چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ |۲ ربیع‌الاول ۱۴۴۴ | Sep 28, 2022
پرسش و پاسخ

حوزه/ یکی از مسائل مهم پس از اثبات معاد جسمانی، تعلق روح به بدن دنیوی یا بدن مثالی است که مورد اختلاف میان دانشمندان قرار گرفته است و از سوی فلاسفه اسلامی و مکاتب فلسفی، انظار مختلفی ارائه گردیده است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، پاسخ به سؤالات و شبهات موجود در جامعه از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از پرسش ها و شبهات و پاسخ های آن، برگرفته از «مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم» خواهد پرداخت.

- سؤال

آیا بدنی که در قیامت روح به آن تعلق می ‏گیرد، عین بدن دنیوی است یا مثل آن؟

- پاسخ

یکی از مسائل مهم پس از اثبات معاد جسمانی، تعلق روح به بدن دنیوی یا بدن مثالی است که مورد اختلاف میان دانشمندان قرار گرفته است و از سوی فلاسفه اسلامی و مکاتب فلسفی، انظار مختلفی ارائه گردیده است.

در اینجا به سه دیدگاه اشاره می‏ کنیم:

۱ـ دیدگاه شیخ اشراق: روح به بدن برزخی که لطیف‏تر از بدن دنیوی است، تعلق می‏ گیرد[۱].

۲ـ دیدگاه طرفداران فلسفه مشاء: در جهان پس از مرگ و عالم قیامت، تنها روح محشور می‏شود و از حشر ابدان خبری نیست.[۲]

۳ـ دیدگاه و نظر صدرالمتألهین: روح به بدن مثالی که مخلوق خود روح بوده، او را ابداع و اختراع می‏ کند، تعلق می‏ گیرد.[۳]

با توجه به آیات و روایات هر سه دیدگاه مردود و باطل است. برخلاف این انظار و دیدگاه ‏ها، قرآن مجید، تعلق روح را به بدن دنیوی می‏ داند که به طور نمونه به چند آیه اشاره می ‏شود:

۱ـ «قل یحییها الذی انشأها اوّل مرّه و هو بکل شی‏ء علیم؛[۴] کسی که اولین بار استخوان های پوسیده را خلق کرده دوباره آن را زنده خواهد نمود، او به هر چیز آگاه و داناست».

از این آیه استفاده می‏ شود که مجموع عناصری که بدن دنیوی را تشکیل می دهد، بار دیگر تبدیل به بدن گردیده، با روح همراه می ‏گردد.

۲ـ «اَیَحْسَبُ الانسانُ اَن لَنْ نَجْمَع عِظامَه بَلی قادِرینَ عَلی اَن نُسوّی بَنانَه[۵]؛ آیا انسان می ‏پندارد که استخوان های او را جمع آوری نخواهیم کرد، بلکه خداوند قادر و تواناست که بند انگشتان او را هماهنگ بازسازی نماید».

۳ـ «و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربّهم ینسلون[۶]؛ در واپسین روز هنگامی که در صور دمیده شود، آدمیان از جایگاهشان برخاسته، به سوی پروردگارشان می‏ شتابند».

و اما روایات، از روایاتی که راجع به معاد جسمانی وارد است، نیز استفاده می‏ شود، که تعلق روح به بدن دنیوی امر مسلّم است، به طور خلاصه به ذکر سه روایت اکتفا می‏ شود:

۱ـ «اُخْرَجَهُم مِن ضَرائحِ القُبُور وَ اوْکارِ الطُّیور وَ اوجَرَهِ السَّباع وَ مَطارِح الْمَهالِک، سِراعاً اِلی اَمْرِهِ مُهْطِعینَ اِلی مَعادِه[۷]؛ خفتگان وادی مرگ از دل گورها و لانه‏ های پرندگان و خانه ‏های درندگان و جایگاه و محل نابودیشان بیرون شده، به فرمان الهی به سوی جایگاه ابدی می ‏شتابند».

۲ـ «وَاعْلَموا اَنَّهُ لَیْسَ لِهذا الْجِلْدِ الرَّقیق صَبْرٌ عَلَی النّارِ فَأرْحَموا نُفوسَکُم[۸]؛ آگاه باشید پوست نازک بدن تاب و توان آتش سوزان جهنم را ندارد. پس جان هایتان را پاس دارید».

۳ـ امام صادق‏ ـ علیه السلام ـ در جواب ابن ابی العوجا که درباره عذاب شدن بدن دوم در قیامت سؤال کرد، می‏ فرماید:

«بدن دوم مانند خشت خشک شده ‏ای می‏ماند که پس از نرم شدن و مخلوط کردن با آب به صورت اوّل در می‏ آید».[۹]

از مجموع آیات و روایاتی که تذکر داده شد، به این نتیجه می ‏رسیم که، تعلق روح به بدن دنیوی امری ضروری و مسلّم است.

از برخی آیات استفاده می‌‏شود که بدن اخروی، مثل بدن دنیوی است، نه عین آن، مانند این آیه شریفه:

«اَ وَ لَیْسَ الّذی خَلَقَ السّمواتِ و الارْضَ یقادِرٍ عَلی اَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلی وَ هُوَ الْخَلاّقُ العَلیم[۱۰]؛ آیا کسی که آفریدگار آسمانها و زمین است، قدرت ندارد مانند و مثل انسان‏ها را بیافریند، چرا که او آفریدگار دانا و آگاه است».

در این آیه به جای (عینهم)، (مثلهم) آورده شده است. در آیه دیگر چنین آمده است:

«کُلَّما نَضِجَتْ جُلودَهُمْ بَدَلْناهُم جُلوداً غَیْرَها[۱۱]؛ هرگاه پوست بدن کفار در آتش سوزان جهنم بسوزد، پوست دیگری جایگزین آن خواهیم نمود».

به حسب ظاهر بین این دو دسته از آیات، منافات و ضدّیت دیده می‏شود، ولی با دقت و توجه، منافات، برطرف می‏شود، زیرا بدن دوم به یک معنی و اعتبار، عین بدن اول و به یک اعتبار، مثل و مانند است، از این نظر که روح و ماده هر دو بدن یکی بوده و بدن اخروی از همان عناصری آفریده و تشکیل شده که بدن نخست و دنیوی بدان تبدیل گردیده، بدن اخروی عین بدن اولی است، و اما از این جهت که این عناصر و مواد برای بار دوم آفریده می‏شود، و آفرینشی پس از آفرینش است، باید گفت مثل و مانند بدن اول است نه عین آن.

مرحوم علامه طباطبائی(ره) در این مورد می ‏فرماید:

پس از پژوهش و تحقیقات علمی به اثبات رسیده که اجزاء بدن انسان در طول عمر در معرض تحلیل و تغییرات است و هر چند سال یک بار، همه اعضای بدن به کلّی عوض می ‏گردد.

در عین حال شخص انسان، به عینه همان شخص سابق می‏ باشد و تغییر اجزای بدن هیچ تأثیری در بطلان شخصیت وی ندارد.

به عبارت روشن‌‏تر، هر یک از انسانها ۵۰ و یا ۶۰ سال عمر می ‏کنند، روزی کودک و روزی جوان بوده و روزی قدم به پیری می‏ گذارد؛ اما حقیقتی که با لفظ «من» تعبیر می‏شود و آن را نفس می ‏نامیم، هیچ گونه تغییری نیافته و ثابت و استوار است.

بنابراین شخصیت انسان با نفس اوست نه با بدن و از میان رفتن مقداری از مادّه بدن با فرض تعلق همان نفس، شخصیّت انسان را تغییر نمی‏دهد و اگر روز رستاخیز، نفس انسان به هر کدام از بدن‏ها که اجزاء آن عوض شده، تعلق یابد و یا کمبودی داشته، با اجزاء دیگری کامل گردد، بدن انسان همان بدن دنیوی و انسان به عینه، همان شخص خواهد بود.[۱۲]

با نظر داشت این مطلب، هیچ گونه تنافی بین آیات وجود نداشته، تعلق روح به بدن دنیوی اثبات می‏گردد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱ـ معاد انسان و جهان، آیت اللَّه جعفر سبحانی.

۲ـ معاد و جهان پس از مرگ، آیت اللَّه مکارم شیرازی.

۳ـ اسلام و انسان معاصر، علامه طباطبائی(ره).

پی نوشت ها:

[۱] . اسفار، ج ۹، ص ۱۹۸.

[۲] . همان.

[۳] . همان.

[۴] . یس/ ۷۶.

[۵] . قیامت/ ۳ و ۴.

[۶] . یس/ ۵۱.

[۷] . نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۶، خطبه ۸۲.

[۸] . نهج البلاغه، صبحی الصالح، خطبه ۱۸۳.

[۹] . کتاب حق الیقین، مؤلف: عبداللَّه شبّر، ص ۷۲.

[۱۰] . یس / ۸۱.

[۱۱] . نساء / ۵۶.

[۱۲]. اسلام و انسان معاصر، علامه طباطبائی، ص ۱۰۲.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =