به گزارش خبرگزاری حوزه، در جریان وقایع تروریستی اخیر و حادثهٔ هتک حرمت و به آتش کشیدن مساجد و قرآن کریم، حجتالاسلام والمسلمین سید جواد سلیمانی، امام جمعه شهر لاهیجان، با موضعی تأثیرگذار در خطبههای نماز جمعه حضور یافت.وی با قرار دادن قرآن های سوخته در برابر خود و به صورت کشیدن خاکستر آن، پیامی عمیقاً عاطفی و معنوی و نمادی از مقاومت در برابر هرگونه تهاجم به مقدسات را نشان داد.
در همین رابطه با حجتالاسلام والمسلمین سید جواد سلیمانی امام جمعه لاهیجان به گفتوگو نشستیم تا نظرشان را در مورد علل حمله اغتشاشگران و آتش زدن مساجد و علل و زمینه های این اقدامات تروریستی جویا شویم.
با سلام و تشکر صمیمانه از فرصتی که در اختیار خبرگزاری رسمی حوزه قرار دادید بفرمایید که:
* اغتشاش گران چرا مساجد و قرآن های ما را آتش زدند؟ و ترس دشمنان از مساجد ما به چه علتی هست؟
بسمالله الرحمن الرحیم؛ سلام و ادب خدمت شما و همکاران گرامی در خبرگزاری حوزه و خدا قوت ممنون از دغدغهمندی و پیگیری شما در مورد این واقعه.
هدف اصلی دشمن امروز، «تقدسزدایی» است؛ یعنی رفتن به جنگ با مقدسات که هم در اولویت عملیاتی دشمن قرار دارد و هم در اولویت راهبردی آن.
این، تقریباً مشابه کاری است که در غرب پس از عصر رنسانس انجام شد، هنگامی که به جنگ با خدا، حضرت مسیح، کلیسا و هرگونه جلوههای عبودیت در اجتماع برخاستند. وقتی توانستند قدرت معنوی را از جامعه بگیرند، فرهنگ سکولاریسم در آنجا ریشه دواند و عملاً به انزوا، افسردگی و بهرهگیری محدود از دین برای رسیدن به مطامع دنیوی و اصالت بخشیدن به دنیا انجامید.

اکنون نیز پس از جنگ نظامی، جنگ نرم و جنگ شناختی، همان راهبرد را در برابر جمهوری اسلامی به کار گرفتهاند، اما خوشبختانه تاکنون نتایج چندانی کسب نکردهاند.
یکی دیگر از حربههای آخرالزمانی دشمن، همین مسئله است؛ چرا که به این نتیجه رسیدهاند که مردم، پیوند و انس دیرینهای با مسجد، هیئت و کتاب خدا دارند. تا زمانی که این نگاه و این عجین شدن با کتاب خدا و خانه خدا وجود دارد، نمیتوان کاری از پیش برد.
و از همین روست که مردم مقاوم و مستقل شدهاند و این را نیز باید عرض کنم که ما با داشتهها و ارزشهایمان از چنان قدرتی برخورداریماند که با وجود آنکه دور تا دورمان را آتش فرا گرفته، جمهوری اسلامی به پشتوانه معنویت، فرامین کتاب خدا و مسلک و مناسک جمعیای که در جامعه جلوه پیدا کرده، در همهجا حضور دارد.
دشمن، لبنان را میبیند و ایران را میبیند، حتی به ونزوئلا که مینگرد، ایران را مشاهده میکند. دیگر این وضعیت برایش قابل تحمل نبود؛ به همین دلیل هستههای تروریستی را در منطقه فعال کرد.

ستون اصلی پیروزی ما، همین اعتقاداتمان است
ما در جنگ دوازدهروزه با اتحاد پیروز شدیم، و عقیده من این است که تکمیلکننده این پیروزی، حوادث هجدهم و نوزدهم دی بود؛ زمانی که عناصر موساد فعال شدند و دست به خرابکاری زدند، اما این اقدام، اعتقاد مردم ما را استوارتر کرد.
آنها به جنگ با مساجد و کتاب خدا آمدند، اما غافل از این حقیقت بودند که مردم برای دفاع از اعتقاداتشان بسی فراتر از هر اتحاد ظاهری گرد هم میآیند.
و بنابراین، طلسم همه این توطئهها شکست. این را حضور گسترده مردم در راهپیمایی ۲۲ دی نشان داد؛ با قرآنهای سوخته، با عکسهای رهبری و با پرچم جمهوری اسلامی، تا پاسخی قاطع و عملی به دشمن داده باشند.
به طور خلاصه، دشمن دریافته است که امروز ما با تکیه بر جلوه اجتماعی اسلام، آن هم بر مبنای قرآن و مساجد، توانستهایم محکم بر پای خود بایستیم. حال که دشمن مبانی ما را اینچنین استوار میبیند، تلاش میکند با حمله به همین مبانی، آنها را تضعیف و از هم جدا کند.
بنابراین، حمله به مساجد و کتاب خدا و هتک حرمتها، با وجود تلاش دشمن، خوشبختانه به نتیجه نرسید و الحمدالله یک بار دیگر از آن آزمون و خطا و استراتژیهای استکبار، سربلند بیرون آمدیم.
اما قطعاً باید همچنان مراقب باشیم و با تکیه بر همان اعتقادات و اتحاد مقدسی که در جنگ دوازدهروزه شاهد بودیم، انشالله به آن قلهای که حضرت آقا به ما وعده دادهاند، دست یابیم.

*با توجه به شهدایی که در راه دفاع از کشور تقدیم کردهایم، چگونه باید فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه تقویت کنیم؟ و از سوی دیگر، برای ایجاد امیدآفرینی در نسل نوجوان نیز اقدام مؤثر انجام دهیم؟
اگر نگاهی به شهدای این دو روز فتنه بیندازیم، صحنههایی شگفتانگیز از فداکاری را میبینیم. ما داغدار آن عزیزان هستیم و احساس میکنم که امروز، هم آموزش و پرورش، هم وزارت ارشاد و هم دانشگاههای ما، وظیفهای سنگین در این زمینه بر عهده دارند.
بر این اساس، باید بازگشتی به گذشته داشته باشیم. ما در انقلاب و دفاع مقدس و نیز در میان شهدای مدافع حرم، تعداد زیادی شهید تقدیم کردهایم.
شهدای گمنامِ حریم امنیت؛ اسطورههای ناشناختهای که امید میآفرینند
اما باید اعتراف کنیم که روی شهدای مدافع امنیتمان چندان کار نکردهایم و آنگونه که باید معرفیشان نکردهایم. بنابراین احساس میکنم فرهنگ شهادت، بال قوی دیگری نیز دارد و آن، شهدای مدافع امنیت هستند: شهدای وطن و شهدای ارزشها و شهدایی که ما در واقع برای حفظ اعتقاداتمان آنها را تقدیم کردهایم.
اگر دقیق نگاه کنید، حتی به سختی میتوان ردپایی از آنها یافت: شهدایی که در دل اعتکاف بودند، شهدایی که در برنامههای راهیان نور حضور داشتند، شهدایی که با حقوقی اندک، مثلاً ده یا پانزده میلیون در نیروی انتظامی و دیگر نهادها خدمت میکردند.
چهرههایی که دهههشتادی بودند، اما همچون دههشصتیها با صلابت ایستادند و حتی پیش از شهادت، لبخند بر لب داشتند.
شهدایی که وصیتنامه داشتند یا ویدئوهایی که پیش از شهادت ضبط کرده بودند.
به باور من، ما حقیقتاً نیازمند یک کتابخانه کامل از این رشادتها و آثار شهدای مدافع وطن هستیم.
هم در دبیرستانها و هم در دوره ابتدایی، بهویژه برای دانشآموزان، لازم است پروندهای مستقل و هدفمند گشوده شود.

از یکسو، باید حس امید و امیدآفرینی را در آنان تقویت کنیم، در فضایی داخلی و دور از نفوذ دشمن که عمدتاً در سکوها و پلتفرمهای خارجی متجلی میشود. باید فضای مجازی خودمان را تقویت کنیم و بر محتوا و دادههایی که در پلتفرمهای داخلی عرضه میشود، تمرکز نماییم.
اگر دشمن توانست سرباز جذب کند، اگر توانست عدهای را که «بازی خوردند» به میدان بیاورد، کسانی که شاید حتی در بسیاری موارد به عنوان سپر انسانی عوامل موساد عمل کردند و شاید قصدشان نبود، اما قربانی هیجانات شدند به این دلیل بود که آنها ناامید، بیهویت و درمانده بودند؛ به نوعی به هستی خود شک کرده بودند.
به عنوان مثال، یک جوان هجدهـ نوزدهساله چه میداند که مثلاً مسجد و خانه خدا با او دشمنی دارند؟ این تصور جز در فضای اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و یوتیوب شکل نگرفته است. اگر بتوانیم در آن فضاها قانونمند برخورد کنیم، محتوای خود را بهروز نماییم و نشان دهیم که جمهوری اسلامی چه دستاوردهایی داشته، ما چه بودیم و چه شدهایم، اگر جوان بداند که تطهیر چهره پهلوی و اقداماتی که صورت میگیرد واقعی نیست، همگی ساختگی است و در واقع میخواهند چهره پهلوی را پاکسازی کنند آنگاه به نظام، به آینده خود و به درسهایی که میخواند امیدوار خواهد شد.
واقعیت این است که ما در معرفی دستاوردها و تلاشهای علمی خود کوتاهی کردهایم و نشان ندادهایم که امروز با وجود چه فشارهایی به این مرحله از پیشرفت رسیدهایم. این روایت برای جوانان ما بیان نشده است.
جا دارد گریزی بزنم و از شهید رئیسی یاد کنم – خدا رحمتشان کند_ و تأکید کنم که برای امیدافزایی بیش از پیش، باید «راهیان پیشرفت» شکل گیرد و اردوهای علمی نه فقط در حوزه صنعت هوافضا و دفاع و بازدید از موشک و تانک، بلکه در بسیاری از عرصههایی که رهبری در سخنرانی اخیر خود به آن اشاره کردند، برگزار شود. باید جوانانمان را ببریم، با این پیشرفتها آشنا کنیم و به آنان بگوییم: ببینید، ما با تحریمهای خردکننده این بودیم و اکنون این شدهایم.

جمهوری اسلامی بچه سر راهی نیست
در پایان باید اذعان کرد به نظر من، این امتحان، امتحان ویژهای بود. استکبار فهمید که مردم ما به پهلوانپنبههای فضای مجازی و کسانی که پشت میزهای تروریستیشان نشستهاند و دستشان به خون هزاران جوان ما آلوده است، دل نبستهاند.
مردم، کسانی را که وطنفروش هستند و با پول دردمند ملت، با دزدی از ملت، به آن سوی آبها رفتند و به عیش و نوش پرداختند و حاضرند میلیونها انسان کشته شوند تا خودشان بازگردند و «شاه» شوند به خوبی شناختهاند.
و حرف آخر من به کسانی که توهم براندازی دارند این است: جمهوری اسلامی بچهی سرراهی نیست که هرکس بیاید و به آن لگد بزند. جمهوری اسلامی در برابر بدخواهان، در برابر تحجیرشدگان و در برابر کسانی که به این ملت خیانت کردهاند، ایستادگی خواهد کرد و بهصورتی قاطع با آنان برخورد خواهد نمود.
امیدوارم ما نیز بیدار شده باشیم. چهار سال است که حضرت آقا یکی از پرتکرارترین تأکیداتشان، موضوع «جهاد تبیین» است و ما باید روشنگری کنیم تا خدای نکرده آنان را در کف خیابان و در مقابل خود نبینیم.






بخشی از خطبه های سوزناک حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی بعد از آتش زدن مسجد جامع لاهیجان توسط عوامل موساد و سیا را تماشا کنید.











نظر شما