مهدی عظیمی میرآبادی، تهیهکننده سینما، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه آگاهسازی تاریخی باید در دو عرصه آموزش و هنر مورد توجه جدی قرار گیرد، اظهار کرد: نخست آنکه مراکز آموزشی اعم از مدارس و دانشگاهها باید با برنامهریزی اصولی و ارائه محتوای کاربردی، بسترساز آگاهیبخشی به نسل جوان این سرزمین باشند، و دوم آنکه هنرمندان با خلق آثار راستین و مبتنی بر واقعیتهای تاریخی، بتوانند آیینهای از حقیقت را پیش چشم مخاطب قرار دهند. وی تأکید کرد که اگر این دو عرصه به صورت هدفمند و عملیاتی شوند، بسیاری از چالشهای کنونی در درک تاریخ معاصر و هویت ملی برطرف خواهد شد و جامعه در برابر تحریفهای تاریخی مصونیت مییابد.
وی با اشاره به ضرورت دانش تاریخی هنرمندان برای اثرگذاری بیشتر هنر در جامعه، بیان کرد: برای آنکه هنر بتواند بستر مناسبی برای آگاهیبخشی جامعه باشد، لازم است خالقان آثار خود از دانش عمیق و شناخت درستی نسبت به تاریخ و رویدادهای سرزمینشان برخوردار باشند؛ اما متأسفانه در عمل شاهد هستیم که بخش قابلتوجهی از جامعه هنری با تاریخ معاصر ایران بیگانه هستند و این ناآگاهی به شکل مستقیم در تولیدات هنری آنان نمود پیدا میکند و از تأثیرگذاری صحیح و عمیق اثر میکاهد. وی افزود که این مسئله زمانی آزاردهندهتر میشود که بدانیم همین آثار ناآگاهانه، منبع شناخت بسیاری از مخاطبان به ویژه نسل جوان قرار میگیرند.
وی در ادامه دو راهکار عملی برای ارتقای آگاهی تاریخی هنرمندان ارائه داد و گفت: راه نخست، مطالعه شخصی و خودآموزی است که به دلیل مشغله فراوان هنرمندان و نیاز به تخصص در این حوزه، چندان عملی به نظر نمیرسد. راه دوم، ایجاد بسترهای آموزشی نظاممند توسط نهادهای دولتی و حاکمیتی است که میتواند در قالب کارگاههای تخصصی، نشستهای تاریخی با حضور مورخان و بازدیدهای میدانی از مکانهای تاریخی صورت پذیرد. این تهیهکننده سینما با یادآوری تأکیدات مقام معظم رهبری بر لزوم فراهمآوری زمینه فعالیت برای هنرمندان، خاطرنشان کرد که در گام اول باید شرایط مناسب و امکانات لازم فراهم شود تا سپس بتوان انتظار خلق آثار اثرگذار، متعهد و تاریخآگاه را از هنرمندان داشت.
در پاسخ به پرسشی درباره نقش آثار تاریخمحور در مصونیتسازی جوانان در برابر تحریکات خارجی، عظیمیمیرآبادی این موضوع را بسیار مهم و در شرایط فعلی دارای اولویت بالا ارزیابی کرد و گفت: امروزه شبکههای رسانهای معاند و صهیونیستی با تولید مستندهای تحریفشده و سریالهای تاریخی جانبدارانه، در پی ارائه تصویری وارونه و مثبت از کارنامه نظام پیشین و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند؛ در حالی که بسیاری از شاهدان زنده آن دوران، به خوبی از ستمها، نابرابریها، وابستگی و اختناق حاکم بر آن زمان آگاهند و میتوانند گواهی راستین بر آن وقایع باشند.
وی افزود: پس از انقلاب اسلامی اگرچه همواره با توطئهها، تحریمها و آسیبزنیهای پیوسته دشمنان مواجه بودهایم، اما دستاوردها و پیشرفتهای کشور در عرصههای گوناگون علمی، فناوری، زیربنایی و اجتماعی انکارناپذیر است. بنابراین ضروری است که تولیدات نمایشی، این پیشرفتها و همچنین روحیه مقاومت و ایستادگی ملت ایران را با زبانی هنرمندانه، جذاب، غیرشعاری و مبتنی بر واقعیتهای ملموس به نسل جوان منتقل کنند. به گفته وی، هرگاه در دام اغراق، شعارزدگی و کلیشه افتادهایم، از جذابیت، باورپذیری و تأثیر عمیق اثر کاسته شده و مخاطب جوان را از خود دور کردهایم.
این تهیهکننده سینما، غفلت و کمکاری در بازنمایی درست و جذاب تاریخ را خطایی استراتژیک و نابخشودنی دانست و هشدار داد: دشمن با تولید پیوسته و انبوه محتوای تحریفشده در قالبهای متنوع، در حال مسمومسازی فضای فکری جامعه و به ویژه نسل جوان است. از این رو نهادهای مسئول و متولیان فرهنگ باید با تدبیر، برنامهریزی و حمایت مالی و معنوی هدفمند از تولید آثار فاخر، اصیل و تاریخمحور در حوزه سینما و تلویزیون، در برابر این هجمه گسترده رسانهای ایستادگی کنند و اجازه ندهند تاریخ این ملت توسط بیگانگان روایت شود.
در مورد اولویت قالب هنری برای تاریخنگاری، عظیمیمیرآبادی هیچیک از دو گونه داستانی و مستند را به صورت مطلق بر دیگری برتر ندانست و تأکید کرد: هر کدام کارکرد ویژه، مخاطب خاص و زبان هنری خود را دارد، اما نکته کلیدی در هر دو، کیفیت، راستگاری، امانتداری تاریخی و مهارت در روایت است. یک مستند بیطرف، دقیق و واقعگرا، میتواند سند زنده و ماندگاری از تاریخ باشد، اما اگر جهتدار، سفارشی و فاقد اعتبار علمی شود، نه تنها مفید نیست، که به بدفهمی، گمراهی و حتی بیاعتمادی عمومی نسبت به رسانه دامن میزند. این اصل در مورد آثار داستانی نیز صادق است؛ فیلم داستانی با بهرهگیری از جذابیتهای دراماتیک میتواند تأثیری عمیقتر و عاطفیتر بگذارد، مشروط بر آنکه به اصل رویدادهای تاریخی خیانت نکند.
وی همچنین بر توجه ویژه و سرمایهگذاری بلندمدت در سینمای کودک و نوجوان تأکید کرد و گفت: مخاطبان امروز، کودکان دیروز هستند و شخصیت فکری و هویتی آنان در همین سالها شکل میگیرد. اگر در گذشته برای این قشر حساس و تأثیرپذیر، سرمایهگذاری محتوایی مناسبی در قالب فیلم، انیمیشن و سریالهای جذاب و آموزنده انجام میدادیم، امروز با بخشی از مشکلات هویتی و تاریخی کنونی روبرو نبودیم. بنابراین باید از هم اکنون با برنامهریزی بلندمدت، مشارکت دادن روانشناسان و کارشناسان تربیتی، و استفاده از زبان هنری مناسب، در این عرصه استراتژیک سرمایهگذاری کنیم تا آیندهای روشنتر و جامعهای آگاهتر داشته باشیم.
عظیمیمیرآبادی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دیگر عرصههای هنری در آشناسازی مردم با تاریخ، بیان کرد: هنر فقط به سینما و تلویزیون محدود نمیشود. هنرهای تجسمی مانند نقاشی، مجسمهسازی، عکاسی و کاریکاتور، هنرهای نمایشی مانند تئاتر و هنرهای خیابانی، موسیقی اصیل و متناسب با مفاهیم تاریخی، و ادبیات در اشکال داستان، رمان، شعر و زندگینامهنویسی، هر یک میتوانند با زبان خاص خود نقش مؤثری در انتقال آگاهی، ایجاد حس تعلق تاریخی و بازتعریف هویت جمعی ایفا کنند.
انتهای پیام










نظر شما