شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۷
حوزه علمیه ولایت

حوزه/ پنجشنبه ۱۸‌دی‌ماه ۱۴۰۴ اغتشاشگران به مدرسه علمیه ولایت در تهران هجوم آورده و مدرسه را به آتش کشیدند. خسارت مادی قابل توجهی به مدرسه وارد شده؛ به اندازه ای است که برای برگزاری امتحانات، طلاب به مسجد اباعبدالله علیه السلام منتقل شدند. بخش‌هایی از ساختمان آسیب دید و فعلاً امکان ادامه فعالیت‌های آموزشی به صورت عادی وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، با خبر شدیم، متأسفانه مدرسه علمیه «ولایت» واقع در منطقه تهرانپارس، در جریان اغتشاشات اخیر مورد هجوم و آسیب‌رسانی مزدوران آمریکا و رژیم صهیونی جنایتکار قرار گرفته است. به گفته شاهدان، خسارات قابل توجهی به ساختمان این مرکز علمی و دینی وارد شده و فعالیت‌های آموزشی آن به طور موقت با اختلال روبه‌رو شده است. در این رابطه، با حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم محمدزاده، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه که از نزدیک در جریان این حادثه قرار داشته‌اند، گفت‌وگویی ترتیب داده‌ایم تا ابعاد مختلف این رویداد را بررسی کنیم.

با توجه به اینکه شما از نزدیک شاهد جریان بودید، ابتدا اگر ممکن است در مورد وضعیت فعلی حوزه و میزان خسارات توضیح بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم.

پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ اغتشاشگران به مدرسه علمیه ولایت هجوم آورده و حوزه را به آتش کشیدند. خسارت مادی قابل توجهی به حوزه وارد شده است، خسارت به اندازه ای است که برای برگزاری امتحانات طلاب به مسجد اباعبدالله علیه السلام منتقل شدند. بخش‌هایی از ساختمان آسیب دید و فعلاً امکان ادامه فعالیت‌های آموزشی به صورت عادی وجود ندارد. البته الحمدلله کتابخانه و اسناد مدیریتی و آموزشی حوزه آسیب جدی نداشتند. آنچه مهم است، واکنش خودجوش مردم محل بود که بلافاصله برای خاموش کردن آتش و کنترل وضعیت وارد عمل شدند و این نشان‌دهنده پیوند عمیق جامعه با این کانون دینی است.

تحلیل شما از این رویداد و پیام های نمادین آن برای جامعه چیست؟

آسیب دیدن یک مرکز آموزشی دینی، بیش از آنکه یک خسارت فیزیکی باشد، حامل یک پیام نمادین مهم برای جامعه است. تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی نشان داده هر جا علم، ایمان و بصیرت مردم تقویت شده، جبهه باطل تلاش کرده با ایجاد فشار، این چراغ را کم‌نور کند. اما پیام عمیق‌تر این اتفاق ها، استقامت و بالندگی است. حوزه‌های علمیه با چنین حوادثی نه تضعیف، بلکه بیدارتر و ریشه‌دارتر می‌شوند و این نشان می‌دهد که مسیر تعلیم دین، مسیری زنده، اثرگذار و توقف‌ناپذیر است.

برخی نگرانند که چنین حوادثی ممکن است به اعتماد عمومی به نهادهای مذهبی لطمه بزند. نظر شما چیست؟

اگر این‌گونه حوادث درست تبیین نشود، ممکن است در نگاه سطحی نگرانی‌هایی ایجاد کند؛ اما واقعیت این است که چنین اتفاقاتی در بلندمدت، اعتماد عمومی به اماکن مذهبی را عمیق‌تر و آگاهانه‌تر می‌کند. مردم ما می‌دانند که این اماکن پایگاه ایمان، اخلاق و خدمت به جامعه بوده‌اند و آسیب دیدن آن‌ها، مظلومیت و حقانیتشان را بیش از پیش آشکار می‌سازد. تجربه نشان داده هر جا مردم احساس کنند دین و ارزش‌هایشان هدف قرار گرفته، با حضور و حمایت بیشتر وارد میدان می‌شوند و این خود، سرمایه اجتماعی حوزه را تقویت می‌کند.

این رویداد چگونه می‌تواند به فرصتی برای تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل شود؟

چنین تجربه‌هایی، اگر با نگاه درست دیده شود، می‌تواند یک فرصت جدی برای تقویت همبستگی باشد. آسیب دیدن یک مرکز دینی، وجدان دینی و اجتماعی مردم را بیدار می‌کند و اقشار مختلف را حول یک دغدغه مشترک یعنی حفظ هویت دینی و فرهنگی گرد هم می‌آورد. در این شرایط روحیه تعاون، مسئولیت‌پذیری و کمک مؤمنانه تقویت می‌شود؛ طلاب، مردم و مسئولان در کنار هم قرار می‌گیرند و این هم‌افزایی، پیوند میان حوزه و جامعه را عمیق‌تر می‌کند. از دل همین سختی‌ها، سرمایه اجتماعی جدیدی شکل می‌گیردکه هم حوزه را تقویت می کند و هم انسجام و اعتماد متقابل در جامعه را افزایش می دهد.

این حادثه چگونه بر اقتدار و مرجعیت حوزه به عنوان نهاد آموزشی دینی تاثیر می گذارد؟

این حادثه نه تنها اقتدار و مرجعیت حوزه را تضعیف نمی کند، بلکه آن را در بوته آزمایش الهی قرار می دهد تا استحکام و اصالتش آشکارتر شود. حوزه‌های علمیه، بر پایه میراث هزارساله علم و تقوا بنا شده‌اند و آسیب فیزیکی به یک ساختمان، هرگز نمی تواند ریشه‌های عمیق معنوی و علمی آن را متزلزل کند.

عکس، این رویداد فرصتی است تا حوزه با تکیه بر «اصول ثابت دینی» و «روش‌های نوین مدیریت بحران»، اقتدار خود را در عرصه‌های زیر به نمایش بگذارد:

۱. اقتدار علمی و فکری:

حوزه با انتشار بیانیه‌های تحلیلی مبتنی بر مبانی کلامی و فقهی، نشان می دهد که در مواجهه با حوادث، نه احساسی عمل میکند، نه تقابلی، بلکه با «بینش الهی» و «عقلانیت دینی» پاسخ می دهد. این رویکرد، مرجعیت فکری حوزه را تقویت میکند.

۲. اقتدار مدیریتی و سازمانی:

سرعت و نظم در بازسازی، استفاده از ظرفیت‌های مردمی و نهادهای انقلابی، و شفافیت در گزارش‌دهی، نشان‌دهنده توانمندی مدیریتی حوزه است. این امر به جامعه اثبات میکند که حوزه تنها یک نهاد آموزشی نیست، بلکه یک «سازمان زنده و پاسخگو» است.

۳. اقتدار اخلاقی و معنوی:

برخورد کریمانه با عاملان حادثه (ضمن اینکه مطالبه گر حسابش از اغتشاشگر جداست)، پرهیز از انتقام‌جویی و تأکید بر «عفو و گذشت» به عنوان ارزش برتر اسلامی، اقتدار اخلاقی حوزه را به نمایش می گذارد. این همان «قدرت نرم» است که در روایات به آن تأکید شده است.

۴. اقتدار در عرصه رسانه و گفتمان‌سازی:

حوزه با استفاده از ظرفیت فضای مجازی و رسانه‌های جمعی، می تواند روایت صحیحی از حادثه ارائه دهد و آن را به فرصتی برای تبیین جایگاه حوزه در نظام اسلامی تبدیل کند. این کار باعث می شود مرجعیت حوزه در عرصه گفتمان‌سازی نیز تثبیت شود.

لذا حادثه پیش آمده، آزمونی الهی برای سنجش ظرفیت‌های حوزه است. اگر حوزه با «حکمت»، «شجاعت» و «اتحاد» واکنش نشان دهد، نه تنها اقتدارش خدشه‌دار نمی شود، بلکه به عنوان «قلعه مستحکم دین» در اذهان عمومی تثبیت خواهد شد. این همان معنای آیه شریفه است:«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ» (مساجد خدا را تنها کسانی آباد می کنند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند).

آسیب ظاهری، زمینه ساز آبادانی باطنی و اجتماعی خواهد بود.

به نظر شما ریشه چنین حملاتی به اماکن مذهبی مثل حوزه علمیه در جریان ناآرامی‌ها چیست؟

هدف قرار گرفتن اماکن مذهبی معمولاً ریشه در مجموعه‌ای از عوامل فکری، روانی و اجتماعی دارد و یک رفتار تصادفی یا احساسی صرف نیست. مهم‌ترین عوامل عبارتند از: اول، جنگ شناختی و تحریف ذهن‌ها توسط جریان‌های معاند برای معرفی نادرست نهاد دین و حوزه های علمیه را به صورت نادرست به عنوان مانع پیشرفت یا عامل مشکلات جامعه معرفی کنند، طبیعی است که برخی افراد دچار اغتشاش فکری، نمادهای دینی را هدف خشم خود قرار می دهند.

دوم، نماد بودن اماکن مذهبی؛ حوزه‌های علمیه تنها یک ساختمان نیستند، بلکه نماد هویت دینی، مرجعیت فکری و پیوند دین و جامعه‌اند. در ناآرامی‌ها، معمولاً نمادها هدف قرار می‌گیرند تا پیام سیاسی یا روانی منتقل شود.

سوم، سوءاستفاده جریان‌های سازمان‌یافته از احساسات عمومی؛ در بسیاری از موارد، کسانی که دست به تخریب می‌زنند، نه نماینده مطالبات مردم، بلکه ابزار دست جریان‌هایی هستند که به‌دنبال ضربه زدن به سرمایه‌های فرهنگی و اعتقادی جامعه‌اند.

چهارم، ضعف در تبیین و گفت‌وگوی اجتماعی؛ هر جا ارتباط عمیق، صادقانه و مستمر میان نهادهای دینی و بدنه جامعه کم‌رنگ شود، زمینه سوءبرداشت و تحریک‌پذیری افزایش پیدا می‌کند؛ هرچند این مسئله هرگز توجیه‌کننده خشونت نیست.

در مجموع، حمله به اماکن مذهبی نشان می‌دهد که مسئله اصلی، صرفاً یک نارضایتی مقطعی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه یا ناآگاهانه برای تضعیف ریشه‌های هویتی جامعه است؛ و همین موضوع، مسئولیت حوزه‌ها را در جهاد تبیین، ارتباط با مردم و تقویت عقلانیت دینی دوچندان می‌کند.

آیا در تاریخ نمونه‌های مشابهی داریم و نتیجه چه بوده است؟

بله، این یک الگوی تکرارشونده در تاریخ است. از دوران ائمه(ع) و فشار بر حلقه‌های علمی آنان، تا دوره رضاشاه و محدود کردن حوزه‌های قم و مشهد، و در جریان نهضت امام خمینی(ره) که مساجد و حسینیه‌ها بارها مورد هجوم قرار گرفتند. حتی حوزه نجف در دوران تبعید امام تحت فشار بود. جمع‌بندی تاریخی این است: هرگاه حوزه‌ها و اماکن مذهبی نقش روشنگرانه ایفا کرده‌اند، طبیعی است که جریان‌های معارض آن‌ها را هدف قرار دهند. اما این هجمه‌ها نه‌تنها مرجعیت حوزه را از بین نبرده، بلکه آن را عمیق‌تر، مردمی‌تر و ماندگارتر کرده است.

به عنوان جمع‌بندی و سخن پایانی، مهم‌ترین نکاتی که باید در تحلیل این حادثه مورد تأکید قرار گیرد چیست؟

چند نکته کلیدی وجود دارد:

۱. تفکیک روشن «اعتراض اجتماعی» از «تخریب اماکن مذهبی»

«لازم است با صراحت گفته شود که حتی اگر در جامعه اعتراض یا مطالبه‌ای وجود داشته باشد، تخریب اماکن مذهبی هیچ نسبتی با خواست مردم ندارد. تاریخ و تجربه اجتماعی ما نشان می‌دهد که مردم ایران، حتی در سخت‌ترین شرایط، حرمت مسجد و حوزه را حفظ کرده‌اند. تخریب این اماکن معمولاً از مسیر مردم جداست و ریشه در جریان‌های افراطی یا هدایت‌شده دارد.

۲. تأکید بر نقش حوزه در آرام‌سازی و عقلانیت اجتماعی

حوزه‌های علمیه همواره در بزنگاه‌های تاریخی، نقش تعدیل‌کننده و آرام‌بخش داشته‌اند؛ یعنی به‌جای دامن زدن به تنش، تلاش کرده‌اند عقلانیت، گفت‌وگو و اخلاق را به جامعه تزریق کنند. آسیب دیدن حوزه، در واقع آسیب دیدن یکی از مهم‌ترین مراکز تولید آرامش اجتماعی است.

۳. تبدیل حادثه به مسئولیت جدید برای حوزه

ما این حادثه را صرفاً یک خسارت نمی‌دانیم، بلکه آن را تذکری الهی برای بازنگری، تقویت ارتباط با نسل جوان و حضور فعال‌تر در میدان تبیین می‌دانیم. حوزه اگر بخواهد مرجع بماند، باید شنوا، پاسخگو و در متن جامعه باشد.

۴. پیام صریح به دشمنان

تجربه تاریخی نشان داده که آسیب زدن به حوزه‌ها، هرگز باعث عقب‌نشینی جریان دینی نشده است. حوزه نه با دیوار و ساختمان، بلکه با ایمان، علم و مردم زنده است؛ و این‌ها با چنین حوادثی تضعیف نمی‌شوند.

۵. جمع‌بندی

حوزه‌های علمیه در طول تاریخ، از دل سختی‌ها بالنده‌تر شده‌اند. آنچه باقی می‌ماند، نه آثار تخریب، بلکه آثار هدایت است؛ و ما با توکل بر خدا و همراهی مردم، این مسیر را با قدرت ادامه خواهیم داد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha