342، صدور اعلامیه‌های روشنگرانه از برنامه‌های درازمدت و راهبردی حوزه علمیه قم به شمار می‌رفت و هفته‌ای نبود که در قم، اعلامیه یا اعلامیه‌هایی صادر نشود.

(س)- علمای مصر، لبنان و دیگر کشورها پیرامون قیام 15خرداد چه موضعی گرفتند؟ ‌ ‌

- شادروان شیخ محمود شلتوت، رئیس وقت دانشگاه الازهر در این جریان طی اعلامیه‌ای از عموم مسلمانان خواست که از علمای مجاهد ایران که به جرم دفاع از حق به زندان کشیده شده‌اند، پشتیبانی کنند. او در این اعلامیه، دستگیری علما و اهانت به ساحت مقدس آنان را داغ ننگی بر جبین بشریت شمرده و طی تلگرافی به شاه، رسما از او خواست که از تجاوز به حریم روحانیت و علمای اسلام که پاسداران راستین قوانین الهی‌اند، خودداری کند و علما و مردم بازداشت شده را هر چه زودتر آزاد سازد. شیخ شلتوت، علاوه بر شاه تلگراف‌هایی هم به برخی مقامات و مراکز روحانی مانند آیات عظام میلانی و حکیم؛ پاپ و... ارسال می‌کند و حمایت خود و جامعه‌ الازهر را از روحانیون و مبارزان ایران اعلام می‌کند، اما شاه پند نمی‌پذیرد و با دروغ‌پردازی‌هایی شروع به فضاسازی‌های منفی و نابخردانه‌ای علیه شلتوت در رسانه‌ها و روزنامه‌ها می‌کند، به عنوان مثال در یکی از روزنامه‌های وابسته ایران آورده بود: در جامعه‌ الازهر اختلاف نظر بروز کرده است. به شیخ شلتوت ایراد می‌گیرند چرا با دیکتاتوری ناصر همکاری می‌کند. اقدام رئیس جامعه‌ الازهر با تصمیم هیأت تقریب بین مذاهب اسلامی و برداشت اختلاف تشیع و تسنن مغایر است(اطلاعات 17تیر1342) غیر از شلتوت برخی علمای شیعه لبنان، عراق و... هم با صدور بیانیه‌هایی انزجار خود را از فاجعه 15 خرداد و دستگیری علما و مردم ایران ابراز می‌کردند.

(س)- ویژگی‌ها و اهداف قیام 15 خرداد را به طور خلاصه بیان فرمایید؟

-1ـ در قیام 15خرداد، مردم مسلمان، به آشوب و هرج‌ومرج آن‌‌طور که دستگاه تبلیغات شاه وانمود می‌کرد هرگز دست نزدند، نه زنان و دختران را مورد حمله و اهانت قرار دادند و نه کتابخانه‌ای را آتش زدند و نه به مظاهر تمدن و پیشرفت یورش بردند.

2ـ قیام 15 خرداد به رغم تبلیغات دروغین مخالفان، شورشی کور و حرکتی بی‌هدف نبود، مردم بر پایه احساسات زودگذر و دور از خرد و اندیشه، به خیابان‌ها نریختند، بلکه با قیام خونین خود به شخص شاه و برنامه‌هایی فریبنده و ضداسلامی و میهنی او پاسخ «نه» دادند و میزان وفاداری و پشتیبانی خود را از امام (ره)  و آرمان‌های ایشان به نمایش گذاشتند و بدین‌گونه، تبلیغات گسترده رژیم شاه مبنی بر برخوردای از پشتیبانی توده‌های مردم را خنثی کردند.

3ـ در جریان تظاهرات خونبار 15خرداد، نه تنها مردم به صورت بی‌پروا و نابجا مقابل توپ و تانک رژیم نرفتند و خود را بیهوده به کشتن ندادند، بلکه قهرمانانه با ارتش شاه جنگیدند و خیابان‌های تهران و برخی از شهرها صحنه جنگ و گریز مردم با ارتش شاه بود.

4ـ این قیام به گروه‌های سیاسی و یا طبقه ویژه‌ای از جامعه وابستگی نداشت، بلکه می‌توان گفت از همه اقشار و طبقات در آن قیام حضور داشتند.

5ـ تظاهرکنندگان قیام 15 خرداد به رغم قتل‌عام وحشت‌آفرین رژیم شاه، خود را نباختند و به درون خانه‌های خود پناه نبردند، بلکه بی‌پروا و با شهامت در صحنه ایستادند. لکن از آنجا که در پی زندانی شدن امام، یک رهبر خردمند و بادرایتی در میان ملت نبود که از یک سو بتواند قیام مردمی را سازماندهی کند و از سوی دیگر جهت‌دهی نماید و روش‌های مبارزه با رژیم خون‌آشام شاه را به توده‌های مردم بپا خاسته بیاموزد، تظاهرکنندگان پس از چند روز جان‌فشانی و ایستادگی، سرگردان و بلاتکلیف ماندند و نمی‌دانستند که در برابر خونریزی‌های رژیم شاه چه وظیفه‌ای دارند و چه راهی را باید در پیش بگیرند و به چه کاری باید دست بزنند.

6ـ قیام آفرینان 15 خرداد 1342 از پیروان و باورمندان راستین اصل ولایت فقیه بودند و امتثال امر ولی‌فقیه و مرجع تقلید را بر خود واجب می‌دانستند.

(س)- امروز مردم ما در قبال شهدای 15 خرداد و راه افتخار آمیزشان چه وظیفه‌ای دارند؟

امام فرمودند: ... 15 خرداد را بشناسید، مقصد 15 خرداد را بشناسید، کسانی را که 15 خرداد را به وجود آوردند بشناسید و کسانی که اهداف 15 خرداد را دنبال کردند بشناسید... و مخالفین 15 خرداد و مقصد 15 خرداد را بشناسید...» از ویژگی‌های برجسته قیام‌آفرینان 15 خرداد 1342 پیروی از اصل ولایت‌فقیه بود، قیام‌کنندگان آن روز خونبار، دفاع از مرجع تقلید و ولی‌فقیه خود را واجب می‌دانستند و در این راه تن به شهادت دادند.

قیام‌آفرینان 15 خرداد هرگونه سازش، کرنش، مذاکره را در برابر استعمارگران و جهانخواران رد می‌کردند و با آنان مبارزه آشتی‌ناپذیر داشتند.

قیام‌کنندگان 15خرداد با فریاد مرگ بر اسرائیل، همراهی و همدردی خود را با مردم مظلوم فلسطین اعلام کردند و با خون خود با مجاهدین فلسطین پیمان ناگسستنی بستند. ‌ ‌

قیام آفرینان 15 خرداد با شعارهای حماسی و انقلابی خود به اندیشه‌های مرموز و اسارت بار استعماری که زیر پوشش «عرف بین‌المللی»، «افکار جهانی»،« جامعه جهانی» و... و... مطرح می‌شود، «نه» گفتند و راه اسلام را استواری بخشیدند، امروز بزرگ‌ترین وظیفه ما این است که راه شهدای 15 خرداد 42 را تداوم ببخشیم و از آن پاسداری کنیم.


انتهای پیام

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha