اصغر گروسی، کارگردان و نویسنده نمایش «به وقت سحر»، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به محوریت جنگ تحمیلی دوازدهروزه در این اثر بیان کرد: این نمایش تلاش دارد زندگی روزمره مردم در شرایط جنگ را بازتاب دهد و تمرکز خود را بر تجربههای انسانی قرار داده است. هدف این است که روایت بدون اتکا به قهرمانپردازیهای اغراقآمیز یا شعارزدگی رایج، حس واقعی زندگی در آن دوران را منتقل کند و مخاطب بتواند با شخصیتها و فضای روایت ارتباط برقرار کند.
وی افزود: ایده نمایش از تجربههای شخصی من در جریان جنگ دوازدهروزه و مشاهداتم از مقاومت مردم تهران شکل گرفت. آنچه بیش از همه برایم اهمیت داشت، واکنش مردم عادی به بحران بود؛ مردمی که با وجود اضطراب و ناامنی، تلاش کردند زندگی خود را ادامه دهند. در این مسیر، زندگی زوجی که در آستانه برگزاری مراسم ازدواج با آغاز جنگ روبهرو میشوند، بهعنوان هسته اصلی داستان انتخاب شد تا بتواند هم واقعیت تاریخی و هم تجربه انسانی را بازتاب دهد.
گروسی درباره رویکرد خود در روایت جنگ توضیح داد: هدفم ارائه داستانهایی ماندگار و انسانی بود که از دل واقعیت بیرون آمدهاند، نه آثاری که صرفاً با هدف تهییج مخاطب یا تبلیغات کوتاهمدت ساخته شوند. این روایتها میتوانند سالها بعد نیز برای مخاطب تأثیرگذار باشند و در حافظه فرهنگی جامعه باقی بمانند. به نظر من، داستانهای خرد و ملموس زندگی مردم هستند که با عمق و جزئیات خود میتوانند تجربهای حقیقی و زنده از دوران جنگ ارائه دهند.
این کارگردان ادامه داد: تئاتر ظرفیت ویژهای برای بازنمایی تجربههای زیسته جنگ دارد و میتواند بخشهای متنوع و انسانی آن را در معرض دید مخاطب قرار دهد. یکی از دغدغههای اصلی من در این اثر، توجه به کودکان و نوجوانان بود؛ گروهی که بیشترین آسیب روانی را در بحرانها تجربه میکنند و در بسیاری از تولیدات فرهنگی کمتر دیده میشوند. سعی شده است در نمایش، توجه به آنها در ساختار روایت و شخصیتپردازی لحاظ شود.
وی تصریح کرد: در «به وقت سحر» تلاش شده است اثری تولید شود که مخاطب تمام سنین، از نوجوان تا بزرگسال، بتواند با آن ارتباط برقرار کند. استفاده از عروسک در کنار بازیگران زنده نیز به همین منظور انجام شد تا کودکان و نوجوانان بتوانند با روایت تعامل بیشتری داشته باشند و نمایش محدود به مخاطب بزرگسال نباشد. این تجربه، فضای تازهای برای درک و همدلی مخاطبان جوان ایجاد میکند و آنها را با مفاهیم مقاومت و صبر در شرایط بحران آشنا میسازد.
گروسی با تأکید بر پرهیز از کلیشههای رایج در روایت جنگ گفت: تجربه مستقیم جامعه با جنگ دوازدهروزه باعث شده است مخاطب امروز کوچکترین اغراق یا شعارزدگی را پس بزند. به همین دلیل، روایتها بر اساس واقعیتهای ملموس زندگی مردم شکل گرفته و شخصیتها بازتابی از آدمهایی هستند که هر روز در کنار ما زندگی میکنند. این رویکرد، اثر را از حالت صرفاً تاریخی یا تبلیغاتی خارج کرده و آن را به تجربهای انسانی و درگیرکننده تبدیل میکند که برای مخاطب امروز قابل لمس است.
این کارگردان افزود: هنر میتواند در مواجهه با بحرانهای اجتماعی، نقش مکمل رسانهها را ایفا کند؛ رسانهها اطلاعرسانی میکنند و آرامش نسبی ایجاد میکنند، اما هنر با بهرهگیری از تخیل و روایت میتواند به عمق تجربه انسانی نفوذ کند و لایههای پنهان زندگی افراد در شرایط بحرانی را آشکار سازد. نمایش «به وقت سحر» هم سعی دارد بدون بزرگنمایی یا سیاهنمایی، تصویری صادقانه از زیست مردم در بحران ارائه دهد و مخاطب را با احساسات و تصمیمهای دشوار شخصیتها مواجه کند.
وی ادامه داد: پرداختن به آثار مرتبط با جنگ دوازدهروزه نباید محدود به مقطع زمانی کوتاه پس از وقوع آن باشد. با برنامهریزی بلندمدت میتوان زمینه تولید آثار نمایشی متنوع برای گروههای سنی مختلف را فراهم کرد. تئاتر در کنار سایر گونههای هنری میتواند تجربه جمعی این دوران را بازخوانی کند و آن را به نسلهای آینده منتقل کند، بهگونهای که مخاطب بتواند هم زمان تاریخی و هم ارزشهای انسانی را درک کند.
گروسی درباره چالشهای تولید آثار نمایشی توضیح داد: در شرایط اقتصادی کنونی، تولید تئاتر بدون حمایت نهادهای فرهنگی تقریباً غیرممکن است. این حمایت نباید به شکل سفارشهای محدودکننده باشد، بلکه باید در قالب همراهی و حامی هنرمند فراهم شود تا امکان خلق اثر مستقل و اثرگذار فراهم شود. تنها در چنین فضایی است که هنرمند میتواند اثر خود را بدون محدودیتهای تحمیلی خلق کند و تجربهای اصیل و انسانی را ارائه دهد.
وی افزود: نمایش «به وقت سحر» تلاشی است برای بازخوانی تجربه جنگ دوازدهروزه از دیدگاهی انسانی و ملموس. هدفم این بود که مخاطب در هر سن و گروهی بتواند با داستان ارتباط برقرار کند و حس همدلی با شخصیتها پیدا کند. تجربه واقعی شخصیتها، تصمیمها و واکنشهای آنها در شرایط بحرانی، فرصتی فراهم میکند تا تماشاگر با احساسات و موقعیتهای تاریخی درگیر شود و درک عمیقتری از مقاومت و زندگی در شرایط سخت پیدا کند.
این فیلمساز درباره ارزش آموزشی اثر گفت: این نمایش میتواند به شناخت بهتر نسل جوان از تجربه تاریخی جنگ کمک کند. وقتی نوجوانان و کودکان با روایتهای واقعی از زندگی مردم مواجه شوند، درک عمیقتری از مفهوم مقاومت و ایثار پیدا خواهند کرد. هنر نمایش این امکان را ایجاد میکند که گذشته بهصورت زنده برای نسلهای جدید روایت شود و تجربهای ملموس از زندگی انسانها در شرایط دشوار ارائه شود.
وی بیان کرد: روایتهای انسانی و خرد از دل جنگ، به انتقال احساس مسئولیت اجتماعی و همدلی بین مخاطبان منجر میشود. این همان چیزی است که هنر نمایش میتواند در جامعه ایجاد کند؛ پل ارتباطی میان گذشته و حال و الگویی برای درک و تجربه ارزشهای انسانی است. با ارائه چنین داستانهایی، مخاطب میتواند تجربههای خود را با روایت همسو کند و ارتباطی واقعی با گذشته برقرار کند.
این کارگردان اضافه کرد: امیدوارم «به وقت سحر» بتواند همزمان مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه گفتگو درباره تجربههای انسانی در بحرانها را فراهم کند. هنر نمایش میتواند مسیر انتقال تجربه و درسآموزی تاریخی را هموار سازد و این نمایش نمونهای از این تلاش است. علاوه بر این، میتواند الگویی برای تولید آثار مشابه باشد و نشان دهد که پرداختن به تاریخ جنگ و مقاومت تنها به روایت حماسی محدود نمیشود.
گروسی تأکید کرد: در طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی نیز تلاش شده است فضای نمایش با واقعیت دوران جنگ همخوانی داشته باشد. جزئیات محیط، لباسها و صحنهها به گونهای انتخاب شدهاند که حس حضور در آن زمان را برای مخاطب تداعی کنند و ارتباط عاطفی بیشتری با شخصیتها ایجاد شود. این جزئیات کوچک اما تأثیرگذار، تجربهای کامل و نزدیک به واقعیت از زندگی مردم در شرایط بحرانی ارائه میدهد.
وی ادامه داد: یکی از نکات مهم در این نمایش، همزمان نشان دادن آرامش و اضطراب مردم در دوران جنگ است. تئاتر این امکان را دارد که شادیهای کوچک زندگی را نیز نشان دهد و لحظات دشوار و بحرانی را بدون اغراق روایت کند. چنین تعادلی، تجربهای واقعگرایانه و انسانی از جنگ به مخاطب منتقل میکند که معمولاً در روایتهای صرفاً تاریخی یا حماسی دیده نمیشود.
گروسی درباره تعامل با مخاطب بیان کرد: نمایش «به وقت سحر» تلاش دارد مخاطب را به فکر وادارد و او را با سؤالهای انسانی مواجه کند. اثر نه تنها تاریخ را بازگو میکند بلکه تجربه عاطفی و روانی افراد در شرایط بحرانی را نیز به تصویر میکشد و مخاطب را وادار میسازد با تصمیمها و احساسات شخصیتها همدلی کند.
وی افزود: تئاتر میتواند فضایی امن برای مواجهه با تجربههای دشوار گذشته ایجاد کند. وقتی مخاطب با زندگی واقعی انسانهایی روبهرو میشود که در جنگ مقاومت کردند، احساس همدلی و درک عمیقتری نسبت به گذشته پیدا میکند. این تجربه برای جامعه بسیار ارزشمند است و میتواند در شکلدهی به درک تاریخی و اجتماعی نسلهای جدید نقش مؤثری ایفا کند.
گروسی در پایان تأکید کرد: امیدوارم این اثر بتواند الگویی برای تولید آثار مشابه باشد و نشان دهد که پرداختن به تاریخ جنگ و مقاومت تنها به روایتهای حماسی محدود نمیشود. با تمرکز بر انسانهای واقعی و زندگی روزمره آنها، میتوان اثری تأثیرگذار، پایدار و آموزنده خلق کرد و همزمان تجربهای ملموس از گذشته در اختیار مخاطب قرار داد.
نمایش «به وقت سحر» از ۱۵ دیماه تا ۳ بهمنماه هر روز ساعت ۱۸:۳۰ در تماشاخانه مهر حوزه هنری روی صحنه میرود. داستان زوجی به نامهای مهدی و سحر را روایت میکند که در آستانه آغاز زندگی مشترک با رخدادی ناگوار روبهرو میشوند. مهدی دِلال و سحر اقبال نقشآفرینی کردهاند و سایر عوامل شامل ساخت عروسک و عروسکگردانی، طراحی صحنه و لباس، طراحی گرافیک، دستیار کارگردان، منشی صحنه، مدیر صحنه، انتخاب موسیقی و تیم فنی اثر هستند. علاقهمندان میتوانند بلیت این نمایش را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.
انتهای پیام










نظر شما