پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۴
ضیافت علوی | کدام مسیرِ حکومت‌داری نجات بخش است: سیاست علوی یا سیاست اموی؟

حوزه/ بررسی تاریخی سیاست علوی و سیاست اموی بر اساس اسناد و خطبه‌های نهج‌البلاغه، تفاوت بنیادین میان اخلاق اصول‌محور و اخلاق مصلحت‌محور را به نمایش می‌گذارد که تأثیرات آن تا به امروز در سیاست‌های معاصر جهان اسلام قابل ردیابی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، ماه مبارک رمضان، فرصت آشنایی با گنجینه‌ای بی‌نظیر از حکمت و بصیرت علوی است. در پرونده ویژه «ضیافت علوی» همراه بخش‌هایی از خطبه‌های نهج‌البلاغه با بیان حجت‌الاسلام والمسلمین محمود لطیفی، کارشناس نهج البلاغه، میهمان سفره‌های افطار شما فرهیختگان خواهیم بود.

ماه مبارک رمضان، فرصت آشنایی با نهج البلاغه؛ سرچشمه حکمت و بصیرت است

گنجینه‌ای بی‌نظیر از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های حضرت علی (ع) است که بلاغت، معرفت، اخلاق و عدالت را در عالی‌ترین سطح به تصویر می‌کشد.

موضوع بحث امروز، مقایسهٔ سیاست علوی (منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام) و سیاست اموی (مربوط به بنی امیه) است.

سرفصل‌های این بحث را با استناد به نهج‌البلاغه و برخی احادیث خدمت عزیزان ارائه می کنیم.

مرحوم شهید صدر (رضوان الله تعالی علیه) در نوشته‌ای با عنوان «اهل البیت (ع) تنوعٌ الادوار و وحدة هدف» اشاره می‌کنند که اهل بیت (علیهمالسلام) در دوران‌های مختلف، با وجود تنوع در روش ها، «وحدت هدف» داشتند. ایشان در اینجا بحث مهمی را مطرح می‌نمایند.

تفاوت اصلی بین سیاست علوی و سیاست اموی

می‌توان این تفاوت را در دو نوع اخلاق سیاسی خلاصه کرد:

سیاست علوی: اخلاق صراحت و صداقت

این سیاست بر پایه راستی، صداقت و شفافیت است. حکومت بر اساس اصول ثابت اخلاقی اداره می‌شود و عدالت و حق‌محوری مبنای همه تصمیم‌هاست. در این روش، منافع عمومی بر مصلحت‌های شخصی یا گروهی ارجحیت دارد.

سیاست اموی: اخلاق بازاری گری و معامله‌گری

این سیاست بیشتر شبیه یک معامله تجاری است. پایه آن بر مصلحت‌اندیشی، فرصت‌طلبی و بده‌بستان استوار است. منافع شخصی یا گروهی محور اصلی تصمیم‌گیری‌هاست و اصول اخلاقی ثابتی وجود ندارد. بر اساس شرایط، مواضع تغییر می‌کند و هدف اصلی حفظ و افزایش قدرت است.

در یک جمله: سیاست علوی به اصول پایبند است حتی اگر به ضررش باشد، اما سیاست اموی به منافع پایبند است حتی اگر اصول را زیر پا بگذارد.

مطالعه تاریخ صدر اسلام، به‌ویژه برخوردها و سیاست‌های حضرت امیر علیه‌السلام در برابر مخالفان در دوره‌های مختلف، می‌توان این دو گونه سیره را به وضوح تصویر و استخراج کرد.

اولین مسئله این است:

هدف از سیاست دینی چیست؟

* گاهی می‌گوییم سیاستمدار، کسی که کار سیاسی انجام می‌دهد هدفش رسیدن به قدرت و مقام است و سپس در کنار آن، کمکی هم به جامعه می‌کند.

* اما آنچه در کلام حضرت امیر علیه‌السلام می‌توان دریافت، نگاهی فراتر است. ایشان در خطبه‌ای می‌فرمایند:

فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ

وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِهِ

پیامبر گرامی اسلام آمد تا بندگان را از بت‌پرستی، صنم‌پرستی و تندیس‌پرستی به عبادت خدای یگانه دعوت کند و «از فرمانبری شیطان به فرمانبری خدا». اساس دین اسلام بر این استوار است.

به تعبیر علامه طباطبایی، در واقع دعوای اصلی پیامبران با مشرکان همین بود؛ مشرکان خدای آسمان‌ها را می‌پذیرفتند، اما خدایی که در زندگی‌شان مدیر، برنامه‌ریز، قانون‌گذار و مطالبه‌گر باشد را تحمل نمی‌کردند.

می‌خواستند که خودشان باشند و سرِ خود باشند؛ هرچه را که به نفع خودشان بود، تصمیم می‌گرفتند و نمی‌خواستند کسی مانعشان شود. لذا می‌گفتند: «خدای آسمان‌ها را قبول داریم، اما خدای رَبّ را، خدایی که ربوبیت کند، مدیر باشد و اداره‌گر را نه». اصلِ مدیریت و اداره را آن بت‌ها انجام می‌دادند، که البته روشن بود آن بت‌ها هم نمایندگان اشراف و طوایف خودشان بودند که این کار را انجام می‌دادند.

این همان اختلاف اساسی است که بین سیاست علوی و سیاست اموی قرار دارد و می‌توان آن را اصل و اساسِ این جدایی دانست.

فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ...

(خداوند محمد (صلی اللّه علیه و آله) را، بحق، به پیامبری مبعوث داشت، تا بندگانش را از پرستش بتان برهاند و به پرستش او وادارد. و از فرمانبرداری شیطان منع کند و به فرمان او آورد. با قرآنی که معانی آن را روشن ساخت و بنیانش را استوار داشت...)

این، یک اساس کلی است. ان‌شالله نمود های این دو سیاست را در بخش‌های مختلف و در خطبه‌های گوناگون نهج‌البلاغه و حتی در شیوه‌های برخورد حضرت امیر علیه‌السلام در آینده خواهیم پرداخت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha