سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ | Jun 2, 2020
هاشم ضیقه

حوزه/ میزان ارتباط انصار الله یمن و حزب الله لبنان بر پیگیران امور پوشیده نیست؛ رابطه‌ای که بر خلاف روابط دیپلماتیک، برخاسته از منافع زمانی و مکانی نبوده، بلکه رابطۀ همدلانه‌ای است که ریشه در آموزه‌های مکتبی مشترک دارد. در گذشته، این رابطه تا اندازه‌ای وجود داشت ولی پیش از یورش سعودی‌آمریکایی به یمن آشکار نبود.

به گزارش گروه ترجمۀ سرویس بین‌الملل خبرگزاری حوزه، «شیخ هاشم الضیقة» طلبۀ جوانی است از منطقۀ بقاع لبنان که در حوزۀ علمیۀ قم درس می‌خواند. وی در یادداشتی به وجوه مشترک میان حزب الله در لبنان و انصار الله در یمن پرداخته است. ترجمۀ این یادداشت که در تارنمای شبکۀ «المسیرة» یمن نیز منتشر شده، به شرح زیر است:

حزب الله و انصار الله؛ نگاهی گذار به همراهی‌ها، بازتاب آن در میان مردم و تأثیر آن بر دشمن

میزان ارتباط انصار الله یمن و حزب الله لبنان بر پیگیران امور پوشیده نیست؛ رابطه‌ای که بر خلاف روابط دیپلماتیک در فضای سیاست، برخاسته از منافع زمانی و مکانی نبوده، بلکه رابطۀ همدلانه‌ای است که ریشه در آموزه‌های مکتبی مشترک دارد و از آن آبشخور سیراب می‌شود.

در گذشته، میان انصار الله و حزب الله تا اندازه‌ای رابطه وجود داشت ولی این واقعیت، پیش از یورش سعودی‌آمریکایی به یمن آشکار نبود. این رابطه با سخنان و مواضع سید حسن نصرالله پس از حمله سعودی‌ها به یمن روشن شد.[۱] در مقابل، سید عبدالملک الحوثی در موضع‌گیری ستایش برانگیزی اعلام کرد که در کنار حزب الله برای مقابله با دشمن صهیونیستی خواهد ایستاد.[۲]
از سوی دیگر، در سخنان و دروس شهید سید حسین بدرالدین الحوثی مؤسس و شخصیت الهام‌بخش انصارالله می‌یابیم که بارها از حزب الله نام برده و حتی وی به همراه برخی از نخبگان یمنی، با پیگیری رسانۀ رسمی حزب الله و دیگر برنامه‌های مرتبط به این موضوع و همچنین برگزاری جلساتی برای بررسی اوضاع  لبنان و فلسطین در مسیر مبارزه با دشمن صهیونیستی و پروژه‌های آمریکایی، در جریان آخرین اخبار و تحولات قرار می‌گرفته است.

همانگونه که مؤسس شهید انصار الله در برخی دروس‌اش از سخنان امام خمینی وام می‌گیرد و امام خمینی همان کسی است که مشعل بیداری عالم را بر دوش کشید و آغازگری شد برای شکل‌گیری حزب الله در لبنان. شهید سید حسین الحوثی می‌گوید: امام خمینی عمق و واقعیت مشکل را فهمید و در آن هنگام، راهکاری عملی برای حمل مشکل ارائه کرد.[۳]
چنین رابطۀ عمیقی، علی‌رغم فاصلۀ جعرافیایی زیاد، شایستۀ واکاوی است تا منشأ این همکاری و نقاط مشترک را مطابق آنچه به ذهنمان می‌رسد، تحلیل کرده و پس از آن آثاری که این رابطه در میان گروه‌های مختلف مردمی و ساختار سازمانی انصارالله و حزب الله بر جای می‌گذارد را شناسایی کنیم. سپس به بازخورد این رابطه در میان دشمن می‌پردازیم.

نقاط مشترک:

چه بسا پرداختن به نقاط مشترک میان انصار الله و حزب الله در این وجیزه کار آسانی نباشد ولی می‌توان مهمترین آنها را که زمینه‌ساز رابطۀ گسترده‌ای در این میان است، واکاوی کرد:

۱. عقاید و دین: بسیاری از حرکت‌های سیاسی و جهادی در جهان اسلام، اسلام را با برداشت‌های گوناگون‌شان به عنوان دین و روشی برای حرکت بر اساس آن بر می‌گزینند. اما هنگامی که از انصار الله و حزب الله سخن می‌گوییم، این مسأله تا اندازه‌ای تفاوت می‌کند. بازگشت این تفاوت به خاستگاه مکتبی این دو جریان است که به مکتب اهل‌بیت علیهم السلام باز می‌گردد. به علاوه و مهمتر اینکه انقلاب حسینی و انقلاب زیدی و دیگر انقلاب‎‌ها و خیزش‌هایی که پس از آنها به وقوع پیوست، تأثیر شگرفی بر فرهنگ و هویت انصار الله و حزب الله گذاشته است. این نقطۀ مشترک، از مهمترین نقاط مشترکی است که بر همۀ جنبه‌های مشترک دیگر تأثیر می‌گذارد.

۲. جهاد و پذیرش مقاومت: فرهنگ دینی در میان انصار الله و حزب الله با پذیرش مبارزه و جهاد با مستکبران و تجاوزگران بروز می‌یابد و این فرهنگ ایجاب می‌کند که به اندازه توان، هر چند با کلمه‌ای که بر زبان آورده می‌شود و در هر گوشه از کرۀ خاک، با مستکبران و تجاوزگران به جهاد برخیزند. موضع مشترک این دو در قبال مسئلۀ فلسطین، موضع حزب الله در قبال یورش سعودی‌آمریکایی بر یمن و بسیاری از موارد دیگر که در این مختصر نمی‌گنجد، شواهدی گویا بر این موضوع است. در زمانی که برخی از جریان‌ها و احزاب، به دنبال سازش با دشمن اسرائیل‌آمریکایی و پذیرش پروژه‌های آنها در منطقه هستند، این دو، مقاومت را برگزیده‌ و اساس کارشان قرار داده‌اند. به نظر می‌رسد که این دو وجه مشترک، موجب شده انصار الله با نشانِ قرآن‌محوری‌اش شناخته شود، چرا که حل مشکلات و گرفتاری‌ها را در بهره‌گیری از دریای بیکران قرآن دنبال می‌کند و حزب الله نیز مفتخر به نشان حرکت جهادی و برخاسته از ایمان شود.

۳. مبانی و اهداف: اصول و مبانی انصار الله و حزب الله بسیار به هم شبیه است، چه در آنچه مربوط به رهبری و روش می‌شود، چه در نگاه جهانی و یاری مستضعفان عالم، چه در زمینۀ وحدت اسلامی و نفی قومیت‌گرایی و چه در التزام به محور مقاومت در منطقه. اینها از جنبۀ اصول و مبانی است. اما از جنبۀ اهداف بلند مدت، این دو برای ایجاد حکومتی مقتدر، عزتمند و با شرافت و همچنین نهادینه شدن ارزش‌های اسلامی و اخلاق والای دینی در کشورهای‌شان تلاش می‌کنند.

۴. مقبولیت: هر یک از این دو، از مقبولیت و محبوبیت بی‌نظیری در میان عموم مردم‌شان برخوردار بوده و مردم به رهبری آنها اطمینان دارند. در مقابل، رهبران این دو جریان، خودشان را خادم مردم می‌دانند. این علاقۀ محکم با ولایت در آمیخته است و لازم نمی‌دانم به این اشاره کنم که خاستگاه این علاقه و رابطۀ متقابل و ولایت، فرهنگی است که ریشه در مکتب اهل‌بیت علیهم السلام دارد. به علاوه، توفیقات الهی شامل این دو جریان شده و به پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی در بسیاری از میدان‌ها انجامیده است. این دو نکته، یعنی فرهنگ دینی از سویی و تجربۀ موفق از سویی دیگر، نقش بسیار  مهمی در پذیرش مردمی داشته و موجب ایجاد رابطه‌ای پابرجا و همدلانه در میان عموم مردم و رهبران شده است.

۵. دشمن مشترک: برخی از جریان‌های مقاومت در منطقه و در رأس آنها انصار الله و حزب الله به دنبال به ستوه درآوردن دشمنی هستند که عبارت از پروژه‌های آمریکا و اذنابش در منطقه که عبارت‌اند از اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر حکومت‌هایی که با همدستی بر مردمشان چیره شده‌اند. این دشمن مشترک، یکی از علل شکل‌گیری و تأسیس انصار الله و حزب الله بوده است.

آثار همدلی و همراهی انصار الله و حزب الله بر عموم مردمشان

همدلی و همراهی این دو، نتایج و آثار مثبتی بر عموم مردمشان به دنبال داشته و به نوبۀ خود، باعث جهت‌گیری و خیزش دیگر ملّت‌های مستضعف شده است:

۱. امدادهای غیبی و کمک‌های الهی: مسلمانان معتقدند که همواره پیروزند، چرا که تکلیف شرعی و باوری عمیق که طبیعت و فرا طبیعت را در بر می‌گیرد، عامل حرکت مسلمانان است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»[۴]. مخاطب این آیه عموم مؤمنان بوده و استواری گام‌ها، مددی است که به مؤمنان می‌رسد. در آیۀ دیگری نیز می‌فرماید: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَعَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ».[۵] خداوند در این آیه نیز همۀ مؤمنان را مخاطب قرار داده و اگر این آیه را با آیۀ دیگری که در آن می‌فرماید: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ»[۶] ضمیمه کنیم، نتیجه این می‌شود که مدد حتمی الهی شامل مؤمنانی می‌شود که با یکدیگر مجتمع و متحد باشند، زیرا اجتماع مؤمنان در یک جبهۀ واحد، موجب نزول آرامش بر دل‌های آنها و نصرتشان با لشکران غیبی خدا می‌شود.

۲. هم‌افزایی نیروها و تلاش‌ها: خداوند می‌فرماید: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ». مفهوم این آیه این است که عدم درگیری و تفرقه، موجب عدم شکست می‌شود. پس این آیه به همافزایی تلاش‌ها و نیروها تشویق کرده و اگر چنین شد، راه رسیدن به هدف نزدیکتر شده و تلاش‌ها برای نابودی دشمن کارسازتر می‌شود. این نکته بسیار روشن است و در آیۀ دیگری مؤمنان را اینگونه توصیف می‌کند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ».[۷]

۳. انتقال تجربیات و تخصص‌ها: خداوند متعالی می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»[۸] و بدون شک، اجتماع و همپیمانی از مصادیق آمادگی است. همچنان که تعامل نظامی، رسانه‌ای، فرهنگی و دیگر موارد میان حزب الله و انصار الله از مصادیق انتقال تجربیات است. در نتیجه، هر دو طرف، در جبهۀ مبارزه با استکبار  قدرتشان افزایش می‌یابد.

۴. افزایش روحیۀ امید و اقدام: همدلی و اتحاد دل‌های مؤمنان در یک مسیر و در برابر یک دشمن، امیدواری را در میان مردم مؤمن افزایش داده و  این افزایش روحیۀ امید و اقدام، کمک‌کارشان می‌شود، بگونه‌ای که دشمن از هیچ کوره راهی نمی‌تواند بر ارادۀ آنها تأثیر گذاشته و برای از بین بردن آگاهی‌شان هجوم بیاورد. این واقعیت را می‌توان با وجدان درک کرد.

۵. ایجاد زمینه برای بازسازی امت: وجود دشمن‌ها سبب خیزش امت‌ها از جمله مردم یمن و لبنان شده و آنگونه که شهید سید حسین بدرالدین الحوثی رضوان الله تعالی علیه معتقد است، دشمن تأثیر مثبتی در ایجاد انگیزه برای امت‌سازی بر جا گذاشته [۹]و تهدید را به فرصت تبدیل می‌کند. همدلی و همکاری میان انصار الله و حزب الله نیز مقدمه‌ای طبیعی  برای بازسازی و بنای  دوباره امّت است.

بازخورد همدلی‌ها و همکاری‌ها بر دشمن  

همکاری میان انصار الله و حزب الله بازخوردهای کوبنده‌ای بر دشمن مشترک دارد که مهمترین آنها عبارت است از:

۱. ترس و دلهرۀ دشمن: ترس، دلهره و اضطرابی که در میان دشمن ایجاد می‌شود، از مصادیق جنگ روانی ویرانگری است که خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ».[۱۰]همکاری در راه جهاد و مبارزه با بیدادگران از مهمترین مصادیق آمادگی است که ترس را در دل‌های تجاوزگران می‌نشاند و بهترین کار خیری است که شایسته است انسان آن را انجام دهد. از اینجاست که می‌بینیم وقتی حزب الله موضع قوی و شجاعانه‌ای در برابر هجوم سعودی‌ها به یمن گرفت، آنها و همپیمانان‌شان در زمینۀ سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای به حزب الله یورش برده و رسانۀ آن را از روی ماهواره‌ها خارج کرده و از هیچ تلاشی برای مقابله با آن کوتاهی نکردند. همچنین قرار گرفتن انصارالله در کنار حزب الله برای مبارزه با رژیم صهیونیستی، بسیار مورد توجه رسانه‌های رژیم اشغالگر قرار گرفت. در اینجا شایسته است به این نکته اشاره شود که این همدلی و همکاری ممکن است صورت‌های گوناگونی داشته و تغییر کند، چرا که می‌تواند از یک موضعگیری آغاز شود و به همکاری‌ها در میدان رزم بیانجامد؛ همۀ اینها از مصادیق همکاری است.

۲. شکست دشمن و نزدیک شدن پیروزی: از مهمترین بازخوردهای دیگری که از راه همکاری در دشمن مشترک ایجاد می‌شود، شکست دادن اوست. این نکته، با توجه به نکات پیش گفته، روشن می‌شود.

سخن پایانی

خلاصۀ آنچه گذشت را می‌توان اینگونه قلمی کرد:

۱. در ابتدا به برخی از انواع همکاری که میان حزب الله و انصار الله صورت گرفته، اشاره شد، مانند اینکه گفته شد مؤسس انصار الله در درس‌هایش به حزب الله اشاره کرده و آن را نمونۀ خوبی برای خیزش‌ها به شمار آورده است.

۲. ما معتقدیم که تحلیل آثار همکاری حزب الله و انصار الله در میان مردمشان و بازخوردهای آن در میان دشمن، از بررسی نقاط مشترک آغاز می‌شود. از این رو، در بخش اول به این نقاط مشترک پرداختیم.

۳. آثار مثبتی که این همکاری در میان عموم می‌گذارد را در قالب ۵ نکته ذکر کرده و به مهمترین بازخوردهای منفی در میان دشمن اشاره کردیم.

۴. در پایان، شایسته است که نقطۀ مشترکی که در متن به آن نپرداختیم را مورد توجه قرار دهیم و آن نقطۀ مشترک این است که هر یک از انصار الله و حزب الله نمونۀ بسیار خوبی در زمینۀ کار سیاسی و جهادی در بستر ارزش‌های اخلاقی، حتی در برابر دشمنان و چه رسد به دوستان، ارائه کرده‌اند. با امید به خدا، در مقاله‌ای به این مسئله خواهیم پرداخت و نمونۀ مثال‌زدنی که هر یک از انصار الله وحزب الله در کشورهایشان و در جهان عرب و جهان اسلام بر جای گذاشته‌اند را بررسی خواهیم کرد.


[۱]. سخنرانی دبیرکل حزب الله در اجتماع همراهی با یمن در تاریخ ۱۷-۴-۲۰۱۵م.

[۲]. سخنرانی سید عبدالملک الحوثی در تاریخ ۲۰- تموز - ۲۰۱۷م.

[۳]. محاضرة یوم القدس العالمی، الشهید السید حسین بدر الدین الحوثی.

[۴] . «ای کسانی که ایمان آورده‏ اید اگر خدا را یاری کنید، یاریتان می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد»، سورۀ محمد، آیۀ ۷.

[۵] . «آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آنها را نمی‌دیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و سزای کافران همین بود»، سورۀ توبه، آیۀ ۲۶.

[۶] . «و با هم نزاع مکنید که سست‏ شوید و مهابت‏ شما از بین برود»، سورۀ انفال، آیۀ ۴۶.

[۷] . «محمد [ص] پیامبر خداست و کسانی که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند»، سورۀ فتح، آیۀ۲۹.

[۸] . «و هر چه در توان دارید از نیرو آمادۀ بسیج کنید»، سورۀ انفال، آیۀ ۶۰.

[۹] . قراءة فی المشروع القرآنی للشهید القائد السید حسین بدرالدین الحوثی، فاضل محسن الشرقی، ص۵۷.

[۱۰]. «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان که شما نمی‌شناسیدشان و خدا آنان را می‌شناسد، بترسانید»، سورۀ انفال، آیۀ ۶۰.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =