سه‌شنبه ۱ مهر ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۱
مادری که بی‌تابی نکرد، پسری که در تابوت گریست

حوزه/ در مراسم تشییع شهید اسلامی‌خواه، هنگامی که مادرش به او گفت: تو که هرگز پایت را جلویم دراز نکردی ... آنگاه، اشکی از گوشه چشمان سید مهدی بر گونه‌اش غلطید؛ گویی شهید در آن وقت از مادرش طلب بخشایش می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، آقای حاج حسن باخرد، رزمنده و راوی دفاع مقدس در گفت‌وگو با حوزه‌نیوز به بیان خاطره‌ای از شهید روحانی سید مهدی اسلامی‌خواه پرداخت که به مناسبت هفته دفاع مقدس تقدیم شما فرهیختگان می‌گردد.

هنگامی که پیکر شهید روحانی، سید مهدی اسلامی‌خواه را آوردند تا مادرش پیکر او را تحویل بگیرد، برادرش آقا سید محمدباقر چنین روایت کرد:

وقتی درب تابوت را گشودیم، پیش خود فکر کردیم که اکنون مادر بی‌تابی خواهد کرد، فریاد برمی‌آورد، گریه می‌کند، به صورتش لطمه می‌زند و موهایش را پریشان می‌کند؛ زیرا او را بی‌نهایت دوست داشت و از بین ما به سید مهدی علاقه‌ای ویژه داشت؛ اما مادر، به شکلی غیرمنتظره آرام بود.

وقتی چشمش به چهرهٔ سید مهدی افتاد، آرام و با وقار، از سر تا پای او را نگاه کرد.

مادر سید مهدی گفت: ای مادرجان … تو که هرگز وقتی من به دیدنت می‌آمدم پاهایت را جلویم دراز نمی‌کردی!

(کنایه از این که سید مهدی آن‌قدر مادر را گرامی می‌داشت که حتی در آن لحظهٔ آخر، مادر نیز انتظار نداشت پسرش پاهایش را در مقابل او جمع کند.)

به خدا قسم، سید محمدباقر اسلامی‌خواه می‌گفت: اشک از گوشهٔ چشمان برادرم، سید مهدی اسلامی‌خواه جاری شد. همه حاضرین شاهد بودند. گویی می‌گفت: مادر، اینجا مرا ببخش… اینجا را به من ببخش....

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha