سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۸
پاسخ به ۲ سؤال مهم درباره انقلاب اسلامی

حوزه/ عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در گفت و گویی به ۲ سؤال مهم و اساسی درباره انقلاب اسلامی ایران پرداخت.

حجت الاسلام ابوذر مظاهری مقدم، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه «پیش انقلاب اسلامی، جهان با یک فضای دوقطبی روبرو بود. به نظر شما مهم‌ترین محورهای این تقابل فکری و اجتماعی چه بود و انقلاب چگونه این دوقطبی پیشین را دگرگون کرد؟»، اظهار کرد: پیش از انقلاب اسلامی، جهان به ظاهر یک نظم دوقطبی داشت: شرق سوسیالیستی و غرب سرمایه‌داری. اما در واقع این دو، «یک قطب» بودند که دو چهره متفاوت داشتند و با وجود اختلاف‌های ایدئولوژیک در نفی یک امر بنیادین مشترک بودند؛ امری که نماینده رسمی و مشخصی نداشت و آن «جبهه» دین‌داری، هویت، استقلال و خودباوری ملت‌ها بود. در این نظم حاکم، ملت‌ها نه کنشگر تاریخ، بلکه منفعل تاریخ و موضوع مهار و سلطه بودند و پیشرفت، تنها در چارچوب الگوهایی معنا می‌یافت که از بیرون تحمیل می‌شد.

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: غرب، مدرنیته را معادل عقلانیت و توسعه معرفی می‌کرد و دین را به حاشیه می‌راند؛ شرق نیز با قرائت مادی‌گرایانه خود، جایی برای ایمان، معنا و اراده مستقل ملت‌ها باقی نمی‌گذاشت. حاصل این وضعیت، نوعی مرعوبیت فکری و سیاسی در بسیاری از جوامع ـ از جمله ایران ـ بود؛ وضعیتی که به تضعیف هویت تاریخی و سلب خودباوری می‌انجامید. از این منظر، دوقطبی شرق و غرب بیش از آنکه نزاع دو راه متفاوت باشد، هم‌پیمانی نانوشته‌ای علیه امکان یک «راه سوم» بود.

حجت الاسلام مظاهری مقدم بیان کرد: انقلاب اسلامی، دقیقاً همان «راه سوم» و نماینده همان قطبی بود که شرق و غرب به‌صورت مشترک آن را نفی می‌کردند. شعار «نه شرقی، نه غربی» صرفاً اعلام بی‌طرفی نبود، بلکه نفی کلی آن منطق واحدی بود که می‌کوشید دین و استقلال را از متن تاریخ حذف کند. همان‌گونه که رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم تصریح می‌کنند: «آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌برد، انقلاب اسلامی ایران با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست، کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید، دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصری جدید را اعلام نمود».

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) گفت: انقلاب اسلامی، دین را از حاشیه به متن زندگی و سیاست بازگرداند و نشان داد ایمان موتور تحول تاریخ است ایمان، نه شاهد تاریخ، که محرک آن شد. مردم از عناصر خاموش نظم جهانی به «کنشگران آگاه تاریخ» بدل شدند و مفهوم پیشرفت، به‌جای تقلید، بر پایه استقلال، هویت و معنویت بازتعریف شد. از این منظر، انقلاب اسلامی صرفاً یک رویداد سیاسی نبود، بلکه «گشایش افقی تازه» در تاریخ معاصر بشر بود؛ افقی که هنوز هم برای جهانی فراتر از شرق و غرب، زنده و الهام‌بخش است.

وی در پاسخ به این سؤال که «انقلاب اسلامی، الگوی جدیدی از حکومت دینی (جمهوری اسلامی) را ارائه کرد. این الگو چگونه توانست بین مؤلفه‌های مردمی (جمهوریت) و دینی (اسلامیت) توازن برقرار کند؟»، ادامه داد: انقلاب اسلامی، فقط نظم سیاسی پیشین را فرو نریخت؛ بلکه یکی از بدیهی‌ترین باورهای جهان مدرن را هم به چالش کشید: این باور که «دین» و «اراده مردم» ناسازگار و متعارضند. انقلاب اسلامی، پاسخ خود را نه در تلفیق صوری، بلکه در بازتعریف نسبت دین، مردم و قدرت ارائه کرد. جمهوری اسلامی، نه «جمهوریِ محدودشده با دین» بود و نه «دینِ تقلیل‌یافته به رأی اکثریت». مسئله، توازن دو مؤلفه مستقل نبود؛ بلکه تولد الگویی بود که در آن دین و مردم، یکدیگر را معنادار می‌کنند؛ مردم حامل پیام دین می‌شوند و دین، افق معنای مردم.

حجت الاسلام مظاهری مقدم ابراز کرد: الگوی نظام سیاسی تا آن زمان بین دوگانه دموکراسی سکولار و حکومت‌های غیرمردمی قرار داشت. اما جمهوری اسلامی این دوگانه را شکست. در منطق انقلاب اسلامی مردم فقط ابزار انتخاب نیستند، بلکه حاملان امانت الهی‌اند و دین، صرفاً مجموعه‌ای از احکام نیست، بلکه افق معنا و جهت‌گیری قدرت است. در جمهوری اسلامی، دین جای مردم را نمی‌گیرد و مردم جای دین را اشغال نمی‌کنند. دین، به‌جای آنکه به ابزار توجیه قدرت بدل شود، ضامن اخلاقی و معنوی قدرت می‌ماند؛ و مردم، به‌جای آنکه مصرف‌کننده سیاست باشند، صاحبان و ناظران آن می‌شوند. انتخابات، از این منظر، صرفاً رقابت سیاسی نیست؛ تمرین حضور، مسئولیت‌پذیری و خودآگاهی جمعی است

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: امام خمینی (ره)، با طرح ایده «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد»، دقیقاً به همین منطق اشاره می‌کرد. جمهوریت، شکل اعمال اراده مردم است؛ اسلامیت، چارچوب معنابخش و جهت‌دهنده آن. رأی مردم، نه تزئینی است و نه تشریفاتی؛ اما مطلق هم نیست. این رأی، در افق ارزش‌هایی معنا پیدا می‌کند که انسان را صرفاً موجودی مصرف‌کننده یا رأی‌دهنده نمی‌بیند، بلکه فاعل اخلاقی و مسئول تاریخی می‌داند.

وی یادآور شد: از این منظر، انتخابات در جمهوری اسلامی صرفاً یک سازوکار سیاسی نیست؛ تمرین خودآگاهی جمعی است. همان «خودشناسی»‌ای که امام خمینی بر آن تأکید داشت: بازگشت مردم به فهم نقش خویش در ساختن سرنوشت. جمهوریت، میدان حضور مردم است؛ اسلامیت، معیار انحراف‌ناپذیری این حضور.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha