جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹ | Oct 30, 2020
کارگاه دوره  ولایت فقیه

حوزه/ به نام اسلام هم خیلی ها آمدند و حکومت کردند از بنی امیه تا بنی عباس و ... اما دین اسلام حاکمیت پیدا نکرد. در بین ادیان غیر آسمانی هم قصه همین است. مثلاً دین بودا در دورانی حاکمیت داشته اما عده ای به نام بودا حاکم بودند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، هر استادی یک ساختار خاصی را برای مباحث ولایت فقیه طراحی می کند که هر کدام می‌تواند فایده خاصی داشته باشد و طبعاً قالب‌های متعدد می‌تواند دست  شاگردان را در ارائه مباحث باز کند. حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن زمانی مدیر دفتر اجتماعی سیاسی حوزه های علمیه در کارگاه آموزشی تخصصی ولایت فقیه ویژه اساتید حوزه  در بحث ولایت فقیه  به ۲۵ محور اشاره نمود که محورها و سخنان این استاد حوزه در این کارگاه به این شرح است:

عناوین کلی مباحث ولایت فقیه:

عناوین موضوعاتی که به نظر من می‌شود به ترتیب انجام داد:

۱. نیاز جامعه بشری به نظم و حکومت و قانون

۲. انواع حکومت های ایده آل بشر در تاریخ

۳. انحصار حق و شایستگی قانونگذاری در خداوند

۴. کاستی در اومانیسم و دموکراسی در حاکمیت و سعادت انسان، رابطه دین و سیاست، نقد سکولاریسم

۵. ولایت پیامبران و ائمه استمرار ولایت الهی

۶. ولایت فقیه، مفهوم شناسی

۷. آراء و تاریخچه نظریه ولایت فقیه در فقه شیعه

۸. ولایت فقیه و ولی امر در فقه مذاهب اهل سنت

۹. شرایط ولی فقیه

مبانی و ادله ولایت فقیه:

۱۰. مبانی قرآنی

۱۱. مبانی حدیثی

۱۲. ادله عقلی

۱۳. مبانی فقهی

۱۴. وجوب اقامه حکومت اسلامی در دوران غیبت

۱۵. ولایت مطلقه

۱۶. رابطه ولایت مطلقه با احکام اولیه و ثانویه

۱۷. رابطه ولایت فقیه با مرجعیت

۱۸. رابطه ولایت مطلقه با قانون اساسی و قوانین مجلس

۱۹. نقش مردم سالاری در نظام ولایت فقیه

۲۰. نقش بیعت در مشروعیت یا مقبولیت

۲۱. حقوق متقابل ولی فقیه و مردم

۲۲. رهبری شورائی

۲۳. تبیین ابعاد شخصیتی امام خمینی (ره)

۲۴. تبیین ابعاد شخصیتی امام خامنه ای

۲۵. کارآمدی نظام ولایت فقیه و دستاوردهای جمهوری اسلامی

انواع حکومت های ایده آل بشریت:

در خصوص حکومت‌های ایده‌آل تاریخ بشریت باید گفت:  جوامع بشری در طول تاریخ همواره ۲ نوع حکومت ایده‌آل را آرزو می‌کرده است - چون بعضی حکومت‌های واقع شده ایده آل جامعه ها اصلاً نبوده است مانند دیکتاتوری‌ - دین‌داران تاریخ بشر آرزوی حاکمیت دینی داشتند،  اعم از ادیان آسمانی مانند یهودیان، زرتشتیان، مسیحیان ، مسلمانان، و ادیان غیر آسمانی مانند بودائیان و هندوها و غیره، البته بودائیان و هندوها.

حاکمیت دین، آرزوی متدینان در تاریخ بشریت است

در تاریخ بشریت، متدینان عالم حاکمیت دینی را آرزو داشتند چه متدینان ادیان آسمانی و چه ادیان غیر آسمانی، اما همه تقریباً ناکام ماندند. مثلاً حاکمیت مسیحی در مقاطعی از تاریخ به ظاهر تحقق پیدا کرد. اما در واقع عده ای از کشیشان و پرچمداران و مدعیان مسیحیت و صاحبان کلیسا به نام حاکمیت دین حکمرانی کردند. در تاریخ قرون وسطا، یکی از کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت است. یکی از مجلدات این ۹ جلد به نام عصر ظلمت است. گزارشی داده که چگونه در هزار سال قرون وسطا کلیسا و کشیشان به نام دین بر مردم حکومت کردند. مسیحیت آرزو کرد حاکمیت پیدا کند ولی نشد.

یهودیان خیلی تلاش کردند در تاریخ دین یهود را حاکمیت بخشند. حتی در قرن اخیر تلاش کردند که دین یهود در اسرائیل حاکمیت پیدا کند ولی اکنون دین یهود بر اسرائیل حاکم نیست و دولت صهیونیستی اسرائیل در آغاز حاکمیت بسیاری از علمای یهود و خاخام ها را از فلسطین به کشورهای دیگر تبعید کردند، که من با ۴ نفر از این خاخام ها جلسه گرفتم. مدتی به جرم حمایت از دین یهود در تبعید و زندان بودند. صهیونیسم حاکم بر اسرائیل یک جریان سیاسی است نه حاکمیت دین یهود.

به نام اسلام هم خیلی ها آمدند و حکومت کردند از بنی امیه تا بنی عباس و ... اما دین اسلام حاکمیت پیدا نکرد. در بین ادیان غیر آسمانی هم قصه همین است. مثلاً دین بودا در دورانی حاکمیت داشته اما عده ای به نام بودا حاکم بودند.

مورد دوم از حکومت های مورد آرزوی بشریت: حکومت مردم بر مردم است. بی دینان عالم در طول تاریخ این نوع حکومت را آرزو می کردند و نام دموکراسی و حاکمیت ملی بر آن گذاشتند. اما متاسفانه این هم واقعیت پیدا نکرد. اشخاص و احزاب متنفذی به نام دموکراسی پرچم حاکمیت را به دست گرفتند، در اروپا و آمریکا اسم حکومت ها، دموکراسی است، ریاست جمهوری یعنی دموکراسی، اما یک حداقلی از مردم و یک حزب خاصی به نام حاکمیت مردم حکومت می کند. در انتخابات آمریکا معمولاً حدود ۲۵ الی ۳۲ درصد مردم واجد شرایط رأی در انتخابات شرکت می کنند. طبعا از این  ۲۵ درصد هم نصفشان به اضافه یک نفر رای می دهند. یعنی حدود ۱۳ درصد بر ۸۷ درصد حاکمیت پیدا می کنند. این روش حکومت را دموکراسی می نامند!!

تلفیق جمهوریت و اسلامیت، کار هنرمندانه امام امت (ره)

اما آنچه که امام خمینی (ره) ارائه کرد، نوع سوم است. امام خمینی اثبات کرد که نه تنها هر کدام از این نوع حکومت ایده آل که هیچکدام از این دو گروه موفق نشده اند تحقق عینی بدهند. قابل تحقق است بلکه تلفیق هر دو هم ممکن است. یعنی دو نوع حکومت به ظاهر متضاد را می شود با هم آشتی داد و تحقق عینی به آن بخشید، هم در نظر هم در عمل. لذا اسم حکومت را هم گذاشت «جمهوری اسلامی». یعنی معجونی از دو حاکمیت. یادم است بهار سال ۵۸ هنگامی که قرار بود نام حکومت انتخاب شود، انواع واژه های پیشنهادی را از جمله جمهوری ایران، جمهوری دموکراتیک ایران، جمهوری اسلامی دموکراتیک، حکومت اسلامی ایران، جمهوری خلق ایران و ... ارائه دادند. امام همه اینها را کنار زد و به مردم فرمود: جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. اگر انتخاب مدل حکومت به مردم واگذار می شد چندین نظر پیدا میشد و معلوم نبود از بین آن ها چه چیزی بیرون می آمد.

امام معجونی از این دو درست کرد. نحوه تلفیق این دو مدل حکومت متضاد یک کار هنرمندانه عالمانه بود، به اینگونه که محدوده ی هر یک از این دو را طراحی و از هم تفکیک کرد که هم حاکمیت الهی صد در صد باشد و هم حاکمیت مردم نسبت به حکومت های مردمی دنیا پر رنگ تر باشد.

حوزه حاکمیت دین را کلیات قانونی نظام قرار داد و فرمود کلیات باید صد در صد اسلامی و الهی باشد به طوری که یک نقض هم نداشته باشد. و برای تضمین این کار چند تا ضامن قرار داد: ۱. تصویب قانون اساسی. دقیقاً حاکمیت اسلامی صد در صد را در قانون اساسی تزریق کرد. ۲. ولی فقیه: مجتهد جامع الشرایط در رأس حکومت قرار گرفت و اختیاراتی برای او تعریف نمود به طوری که هر جا خلاف دید حق وتو داشته و تغییر دهد؛ یعنی بالاترین مقامات حتی رئیس جمهور را می تواند عزل نماید. بد بودن اولین رئیس جمهور ایران شاید از الطاف الهیه بود تا معلوم شود اختیارات ولی فقیه درست است. شبی که بنی صدر عزل شد، من در سپاه افسر نگهبان بودم، ساعت ۱۲ شب که اخبار شروع شد، امام عزل رئیس جمهور را در یک جمله بیان نمود. همچنان که تنفیذ ریاست جمهوری در اختیار ولی فقیه است، عزل هم در اختیار او می باشد. ۳. شورای نگهبان، به لطف خدا در رأس شورای نگهبان هم افراد سخت گیری مثل آیت الله جنتی، یک مجتهد سازش ناپذیر قرار گرفت. این هم جزء نعمت های الهی است. زمان آیت الله صافی ایشان هم کوتاه نمی آمد. فقهای شورای نگهبان نگذاشتند یک قانون ضد صریح اسلام تصویب شود.

در یک سخنرانی که من در دانشگاه الازهر داشتم، گفتم من یک ادعائی دارم اگر خطاست به من بگوئید اصلاح کنم. صریح می گویم. ۵۷ کشور اسلامی داریم. ما ایرانیان افتخار می کنیم که ۴۰ سال است در نظام حکومت ما یک ماده قانونی ضد صریح اسلام تصویب نشده است. اگر یک کشور دیگر سراغ دارید معرفی کنید. گفتند: لا والله. این که با همین جرئت و اقتدار در دنیا حرف می زنیم خیلی مهم است. البته قوانینی داریم که اختلاف نظر در اسلامی بودن آن ها وجود دارد اما این ها فقط در مسئله هائی است که اختلاف اجتهادی داریم و ما به برخی از آن ها نقد داریم. اما قانون مصوب ضد صریح اسلام نداریم. اما کشور های دیگر ضد صریح اسلام دارند. از مصر گرفته تا بقیه، البته برای مواردی از قوانین کشورها که اختلاف نظر فقهی وجود دارد چه باید کرد؟ این ها چالش های درون نظام ماست که حوزه های علمیه بزرگان و صاحب نظران مانند خبرگان در صدد ترمیم این سازوکارها باید باشیم به گونه ای که در موارد اختلافی سعی شود آن چه را که اقرب الی الصواب است انتخاب کنیم. چون ما که علم قطعی به احکام واقعی نداریم. مثلاً بنده به نظام بانکی موجود نقد دارم. اما نظر کارشناسی و فقهی من این است ولی یقین صد در صدی و جزء ضروریات نیست. در این موارد خلا هست و باید سازوکاری درست شود.

مفتی اسبق مصر آقای دکتر نصر فرید واصل، حدود ۲۰ سال قبل به ایران دعوت شد. قم هم آمد و در مدرسه امام خمینی دو روز مهمان حوزه علمیه بود. الآن خانه نشین است در قاهره!! من  رفتم منزل ایشان در قاهره و مفصل گفتگو کردم. این مفتی و مرجع تقلید مصر توسط رئیس جمهور وقت آقای حسنی مبارک از افتاء و مرجعیت عزل شد؛ چون رئیس جمهور گفت فتوا بده و بگو ربا حلال است؛ زیرا مردم از ترس گناه ربوی بودن بانک ها پول به بانک ها نمی دهند و اقتصاد بانک مصر ضعیف شده است و تنها راه نجات حلال اعلام شدن ربا است. گفت: من نمی توانم این کار را بکنم. و رئیس جمهور وی را عزل کرد و بعد حلیت ربای بانکی را تصویب کردند. در حالی که در ایران اختلاف در مصداق بودن سود بانکی برای ربا وجود دارد اما حکم به حلیت ربا نشده است.

حتی در برخی مصوبات مجلس که فقهاء شورای نگهبان رد می کند و مجلس بر آن اصرار می ورزد و نهایهً به مجمع تشخیص ارجاع می شود و احیاناً تصویب می گردد، در مجمع تشخیص هم که اختلاف نظر پدید می آید و اکثریت می گویند آری و شورای نگهبان می گویند نه، هیچگاه صریحا ضد اسلام نبوده است. اینها همان موارد اختلافی هستند. اگر صریح باشد ولی فقیه اجازه نخواهد داد. اگر اجازه دهد از ولایت می افتد. مشکلی که در کشورهای دیگر داریم، نقض صریح است. ما در ایران نقض صریح نداریم.

یکی از اشکالات فقهی به عملکرد بانک ها ناشی از تفاوت بین قانون مصوب و عملیات اجرائی بانک ها است، یکی از اشکالات این است که قانون مصوب، شرعی است و آنچه اجرا می شود غیرشرعی است. برخی هم به خود قانون اشکال دارند. لذا باید سازوکاری تعیین کنیم که در مسائل اجتهادی اقرب الی الصواب تصویب بشود.

در بخش حوزه اختیارات مردم و جمهوریت هم دو حوزه انتخاب نمود: ۱. در انتخاب مدیران ارشد نظام و حاکمان این نظام حتماً در اختیار رأی مردم است. رأی گیری یا مستقیم باشد یا به واسطه نمایندگانشان. مانند امام خمینی (ره) که بدون واسطه و مقام معظم رهبری که با واسطه نمایندگان مردم در مجلس خبرگان انتخاب شدند. رئیس جمهور، منتخب بلاواسطه است و وزرا با واسطه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان بدون واسطه و... رئیس مجلس منتخب منتخبان مردم است. رئیس قوه قضائیه منتخب ولی فقیه است. ۲. تطبیق قوانین کلی اسلام بر مصادیق جزئی و واقعیت های عینی جامعه را به عهده نمایندگان مردم گذاشته شد. لذا تمام قوانینی که در این ۴۰ سال تصویب شده، به تصویب مجلس شورای اسلامی بوده است که در حقیقت به تصویب ملت است. امام به مجلس شورای اسلامی بها داد و فرمود: مجلس در راس همه امور است. گرچه در ایران نظام مردم سالاری (دینی) داریم و گرچه اختیار نقض قوانین الهی را به مردم ندادیم، اما میزان نقش آفرینی مردم در این نظام، در مجموع و در معدل، بیش از کشورهای دموکراتیک دنیا است. هم تعداد انتخابات ما بیشتر بوده و هم گستره شرکت بیشتر بوده است. لذا امام بزرگوار مدلی را طراحی کرد که ضدین را کنار هم، شدنی نمود.

حاکمیت حق اختصاصی خداوند است

حاکمیت بر انسان ها و قانونگذاری برای سعادت مردم، اختصاص به خدا دارد. در این مسئله ما مواجه هستیم با ماتریالیست ها، دموکراتها، لیبرال ها، سکولارها، اومانیست ها و غیر متدینانی که معتقدند دموکراسی یعنی حاکمیت صد در صد باید با مردم باشد.

آنهائی که دین و خدا را اصلاً قبول ندارند ماتریالست هستند و آنهائی که دین دارند اما دین را فقط در حوزه عبادات می دانند، سکولار هستند. متاسفانه در جهان اسلام، مسلمان سکولار زیاد داریم. تمامی مسلمانانی که تن داده اند به حاکمیت های غیر اسلامی و اعتراض نمی کنند و به آن راضی اند، اینها سکولار هستند. برخی از علمای مصر که در همین جریان بیداری اسلامی به ایران آمده بودند، ما اینها را خدمت آیت الله العظمی مکارم بردیم و صحبت کردیم. آیت الله مکارم گفتند: ان شاء الله خداوند توفیق دهد حاکمیت اسلامی در مصر برقرار کنید. آن عالمی که جلو نشسته بود گفت: نه حاج آقا این آرزو را نداشته باشید و دعا نکنید؛ زیرا آن قوانین اسلام در این عصر، شدنی نیست. گویا در لایه های زیرین ذهنی اش این است که امروزه در این دنیا شرائط جامعه و جهان به گونه ای است که برخی از احکام اسلام  قابل اجراء نیست و به درد زمان قدیم می خورده است، آیت الله مکارم خیلی تعجب کرد.

لذا در مسئله حاکمیت مواجه هستیم با کسانی که قائل به حاکمیت دینی نیستند. سخن ما این است که حاکمیت حق اختصاصی خداست و بس. برای این که قانون گذاری اگر بنا باشد برای سعادت جامعه بشری قانون گذاری کند در صورتی قوانین او تضمین کننده سعادت جامعه است که حداقل دو شرط را داشته باشد. ۱. علم صد در صد ۲. صداقت صد در صد. به هر میزانی که قانون گذار جاهل باشد، به همان اندازه احتمال خطا وجود دارد و به هر اندازه که قانون گذار صداقت نداشته باشد، یعنی منفعت طلب باشد، به همان اندازه احتمال وضع قانون خائنانه و مضر به جامعه وجود دارد، ما معتقدیم جامعه بشری هیچکدام از این دو شرط را ندارد. بشر علم بسیار اندک دارد. و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (اسراء/۸۵). علم و دانش کل بشر را جمع کنی قطره ای است در برابر دریایی از جهالت. شواهد فراوانی بر جهل بشر وجود دارد:

۱. اصلاحیه هایی که در قوانین مصوب دولت ها زده می شود، اعترافی به جاهلانه بودن قانون قبلی است. چقدر تبصره می خورند. همه قوانین دنیا همین است.

۲. رفراندوم و تغییر قانون اساسی اعلام می شود. یعنی آنقدر تبصره زیاد شده که قانون قبلی به درد نمی خورد.

۳. تعارض قوانین دولت های دنیا با یکدیگر، نشانی است از این که هر ملتی ملت های دیگر را در قانون گذاری اش جاهل می داند.

۴. مغزها و قانون دان های بشر را از کشورهای مختلف در سازمان ملل جمع کردند، نشستند و قانون نوشتند و در واقع عقل بشر یکجا جمع شد و قانون سازمان ملل را تصویب کردند، اما بعد تصویب تبصره ها شروع شد و تا به حال ادامه دارد.

۵. عدم شناخت خود انسان برای انسان. تا برایش قانون وضع کنند. کتاب «انسان موجود ناشناخته» تألیف الکسیس کارل که بزرگترین انسان شناس قرن بود که اعتراف به نشناختن انسان نموده است.

خداوند می فرماید افلا یعلم من خلق. خالق انسان خیلی دقیقتر ریزه کاری های درون روح و جسم انسان را می شناسد.

۶. بذر هندوانه را خداوند خاصیتی به آن داده که باعث می شود آب و خاک را بگیرد و تبدیل به هندوانه کند. قانونی دارد. خاصیتی در چینش ذرات الکترون های بذر هندوانه هست که تبدیل به هندوانه می شود. در سیب سیستم فرق می کند. و ... ده ها هزار بذر که هر کدام مکانیزم و فرمول جداگانه ای دارد. بشر با این همه ادعا و تکنولوژی نمیتواند راز یک دانه از آنها را  کشف و مثلش را ایجاد کنند. هر چه کردند نتوانستند.

روزی در بوستان علوی بودم گل سنبلی را دیدم رنگارنگ و تلفیقی از رنگ های زیبای قرمز و نارنجی و بنفش! نگاهی کردم و گفتم که: باغبان آمده دانه را کاشته و آب داده و تمام، خداوند می فرماید أ انتم تزرعونه ام نحن الزارعون؟ گفتم خدایا: ۳ سؤال از شما دارم. ۱. این بذر را به گونه ای طراحی کردی که این سه رنگ زیبا را تولید می کند در حالی که آب و خاک کنار بذر این رنگ ها را ندارند. فرمول مبدل آب به رنگ چیست؟ ۲. خدایا این گل خیلی معطراست، در حالیکه زیر خاک عطر نداریم، فرمول مبدل آب به عطر چیست؟ ۳. این گل خیلی لطیف است در حالیکه خاک و آب این قدر لطیف نیستند. فرمول تبدیل این ها به گل لطیف چیست؟ نتیجه گرفتم که آنچه که در آن زیر است، دانه و خاک و آب که میشود (گِل) و آنچه که اینجاست (گُل) است. و در این حال قلم را برداشتم و این بیت را سرودم:

به نام آن که از گِل گُل برآورد       زآب و خاک یک سنبل برآرود

بیت اول را که نوشتم، دیدم صدای گنجشک ها و بلبل ها می آید. گویا به من می گفتند: چرا از ما فراموش کردی؟ اگر خداوند ما پرندگان را نمی فرستاد این گلستان عالم سوت و کور بود! گفتم درست است، بیت دوم را سرودم:

گلستان را چو خاموش از صدا دید          صدای چه چه از بلبل برآورد

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8