علوم انسانی اسلامی از مرحله امکان و امتناع عبور کرده است

حوزه/ استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تأکید بر اینکه علوم انسانی اسلامی از مرحله امکان و امتناع عبور کرده است، گفت: امروز مسئله اصلی آن است که این علوم چگونه و در چه سطوحی می‌توانند مسئله‌گشای جامعه باشند و نباید حل مسئله را صرفاً به ورود مستقیم به میدان‌های اجرایی و تجربی تقلیل داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، هم‌اندیشی علمی «از نظریه تا گفتمان؛ یک گام عملی برای علوم انسانی ـ اسلامی» شامگاه یکشنبه ۱۴ دیماه به مناسبت سالگرد ارتحال آیت الله مصباح یزدی(ره)، با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران دانشگاه باقرالعلوم(ع) در قم برگزار شد.

در این نشست، سیدهادی ساجدی استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به تاریخچه شکل‌گیری علوم انسانی دینی در جهان، اظهار کرد: آغاز جدی این جریان به دهه ۱۹۷۰ میلادی بازمی‌گردد و از نخستین چهره‌های اثرگذار در این عرصه، بوریس موکای فرانسوی بود که از قرآن دفاع کرد و در نهایت به اسلام گروید. پس از او، متفکرانی همچون نقیب العطاس در مالزی و سپس جریان اجمالیون، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، وارد این حوزه شدند.

وی افزود: در ایران امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی و شاگردان ایشان پایه‌های علوم انسانی اسلامی را بنا گذاشتند و از دهه ۷۰ شمسی، با طرح پررنگ‌تر موضوع جریان علمی در کشور از سوی مقام معظم رهبری، توجه به علوم انسانی اسلامی شتاب بیشتری گرفت.

ساجدی با اشاره به سیر تحول مباحث نظری در این حوزه تصریح کرد: در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، تمرکز اصلی بر بحث امکان و امتناع علوم انسانی اسلامی بود، اما امروز این مرحله در دانشگاه‌های کشور پشت سر گذاشته شده است؛ اکنون پرسش اساسی این است که علوم انسانی اسلامی قادر به حل کدام مسائل واقعی جامعه است.

این پژوهشگر با نقد برخی برداشت‌های رایج از «حل مسئله» گفت: معمولاً وقتی از حل مسئله سخن گفته می‌شود، این‌گونه تلقی می‌شود که علوم انسانی باید از بحث‌های نظری عبور کرده و وارد عرصه‌های صرفاً تجربی و عملیاتی شود؛ در حالی که این نگاه، نوعی تقلیل‌گرایی است و می‌تواند به تضعیف بنیان‌های نظری منجر شود.

وی ادامه داد: حل مسئله دارای سطوح و گونه‌های مختلفی است و گاهی خلق یک مفهوم جدید خود یک اقدام مسئله‌گشا به شمار می‌آید؛ همان‌گونه که جلال آل‌احمد با طرح مفهوم «غرب‌زدگی» توانست مسئله‌ای اساسی را در فضای فکری جامعه تبیین و روشن کند.

ساجدی با اشاره به اثر «اصول فلسفه و روش رئالیسم» علامه طباطبایی افزود: اگرچه این اثر در زمان انتشار، مورد توجه مستقیم مارکسیست‌ها قرار نگرفت، اما توانست جریان مذهبی‌ای را که دچار احساس ضعف و خودباختگی شده بود، به خودباوری و اعتماد به نفس برساند و او را به رقابت فکری با جریان‌های رقیب امیدوار کند؛ همین کارکرد، مصداق روشن حل مسئله است.

تبیین در فضای بحران، مصداق حل مسئله

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تأکید مجدد بر چندلایه بودن حل مسئله تصریح کرد: در برخی مقاطع، به‌ویژه در شرایط فتنه و بحران، ارائه توصیف دقیق و تبیین روشن از صحنه می‌تواند خود یک راه‌حل باشد و به کاهش آشفتگی‌های ذهنی و اجتماعی افراد کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: نباید شتاب‌زده وارد میدان‌های تجربی شد و تصور کرد که مباحث نظری فاقد کارکرد مسئله‌گشایانه هستند. خلق مفاهیم، توصیف، تبیین و جهت‌دهی فکری، همگی از انواع حل مسئله‌اند؛ همان‌طور که تغییر عینی در میدان اجتماعی نیز جایگاه خود را دارد.

ساجدی گفت: دغدغه‌مندان علوم انسانی اسلامی تاکنون بیش از همه بر ابعاد نظری تمرکز داشته‌اند و توجه به میدان کمتر بوده است؛ از این‌رو لازم است این کاستی جبران شود، بی‌آنکه اهمیت مباحث نظری نادیده گرفته شود یا به حاشیه رانده شود.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha