دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۹
هدف از ارسال دین خدا رساندن انسان به مقام ملکوتی است

حوزه/ حضرت آیت الله جوادی آملی در پیامی به کنگره بین‌المللی «راهکارهای گسترش فرهنگ غدیر » گفتند: دینی که خدای سبحان برای انسان مقرر کرده است، همان دینی است که برای فرشتگان الهی تعیین شده و هدف آن، رساندن انسان به مقام ملکوتی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیت الله جوادی آملی در پیام ویدیویی به کنگره بین‌المللی «راهکارهای گسترش فرهنگ غدیر و ترویج نهج‌البلاغه» اظهار کردند: دینی که خدای سبحان برای انسان مقرر کرده است، همان دینی است که برای فرشتگان الهی تعیین شده و هدف آن، رساندن انسان به مقام ملکوتی است.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم نظام ما مسئولان عالی‌رتبه نظام ما و فرد فرد ملت ولایت‌مدار ما را مورد عنایت ویژه ولی عصر(ارواحنا فداه) قرار بدهد و از همه شما بزرگواران که با ایراد مقال یا ارائه مقالت، بر وزن علمی این کنگره افزودید و می‌افزایید حق‌شناسی می‌کنیم و از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم حسنات دنیا و آخرت را در نامه اعمال همه شما بزرگواران و مسئولان روحانی و سیاسی و سایر طبقات بزرگ و بزرگوار ثبت و درج بفرماید!

جریان غدیر که وابسته به تبیین مقام ولایت و امامت علی بن ابی طالب(علیه افضل صلوات المصلین) است، بهترین بزرگ و بزرگواری که شایسته تبیین غدیر و مقام امامت است، خود علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) است. حضرت فرمود: «أ لست آیة نبوة محمد صلی الله علیه و آله و سلم»؛ من گذشته از اینکه بنده صالح و صادق خدایم و به نوبه خود آیة اللهم و علامت الهی‌ام، من آیة النبوة هستم من آیة الرسالة‌ هستم. اگر کسی خواست برای پیغمبر، حجت و آیتی اقامه کند بگوید به فلان دلیل، رسول مبارک، پیغمبر است، می‌تواند به من احتجاج کند بگوید به دلیل اقرار علی بن ابی طالب و پرورش علی بن ابی طالب در این مکتب، وجود مبارک پیغمبر، رسول الهی است. به چه دلیل او پیغمبر است؟ برای اینکه من به او ایمان آوردم؛ به چه دلیل او رسول است؟ برای اینکه من به او ایمان آوردم. من یعنی کسی که به غیر حق، سخنی نمی‌گوید و به غیر حق، چیزی را باور ندارد.

این یک ادعای بزرگی است که حضرت می‌فرماید: «ألست آیة نبوة محمد صلی الله علیه و آله و سلم»؛ در مقام اثبات و نه ثبوت، در مقام اثبات به چه دلیل او پیغمبر است؟ چون من او را به نبوت قبول دارم. وقتی من کسی را به نبوت قبول داشته باشم، یقیناً او نبی است؛ وقتی من به رسالت کسی معتقد باشم، یقیناً او رسول است.

این مطلب و مانند آن در کتاب شریف تمام نهج‌البلاغه آمده است. این اوج تبیین مقام علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) است. بعد فرمود کجا پیامبر راضی است کجا پیامبر ناراضی است، رفتار و گفتار من این را نشان می‌دهد، رضا و سخط من این را نشان می‌دهد، قهر و مهر من این را نشان می‌دهد؛ یعنی من جز چیزی که از ناحیه وحی آمده را نه می‌پذیرم و نه معتقد می‌شوم و نه می‌گویم و نه عمل می‌کنم.

این کتاب شریف تمام نهج البلاغه باید در برنامه اصلی ما روحانیون و شیعه‌ها قرار بگیرد؛ معجم‌نویسی (یک)، فهرست‌نویسی (دو)، شرح کلمات (سه). این بحر عمیقی است که گوهرهای فراوانی دارد. این نهج البلاغه کنونی، «بضعة منه»؛ پاره‌ای از آن کتاب است. حتماً کتاب تمام نهج البلاغه در حوزه‌های علمیه و در جلسات علمی به ویژه در دیار علویین باید رواج گسترده داشته باشد. هذا اولاً.

ثانیاً وجود مبارک امیر بیان، خود را آیتِ الله معرفی کرد و آیتِ رسول الله معرفی کرد یعنی نمونه کامل توحید و وحی و نبوت، اوست.

