اشاره؛
در تب و تاب فیلم های چهل و چهارمین جشنوار فجر یکی از فیلم ها برای حوزیان و روحانیت، اسم و رسم خاصی را داشت؛ البته این اسم و رسم به خاطر کارگردانی طلبه جوان حوزه علمیه بوده است. روحانی فیلمسازی که در اولین تجربه فیلم سازی در اوایل جشنواره درخشیده و فیلم مورد توجه بیشتر مخاطبین خصوصا مخاطب حوزه علمیه و روحانیت قرار گرفته است. «فیلم غوطهور»، اثر «حجت الاسلام والمسملین جواد حکمی» با نگاهی جسورانه و مبتنی بر آموزههای دینی، به یکی از موضوعات اجتماعی و چالشبرانگیز جنسی میپردازد. این کارگردان روحانی و طلبه حوزه علمیه بر این باور است که سینمای متعهد میتواند با حفظ «مَنظَر» الهی و الهام از قصهگویی قرآن، به همه سوژههای حساس اجتماعی بپردازد.
با توجه به اکران این فیلم در روزهای آتی در سینماهای قم و سایر استانهای کشور، گفتوگویی دوستانه با حجت الاسلام و المسلمین جواد حکمی، کارگردان «فیلم غوطهور» داشتیم که متن این گفتوگو تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* ضمن عرض سلام و خسته نباشید و خدا قوت به شما و همکارانتان و تبریک و شادباش میلاد منجی بشریت، امام زمان(عج) در ابتدا بفرمایید که نگاه شما به چهارچوبهای علمی طلبگی و نیاز های علمی طلبه در بخش سینمای کشور چطور است و این دو (طلبه و سینما) را در یک کار حرفهای چطور ارزیابی میکنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم؛ بنده جواد حکمی، طلبه حوزه علمیه هستم و سطح سه حوزه را دارم که شش سال درس خارج را تجربه کرده و هشت سال تدریس رسمی در سطح یک و مقدمات را داشتم.
به باور بنده اگر طلبه ای بخواهد وارد عرصه فیلمسازی شود، باید حداقل «رسائل و مکاسب» را به طور کامل خوانده و پایه 10 حوزه را به اتمام برساند. جامعهی هنری و فرهنگی ما نیازمند طلبههای درسخوانده و فقه و اصول خواندهای هستند که حداقل باید کارشناس جزئی در مسائل اسلام باشند و تحلیل دقیقی از مسائل روز اسلامی داشته باشند و بتوانند به لحاظ محتوایی یک متن یا یک پروژه را به سرانجام برسانند.
این آمیزهی تخصص حوزوی و مهارت سینمایی، میتواند الگویی اثرگذار برای سینمای اندیشهمحور و توحیدی باشد و خلأ موجود در عرصهی تولید محتوای دینیعمیق را پُر کند.
* بازخورد اولیه از نهادهای حوزوی و مذهبی در مورد این کارتون چطور بوده؟
بازخوردهای دریافتشده در دو سه روز ابتداییِ نمایش فیلم، خدا را شکر مثبت بوده است. دوستان حوزوی و مدیران ارشد حوزه نیز زحمت کشیده و برای دیدن فیلم به تهران تشریف آوردند که از این بابت سپاسگزارم. از لحاظ محتوایی و همچنین جنبههای سینمایی، اثر مورد توجه و پذیرش قرار گرفت. تا امروز که در چند روز جشنواره هستیم، کامنت منفی برای فیلم دریافت نکردهام.
*به عنوان یک روحانی فیلمساز، آیا هدف اصلی شما در این فیلم، آگاهیبخشی است یا هشدار به حاکمیت یا اصلا ایجاد یک گفتوگو در جامعه؟
اساساً وقتی فیلمی قصهگو باشد، مخاطب را با خود همراه میکند. هر فیلمی، با هر ایدئولوژی و پیامی، اگر در قالب روایت و قصه عرضه شود، مردم آن را میپسندند. نکتهی مهم این است که ما باید ابزار سینما را بشناسیم؛ اگر فیلمسازی را به عنوان مسیر انتخاب میکنیم، باید قواعد و آیین سخن گفتن در این رسانه را به خوبی فرا گرفته و پیام خود را در چارچوب آن بیان کنیم.
*شما در بخشی از گفت و گو ها اشاره داشتید که فیلم غوطهور کاملا با حیا به بحران جنسی و همجنسگرایی پرداخته است. در جامعۀ ایران، که این موضوعات بسیار حساس و تابو هستند، چگونه مرز بین «نگاه آسیبشناسانه» و «تخلف از هنجارهای اجتماعی رسمی» را تعریف و در فیلم اجرا کردید؟ آیا نهادهای نظارتی در طول ساخت، نگرانیای از بابت این مرزها داشتند؟

در موضوعاتِ مختلف، هیچ محدودیتی در انتخابِ سوژه نداریم و میتوانیم دربارۀ هر موضوعی سخن بگوییم، کتاب بنویسیم، داستان پردازی کنیم یا فیلم بسازیم. اما آنچه از قرآن یاد گرفتهایم این است که علاوه بر موضوع، «مَنظَر» نیز اهمیت بنیادینی دارد. قرآن هم به ما موضوع میدهد و هم منظر؛ همۀ موضوعات را در بر میگیرد، قصه نقل میکند و با مخاطبان خود سخن میگوید، اما در کنار آن، زاویۀ دیدِ مشخصی نیز ارائه میدهد.
