سه‌شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ | Jul 27, 2021
کد خبر: 962279
۱۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۸
قیام ۱۵ خرداد

حوزه/ منشأ و خاستگاه قیام پانزده خرداد اندیشه‏‌های روحانیت مبارز شیعه، به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بود. در اندیشه‏ها و تفکر آن حضرت، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام جایگاه خاصی داشت. بر این اساس، پیاده شدن قوانین اسلام در حوزه‏های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگیزه‏های اصولی نیروهای مذهبی محسوب می‏شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در مطلبی با موضوع قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ اینگونه آورده است:

     

مقدمه

قیام بروز امواج نارضایتی در میان یک قشر یا قشرهای مختلف‌جامعه بر علیه نظام حاکم است که منجر به طغیان ناگهانی آنها می‏شود و موجب تغییراتی در برنامه ها، سیاستها، رهبری و مدیریت و یا نهادهای سیاسی جامعه می‏گردد. ولی ساختار و ارزشهای مسلط سیاسی و اجتماعی را دگرگون نمی‏سازد؛ زیرا هدف آن تنها نفس تغییر است، بدون آنکه جایگزینی در نظر داشته باشد. به عبارت دیگر، یک قیام اجتماعی، اگر چه با بسیج مردمی همراه است، اما طرح و برنامه‏ای مشخص، برای تغییر نهادهای اجتماعی و سیاسی ندارد. از این رو، تفاوت اساسی قیام و انقلاب، در ایدئولوژی و معنا و جایگاه تاریخی آنهاست. بدین ترتیب که هدف قیام اجتماعی برخلاف انقلاب، تخریب و بازسازی سیاسی و اجتماعی یک جامعه نیست، بلکه به صورت غیر مستقیم بر نهادهای سیاسی و اجتماعی تاثیر می‏گذارد و به طور اساسی، به معنی اعتراض خشونت‏آمیز به وضعیت موجود است، با این حال قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲، تغییرات بنیادینی در ساختار سیاسی - اجتماعی ایران ایجاد کرد و زمینه های پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را آماده ساخت.

    

پس از تعریف قیام، بایستی به شرایط تاریخی قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ پرداخت و سپس انگیزه ها و اهداف، ماهیت، فرایند و نتایج و پیامدهای این قیام خونین را تبیین کرد؛ زیرا قیام پانزده خرداد تاثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی ایران گذاشت و به تعبیر امام خمینی (ره) "قیام ۱۵ خرداد اسطوره قدرت ستمشاهی را در هم شکست و افسانه‌‏ها و افسون‏‌ها را باطل کرد. "[۱]

     

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و استقرار دوباره رژیم شاه، رفته رفته حکومت مطلقه و استبدادی شاه تحکیم و تثبیت ‏شد. در این رابطه، حمایتهای بی دریغ آمریکا از سیاستهای ضد مردمی شاه و فشار و اختناق حاکم بر جامعه که به وسیله ساواک صورت می‏گرفت، نقش اساسی داشت. اما در سال ۱۳۳۹، همزمان با تحولاتی که در صحنه سیاست‏بین‏الملل رخ داد، رژیم شاه ناچار به تغییر صوری سیاستهای خود گردید و برخلاف میل باطنی خویش و فقط برای تظاهر به دمکراسی، نظام فرمایشی دو حزب دولتی موافق و مخالف، یعنی "ملیون" و "مردم" را راه انداخت. با پیروزی جان اف. کندی، نامزد حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سیاستهای داخلی و خارجی آن کشور، در آستانه دگرگونی خاصی قرار گرفت؛ زیرا کندی در پی آن بود که برای جلوگیری از قیامهای مردمی در کشورهای جهان سوم که احتمال سرنگونی رژیمهای وابسته به بلوک غرب، بویژه آمریکا را به دنبال داشت، رهبران این کشورها را به اجرای برنامه های اصلاحی خود، تشویق و ترغیب نماید. دکترین " انقلاب از بالا"ی روستو، معاون امنیت ملی کندی، شالوده این اصلاحات را تشکیل می‏داد.

     

همگام با کشورهای دیگر جهان سوم، این اصلاحات در قالب"فضای باز سیاسی کندی"! "اصلاحات ارضی"، "لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی" و "انقلاب سفید"! در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی - حقوقی و اجتماعی، در ایران اجرا شد. اوج این برنامه های بنیان برافکن در "انقلاب سفید" که "انقلاب شاه و مردم"! نیز نام گرفت، تجلی یافت. این برنامه به اصطلاح انقلابی، در صدد تخریب بنیانهای فرهنگی - اجتماعی ایران و مبارزه با فرهنگ مذهبی مردم ایران و به بیان دقیق‏تر، "اسلام‏زدایی" بود. اما این برنامه ها که با شرایط داخلی ایران سازگاری نداشت، موج بی‏ثباتی، نا آرامی و اعتراض مردم مسلمان ایران به رهبری نیروهای مذهبی که در راس آنها امام خمینی (ره) قرار داشت را برانگیخت. این نا آرامی و اعتراض، در نهایت منجر به قیام پانزده خرداد، در شهرهای بزرگ کشور، بویژه تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، و . . . شد. اگرچه این قیام از نقطه نظر نظامی بشدت سرکوب شد، لکن زمینه های فکری - فرهنگی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را فراهم نمود.[۲]

       

۱ - انگیزه‌‏ها و اهداف قیام پانزده خرداد

منشا و خاستگاه قیام پانزده خرداد اندیشه‏‌های روحانیت مبارز شیعه، به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بود. در اندیشه ها و تفکر آن حضرت، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام جایگاه خاصی داشت. بر این اساس، پیاده شدن قوانین اسلام در حوزه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگیزه های اصولی نیروهای مذهبی محسوب می‏شد. اما با توجه به تخطی رژیم شاه از حدود الهی و عدم اجرای احکام اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از سنتها و ارزشهای اسلامی، مقابله با برنامه های استعماری آمریکا و اسرائیل، مبارزه با حاکمیت و گسترش فرهنگ غربی که منافی با معیارهای فرهنگ اسلام ناب محمدی بود، از انگیزه های نسل جدید روحانیت، برای ورود به عرصه سیاسی کشور و وقوع قیام پانزده خرداد به شمار می‏رفت.[۳]

امام خمینی در مرحله اول مبارزه خود، درصدد پیشگیری و کنترل حرکتهای ضد مذهبی رژیم شاه برآمد. اما هنگامی که این رژیم تهاجم همه جانبه خود را بر علیه حضرت امام و پیروانش آغاز کرد، شیوه دیگری برای مبارزه برگزیده شد که همانا رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی بود.

انگیزه دیگر امام، مبارزه با صهیونیسم جهانی و عوامل داخلی آنها و صیانت از احکام اسلام و قرآن و حفاظت از استقلال کشور و جلوگیری از نفوذ بیشتر اعضای فرقه ضاله بهائیت به عنوان ستون پنجم اسرائیل در ایران بود. رژیم شاه در سال ۱۳۲۸، به طور غیر رسمی (دوفاکتور) اسرائیل را به رسمیت‏شناخته بود و زمینه نفوذ عوامل صهیونیسم را در ایران فراهم ساخته بود.[۴]

       

امام خمینی در پاسخ به تلگراف علمای همدان، در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۲، در این باره فرمودند:

". . . خطر اسرائیل و عمال ننگین آن اسلام و ایران را تهدید به زوال می‏کند. من برای چند روز زندگی با عار و ننگ ارزشی قائل نیستم و از علماء اعلام و سایر طبقات مسلمین انتظار دارم که با تشریک مساعی قرآن و اسلام را از خطری که در پیش است نجات دهند. . . "[۵]

       

بنابراین، نیروهای مذهبی که از امام خمینی پیروی می‏کردند، با انگیزه اولیه مخالفت ‏با دستگیری امام خمینی و انگیزه های اصلی دفاع از دین اسلام و ارزشها و احکام آن، در قیام پانزده خرداد شرکت کردند و اهداف رهبری نهضت که در طول دو سال مبارزه (۱۳۴۲ - ۱۳۴۱) بیان شده بود را پیگیری کردند. اهداف اصلی امام خمینی (ره) حاکمیت قوانین اسلام و اجرای شریعت اسلامی و قطع زنجیرهای وابستگی کشور از کشورهای استعمارگر و استکباری آمریکا و اسرائیل و. . . بود. خلع ایادی داخلی آنها و براندازی اصل نظام شاهنشاهی و جایگزینی حکومت اسلامی برای جامه عمل پوشاندن به اهداف نهضت ضروری بود که امام خمینی تلاش برای تحقق آنها را پیشه راه خود ساخته بود.

      

۲- ماهیت قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲

با توجه به اینکه ماهیت اصلی سیاستها و برنامه های رژیم شاه، مبارزه با فرهنگ مذهبی مردم ایران بود[۶] و این مساله با روحیه مذهبی مردم سازگار نبود، به طور طبیعی قیام پانزده خرداد دارای ماهیت اصیل دینی و مذهبی بود؛ زیرا این قیام برای دفاع از فرهنگ اسلامی و ارزشها و هنجارهای مذهبی مردم ایران به وقوع می‏پیوست.

در بررسی پدیده های اجتماعی، توجه به عناصر آن بسیار مهم هستند. عناصر اصلی این قیام شامل نیروهای قیام و به بیان دیگر، رهبری قیام و مردم است که توسط ایدئولوژی و اندیشه نهضت ‏به همدیگر پیوند خورده‏اند. ایدئولوژی و تفکر قیام، همانا اندیشه های ناب مذهبی بود. در واقع، اندیشه ها و افکار، انگیزه ها و اهداف و آرمانها و آرزوهای مردم ایران، از زبان رهبر نهضت؛ یعنی امام خمینی بیان می‏شد.

     

قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲، دارای ویژگیهایی بود که هیچ یک از جنبشهای سیاسی - اجتماعی پیشین ایران، واجد همه این خصوصیات نبودند. این مساله، قیام پانزده خرداد را یک حرکت‏سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی منحصر به فرد می‏سازد که نقطه عطفی در سیر تحولات سیاسی - اجتماعی ایران پدید آورد و سمت و سوی مذهبی بدان بخشید.

ویژگی اصلی قیام پانزده خرداد، جنبه مذهبی آن بود که با حضور رهبران مذهبی و روحانیت معظم شیعه، توده های مختلف مردم ایران نیز در آن مشارکت جستند.

"بنابراین، در این مورد که حرکت پانزدهم خرداد، یک قیام صددرصد اسلامی - مردمی بوده هیچ تردیدی نیست. در واقع مرجعیت تقلید، به شکلی کاملا روشن عامل مذهب را عامل اصلی مبارزه مردم علیه رژیم معرفی نمود. از طرفی چون اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و انگیزه های مذهبی بیشتر از هر چیز دیگری در آنها تاثیر دارد، به پیروی از اصول اسلامی و به تبعیت از دستورات ائمه اطهار آماده بودند تا پا به میدان مبارزه بگذارند. "[۷]

      

ویژگیهای دیگر این نهضت عبارتند از:

الف - قرار گرفتن مرجعیت‏شیعه در سطح رهبری نیروهای مذهبی؛ هنگامی که امام خمینی (ره) به عنوان یک مرجع تقلید، رهبری یک جنبش سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی را بر عهده گرفت، دیگر مراجع را نیز با خود همراه کرد.

    

ب - فراگیری و پوشش دادن به حرکتهای سیاسی موجود؛ حضور امام خمینی نیروهای مذهبی را گردهم آورد و از تفرقه آنها جلوگیری کرد.

     

ج - رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی؛ در حالی که جنبشهای پیشین دارای این ویژگی نبودند.

    

د - ضد امپریالیسم و ضد صهیونیسم بودن مبارزه؛ امام خمینی (ره) از ابتدای نهضت‏، قدرتهای استعماری شرق و غرب و صهیونیسم جهانی و اسرائیل را به مبارزه طلبید.

      

ه - ممانعت از اجرای سیاست دموکراسی کنترل شده کندی که در دیگر کشورهای وابسته جهان سوم در حال اجرا بود.

     

و - آشکار شدن قدرت مذهب به وسیله بسیج گسترده مردمی و مقاومت در مقابل برنامه های نامشروع شاه.[۸]

      

۳ - فرایند قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲

اولین شعله های آتش مخالفت‏ با سیاستهای ضد اسلامی و غیر مردمی رژیم شاه، پس از تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی برافروخته شد؛ زیرا براساس این تصویبنامه که به صورت غیر قانونی و به هنگام تعطیلی مجلس های شورای ملی و سنا، در هیات دولت اسدالله علم تهیه، تنظیم و تصویب شده بود، رسمیت دین اسلام از قانون اساسی کشور لغو می‏شد. نمایندگان انجمن‏های مذکور، در مراسم تحلیف به جای قرآن مجید به کتاب آسمانی سوگند یاد می‏کردند و بدین ترتیب، زمینه های حقوقی و قانونی به قدرت رسیدن بهائیان و عوامل اسرائیل در ایران فراهم می‏شد، اما رژیم شاه به دلیل مخالفت گسترده نیروهای مذهبی، مجبور به لغو رسمی این تصویبنامه شد. با این حال، اعتراض به رژیم شاه ادامه یافت و با اعلام رفراندوم "انقلاب سفید"! اوج گرفت. برای خاموشی صدای مخالفین، نیروهای مسلح و عوامل امنیتی رژیم شاه به مدرسه فیضیه قم که در آن مجلس بزرگداشت‏شهادت امام صادق برپا بود، حمله کردند، این واقعه خونین و حوادث بعدی، مانند دستگیری طلاب و اعزام آنان به سربازی، بر آتش خشم مردم دامن زد. سخنرانی پرشور و تاریخی حضرت امام خمینی، در عصر عاشورای ۱۳۸۳ (۱۳ خرداد ۱۳۴۲) که در آن شدیدترین حملات خود را متوجه شخص شاه، آمریکا و اسرائیل نمود و آنها را عامل بدبختی مملکت دانست، تاب و توان رژیم شاه را به پایان رساند. این رژیم، در یک حرکت انفعالی، اقدام به دستگیری و انتقال امام به تهران نمود. پخش خبر دستگیری آن حضرت، موج اعتراض اقشار گوناگون مردم ایران را به گونه‏ای باور نکردنی برانگیخت.

جمعیت انبوهی از مردم ایران، در شهرهای تهران، قم، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، ورامین و . . . به تظاهرات و راهپیمایی پرداختند، این راهپیمایی با شدت هرچه تمامتر به خاک و خون کشیده شد و تعداد زیادی از تظاهرکنندگان به شهادت رسیدند، رژیم شاه برای چندمین بار توانست، با کشتار مردم ایران حاکمیت ‏خود را برای پانزده سال دیگر تضمین کند. حاکمیتی که با خفقان مطلق و استبداد کامل همراه بود. حاکمیتی که به بهای کشتار قابل توجهی از فرزندان این ملت و تبعید رهبر قیام به دست آمده بود.

      

۴ - نتایج و پیامدهای قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲

قیام پانزده خرداد اگرچه توسط رژیم سرکوب شد، اما تاثیرات بلند مدت خود را بر روند سیاسی و اجتماعی ایران باقی گذاشت. این تاثیرات عمیق ناشی از ویژگی های ناب این قیام بود که عبارتند از  مذهبی بودن نهضت و حضور نیروهای مذهبی در آن که موجب حضور گسترده مردم در جریان مبارزه شد، پیروی از مبانی دین اسلام در جریان مبارزه، مشخص بودن رهبری مبارزه که در وجود امام خمینی تجلی یافته بود، اخلاص و قاطعیت رهبر نهضت و جبنه بیگانه ستیزی جنبش که لبه تیز آن متوجه آمریکا، اسرائیل و شخص شاه بود.

     

با توجه به این خصوصیات، نتایج و پیامدهای قیام را می‏توان به اختصار اینگونه برشمرد:

    

۱ - افزایش رشد سیاسی روحانیت و حوزه های علمیه و ورود آنها به عرصه سیاست کشور;

    

۲ - الگو قرار گرفتن مذهب برای مبارزه و رویکرد بیشتر نیروهای مبارز به مذهب;

      

۳ - رشد و آگاهی توده های مردم و تکامل مبارزات آنان;

    

۴ - افشای چهره منافقانه و ریاکارانه شاه و روشن شدن ماهیت رژیم وی برای مردم;

     

۵ - بی‏ اعتبار شدن شرق و غرب، به دلیل موضع گیریهای منفی آمریکا و شوروی در مقابل قیام مذکور;

     

۶ - تثبیت مرجعیت و رهبری امام خمینی با تایید مراجع و علما و حمایت و پشتیبانی مردم;

     

۷ - روشن شدن ماهیت گروه های سیاسی وابسته و لیبرال و محو شدن جاذبه گروههای سیاسی غیر مذهبی;

      

۸ - توسل به شیوه مبارزه قهرآمیز توسط برخی گروه های مبارز;

     

۹ - احساس ضرورت ایجاد تشکل برای ادامه مبارزه با رژیم.

      

به طور کلی قیام مردم ایران در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، باعث افزایش آگاهی سیاسی مردم و حضور بیشتر آنها در صحنه شد و با تثبیت رهبری امام خمینی (ره) ، گروه های سیاسی غیر مذهبی به حاشیه رانده شدند، امام خمینی (ره) با دمیدن روح خودباوری و نفی از خودبیگانگی، زمینه های بازگشت‏ به اسلام اصیل را در میان قشر جوان و روشنفکر دانشگاهی فراهم ساخت و باعث رویکرد نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به سوی مذهب شد. بنابراین، قیام پانزده خرداد به رهبری امام خمینی (ره) در واقع، آماده‏سازی شرایط و زمینه های لازم برای وقوع و شکل گیری انقلاب اسلامی را در دامن خود پرورش داد. [۹]

      

پی نوشت ها:

[۱]. خمینی، امام (روح الله) . صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۷۱، جلد نوزدهم، ص‏۱۶۵.

[۲]. ر. ک. علی بابابی، غلامرضا. فرهنگ علوم سیاسی، دو جلد، چاپ دوم، تهران: شرکت نشر و پخش ویس، ۱۳۶۹، جلد دوم، ص. ۶۲.

[۳]. ر. ک. همان، ص. ۱۴۷.

[۴]. ر. ک. ازغندی، علیرضا. روابط خارجی ایران، "دولت دست نشانده"، ۱۳۵۷ - ۱۳۲۰، تهران: نشر قومس، ۱۳۷۶، ص. ص. ۴۲۰ - ۴۰۹.

[۵]. خمینی، امام (روح الله) . صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱، جلد اول، ص. ص. ۵۱ - ۵۰.

[۶]. ر. ک. عمید زنجانی، عباسعلی. انقلاب اسلامی و ریشه های آن، چاپ سوم، تهران: نشر کتاب سیاسی، ۱۳۶۹، ص. ص. ۴۴۸ - ۴۴۷.

[۷]. باقری، علی. خاطرات پانزده خرداد، تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۴، جلد دوم، ص. ص. ۲۰ - ۱۹.

[۸]. ر. ک . پارسانیا، حمید. حدیث پیمانه، پژوهشی در انقلاب اسلامی، چاپ دوم، (قم): معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، ۱۳۷۶، ص. ص. ۳۰۵ - ۳۰۳.

[۹] . عباس خلجی حضور ، شماره ۳۵

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8