خود حضرت بیان می‌کند می‌گوید خدا دینی که برای فرشته‌ها انتخاب کرده است، همان دین را برای ما انتخاب کرد؛ منتها بشر نمی‌داند ره آورد قرآن کریم و معارف وحیانی چیست. همان دستورات و معارف و عقایدی که خدای سبحان برای ملائکه معین کرد مثل ازلیت خدا، ابدیت خدا، خالقیت الهی، مسئله حشر، مسئله عود مثل بدأ است، این معارفی که در قرآن کریم است، فرمود اینها دین ملائکه است و خدا دین ملائکه را برای ما انتخاب کرد که انسان را فرشته کند.

اگر گفتند:

تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک

برگ توت است که گشتست به تدریج اطلس

تازه گوشه‌ای از مقام انسانیت است. فرمود برنامه‌هایی که برای انسان مشخص کرده است، همان برنامه‌های ملکوتی است. فرشته‌ها موظف‌اند به معارف توحیدی معتقد باشند، ما هم موظفیم؛ موظف‌اند به معارف وحیانی معتقد باشند، ما هم موظفیم؛ موظف‌اند خاضع و خاشع باشند، ما هم موظفیم؛ موظف‌اند عابد باشند، ما هم موظفیم؛ منتها نحوه عبادت و امثال ذلک فرق می‌کند، وگرنه دینی را که خدا برای ما یعنی برای بشر انتخاب کرد، همان دینی است که برای ملائکه مشخص کرده است. این پیام غدیر است.

وظیفه ما در درجه اول، همراه قرآن کریم و با قرآن کریم، مسئله کتاب شریف تمام نهج البلاغه است؛ فهرست‌نگاری، معجم‌نگاری، خلاصه‌نگاری، تبیین و مانند اینها وظیفه اولی ماست. نهج البلاغه کنونی هرگز گویای اوج مقام امامت و ولایت نیست.

مطلب بعدی آن است که وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) فرمود قهر و مهر پیغمبر را هم از جذب و دفع من می‌توان تشخیص داد. کجا می‌رنجم کجا خوشحالم، همه اینها آیت و علامت و نشانه آن است که کجا پیامبر جذب و دفع دارد و ولایت و تبری دارد. آنچه من انجام می‌دهم، نشانه آن است که پیغمبر انجام داده است.

وقتی خدای سبحان بر پیغمبر می خواهد درود بفرستد، فرشته‌ها را همراه خود می‌کند: «إن الله و ملائکه یصلون علی النبی»، بعد به ما می‌گوید شما هم بر پیامبر درود بفرستید. آن‌گاه بشری که ارتباطش با پیغمبر، ولایت‌مداری است و سنت او را گرامی می‌دارد، مورد عنایت پروردگار است. همان خدایی که در سوره «احزاب» بر پیغمبر صلوات می‌فرستد، همان خدا در همان سوره «احزاب» برای مؤمنان خاص که تابع ولایت علی و اولاد علی‌اند صلوات خاص می‌فرستد. اگر در آن سوره دارد: «إن الله و ملائکته یصلون علی النبی»، در همان سوره دارد که «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور»؛ فرمود خدا بر شما صلوات می‌فرستد. اگر انسان به جایی می‌رسد که خدا بر او صلوات می‌فرستد، معلوم می‌شود فرشته شده است و فرشته شدنش هم طبق بیان نورانی امیرالمؤمنین این است که فرمود همان برنامه‌های معرفتی و عبادی که برای فرشته‌ها مقرر کرده است، برای انسان‌ها مقرر کرده است.

نتیجه اینکه فرشته که اهل ملکوت است، عبادات و برنامه‌ها و معارف خاص دارد (یک)، همان معارفی که ذات اقدس اله برای فرشته‌ها مقرر کرده است، برای ما مقرر کرده است از نظر اعتقادی و از نظر گرایش (دو). مسئله بدن و امثال بدن، امر جدایی است، وگرنه در خطوط کلی معارف فرمود دینی که خدا برای ملائکه مقرر کرد، برای انسان هم مقرر کرد و «تو فرشته شوی ار جهد کنی» به همین مناسبت است.

بنابراین، اگر خدا برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بلاواسطه صلوات می‌فرستد و به ما هم دستور می‌دهد که همراه خدا بر پیغمبر صلوات بفرستیم، بر مؤمنانی که به اوج رسیده‌اند و شیعه واقعی علی و اولاد علی(علیهم السلام و علیهم الصلاة) هستند، خدا صلوات می‌فرستد: «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور».

