به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام جعفرعلی لادک، پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی اسلام و امام جماعت سابق مرکز اسلامی حیدری در لندن و مسجد بابالعلوم لیدز، امروز ۱۲ بهمنماه در نهمین پیشنشست بینالمللی «حقوق و کرامت انسانی در تعالیم رضوی» که در تالار شیخ طبرسی بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی برگزار شد، با تشریح مبانی «حق حکمرانی اخلاقی و مشروعیت سیاسی از منظر امام رضا(ع)»، به واکاوی نسبت اخلاق، قدرت و سیاست در اندیشه اسلامی پرداخت.
وی با اشاره به برداشت رایج از سیاست در جهان معاصر اظهار داشت: سیاست در معنای مادی و صرفاً دنیوی خود، آمیزهای از قدرت، سلطه، منافع و سودجویی است و در این چارچوب، به مجموعهای از اقدامات برای کسب، حفظ، توزیع و انتقال قدرت فروکاسته میشود؛ این نگاه، سیاست را از هرگونه تعهد اخلاقی تهی کرده و آن را به ابزاری برای برتریطلبی و حذف رقیب تبدیل میکند.
سیاست اخلاقی؛ بنیان حکمرانی رضوی
حجت الاسلام لادک با تأکید بر نگاه توحیدی به قدرت افزود: اگر جایگاه سیاسی، منابع عمومی و قدرت اجتماعی بهعنوان امانتی الهی تلقی شوند، سیاست معنا و ماهیتی متفاوت پیدا میکند.
وی اضافه کرد: در این نگاه، سیاست به فعالیتی اخلاقمحور برای بازتوزیع عادلانه قدرت، تحقق عدالت اجتماعی، تضمین آزادیهای مشروع، حفظ استقلال امت و آبادانی زمین تبدیل میشود؛ مفهومی که میتوان از آن با عنوان حکمرانی اخلاقی یاد کرد.
شرایط تحقق حکمرانی اخلاقی در جامعه اسلامی
این پژوهشگر تصریح کرد: حکمرانی اخلاقی تنها در صورتی تحقق مییابد که مسئولیتها به افراد امین، هوشیار، شایسته و برخوردار از سلامت اخلاقی سپرده شود. چنین افرادی نهتنها حافظ منافع عمومی هستند، بلکه بهعنوان سدی مستحکم در برابر تجاوز به حقوق مردم، فساد ساختاری و فروپاشی ارزشهای اخلاقی عمل میکنند.
وی با اشاره به یکی از فرمایشات راهبردی امام علی بن موسیالرضا(ع)، این سخن را معیاری روشن برای شناسایی و ارزیابی رهبری اخلاقی دانست و بیان کرد: این کلام رضوی، معیار اعتماد سیاسی را نه در شعارها و نمایشهای قدرت، بلکه در امانتداری، صداقت و وفاداری به دین و مردم معرفی میکند و جامعه را نسبت به اعتماد به حاکمان خائن هشدار میدهد.
حجت الاسلام لادک در ادامه با تبیین بستر تاریخی این روایت گفت: این بیان در شرایطی صادر شد که جامعه اسلامی، بهویژه شیعیان، پس از پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع) با نوعی سردرگمی عمیق مواجه بودند. عباسیان که با شعار عدالت و حمایت از اهلبیت(ع) قدرت را از امویان گرفته بودند، بهسرعت همان مسیر سرکوب، غصب اموال، زندان و حذف مخالفان را در پیش گرفتند.
وی افزود: مشاهده حضور امام رضا(ع) در کنار مأمون عباسی و همکاری ظاهری با حکومت، برای بسیاری از شیعیان شگفتآور و حتی متناقض به نظر میرسید؛ بهویژه آنکه از امام رضا(ع) و دیگر ائمه(ع)، روایات متعددی در نفی هرگونه همکاری با حکومتهای ستمگر نقل شده بود.
امام جماعت سابق مرکز اسلامی لندن ادامه داد: مأمون با بهرهگیری از مناظرات دینی، ورود به مباحث کلامی مانند مخلوق یا قدیم بودن قرآن و دفاع ظاهری از حق امیرالمؤمنین علی(ع)، توانسته بود چهرهای دیندار و عدالتخواه از خود ترسیم کند و بخش قابلتوجهی از افکار عمومی را با خود همراه سازد.
حجت الاسلام لادک خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، امام رضا(ع) با بیانی کوتاه، حکیمانه و چندلایه، هم اعتماد کامل به علم و تصمیم الهی خود را بازتأکید کرد و هم بدون تحریک مستقیم خلیفه، پرده از فریبکاری حاکم برداشت؛ این بیان، حتی برای کسانی که از تهدید به قتل امام در ماجرای ولایتعهدی آگاه نبودند، حامل پیامی روشنگر بود.
وی با تأکید بر کارکرد فراتاریخی این روایت گفت: کلام امام رضا(ع) صرفاً ناظر به یک واقعه تاریخی نیست، بلکه اصل بنیادینی برای فهم مشروعیت سیاسی در اسلام ارائه میدهد؛ اصلی که باید در همه زمانها و نظامهای سیاسی مورد توجه قرار گیرد، هرچند در عمل اغلب نادیده گرفته میشود.
این پژوهشگر افزود: بر اساس این اصل، امانتداری، صداقت و قابلیت اعتماد، ارکان اساسی هر نظام سیاسی و شرط ضروری برای هر نامزد تصدی قدرت هستند. در مقابل، خیانت، فریب و سوءنیت، مشروعیت اخلاقی فرد را از اساس سلب میکند و جامعه دینی نباید سرنوشت خود را به چنین افرادی بسپارد.
چهار پیام راهبردی برای سیاست امروز
حجت الاسلام لادک با استخراج نتایج عملی این روایت، چهار پیام مهم آن را برشمرد و گفت: نخست، هشدار نسبت به سیاستمداران یا رسانههایی که بدون شایستگی واقعی، صرفاً با تبلیغات، در پی جلب اعتماد عمومی هستند؛ دوم، پرهیز از شتابزدگی در قضاوت درباره وعدهها و شعارهای انتخاباتی؛ سوم، تأکید بر نقش سابقه و ماهیت شخصیتی افراد در تصمیمگیری سیاسی و چهارم، تأثیر ویرانگر حضور افراد غیرامین در مناصب عمومی بر اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی مردم.
این پژوهشگر تأکید کرد: از منظر دروندینی، این مباحث، مشروعیت سیاسی و حق حکمرانی اخلاقی را به ویژگی جداییناپذیر نظام سیاسی اسلامی تبدیل میکند و از منظر بروندینی، امکان نقد نظامهایی مانند لیبرالدموکراسی را فراهم میسازد؛ نظامهایی که با وجود تأکید بر برخی ارزشها، شرط حداقلی صداقت و امانتداری را برای ورود به قدرت الزامی نمیدانند.
وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که بسیاری از نظامهای سیاسی جهان با بحران فساد و بیاعتمادی عمومی مواجهاند، بازخوانی و نهادینهسازی مفهوم حق حکمرانی اخلاقی میتواند افق تازهای برای اصلاح حکمرانی در سطوح ملی و جهانی بگشاید.
انتهای پیام/











نظر شما