خبرگزاری حوزه | سید سعید سیدزاده، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه جشنواره فیلم فجر در ۴۴ سال گذشته چقدر توانسته برای سینمای ایران راهگشا باشد، اظهار کرد: اصلاً ربطی به امسال ندارد و من اساساً سینمای ایران را در راستای انقلاب اسلامی نمیدانم، مگر تک و توک فیلمهایی که توسط دلسوختگان ساخته میشود. این دیدگاه من است و قاطعانه میگویم سینمای ایران نتوانسته در مسیر فرمایشات حضرت امام(ره) و پایهگذاریهای ایشان درباره سینما قدم بردارد. متأسفانه اتفاقات و حرکتهایی رخ داده اما در نهایت مسیر منحرف شده است. امسال البته چند اثر دیدم که تلاشهایی داشتند؛ برای مثال فیلم کوچه را بسیار پسندیدم، اثری صادقانه، شفاف و صمیمی درباره زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی. چنین فیلمهایی هنوز امید را زنده نگه میدارند. اما در جمعبندی کلی بازهم معتقدم سینمای ایران فاصله زیادی با آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی دارد.
وی افزود: علت این وضعیت به سیاستگذاری فرهنگی ما بازمیگردد. عوامل گوناگونی دست به دست هم دادهاند تا امروز چنین شرایطی بهوجود آید. ممکن است بگویند این حرفها تکراری و کلیشهای است، اما من قصد نِق زدن ندارم، بلکه حقیقت را بیان میکنم. مشکل اصلی ما این است که کسانی که عَلَمدار عرصه فرهنگ شدهاند، خودشان فرهنگی نیستند. این افراد اصلاً نمیدانند فرهنگ در چهارچوب جامعه چه وظیفهای دارد؛ فقط میز را میشناسند و حفظ آن را هدف خود میدانند تا از جایگاهشان کنار نروند. اما حقیقت این است که فرهنگ زیرساخت تمام اجزای اجتماع است. وقتی این زیرساخت فهمیده نشود، هیچ عملکرد درستی در اقتصاد، سیاست یا اجتماع شکل نمیگیرد. حضرت آقا بارها فریاد زدهاند که باید نفوذ را درک کنیم. در عرصه فرهنگ و سینما، نفوذ بیگانه بیداد میکند. دوگانگی و سردرگمی در سیاستهای فرهنگی ما آشکار است. اکنون بیگانه است که جریان فرهنگی کشور را پیش میبرد، نه فرزندان روحالله خمینی.
سیدزاده ادامه داد: اگر ما فرمایشات حضرت امام (ره) را چراغ راه قرار میدادیم و بر مبنای نگاه و منویات ایشان حرکت میکردیم، امروز وضعیت فرهنگ اینگونه نبود. متأسفانه به جای حرکت بر محور ولایت، بر اساس امیال شخصی و منافع جناحی پیش رفتهایم. نتیجهاش هم همین شده که فرهنگ امروز نه در خدمت اقتصاد است، نه در خدمت اجتماع، و نه حتی در خدمت سیاست. متأسفانه بسیاری از مسئولین ما اساساً مفهوم فرهنگ را نمیفهمند. سخن گفتن از «مدیریت فرهنگی» میان کسانی رایج شده که از معنای «راهبری فرهنگی» بیخبرند. تنها کسی که در این کشور با گوشت و پوست و استخوان فرهنگ را میشناسد، خود حضرت آقا است. ایشان سالهاست تلاش میکنند تا جامعه فرهنگی کشور نسبت به مفهوم فرهنگ آگاهتر شود و دغدغههایشان را منتقل کردهاند، اما گوش شنوایی نیست. ما متأسفانه نفهمهایی هستیم که فقط ظاهر آدمهای فهیم را به خود گرفتهایم، اما در عمل از مسیر ولایت فاصله گرفتهایم.
فقدان مدیران فرهنگی و بحران هویت در سینما
این تهیهکننده با لحنی انتقادی بیان کرد: مهمترین بحران ما در حوزه فرهنگ، نبود مدیران فهیم فرهنگی است. فرهنگ نیاز به راهبر دارد، نه صرفاً مدیر اداری. کسی که بتواند از جنس جامعه باشد و فهم عمیقی از روح فرهنگ و مردم داشته باشد. اما امروز مطالبه فرهنگی جامعه بهجای اندیشمند، در دستان افراد غیرمتخصص قرار گرفته است. نتیجهاش همین سردرگمیها و بیراهه رفتنها در سینماست. دشمنان در حال حاضر بر فرهنگ ما سوار شدهاند. نه با جنگ سخت، بلکه با فکر و نفوذ فرهنگی. آنها مسیر فرهنگ را جهتدهی میکنند و طبیعی است که تا زمانی که ما غافل باشیم، آسیب از ناحیه فرهنگ خواهیم خورد. اگر امروز در سیاست یا اقتصاد بحران داریم، ریشهاش ناکارآمدی فرهنگی است. فرهنگ، پایه همه حوزههاست و اگر خراب شود، سراسر اجتماع فرو میریزد.
سیدزاده در پاسخ به اینکه آیا جشنواره فجر توانسته در این شرایط نقشی ایفا کند، گفت: جشنواره فیلم فجر در سالهای نخستین شکلگیریاش میتوانست موتور محرک سینمای انقلاب باشد، اما به مرور از مسیرش فاصله گرفت. جشنواره باید ابزاری باشد برای تقویت گفتمان انقلاب، پرورش امید، و بازنمایی الگوی فرهنگی بومی، نه ویترین فانتزی برای چهرهسازی و رقابتهای ظاهری. متأسفانه سیاست جشنواره در سالهای اخیر بیشتر به ظاهر امر پرداخته تا محتوا. نگاه فرهنگی در آن کمتر دیده میشود. وقتی جریانهای غیرمتخصص و وابسته به فضای بیرونی بر تصمیمگیریهای فرهنگی مسلط شوند، انتظار مسیر درست بیهوده است. درحالیکه اگر ارادهای جدی برای بازگشت به ریل اصلی وجود داشت، سینما میتوانست زبان گویای انقلاب و مردم باشد. سینما اگر بخواهد در مسیر انقلاب حرکت کند، باید از مردم آغاز شود و برای مردم سخن بگوید. ما هنوز در تعریف رابطه سینما و جامعه دچار بحران هستیم. یکی از مشکلات اساسی این است که هنرمند ما از توده مردم جدا شده است؛ از درد و دغدغهشان فاصله گرفته. در حالی که سینمای انقلاب باید برآمده از ایمان، اخلاق، و درک عمیق از مردم باشد. در این سالها شاهد بودیم که بسیاری از فیلمها فاقد تقوای هنریاند؛ حتی اگر از منظر تکنیک قوی باشند، وقتی روح در آنها نیست، اثرگذاری ندارند. متأسفانه برخی فیلمسازان به جای آنکه متعهد باشند، صرفاً دنبال شهرت و جوایز هستند. این رویکرد با مسیر انقلاب تفاوت ماهوی دارد.
لزوم بازگشت فرهنگ به دست فرهنگیان متعهد
تهیهکننده «غریب» با تأکید بر اهمیت بازگشت امر فرهنگ به دستان اهل آن اظهار داشت: من امیدوارم روزی برسد که فرهنگ کشور دوباره به دست فرهنگیان واقعی بیفتد، یعنی کسانی که فهم عمیقی از فرهنگ دارند و آن را ابزار قدرت یا نمایش نمیدانند. باید افرادی در رأس امور قرار گیرند که بتوانند فرهنگ را تا منویات امام و رهبری عملی کنند. اساساً تا زمانی که فرهنگ ما دست افراد غیر فرهنگی است، وضع همین است. آنوقت بدیهی است که نتیجه، فاصله با آرمانهای انقلاب باشد. اگر مدیران فرهنگیمان از جنس فرهنگ بودند، امروز وضع اقتصاد و سیاست و اجتماع هم بهتر بود. چون هر بحران اجتماعی، ریشه در فرهنگ دارد.
سیدزاده در انتها با وجود نقد جدیاش، ناامید نیست و گفت: هنوز جریاناتی هستند که صادقانه در این مسیر کار میکنند. همین فیلمهایی که با نگاه دلسوزانه ساخته میشوند، نشان میدهد رگههایی از امید باقی مانده است. اگر این جریانها نبودند، شاید فرهنگ ما دیگر نفسی برای ادامه نداشت. باید بپذیریم که الان در مرحله خطرناک نفوذ فرهنگی هستیم. دشمنان ساختار فکری جامعه را نشانه رفتهاند، و تنها چاره، بازگشت به اندیشه امام و رهبری است. اگر این مسیر را احیا کنیم، قطعاً میتوانیم سینما و فرهنگ را نجات دهیم و انقلاب را به صاحب اصلیاش برسانیم.
انتهای پیام










نظر شما