دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۴
دینداری مسئولانه، لبنان و منطق وحدت ساحات

حوزه/ در منطق عاشورا، آگاهی از ظلم بدون موضع‌گیری در برابر آن، نوعی رضایت ضمنی و کمک به استمرار نظم ظالمانه است. بر اساس مفهوم «وحدت ساحات»، لبنان یکی از گره‌گاه‌های جبهه مقاومت است و دینداری مسئولانه، فهم این پیوستگی و حمایت عملی از مظلوم را اقتضا می‌کند.

خبرگزاری حوزه | در هندسه معرفتی اسلام، دین فراتر از یک نظام باور فردی یا مجموعه‌ای از مناسک عبادی است و این هندسه، به مثابه یک منظومه مسئولیت‌ساز است که نسبت انسان را با حقیقت، عدالت و ظلم در سطح فردی و اجتماعی بازتعریف می‌کند. بر این اساس، ایمان در منطق قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام، هم‌زمان یک امر درونی و یک کنش بیرونی است؛ کنشی که در لحظه مواجهه با ظلم، خود را در قالب موضع نشان می‌دهد، نه صرفاً احساس.

زیارت عاشورا این حقیقت را با صراحتی بنیادین صورت‌بندی می‌کند: «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ». این فراز، یک قاعده معرفت‌شناختی و سیاسی است. در این منطق، آگاهی از ظلم بدون اتخاذ موضع در برابر آن، به معنای بی‌طرفی نیست؛ بلکه به معنای ورود در ساحت رضایت ضمنی است؛ رضایتی که ولو در سطح سکوت و انفعال، به استمرار نظم ظالمانه کمک می‌کند. بنابراین، دینداری بدون حساسیت نسبت به ظلم، از سطح یک ایمان پویا و مسئولانه تنزل یافته و به نوعی ایمان ایستا و غیرکنشگر فروکاسته می‌شود.

در این چارچوب، مفهوم «وحدت ساحات» یک تفسیر راهبردی از وضعیت امت اسلامی ارائه می‌دهد. وحدت ساحات به این معناست که جبهه حق و مقابله آن با باطل، شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته و چندلایه است که در آن، هیچ بحران یا درگیری‌ای کاملاً محلی و منزوی نیست. بر این اساس، مسئله حزب الله لبنان را نمی‌توان در حد یک منازعه جغرافیایی یا سیاسی محدود تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را به‌عنوان یکی از گره‌گاه‌های اصلی تقابل تمدنی میان جبهه مقاومت و نظام سلطه فهم کرد.

در چنین وضعیتی، لبنان صرفاً یک کشور نیست؛ بلکه یک «ساحت» در معماری کلان مقاومت است؛ ساحتی که تضعیف یا تقویت آن، مستقیماً بر توازن کل جبهه اثر می‌گذارد. از این منظر، سیاست فشار، محاصره و جنگ ترکیبی علیه حزب الله لبنان ن یک رخداد منفرد محسوب نمی‌شو و بخشی از یک راهبرد کلان برای شکستن پیوستگی ساحات مقاومت است. دشمن دقیقاً بر همین پیوستگی تمرکز کرده است؛ زیرا می‌داند اگر این شبکه به‌هم‌پیوسته باقی بماند، امکان مهار کامل آن وجود ندارد.

در اینجا، دینداری مسئولانه معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند: فهم پیوند میان ساحات و تبدیل این فهم به کنش. در منطق وحدت ساحات، سکوت در برابر یک ساحت، صرفاً بی‌تفاوتی نسبت به یک جغرافیا نیست؛ بلکه نوعی اختلال در فهم کل نظام حق و باطل است. کسی که نسبت به مسئله لبنان بی‌تفاوت است، در واقع نسبت خود را با کل منظومه مقاومت دچار گسست کرده است.

از این رو، وظیفه مسلمان امروز صرفاً در سطح همدلی عاطفی یا موضع‌گیری لفظی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه به عرصه حمایت واقعی و چندلایه از مظلوم گسترش می‌یابد. این حمایت تنها معنوی یا رسانه‌ای نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های عملی، مادی، اجتماعی و در صورت اقتضا، دفاعی و نظامی را نیز دربرمی‌گیرد؛ از پشتیبانی اقتصادی و امدادی گرفته تا تقویت نهادهای مقاومت، همراهی سیاسی–اجتماعی و حضور فعال در شبکه‌های همبستگی امت اسلامی. در چنین منظری، حمایت از مظلوم یک مسئولیت عینی و قابل تحقق است که باید در رفتار فردی و جمعی مسلمانان به‌صورت واقعی و اثرگذار تجلی پیدا کند.

بنابراین، مسئله لبنان نه یک آزمون ساده سیاسی که آزمون نسبت دینداری با فهم ساختاری از ظلم است. در این آزمون، دینداری یا به سطح کنش مسئولانه ارتقا می‌یابد، یا در حد یک تجربه فردی و بی‌اثر فروکاسته می‌شود. در منطق عاشورا، این دو مسیر مساوی نیستند؛ زیرا در این منطق، سکوت نیز یک انتخاب است، و هر انتخاب، انسان را در یکی از دو سوی تاریخ قرار می‌دهد.

سیده رباب سیدکاظمی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha