خبرگزاری حوزه | اتفاقات پاییز ۱۴۰۱، سیدجواد طباطبایی را بیش از هر روشنفکر دیگری، به خود مشغول کرده بود و او بیش از هر متفکر دیگری درباره این اتفاقات قلم زد. طباطبایی در سلسله یادداشتهای مفصلی مدعی شد که «ملّت ایران، انقلابی «ملّی» در انقلاب کردهاند و آن را پیش میبرند.» طباطبایی گمان میبُرد در حالِ پدیدارشناسیِ روحِ رخدادی است که قطعهای گمشده در پروژه فکری اوست و از طرف دیگر، مولود، و نتیجهی طبیعی آن است.
* کاریکاتوری تئوریک از یک انقلاب
پروژهای که در بین سطور خود، تضادی اساسی با انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ را با خود حمل میکرد، حالا فرصت یافته بود تا با یک نظریهپردازی، کاریکاتوری تئوریک از یک انقلاب را برسازد. او بدون توجه به ساختِ تمدنیِ ایران، که توأمان، دربردارندهی ترکیبی همگون از عناصر ملّی، دینی و انقلابی بود، به ارائهی تفسیری یکسویه اقدام کرد.
او در بخشی از این مقاله، بهدرستی هویت دینی را مانعی در برابر غربیشدن برمیشمارد، و البته صراحتاً خواستار تصفیه حساب با آن میشود.
طباطبایی مینویسد: «بقایای عناصری از نظام امّت، همچون مانعهایی هستند که در برابرِ تَجَدُّد و اندیشهی آن عمل میکنند و تا زمانی که تصفیه حسابی با این مانعها صورت نگرفته باشد، راه تحقّق مدرنیته هموار نخواهد شد.»
* غربگرایی زیر شنل ناسیونالیسم
پروژه ایرانشهریِ طباطبایی، که در ظاهر، اسمِ «ناسیونالیسم» را یدک میکشید، در نهایت طرح دیگری برای ادغام ایران اسلامی در مدرنیته غربی است و از نظر او، اسلامِ سیاسی، مانع اصلیِ تحققِ تام و تمامِ آن است. از این جهت، او میکوشد با روایتی مخدوش و دستکاریِ ژنتیک هویت ایرانی اسلامی، «عنصر ملّی» ِ آن را علیه «عنصر دینی»، بشوراند.
* حمله به مستضعفین
طباطبایی در کنارِ زدنِ ریشهی اسلامِ سیاسی، مولفهی دیگری را هم به طور برجسته آماج قرار میدهد و آن چیزی نیست جز نیرویِ اجتماعیِ قوامبخشِ اسلامِ سیاسی در جامعه؛ یعنی مستضعفین!
طباطبایی در این یادداشت، از انقلاب اسلامی ۵۷ به عنوان نتیجهی عملِ «کوخنشینان» یاد میکند و مینویسد: «هنوز نتوانستهایم توضیح دهیم که کوخنشینان چه بر سر ملّیت ایرانی آوردند». او در ادامه و با اشاره به اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ میگوید: «اما آیا این خیزش ملّی همان توضیح در عمل نیست؟»
* انتقام عجم از عرب
خصومت طباطبایی با مولفهی دینی هویت ایرانی، تباری جدی و تاریخی دارد. او در بخش دیگری از این مقاله در خصوص ورود اسلام به ایران، از قول تاریخ ِبلعمی، مدعی میشود که پیامبر اسلام گفته بود سرانجام «عرب، انتقام خود را از عجم گرفت»!
او در ادامهی تلاشش برای شوراندن عنصر ملّی علیه عنصر دینیِ هویت ما، حرفش را از دهان بلعمی بیان میکند و میگوید: «ایرانیان باید انتقام خود را از عرب میگرفتند».
* فاشیسمی که پشت در بود، در را شکست و وارد شهر شد
حجم خشونت عریان و تروریسم سازماندهیشده در جریان اتفاقات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه امسال حیرتانگیز بود. به نحوی که تعجب هر تحلیلگر اجتماعی را به خود جلب کرد. سابقهی به کار بستن چنین حجمی از خشونت در تاریخ معاصر ما جز با دورانِ ابتداییِ انقلاب در دههی شصت و ترورهای خیابانی منافقین و گروهکهای مسلح مارکسیست، قابل قیاس نبود.
با کمی تأمل، به نظر میرسد بُنمایههای خشونت فاشیستی و تروریستیِ غائلهی دیماه اخیر، که در آن مساجد در نوک پیکان حملات بود، چندان بیارتباط با مفاهیم پیدا و پنهان در این فقرات نباشد. در واقع اگر رخدادهای کور اخیر به دنبال دستوپا کردن نیرویی تئوریک و گفتاری نظری از جایی برای خود میبود، نمیتوانست دالها و مدلولهای این گفتمان ناسیونالیستی-فاشیستی را نادیده گرفته باشد.
* حمله نظامی؛ پیوست عملی انقلابسازی
سید جواد طباطبایی عنوان این سلسله مقالات تفصیلی در پاییز ۱۴۰۱ را «انقلاب ملی در دل انقلاب اسلامی» گذاشته بود. شبکه صهیونیستی ایران اینترنشال در جریان اتفاقات اخیر هم هم بلندگوی همین مفهومپردازی شده بود و اخبار اغتشاشات اخیر را با همین کلیدواژه «انقلاب ملی» پوشش میداد.
این روزها که تهدید نظامی، مجددا در صدر گفتار و عمل آمریکاییهاست و این شبکه صهیونیستی هم پروژه کشتهسازی را برای تبدیل این تهدید به اقدام مستقیم نظامی در دستور کار قرار داده است، یادآوری مقاله مشترک چند سال پیش دختر طباطبایی با ریچارد نفیو، معمار تحریمهای ایران، که در آن بر ضروت معتبرسازی تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی تاکید شده بود، قطعات پازل انقلابسازی را در وضعیت روشنتری قرار میدهد.
محمدمحسن راحمی










نظر شما