پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ | Apr 22, 2021
میسیولوژی

حوزه/ پژوهشگر حوزه مسیحیت در کتاب میسیولوژی، مدل های تبشیری مسیحیت را بررسی کرده است، او روش های مسیحیت را به دو قسم روابط روانشناسی اجتماعی و الهیات تقسیم بندی کرده است.

سید جعفر هاتف الحسینی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در اصفهان، در ادامه مطلب قبلی خود که تحت عنوان «کتابی که نقادان مسیحیت باید بخوانند» منتشر شد، اظهار کرد: مسیحیت سالهاست بر طریقه تغییر دین، تحقیقات مختلفی انجام داده است. مسیحیت بعد از سالها پژوهش مانع اصلی تغییر کیش را تفاوت فرهنگ و هویت بومی با دین مسیحیت دانست.

وی تصریح کرد: این فرهنگ جامعه است که فرد در آن زندگی می کند و ترک آن بسیار سخت است. با این نظر برای سهولت در تغییر دین الهیات «زمینه مند سازی» ابداع شد، این الهیات مسیحی با همرنگی با فرهنگ بومی قابلیت بیشتری برای پذیرش افراد داشت، چرا که کاملا یک الهیات بومی شده بود.

نویسنده حوزوی عنوان کرد: به عنوان مثال برای تبیین تثلیث برای مسلمانان وجه توحیدی آن پرنگ می شد و وجه سه خدایی کم رنگ شد، در مناطق بودایی وجه سه خدایی تثلیث پررنگ و توحید کم رنگ شد تا افراد بومی هر منطقه  بهتر الهیات مسیحی را قبول کنند، این همرنگی الهیات با فرهنگ باعث جذب بیشتر افراد می شد.

وی در توضیح اینکه آیا این الهیات جدید مسیحی خطراتی هم دارد، گفت: زمینه‌مندسازی(Contextualization) برنامه آگاهانه و تلاشی هدفمند برای برقراری انجیل در راه زندگی فرهنگی است. زمینه مندسازی تلاش برای برقراری ارتباط انجیل به شیوه حسی با محیط فرهنگی محلی مردم است.

هاتف توضیح داد: مسیحیت، الهیات را با عمیق ترین نیازهای مردم مطابقت می دهد و به جهان بینی فرد نفوذ می کند و به این ترتیب به آنها اجازه می دهد که به دنبال عیسی مسیح باشند و در فرهنگ خود باقی بمانند، زمینه‌مندسازی مخالف اصل سولا اسکریپچورا است؛ چرا که یکپارچه سازی کتاب مقدس را به خطر می اندازد.

پژوهشگر حوزوی افزود: سنکرتیسم(Syncretism) یا همگرایی دینی، هماهنگی چند نظر مخالف در باورها، اعتقادات، اصول یا سیستم های مذهبی است که منجر به چیزی جدید می شود، همانگونه که در کتاب مقدس سنکرتیسم زمانی اتفاق می افتد که از یک شکل فرهنگی مسیحیت اقتباس شود ولی هنوز با آن شکل با سیستم الهیاتی قبلی در ارتباط است. این شکل قدیمی می تواند به شدت مفهوم مسیحیت را تحریف یا مبهم کند.

وی در پاسخ به اینکه اصول این الهیات از کجا شکل گرفت، تشریح کرد: این الهیات بر تطبیق با فرهنگ از نظریه میسیولوژیست کرافت شکل گرفت، کرافت معتقد به نظریه فرم و محتوا بود که مسیحیت داری پیامی است که در فرهنگ غربی جای گرفته است و می توان پیام انجیل را در شکل دینی بومی به مردم انتقال داد.

هاتف خاطرنشان کرد: میسیولوژیست هیبرت مخالف این دیدگاه بود و نظر داشت کتاب مقدس و مسیحیت فرا فرهنگ و تمام فرهنگ قابلیت دارد در فرهنگ کتاب مقدس جای بگیرد.

وی ابراز کرد: یکی از خطرات این الهیات تشدید آن توسط نسل های بعدی میسیونرهاست، امروزه حتی همجنس گرایی توسط کلیسا یک فرهنگ شناخته می شود که می توان مسیحیت در قالب آن قرار گیرد. برای این هماهنگی تمام آیات کتاب مقدس بر ضد همجنس گرایی را باز تفسیر می کنند.

برای آگاهی بیشتر به کتاب میسیولوژی نوشته سید جعفر هاتف الحسینی منتشر شده توسط حوزه علمیه اصفهان  مراجعه کنید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8