چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹ | Dec 2, 2020
طلبه هجرت

حوزه/ همزمان با اذان صبح زلزله بم رخ داد، مردمی که جان سالم به در برده بودند، بیرون از خانه و در سرمای شدید از خود محافظت می کردند و هیچ کس به فکر دیگری نبود و شبیه روز قیامت بود. یاد آیه ۳۷ سوره عبس افتادم «لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ».

به گزارش خبرگزاری «حوزه» در اصفهان، روحانیون طرح هجرت که از خوشی های شهرنشینی دل می کنند و برای تحقق «هُدًی لِلنَّاسِ» به روستاها هجرت می کنند، جهادگران گمنامی هستند که از خود می گذرند تا به دیگران روشنایی قلب و هویت واقعی ببخشند. ارزش کار آنها زمانی مشخص می شود که شاگرد کلاس قرآنشان، بیاید و بگوید: من هم طلبه شدم! یا آن جوان بگوید، خدا پدرت را بیامرزد که زندگی ام را نجات دادی و... آن روز [وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا ] را در درونش حس خواهد کرد.

بنا گذاشتیم پای حرف دل یکی از این جهادگران گمنام بنشینیم. او کسی نیست جز حجت الاسلام کاظم رحیمی، مبلغ موفق طرح هجرت در شهرستان تیران و کرون از توابع استان اصفهان.

حجت الاسلام رحیمی  از سال ۱۳۶۸ وارد حوزه علمیه قم شد و نزد اساتیدی همچون فهیم نیا، وجدانی فخر، نکونام گلپایگانی، موسوی تهرانی، محمد خراسانی و همچنین مدتی از دروس خارج آیات عظام مکارم شیرازی، وحید خراسانی، جواد تبریزی، فاضل لنکرانی و نیز از دروس اخلاق حضرات آیات مظاهری، مشکینی و احمدی میانجی بهره برده است .

چه  شد که وارد عرصه تبلیغ شدید؟

بنده از همان اول طلبگی خود علاقه زیادی به تبلیغ داشتم و زمانی که موضوع تبلیغ در سیره ائمه علیهم السلام  و پیامبران نیز را دیدم همچون این فرمایش که« هنگامی پیامبر(ص) حضرت علی (ع) را به یمن فرستاد جمله ای به ایشان فرمود: اگر خداوند کسی را به دست تو هدایت کند برایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب می کند» و همچنین فرمایش مقام معظم رهبری (دامت برکاته) سال ۱۳۷۳ در سفری که  به قم داشتند و فرمودند: «یکی از واجبات حوزه، هجرت است».

همه این علل و شرایط دست به دست هم داد تا تصمیم گرفتم در فضای تبلیغ مشغول شوم و از همان سال ها در کنار پیگیری جدی دروس، به صورت پراکنده و مناسبت های مذهبی، مشغول به کار های تبلیغی شدم و در نهایت با مشورت اساتید، از سال ۱۳۸۰ تاکنون به صورت رسمی به وارد عرصه تبلیغ شده ام.

شما ۱۹ سال سابقه ی  تبلیغ در قالب طرح هجرت دارید،  بفرمایید  به کدام استانها هجرت کرده اید؟

 سفرهای تبلیغی بنده به قبل از این ۱۹سال در استان هایی مثل همدان، فارس و... برمی گردد، اما اولین سفر در قالب طرح هجرت از کرمان شروع شد، روستایی در شهرستان بم با فاصله ۲۳۰ کیلومتر ی از کرمان، منطقه ای بسیار بسیار محروم تا جایی که حتی امکانات اولیه در آنجا نبود، تا زلزله شدید بم در آن منطقه مشغول تبلیغ بودم.

بعد از زلزله به دلیل شرایط روحی خانواده مجبور شدم از کرمان به یکی از روستاهای استان یزد که ۲۵۰کیلومتر با شهر یزد فاصله داشت، هجرت کرده و چند سالی هم در آن منطقه به فعالیت پرداختم و حدود سال ۱۳۸۵ به استان اصفهان و شهرستان تیران و کرون آمدم و در روستاهای این شهرستان مشغول به تبلیغ هستم. البته بین این چند سالی که در این شهرستان بودم، چهار ماهی هم در یکی از مناطق کرج بود که مجدداً به تیران و کرون برگشتم.

در زلزله بم آسیبی به خانواده نرسید؟

خیر، کسی آسیبی ندید. البته معجزه بود و هر کسی که به خانه ما نگاه می کرد می گفت چطور خانواده شما سالم مانده و هیچ آسیبی ندیده اند؟ حقیر هم با یک شعر جواب آنان را می دادم:  

گرنگهدارمن آنست که من می دانم

شیشه را دربغل سنگ نگه می دارد

با این که روستای ما نزدیک شهر بم، و اتفاقا مرکز زلزله بود و توسط زلزله ویران گشته بود، ولی الحمدلله آسیبی به خانواده نرسید. خیلی زلزله ی عجیبی بود،  اوضاع روستا و شهر وحشتناک بود.

یک خاطره شیرین و یک خاطره تلخ از فعالیت تبلیغی خود  بیان کنید.

خاطرات زیاد است، ولی خاطره شیرینی که الان به ذهنم رسید را تعریف میکنم ، یک اردوی سیاحتی – تفریحی با نوجوانان دانش آموز به استان گیلان داشتیم بنده برنامه ریزی نمودم که نماز هر سه وعده به صورت اول وقت و جماعت اقامه گردد. در پارک شهید چمران شهر رودبار بودیم و دقایقی تا اذان ظهر باقی مانده بود، به بچه ها گفتم  وضو بگیرید تا همین جا نماز بخوانیم. بچه ها سریع وضو گرفتند و در صفوف نماز حاضر شده و نماز جماعت را اقامه کردیم.

بعد از نماز فرد رهگذری که در صحبت هایمان متوجه شدم کارمند آموزش و پرورش است، به سراغ بنده آمد و قدردانی و تشکر کرد و گفت ما از اینجا عبور می کردیم،  ناگهان چشم ما به نماز جماعت این نوجوانان افتاد و لذت بردیم و ما هم اقتداء کردیم و آرزو کردم که ای کاش همه ی اردوهای ما این چنین به نماز جماعت اهمیت می دادند، که خود این کار مظهر تبلیغ اسلام و ترویج نماز .

یکی از خاطرات تلخ بنده، خاطره زلزله وحشتناک بم است. تقریبا همزمان با اذان صبح زلزله رخ داد، مردمی که از زلزله جان سالم به در برده بودند، بیرون از خانه و در سرمای شدید از خود محافظت می کردند و هیچ کس فکر دیگری نبود، شبیه روز قیامت بود. یاد آیه ۳۷ سوره عبس افتاده بودم  «لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ». لحظه ای به یاد همسایه خودمان، که خانواده ۱۲ نفری بودند افتادم تا رفتم سراغی از آنان بگیرم متوجه شدم که ۱۰ نفر آنان زیر آوار جان داده اند. حادثه ی دردناکی بود و یا دوستانی که از بین رفتن و هر وقت یادم می آید ناراحت می شوم ان شاء الله مورد رحمت خداوند واقع شوند؛ این زلزله یکی از تلخ ترین خاطرات زندگی حقیردر دوران تبلیغ است .

آیا تبلیغ برای زندگی شما اثر و برکاتی داشته است؟

قطعاً از هر مبلغی سؤال کنید اذعان دارد که تبلیغ آثار و برکات زیادی برای انسان دارد ،در زندگی بنده نیز همین طور بوده است. یکی از برکاتی که تبلیغ برای بنده داشته و به ذهنم آمد همین طلبه شدن سه فرزندم است. این نعمت بزرگ را از اثرات و برکات تبلیغ اسلام می دانم و یا همین سلامت خانواده در زلزله بم.

یادم می آید مدتی قبل از زلزله بم همسرم پیشنهاد داد تا بیمه حوادث شویم، بنده که در آن لحظه کتابی راجع به امام زمان (عج) مطالعه می کردم، کتاب را بالا بردم و گفتم: «ما بیمه امام زمان (عج) هستیم»، همسرم بعد از زلزله این جمله بنده را به یاد من آورد و گفت واقعا همینطور است. همه اینها و صدها موردی که شاید اصلا متوجه نشده ایم، همه و همه از برکات تبلیغ است و عنایات امام زمان (عج)است.

با توجه به تجربیات تبلیغی آیا توصیه ای به طلاب جوان دارید؟

در این زمینه فقط دو نکته عرض کنم، نکته ی اولی که به طلاب جوان و در حال تحصیل دارم این است که با جدیت به تحصیل معنویت وتقوا بپردازند که اصل همین است فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (آل عمران۷۶)  و همچنین مُجدانه به دروس بپردازید و نکته ی دومی که  به طلاب عزیز عرض میکنم این است که ببینید جای شما در آینده کجاست؟ در چه شرایطی و چه خدمتی می توانید بکنید؟ به آن هدف و شرایط آگاهی پیدا کنید و خود را برای آن زمینه، با ابزار و روش های نوین آن روز آماده کنید.

حوزه/ با توجه به اینکه شما دو سال تحصیلی به عنوان انجمن اولیای نمونه کشوری و همچنین دو مرتبه به عنوان روحانی نمونه شهرستان معرفی شده اید، ابتکار و یا طرح خاصی در سابقه تبلیغی خود داشته اید ؟

بله طرح هایی بوده؛ به عنوان مثال در یک سال تحصیلی به عنوان انجمن اولیاء مدرسه ابتدایی انتخاب و ظهر ها بریا اقامه نماز به آنجا می رفتم. یکی از مشکلاتی که متوجه  شدم این بود که بسیاری از دختران به سن تکلیف رسیده و بعد از پسران در صفوف نماز جماعت قرار می گرفتند و اتصال آنان با مشکل مواجه بود، به فکر فرو رفتم تا هم حرمت پسران و دختران حفظ شود و هم نماز دختران به تکلیف رسیده صحیح باشد و از آنجایی که مدیر و مربیان توجهی به این مسئله نداشتند، تصمیم گرفتم وسط نمازخانه پرده ای شبیه به مساجد نصب کنم تا هم حرمت اجتماعی دختران و پسران حفظ شود و هم فرهنگ محرم و نامحرم نهادینه گردد. بعد از مدتی که از اداره برای سر زدن به مدرسه آمده بودند خیلی از این طرح استقبال کردن و مورد پسندشان واقع شد.

 از دیگر طرح ها، برگزاری مسابقات اینترنتی و مجازی در موضوعات مختلفی مثل مسابقه کتابخوانی زیبا تر از گل در موضوع حجاب و...  می باشد که اوایل جهت مردم محل تبلیغ و روستا های همجوار بود، ولی کم کم با قرار دادن جوایز نقدی، با استقبال بی نظیری از سراسر کشور رو به رو شد، برای مثال در همین مسابقه قبلی از ۲۴ استان شرکت کننده داشتیم، همچنین پرداختن به پرسش و پاسخ های دینی در فضای مجازی و یا بسیاری از برنامه های دیگر.

سخن پایانی

از خداوند متعال شاکرم که توفیق تبلیغ را به این بنده حقیر عطا فرمود، چرا که اگر فعالیتی انجام شده با فضل و عنایت خداوند بزرگ و توجهات حضرت ولی عصر(عج) بوده است. و احساس خرسندی و سعادت دارم که لیاقت پیدا کردم به ندای نائب امام زمان(عج)، رهبر معظم انقلاب جهت هجرت به مناطق تبلیغی لبیک بگویم.

گفت وگو: سید امیر حسین ابطحی

   

   

   

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =

نظرات

  • حبیب الله رضائی IR ۱۲:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۸
    1 0
    خداوند مبلغین جهادگر و مهذب امثال جناب آقای رحیمی را مستدام بدارد گفتگوی خیلی به جا و جذابی بود بهره مند شدم ای کاش به مشکلات روحانیون نمونه و موفقی مانند این بزرگوار بیشتر رسیدگی شود و بهای بیشتری به آنها داده شود.
  • احمد کاشانی IR ۱۹:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۹
    1 0
    بسیار جذاب بود . ای کاش قسمتی از بودجه های فرهنگی به چنین مبلغانی اختصاص یابد تا وسیعتر و بهتر فعالیت نمایند .
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8