به عنوان نمونه، قرآن داستان حضرت یوسف(ع) را بازگو میکند. در این داستان، به گناه قبیح و بزرگی به اسم «زنا با یک زن شوهردار» اشاره میشود که از گناهان کبیره است و پیامدهای زیانباری به دنبال دارد؛ با این حال، قرآن در نقل این موضوع، هرگز به تحریک شهوت یا ارائهای اروتیک نمیپردازد. علت این امر آن است که اگرچه به این موضوع پرداخته، اما منظر خود را نیز به روشنی مشخص کرده است. داستان از زاویۀ دید حضرت یوسف(ع) روایت میشود، نه از نگاه زلیخا. اگر روایت از منظر زلیخا ارائه میشد، بیتردید به بیانی اروتیک و تحریکآمیز تبدیل میگردید.
بنابراین، ضروری است که دربارۀ چالشهای اجتماعی مرتبط با موضوعات جنسی به خاطر اهمیتشان با هدف حفظ امنیت جامعه گفتوگو کنیم. آری، قطعاً باید این گفتوگو در چارچوب حیا و با حفظ حریمهای اخلاقی انجام پذیرد و این امکان وجود دارد؛ چرا که ما «منظر» خود را از آموزههای الهی گرفتهایم. ما یاد گرفتهایم که خداوند از چه زاویهای به موضوعات نگاه میکند و بر همان اساس، میتوانیم در قالب آن منظر صحبت کنیم. بر این مبنا، در انتخاب موضوعات محدودیتی نداریم، مشروط بر آنکه از الگوی قرآنی پیروی کنیم.
*در بخشی از گفت و گوی خود با رسانه ها تأکید داشتید که فیلم درباره جامعه فعلی است و مسائل آن حتی نسبت به شش ماه قبل متغیر است. کدام نشانههای عینی و ملموس از جامعه امروز ایران را در «غوطهور» گنجاندید که آن را از یک قصه صرفاً جنایی به یک اثر اجتماعیِ اکنونی تبدیل کند؟
فیلم «غوطهور» دربارۀ سبک زندگی است. دغدغۀ اصلی من در ساخت این اثر، پرداختن به ژانر جنایی یا صرفاً ساختن یک فیلم سینمایی نبود؛ مسئلهای که در «غوطهور» مطرح میشود، ریشه در یک سبک زندگی نادرست دارد. چون در صدد آن هستیم که بیان کنیم که شبک زندگی غلط کار را به اینجا می رساند. سبک تربیتی که در آن خانواده حضوری فعال و نظارتگر نداشته باشد، خانوادهای سستبنیاد و بیقاعده که هیچ چارچوب و نظارتی بر فرزند خود ندارد، میتواند به موقعیتهایی منجر شود که برای جامعه خطرناک و آسیبزا است.
در حقیقت، مسئلۀ چالشی و کلیدی فیلم «غوطهور» این است که سبکی از زندگی را به تصویر میکشد که دربارۀ عواقب و پایان کار آن سخن نگفتهایم. این سبک زندگی، که تحت تأثیر زیست ماهوارهها، تکنولوژی، اینترنت و تلفن همراه شکل گرفته، باعث غفلت خانوادهها از فرزندان شده و اهمیت آنان به حداقل رسیده است. این پیامدها را میتوان به وضوح در جامعه مشاهده کرد.

* با توجه به اینکه در صحبت های خود اشاره کردید که فیلم در ژانر جنایی حرکت کرده تا هم جذاب باشد و هم پیامش را منتقل کند. آیا استفاده از قالب جنایی-هیجانی، میتواند از عمق آسیبشناسی اجتماعی بکاهد یا برعکس، آن را برای مخاطب عام قابل هضمتر میکند؟ نگران نبودید که جذابیتهای ژانر، موضوع اصلی را تحتالشعاع قرار دهد؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که ژانر جنایی-هیجانی در واقع ابزاری مؤثر برای جذب مخاطب است. حتی مخاطبی که ممکن است در ابتدا ارتباط حسی یا موضوعی چندانی با محتوا نداشته باشد، از طریق عناصر هیجان و تعلیق درگیر فیلم میشود. چرا که در گام نخست، مخاطب در حال تماشای یک اثر سرگرمکننده است و سینما از این منظر برای او سرگرم کننده است. در اینجا این پرسش مطرح میشود که چقدر ارزشمند است اگر بتوانیم در قالب یک اثر سرگرمکننده، پیامی خداپسندانه و اسلامی ارائه دهیم.
تفاوت فیلمساز مسلمان و غیرمسلمان دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود: یعنی در پرداخت به ایدهها، موضوعات و طرحها.
همانطور که همواره تأکید داشتهام، یک موضوع واحد را میتوان ده فیلمساز با ده نگاه متفاوت ساخت، زیرا هر فیلمساز بر اساس بستر زندگی، رشد فکری، اعتقادات و جهانبینی خود، آن موضوع را بسط و پرداخت میکند و در همین فرآیند بسط دادن است که مرز بین فیلمساز مسلمان و غیرمسلمان مشخص میشود. این مسئلهای کاملاً جدی و تعیینکننده است.
* با توجه به تجربه شخصی از این فیلم،نقش زنان در این بحران اجتماعی را چگونه ترسیم کردهاید؟ آیا آنان قربانیان صرف این شرایط هستند یا کنشگرانی که خود در شکلدادن به بحران نقش دارند؟
در فیلم «غوطهور» و به طور کلی در بسیاری از بحرانهای اجتماعی، زنان و دختران غالباً قربانیان اصلی هستند. فیلم تلاش میکند نشان دهد که علت اصلی این قربانی شدن، نه ذاتِ افراد، بلکه تربیت نادرست، شکاف عمیق عاطفی-شناختی بین والدین و فرزندان و غفلت نظامهای حمایتی است.
این شکاف، یک فاصلهی فیزیکی نیست، بلکه فاصلهای در درک، ارتباط و نظارت است که فضایی آسیبپذیر ایجاد میکند. حتی شخصیت قاتل در فیلم (ماهک) نیز تلاش فیلم این بوده که این شخصیت را قربانی این فیلم نشان دهد و مجرمین هم به عنوان یک قربانی جامعه است که به این وضع افتاده است. این مجرم بدبخت و بیچارهای است که اگر در بستری سالم با حمایت و نظارت خانواده رشد میکرد، سرنوشتش به چنین نقطهی تاریکی نمیرسید. این نگاه، تقبیح فرد را به پسزمینه میبرد و تمرکز را بر مسئولیت سیستم (خانواده، آموزش و پرورش، جامعه) میگذارد.
اشاره ای هم به اردوهای دخترانه (ورزشی یا غیرورزشی) نیز بسیار مهم است. فقدان نظارت کافی، بیتوجهی به حریمها و غفلت از نقش مراقبتی مربیان و مدیران در دوران حساس بلوغ، میتواند زمینهساز آسیبهای جدی باشد. هرچند داستان فیلم سالها پس از یک اتفاق تلخ در نوجوانی روایت میشود، اما به وضوح نشان میدهد که بیمهریِ آن دوران چگونه آیندهی یک فرد و اطرافیانش را برای بلندمدت تحت تأثیر قرار میدهد.

* آیا سینمای ایران میتواند با الهام از نگاه قرآنیِ «هیچ موضعی ذاتا محدودیت ندارد»، جسورتر به مسائل اجتماعی بپردازد و آیا نهادهای دینی این برداشت را تأیید میکنند؟
در مورد سینمای توحیدی در مقایسه با سینمای غیرتوحیدی در کاربرد ابزار سینما که ذاتاً خنثی است، تفاوتش آشکار میشود. در سینمای توحیدی، قهرمان اتصال به امر قدسی دارد و محوریت صرفاً بر انسان یا فرد متمرکز نیست و جایی برای قدرت و لذت ندارد که به عنوان اصل اولیه در سینمایی غیرتوحیدی شناخته می شوند.
در سینمای توحیدی، «قهرمان، کشف حقیقت و رسیدن به آن است» و این از پیروزی ظاهری مهمتر است؛ حتی در بسیاری از موارد ممکن است قهرمان در ظاهر شکست بخورد، اما از آنجا که به حقیقت و حقانیت الله میرسد، در باطن پیروز است.
واقعهی عاشورا نیز گواه همین مسئله است: شکست ظاهری، قهرمانیت و مسیر حقطلبانهی قهرمان را زیر سؤال نمیبرد.
در سینمای توحیدی، خدا محور جهانبینی است و قهرمان نیز توجه خدا دارد. به نظر من، مزیت یک طلبه در فیلمسازی دقیقاً در همین نکته نهفته است که «قهرمانان آثار خداشناس هستند و اعمال غیرخداشناسانه انجام نمیدهند». این نگاه، تمایز بنیادین چنین آثاری را شکل میدهد.
پرداختن به قصههای گوناگون اعم از موضوعات جنسی، اجتماعی یا دیگر چالشها و آسیبها از منظر دینی و با پشتوانهی بینش توحیدی، اثر را بهطور بنیادین متمایز میسازد.










نظر شما