اگر علی بن ابی طالب فرمود دینی که خدا برای من مقرر کرد همان دینی است که برای ملائکه مقرر کرده است یعنی همین مطلب و اگر خدا در سوره مبارکه «احزاب» می‌فرماید که خداوند بر مؤمنین صلوات می‌فرستد، معلوم می‌شود که مؤمنین صادق که علوی‌مدارند علوی‌محورند علوی‌مسلک‌اند علوی‌مقال‌اند علوی‌فعال‌اند، اگر این ‌گونه از علویین را ذات اقدس اله مورد مهر قرار داد و بر اینها صلوات می‌فرستد، معلوم می‌شود که اهل ملکوت‌اند و ملکوتی‌ها در اوج اند و انسان‌های ملکوتی هم به آن اوج بار می‌یابند.

در قرآن کریم فرمود ما به ابراهیم خلیل ملکوت را ارائه کردیم. ارائه یعنی ارائه! نظر یعنی نظر! بین نظر و رویت خیلی فرق است در عربی و بین نگاه و دیدن خیلی فرق است در فارسی. در قرآن فرمود خلیل من ملکوت را دید، شما نظر کنید که ببینید. در فارسی می‌گوییم ما موظفیم به طرف ملکوت بنگریم تا ببینیم. درباره او فرمود: «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض»؛ ارائه ملکوت مربوط به ابراهیم است و درباره ما فرمود: «أولم ینظروا فی ملکوت السموات و الأرض»؛ نظر، وظیفه ماست. اگر نظر به رؤیت ختم نشود، نظر بی‌ثمری است. اگر نظر به رؤیت ختم شد، به اندازه خلیل حق و امثال او نخواهد بود، به اندازه شاگردان و امت اینها خواهد بود. بنابراین ملکوت را اصل قرار داد. فرشته‌ها اهل ملکوت‌اند انبیا و اولیا اهل ملکوت‌اند. آنها اهل رؤیت ملکوت‌اند و ما دعوت به نظر شدیم: «أولم ینظروا فی ملکوت السموات و الأرض». وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) می‌فرماید دینی که خدا برای ملائکه مقرر کرده است، همان دین را برای من مقرر کرده است؛ می‌خواهد مرا فرشته کند.

آن وقت در جریان کنونی که شما شاهدید و غزه و امثال غزه را می‌بینید که عده‌ای اصلاً خویی جز سبعیت و درندگی ندارند، ناظر به این است که حرف انبیا را گوش ندادند. اگر در قرآن کریم فرمود: «إن هم الا کالأنعام بل هم أضل» برای این است که اینها هم خودشان را فراموش کردند هم مبدأ و معاد را فراموش کردند، لذا از مسئله برزخ و قیامت و امثال ذلک محروم‌اند و لذا از انسانیت انسان محروم‌اند. در قرآن فرمود اینها خودشان را فراموش کردند: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم انفسهم»؛ چون خداشناس نیستند، مبتلا شدند به خودفراموشی یعنی خودشان از یادشان رفته است. آنچه در غزه و امثال غزه از این اسرائیل می‌گذرد، از همین قبیل است. گرچه بسیاری از مردم جهان به فکر هماهنگی افتادند؛ اما _متأسفانه_ قدرت به دست کسانی است که جز «إن هم الا کالأنعام بل هم أضل» چیز دیگری ندارند.

همه بزرگواران، روحانیت معزز، مسئولین سیاسی معزز، خاندان معظم شهدا و سایر بزرگوارانی که حق مسلّمی بر ما دارند و درباره نظام تلاش و کوشش کردند و سعی با صدق و صفا دارند، خدا از همه قبول کند. عظمت و جلال و شکوه همه اینها مورد دعای همیشگی ماست.

امیدواریم ذات اقدس اله امام راحل را با اولیای الهی محشور بفرماید!

مقام معظم رهبری را، بزرگان کشور ما را، فرد فرد ملت ما را، شهدای عزیز ما را و بازماندگان و وراث شهدا را مورد عنایت ویژه خود قرار بدهد و ما را إن‌ شاءالله اهل غدیر کند.

از بنیاد بین‌المللی غدیر حق‌شناسی می‌کنیم، از کسانی که در این راه قدم برداشته و برمی‌دارند حق‌شناسی می‌کنیم و توفیق همگان را از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم!

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha