حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تبیین نحوه بررسی آوردههای تمدنی انقلاب اسلامی اظهار کرد: در ارتباط با آوردههای تمدنی انقلاب اسلامی، به نظر بنده ما میتوانیم به موضوع به دو گونه نگاه کنیم، به دو گونه فکر کنیم و به دو گونه مطالعه بکنیم؛ این شکل از بررسی میتواند برداشت درستی را در اختیار ما قرار دهد.
وی افزود: یک بار ما در پی آوردههای سخت و به تعبیری ساختاری جمهوری اسلامی و قبل از آن انقلاب اسلامی میرویم و بعد دنبال این هستیم که آیا نهادها و ساختارهایی که جمهوری اسلامی به وجود آورده، آیا وزن تمدنی دارند یا ندارند. این یک شروع است و یک گام برای فکر کردن دربارهی آوردههای تمدنی انقلاب و پس از آن جمهوری اسلامی.
این استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه ادامه داد: مثلاً فرض بفرمایید شما در مورد کمیته امداد امام خمینی تأمل کنید، در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما تفکر کنید، در مورد حوزههای علمیه بعد از انقلاب شما فکر میکنید، در مورد رشتههای مختلفی که عملاً به وجود آمده، تأسیس شده و جدیدی از علم عملاً تولید شده؛ اینها کارهایی است که میشود در نگاه تمدنی سنجید و محک زد آوردههای تمدنی خودمان را.
* تمدن و نسبت آن با نظام معانی
وی ادامه داد: یک رویکرد و یک مسیر دیگر در فهم ابعاد تمدنی انقلاب اسلامی، پرداختن به معانی و مفاهیم تمدنی است که این انقلاب و نیز این جمهوری اسلامی با خودش همراه آورد. منظورم از این معانی و مفاهیم، معانی و مفاهیم پایه تمدنی است که از یک تمدن به تمدن دیگر کاملاً تفاوت دارد.
حجت الاسلام والمسلمین بابایی افزود: اندیشمندان تأکید میکنند که مانایی و بقای یک تمدن به مانایی و بقای مفاهیم آن تمدن بستگی دارد، همانطوری که زوال یک تمدن و انحطاط یک تمدن به زوال و انحطاط معانی آن تمدن کاملاً بستگی دارد و بلکه اساساً ظهور یک تمدن به ظهور معانی جدید و سقوط یک تمدن به سقوط معانی و تمدن کاملاً بستگی دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که این نکته مهمی است که برخی از متفکرین، اندیشمندان و محققین در بررسی جهانهای اجتماعی به مقوله جهان معانی و نظام معانی در «نو جهان» تأکید میکنند، افزود: اگر اسلام ظهور کرد، ظهورش به معانی جدید انسانی، اخلاقی و هستیشناختی بود؛ اساساً نظم مفهومی را، نظم معنایی را و نظم هویتی را در جامعه شبهجزیره عربستان دگرگون کرد و عوض کرد.
وی تصریح کرد: انقلاب اسلامی با خودش یک سلسله مفاهیمی را به وجود آورد و یک سلسله و یک مجموعه معانی را طرد کرد؛ همانطوری که سلسلهای از معانی را مطرح کرد، یک سلسله از معانی را کلاً در واقع رد کرد و به نقد کشید و اساساً در حاشیه قرار داد. در تحلیل تمدنی انقلاب اسلامی ما به این ظهور و سقوط معانی، به زوال معانی پیشین و ظهور یک معانی نو و جدید باید فکر بکنیم.
* بازتعریف تمدن، علم و دین در ادبیات انقلاب
حجتالاسلام والمسلمین بابایی گفت: تصوری که ما ا زانقلاب اسلامی داریم، این انقلاب به یک معانی پرداخت که پیش از این، این معانی در مرکزیت و ذهنیت و عقلانیت ایرانیان پیش از این نبود. قبلاً ما در مورد تمدن فکر میکردیم، گفتوگو میکردیم ولی بیشتر منظور ما از تمدن، تجدد غربی یا مدرنیته بود؛ ولی در ادبیات انقلاب اسلامی اساساً تمدن معناش دگرگون شد، از بحث تجدد غربی به تمدن توحیدی، به بحث امت اسلامی، شکلگیری یک نظامواره جدیدی در جهان اسلام، هویت اسلامی با مبانی اسلامی و با ارزشهای عمومی فرهنگی و خدامحور.
وی افزود: در دنیای متجدد همیشه یک افسانهای وجود داشت بر اینکه علم با دین همخوانی ندارد، ولی انقلاب اسلامی اساساً یک دکترینی را به وجود آورد و این افسانهی جمعناپذیری علم و دین را به هم ریخت و توانست از منظر دینی و الهیاتی دامن بزند به رشد علم در جامعهی اسلامی و این کاملاً یک امر نوبر در حقیقت در دنیای سکولار امروز بود.
او ادامه داد: از این دست مفاهیم ما فراوان در حقیقت برای مثال در مردمسالاری دینی خودمان نمونهها دیدیم، در ظهور الگوی جدید از زن مسلمان نمونههایش را دیدیم، در ظهور انسانهای تراز و انسانهای وزین در سطح تمدنی مثل شهید قاسم سلیمانی و مثل بزرگانی از شهدا، بسیار برجسته دیدیم و اینها چیزهایی بودند که هم فراروی انسان معاصر هم معانی جدیدی را خلق کرد و هم تجربههای تازهای به وجود آورد.
* پیچ تاریخی انقلاب و نقد معانی هژمون
این پژوهشگر حوزه تمدن تأکید کرد: این تغییر عقلانیت یک تغییر شگرف و یک تغییر بزرگ و یک پیچ تاریخی و تمدنی در انقلاب اسلامی بود و از طرف دیگر دنیای اسلام و نقطهی عزیمتش و نقطهی عطفش انقلاب اسلامی و رهبران انقلاب، چه حضرت روحالله خمینی و چه مقام معظم رهبری به نوعی از رد و نقد معانی هژمون در جهان پرداختهاند و به دنبال عملی ساختن این آیهی «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی» برآمدند که بتوانند در حقیقت در گام اول پروژهی رهایی از سلطهی تمدن غرب و رهایی از سیطره استعماری را رقم بزنند و راه را برای ایمان بالله و نظام ایمانی و جامعه ایمانی فراهم بکنند.
وی در عین حال تصریح کرد: البته در تجربهی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، افت و خیزهای فراوانی داشتیم و نقطه ضعفهای بزرگی هم وجود داشت، ولی این نقطه ضعفهای بزرگ هرگز به معنای نادیده گرفتن و غفلت از آوردهها و ساختههای بزرگ نبود و نیست.
* غربشناسی انتقادی؛ قرآنبنیان و تجربهمحور
حجتالاسلام والمسلمین بابایی اظهار داشت: آن چیزی که در حقیقت در تجربهی انقلاب اسلامی به وجود آمد و در ادبیات رهبران انقلاب خودش را نشان داد، یک نوع غربشناسی انتقادی از ستیز با استعمار غربی بود، منظورم از این استعمار، استعمار غربی است؛ لایههای علم غربی یا لایههای تمدنی غرب نبوده، چون چه حضرت امام و چه مقام معظم رهبری نسبت به آوردههای علم غربی و آوردههای تمدن همیشه روی خوش نشان دادند، اما در برابر نظام استعماری غربی هم به سختی ایستادند.
وی در ادامه گفت: این غربشناسی انتقادی رهبران ما در تجربه انقلاب و بعد در تجربه جمهوری اسلامی، از حیث ادبیات، خاستگاه، منابع، شیوه و روش متفاوت است از آن غربشناسی که پیش از انقلاب در ادبیات «جلال» و در ادبیات «شادمان» و دیگران مشاهده میکردیم، با این رویکرد تفاوت دارد. این ادبیات در حقیقت قرآنبنیان بود؛ به این معنا که رهبران ما و سپس امت اسلامی در فضای داخلی ملت ایران، غرب را خواندند و در سطوح عالی نظام تجربه کردند و حقیقت و ماهیت آن را شناختند.
حجتالاسلام والمسلمین بابایی افزود: مهمتر از اینها از یک نقطه عزیمت قرآنی، دینی، اسلامی و الهیاتی به نقد غرب پرداختند و به نظر من این نقد قرآنبنیان اصیل و نقد برآمده از تجربه غرب در سطوح عالی، یکی از آوردههای انقلاب اسلامی بود.
* تزلزل در نظم معنایی لیبرال دموکراسی
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگر سخنان خود گفت: اثر انقلاب اسلامی نشان میدهد آنچه امروز در دنیا میبینیم که غرب نظام معانیاش به هم ریخته، با دقت که نگاه میکنیم، آن نظم معنایی و ارزشهای لیبرال دموکراسی که پیشتر سیطره داشت و منطق بسیاری از روشنفکران و دانشگاههای دنیا در برابر آن تمکین میکرد، امروز با تردیدهای بزرگ و شکهای جدی مواجه شده است.
وی ادامه داد: این وضعیت، ثمره مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی با غرب است که در این مسیر، غرب را ناگزیر کرده در نقطه چالش و برخورد، حقیقت و ماهیت خود را آشکار کند و نتواند بیش از این آن را در سایه شعارها و الفاظ پرطمطراق یا سیاستهای ظاهراً مدرن پنهان سازد و روند استعماری خود را ادامه دهد.
حجتالاسلام والمسلمین بابایی در پایان ابراز امیدواری کرد: امیدواریم توفیق بیشتری پیدا کنیم تا تجربه تاریخی دوران خود را از منظر الهیاتی، تاریخ فلسفه تاریخی و جامعهشناسی تمدن با تحلیلهای عمیقتری بررسی کنیم تا در خودیابی و خودشناسی امروز، عمیقتر بیندیشیم و در آینده گامهای درستتر و استوارتری برداریم.
انتهای پیام/










نظر شما